🧵در سوریه چه رخ داد؟ گمانهزنی من:
اول: از زمانی که اسرائیل ساخته شد، سوریه یکی از دشمنان اصلی او بود و تا امروز دشمن او ماند. از نظر ژئوپولیتیکی، اسرائیل یک پروژه قلمروگشایی برای غرب، همشکل پروژه «آمریکا» برای اروپا بود. نام این پروژه: «اسرائیل بزرگ».
اول: از زمانی که اسرائیل ساخته شد، سوریه یکی از دشمنان اصلی او بود و تا امروز دشمن او ماند. از نظر ژئوپولیتیکی، اسرائیل یک پروژه قلمروگشایی برای غرب، همشکل پروژه «آمریکا» برای اروپا بود. نام این پروژه: «اسرائیل بزرگ».
برای موفقیت پروژه، کشورهای همسایه اسرائیل یا باید تسخیر شوند یا به بردگی اسرائیل درآیند. به عنوان مثال کشور اردن که امروز عملا برده اسرائیل است، در سال ۱۹۶۷ با اسرائیل وارد جنگ شده بود.
از بین این کشورها، فقط سوریه ته لیست مانده بود.
از بین این کشورها، فقط سوریه ته لیست مانده بود.
دوم: قتل نصرالله توسط اسرائیل، علاوه بر ضربه روحی به لبنانیهای مخالف اسرائیل، هدف دومی نیز داشت: اسرائیل نشان داد میتواند به کمک بمبهای سنگرشکن آمریکایی، رهبران سیاسی گروههای مخالف خود را بکشد.
ترور رهبران سیاسی خلاف عرف جنگهای مدرن است ولی اسرائیل به هیچ عرفی پایبند نیست.
ترور رهبران سیاسی خلاف عرف جنگهای مدرن است ولی اسرائیل به هیچ عرفی پایبند نیست.
سوم: بشار اسد برخلاف نصرالله هرگز مرد بیترسی نبود. خیلی از کسانی که بر علیه اسرائیل به پا میخیزند از ابتدا میدانند که با جان خودشان بازی میکنند، اما بشار صرفا از خانواده رهبر سیاسی سوریه بود و اصلا قرار نبود رهبر شود. بعد از مرگ اتفاقی برادرش به طور اتفاقی رهبر شد.
چهارم: شایعه قابل باور این بوده که اسرائیل بارها اسد را تهدید به مرگ کرده بود. بعد از نسلکشی فلسطینیان، اسد میدانست همچین اعمال تروریستی برای اسرائیل در سطح بینالملل هیچ هزینهای ندارد. همچنین اسرائیل اثبات کرد که میتواند رهبرانی که در سنگرهای عمیق پنهان شدهاند را ترور کند.
پنجم: اسد با این اوصاف آچمز شده بود. غرب به هیچ وجه ممکن نبود حاضر شود با او عادیسازی کند چرا که سالها در کل خاورمیانه پروپاگاندا ضد اسد پخش کرده بود و حالا عادیسازی کردن منجر به تنفر سوریها از غرب میشد.
از طرف دیگر اگر در مقابل اسرائیل مقاومت میکرد احتمالا کشته میشد و علاقهای برای مردن برای سوریه را نداشت.
معلوم هم نبود بعد از مرگ او سرانجام سوریه چه شود. احتمال زیاد به هر حال همینی که شد میشد.
معلوم هم نبود بعد از مرگ او سرانجام سوریه چه شود. احتمال زیاد به هر حال همینی که شد میشد.
ششم: پناه آوردن به گروه سوم: محور قطر-ترکیه.
برگردیم به دنیای ژئوپولیتیک: در آسیای غربی، دو قدرت وجود دارند که علنی مخالف هماند: ایران و اسرائیل.
اما در این جغرافیا فقط این دو کشور نیستند، کشورهای سوم، متحد آمریکا اند ولی علاقهای به زندگی زیر چکمههای اسرائیل هم ندارند.
برگردیم به دنیای ژئوپولیتیک: در آسیای غربی، دو قدرت وجود دارند که علنی مخالف هماند: ایران و اسرائیل.
اما در این جغرافیا فقط این دو کشور نیستند، کشورهای سوم، متحد آمریکا اند ولی علاقهای به زندگی زیر چکمههای اسرائیل هم ندارند.
اینها پادشاهیهای خلیج و کشور ترکیهاند. برنامه ژئوپولیتکی اینها این است که بدون اینکه وارد هیچ جنگی شوند، صبر کنند ایران با مقابله به تنهایی با اسرائیل ضعیف شود، و هر موقع جا خالی شد، زمین مفتکی تصاحب کنند.
به هر حال بعد از نابودی ایران قرار بر این است که آسیای غربی متعلق به آمریکا و توسط نوچههای او کنترل شود. این که به هر نوچهای چقدر قرار است برسد معلوم نیست، برای همین نوچگان با وجود همدلی با یکدیگر سر علاقه به نابودی ایران، سر اینکه فردای آن هر کس چقدر سهم بگیرد دعوا دارند.
حالا گمانهزنی: حدس من این است که محور قطر-ترکیه، با هماهنگی آمریکا و اسرائیل یک پیشنهاد به اسد داد: اسد زنده میماند به شرطی که سوریه اوکراینیزه (Ukrainized) شود.
اوکراینیزه چیست؟ استفاده آمریکا از نیروهایی که عضو رسمی «غرب» نیستند به عنوان گروه نیابتی برای تضعیف رقبای خود.
اوکراینیزه چیست؟ استفاده آمریکا از نیروهایی که عضو رسمی «غرب» نیستند به عنوان گروه نیابتی برای تضعیف رقبای خود.
بعد از جنگ ویتنام آمریکا متوجه یک ضعف بزرگ در ارتش آمریکا شد و اون غیر قابل اطمینان بودن نیروهای زمینی بود
آمریکا نیرو هوایی و نیروی دریایی بسیار قوی دارد، ولی نیروی زمینی نهایتا جنگ اصلی را میجنگد.
آمریکا متوجه شد نیروی زمینیاش ضعیف است چون مردم آمریکا علاقهای به جنگ ندارند
آمریکا نیرو هوایی و نیروی دریایی بسیار قوی دارد، ولی نیروی زمینی نهایتا جنگ اصلی را میجنگد.
آمریکا متوجه شد نیروی زمینیاش ضعیف است چون مردم آمریکا علاقهای به جنگ ندارند
دقیقا همین مشکل را اسرائیل هم دارد. گرچند مردم اسرائیل علاقه وافر به جنگ دارند، این علاقه صرفا در بُرد بدون مانع خلاصه میشود. مردم اسرائیل خیلی زیادی جوندوستاند و به محض اینکه تلفات یک ذره بالا برود همه چیز به هم میریزد.
به این دلیل، اسرائیل و آمریکا سالهاست مشغول تعویض نیروی زمینی با جایگزین اند. جایگزین اصلی: پهپاد و دیگر وسایل بیسرنشین و در آینده، روباتها.
اما جایگزین دیگری هم از دوران باستان موجود بوده: مردم کشورهای دیگر!
اما جایگزین دیگری هم از دوران باستان موجود بوده: مردم کشورهای دیگر!
طرفداران جنگ اوکراین در آمریکا بارها گفتهاند که بهترین چیز این جنگ این است که روسیه ضعیف شده است بدون اینکه یک سرباز آمریکایی کشته شود!
برای چین هم نهایتا قرار است از مردم تایوان به همین منظور استفاده شود.
برای چین هم نهایتا قرار است از مردم تایوان به همین منظور استفاده شود.
پس اوکراین ایران کجاست؟ گمانهزنی من این است که قرار بوده اوکراین ایران، سوریه باشد. اسرائیل و ترکیه با استفاده از نیروهای تکفیری ایران را ضعیف کند. ایران نیروهای همراه خود از قبیل حشد شعبی و حزبالله و شاید حتی نیروی قدس سپاه را خرج نگاه داشتن سوریه کند.
برای اینکه این نیروها به سوریه کشانده شوند، نیاز است که اوضاع ناجور شود. اگر صرفا به حلب حمله کنند و ارتش سوریه بجنگد، ایران خطر جدیای نمیبیند و نیرویی نمیفرستند. برای اینکه نیروها به سوریه کشیده شوند، با موافقت اسد از بالا دستور عقبنشینی صادر میشود.
این برای اسد یک بازی برد-برد است. نیروهای ایرانی چه ببرند چه ببازند، او هیچ نیرویی استفاده نکرده. اگر بردند که شرایط به حالت قبل خود برمیگردد و اسرائیل خوشنود از ضعیف شدن ایران، اسد را زنده نگاه میدارد به عنوان مهره خود برای برنامههای آینده.
اگر نیروهای ایرانی ببازند، اسد چون مرتبا دستور عقبنشینی صادر کرده نیروهای ارتش خود را حفظ کرده و با محور قطر-ترکیه و خلیجیها معامله میکند که بعد از نابودی ایران سوریه را نگاه دارد. برد-برد!
در این صورت شاید برنامه این بوده که نیروهای تکفیری به دستور ترکیه دمشق را دور بزنند و مسقیما به سراغ ایران بروند. توجه کنید در این سناریو نیروهای عراقی ایران تلف شدهاند و دیگر مانعی بین ایران و تکفیریهای اردوغان نیست.
با از دست دادن حلب، شهری که ۴ سال طول کشید امن شود، ایران غافلگیر شده و بلافاصله نیروهای خود را آماده فرستادن به سوریه میکند. داستان نیروهای ژنرالهای سوری این است که غافلگیر شدهاند چون تکفیریها بسیار مجهزتر از انتظار بودهاند و تصمیم گرفتد عقبنشینی استراتژیک کنند.
ایران از قبل به سوریه اخطار داده بود که حملهای از طرف ادلب ممکن است ولی احتمالا تصاویر نیروهای تکفیری مجهز به سلاح و زرههای تاکتیکی غربی، و چند ویدیو منتشر شده از طرف نیروهای تکفیری نشاندهنده استفاده آنها از پهپادهای پیشرفته، ایران را قانع میکند که نیروهای سوری غافلگیر شدند
این قسمت شبههبرانداز ترین قسمت است برای همین میزان گمانهزنی هم بالاست، یعنی با فرض بر روی فرض سوار است. ژئوپولیتیک را راحتتر میتواند گمانهزنی کرد تا تاکتیک روی زمین.
به هر حال این گمانهزنی من است:
به هر حال این گمانهزنی من است:
احتمالا قرار بر این بوده که ارتش سوریه از حماه دفاع کند تا نیروهای طرفدار ایران برسند، و وقتی رسیدند عقبنشینی استراتژیک کنند.
اما سرعت حمله تکفیریها به حماه خیلی زیاد بود. شاید انتظار داشتند که نیروهای تکفیری چند روزی را صرف ساخت مواضع دفاعی در حلب کنند و سپس به سمت حماه بروند
اما سرعت حمله تکفیریها به حماه خیلی زیاد بود. شاید انتظار داشتند که نیروهای تکفیری چند روزی را صرف ساخت مواضع دفاعی در حلب کنند و سپس به سمت حماه بروند
اما نیروهای تکفیری مست از پیروزی بدون صرف هیچ وقتی در حلب مستقیما به سمت حماه رفتند.
ژنرالهای سوری که از ابتدا قصد جنگیدن نداشتند چون برنامه این نبود، با اکراه دستور عقبنشینی دوباره این بار به حمص را صادر میکنند.
ژنرالهای سوری که از ابتدا قصد جنگیدن نداشتند چون برنامه این نبود، با اکراه دستور عقبنشینی دوباره این بار به حمص را صادر میکنند.
احتمالا این عقبنشینی دوم بوده که بازی را لو میدهد. ایران که از قبل احتمال حمله را اخطار داده بوده به هر حال مشکوک بوده. نیروی هوایی روسیه که مشغول بمباران مواضع نیروهای تکفیری بوده هم احتمالا با دید هوایی متوجه میشه که نیروهای سوری از بمبارانها استفاده تاکتیکی نمیکنند.
اما صرف لو رفتن بازی برای ایران سودی ندارد. برنامهریزان از قبل باید حدس زده باشند که به هر حال، هر بازیای احتمال دارد لو رود.
نقطه قوت این بازی، مخفیکاری نیست، ژئوپولیتیک است: ایران بداند هم که اسد خیانت کرده، مجبور است بجنگد، چون نمیتواند مسیر زمینی به لبنان را از دست بدهد!
نقطه قوت این بازی، مخفیکاری نیست، ژئوپولیتیک است: ایران بداند هم که اسد خیانت کرده، مجبور است بجنگد، چون نمیتواند مسیر زمینی به لبنان را از دست بدهد!
در اینجا، ایران و روسیه هر دو وارد دو دو تا چهارتای ژئوپولیتکی میشوند. خاصیت سوریه برای روسیه، پایگاههای نظامی روسیه است. روسیه حساب میکند که چون دعوای اسرائیل و خلیج با ایران است، احتمالا میتواند پایگاه نظامی خود را حفظ کند، چون فعلا تکفیریها به آن حمله نمیکنند.
به هر حال این باخت بزرگ برای روسیه بوده. استفاده اصلی روسیه از این پایگاههای نظامی این بوده که این سمت تنگه بسفر پایگاه دریایی داشته باشد که اگر ترکیه خواست بسفر را ببندد، آچمز نشود. حالا با وجود نیروهای نیابتی ترکیه در یک قدمی این پایگاهها، این پایگاهها دیگر آنچنان امن نیستند
اما به هر حال روسیه پایگاه هوایی و دریایی دارد و نیروی زمینی آنچنانی ندارد. فقط با نیروی هوایی نمیتوان این پایگاهها را نگاه داشت و روسیه به خاطر جنگ اوکراین نمیتواند نیروی زمینی آنچنانی به سوریه بفرستد.
در نتیجه اگر ارتش سوریه و ایران نجنگند، مجبور است فعلا باخت را قبول کند
در نتیجه اگر ارتش سوریه و ایران نجنگند، مجبور است فعلا باخت را قبول کند
اما ایران چه فکری میکند؟
گزینه ساده این است که مثل قبل، ایران و روسیه اسد را حفظ کنند و ایران یک جوری اسد را راضی کند که میتواند او را زنده نگاه دارد، اما با کشته شدن نصرالله، احتمالا اسد قانع نمیشود و اگر موقعیت جور شود، ممکن است دوباره زرتش درآد.
اسد دیگر قابل اعتماد نیست.
گزینه ساده این است که مثل قبل، ایران و روسیه اسد را حفظ کنند و ایران یک جوری اسد را راضی کند که میتواند او را زنده نگاه دارد، اما با کشته شدن نصرالله، احتمالا اسد قانع نمیشود و اگر موقعیت جور شود، ممکن است دوباره زرتش درآد.
اسد دیگر قابل اعتماد نیست.
گزینه دوم ایران، قمار بزرگ است: ایران دفاع نکند.
توجه کنید هر کشوری برای مواقع اضطراری از قبل برنامهریزی میکند. ایران نیز بعید است که هیچ برنامهای برای از دست دادن سوریه نداشته باشد.
این برنامه چه میتواند باشد؟
توجه کنید هر کشوری برای مواقع اضطراری از قبل برنامهریزی میکند. ایران نیز بعید است که هیچ برنامهای برای از دست دادن سوریه نداشته باشد.
این برنامه چه میتواند باشد؟
یک: ایران حساب میکند که به جای اسد، نیروهای نیابتی شیعه در منطقه احتمالا بیشتر به ایران وفادار خواهند بود. این نیروها در صورت محاصره شدن توسط تکفیریها برای وجود خود میجنگند. احتمالا برنامه بلند مدت ایران در سوریه ساخت نیروی نیابتی مانند حشد شعبی و حزبالله است.
این طور نیروها، ایدئولوژیک هستند و حاضرند برای هدف نابودی اسرائیل جان خود را فدا کنند، و برای همین به راحتی اسد تحت تاثیر بازیهای ژئوپولیتکی یا تهدید به مرگ به ایران خیانت نمیکنند.
احتمالا منظور خامنهای از اینکه «جوانان سوری به پا میخیزند» همین بوده.
احتمالا منظور خامنهای از اینکه «جوانان سوری به پا میخیزند» همین بوده.
اما در کوتاهمدت چه؟ اسرائیل زیاد برایش بلندمدت فعلا مهم نیست چون احساس میکند به زودی پیروزی کامل نصیباش خواهد شد.
از نظر اسرائیل با یک حرکت، حماس و حزبالله و سوریه نابود شدهاند و تنها گروه مقابلاش انصارالله و حشد شعبی است و پس از آن ایران.
از نظر اسرائیل با یک حرکت، حماس و حزبالله و سوریه نابود شدهاند و تنها گروه مقابلاش انصارالله و حشد شعبی است و پس از آن ایران.
در رابطه با انصار الله مشغول معامله با سومالی شمالی (سومالیلند) است احتمالا برای استفاده از مردم سومالیلند به عنوان نیروی زمینی نیابتی برای حمله به یمن و استفاده از نیروی هوایی خود اسرائیل و احتمالا عمارات و عربستان.
سومالیلند سنیاند و پشتیبان اصلیشان امارات است.
سومالیلند سنیاند و پشتیبان اصلیشان امارات است.
برای عراق میتوانند از همین گروههای تکفیری در سوریه استفاده کنند. جناب آقای جولانی از همین حالا اعلام کرده دشمن اصلیاش ایران است و دشمنیای با کس دیگری ندارد.
نیروهای حشد شعبی فعلا مشغول سنگرسازی در عراقاند. به نظر اسرائیل روزهای ایران در حال پایان است.
نیروهای حشد شعبی فعلا مشغول سنگرسازی در عراقاند. به نظر اسرائیل روزهای ایران در حال پایان است.
قمار ایران چیست؟
ایران روی این حساب باز کرده که نیروهای سنی که سوریه را تسخیر کردهاند، بچه خوب و حرفگوشکنی برای رهبر اعظم انقلاب عالیجناب جولانی نخواهند بود.
بعضی به دنبال قلمرو گشایی به سمت شرق تحت کنترل کردها خواهند رفت.
ایران روی این حساب باز کرده که نیروهای سنی که سوریه را تسخیر کردهاند، بچه خوب و حرفگوشکنی برای رهبر اعظم انقلاب عالیجناب جولانی نخواهند بود.
بعضی به دنبال قلمرو گشایی به سمت شرق تحت کنترل کردها خواهند رفت.
بعضی شاید در این شهر و آن شهر برای خودشان دولت درست کنند. یک سری میخواند بروند اینور و آنور شیعه و مسیحی قتل عام کنند. یک سری هوس غارت داراییهای دولت سوریه و غیره.
به عبارت دیگر، ایران امیدوار است که اوضاع سوریه چنان قمر در عقرب شود که جولانی جرأت ترک دمشق را نداشته باشد.
به عبارت دیگر، ایران امیدوار است که اوضاع سوریه چنان قمر در عقرب شود که جولانی جرأت ترک دمشق را نداشته باشد.
سرانجام کردها چه میشود؟
حامی اصلی کردها آمریکا بوده. در چند سال قبل با اسد صلح کرده بودند. حالا سلطان بزرگ عثمانی اردوغان زمینهایشان را برای خود میخواهد
آمریکا و اسرائیل میتوانند از کردها دفاع کنند ولی این برایشان بیمعنی خواهد بود، چرا نیروهای خود را صرف جنگ با ترکیه کنند؟
حامی اصلی کردها آمریکا بوده. در چند سال قبل با اسد صلح کرده بودند. حالا سلطان بزرگ عثمانی اردوغان زمینهایشان را برای خود میخواهد
آمریکا و اسرائیل میتوانند از کردها دفاع کنند ولی این برایشان بیمعنی خواهد بود، چرا نیروهای خود را صرف جنگ با ترکیه کنند؟
ترکیه که سوریه را تقدیم محور اسرائیل-آمریکا کرده، سهم میخواهد. از طرف دیگر، اسرائیل نیز کل سوریه را برای «اسرائیل بزرگ» میخواهد.
برای اینکه همپیمانان اصلی، اسرائیل و ترکیه که جزء ناتو است، ناراحت نشوند، آمریکا میتواند کردها را به حال خود ول کند.
برای اینکه همپیمانان اصلی، اسرائیل و ترکیه که جزء ناتو است، ناراحت نشوند، آمریکا میتواند کردها را به حال خود ول کند.
در این صورت، این امکان هست که کردها از روی ناچاری به ایران پناه ببرند و درخواست کمک کنند.
اما چون کردها بخشی از ایران را متعلق به «کردستان بزرگ» میدانند، به طور باطنی با هیچکدام از نیروهای همسایهشان از جمله ایران سازگاری سیاسی ندارند و برای همین حامیشان همیشه خارجی بوده.
اما چون کردها بخشی از ایران را متعلق به «کردستان بزرگ» میدانند، به طور باطنی با هیچکدام از نیروهای همسایهشان از جمله ایران سازگاری سیاسی ندارند و برای همین حامیشان همیشه خارجی بوده.
آینده کردها از همه نامعلومتر است. آمریکا ممکن است به ترکیه بگوید بشین سر جات و ناراحتی ترکیه را به جان بخرد، یا اینکه ممکن است کردها را ول کند که بمیرند. کردها اگر آمریکا ولشان کند ممکن است با تکفیریها صلح کنند و کوچکترین احتمال ممکن، از ایران کمک بخواهند.
سرانجام حزبالله چه میشود؟
اسرائیل فعلا مشغول ساخت دولت دستنشانده در لبنان به رهبری مسیحیهای طرفدار اسرائیل (فالانژ) است. هدف نهایتا این خواهد بود که برای جنگ با حزبالله، از خود ارتش لبنان به عنوان نیروهای زمینی استفاده شود. این جنگ داخلی بین دولت لبنان و حزبالله خواهد بود.
اسرائیل فعلا مشغول ساخت دولت دستنشانده در لبنان به رهبری مسیحیهای طرفدار اسرائیل (فالانژ) است. هدف نهایتا این خواهد بود که برای جنگ با حزبالله، از خود ارتش لبنان به عنوان نیروهای زمینی استفاده شود. این جنگ داخلی بین دولت لبنان و حزبالله خواهد بود.
ایران برای کمک به حزبالله چند راه حل دارد:
یکی اینکه تسلیحات را مستقیما از مرز دریایی قاچاق کند. ایران این کار را بارها برای انصارالله انجام داده بود، اما برای لبنان این کار خیلی سختتر است چون هم راه طولانیتر است هم لبنان تا کله پر از مامورهای سیا و موساد است.
یکی اینکه تسلیحات را مستقیما از مرز دریایی قاچاق کند. ایران این کار را بارها برای انصارالله انجام داده بود، اما برای لبنان این کار خیلی سختتر است چون هم راه طولانیتر است هم لبنان تا کله پر از مامورهای سیا و موساد است.
گزینه دوم استفاده از پایگاههای نظامی روسیه است. روسیه فعلا پایگاههای نظامی را امن نمیداند و مشغول تخلیه آنها از تجهیزات پیشرفته است.
اگر ایران بتواند یکجوری شیعیان علوی منطقه را قانع کند که از خود دفاع کنند و بتواند نیروی نیابتی علوی در ساحل مدیترانه بسازد، میتواند کمکهای نظامی را اول از ایران به این پایگاههای دریایی و هوایی بفرستد و از آنجا از مرز زمینی به داخل لبنان قاچاق کند.
این به هر حال به هیچ وجه به خوبی مرز قبلی نیست چون مرز قبلی مستقیم به مناطق شیعهنشین متصل بود. این مرز زمینی باید از زمینهای شمال لبنان عبور کند و آنجا ممکن است مسدود شود
فعلا تکفیریها مشغول قتل عام علویها در ساحل هستند که با نسلکشی از پیدایش گروه نیابتی علوی جلوگیری کنند.
فعلا تکفیریها مشغول قتل عام علویها در ساحل هستند که با نسلکشی از پیدایش گروه نیابتی علوی جلوگیری کنند.
باید قبول کنیم حالا که اسرائیل نسلکشی کرد و چیزیش نشد، نسلکشی از این پس جزء ابزارهای اساسی جنگ برای غرب خواهد بود و باید انتظار نسلکشی توسط نیروهای نیابتی غربی رو داشت.
مخصوصا که اینها میتوانند بگویند که کسانی که نسلکشی کردن داعش بودند، تحریر الشام نبودند، به ما چه!
مخصوصا که اینها میتوانند بگویند که کسانی که نسلکشی کردن داعش بودند، تحریر الشام نبودند، به ما چه!
گزینه سوم: دمشق!
ایران شاید بتواند یکی از زیردستهای جولانی را متقاعد کند که اگر به جولانی از پشت خنجر بزند، ایران به او کمک خواهد کرد که به اسرائیل حمله کند و قهرمان اسلام شود، و همچنین بخشهایی از سوریه هم مال او شود.
ایران شاید بتواند یکی از زیردستهای جولانی را متقاعد کند که اگر به جولانی از پشت خنجر بزند، ایران به او کمک خواهد کرد که به اسرائیل حمله کند و قهرمان اسلام شود، و همچنین بخشهایی از سوریه هم مال او شود.
آدمهای جولانی او را پیامبر نمیدانند. جولانی با مشت آهنین شخص اول تکفیریها شده نه به خاطر عشق و علاقه زیردستیهایش به او. وقتی فقط ادلب دست جولانی بود سرکوب مخالفان برایش راحت بود، اما آیا حالا میتواند همچنان همه را حرفگوشکن نگاه دارد؟
اگر ایران بتواند همچین کاری کند، احتملا مرز دمشق دوباره باز خواهد شد.
اسرائیل دقیقا میداند نقطه ضعف تکفیریها این است که میتواند فردا با یک ترور از دوست اسرائیل به دشمن اسرائیل تبدیل بشوند.
دقیقا به همین خاطر همه توانایی عرفی نظامی سوریه رو نابود کرد تو این چند روز.
اسرائیل دقیقا میداند نقطه ضعف تکفیریها این است که میتواند فردا با یک ترور از دوست اسرائیل به دشمن اسرائیل تبدیل بشوند.
دقیقا به همین خاطر همه توانایی عرفی نظامی سوریه رو نابود کرد تو این چند روز.
و در ضمن مشغول پیشروی روی مرز لبنان است که مرز لبنان با سوریه را شخصا ببندد و فردای روز اگر سوریه اونوری شد مرز بسته بماند.
اما همین بمباران و پیشروی بدون مانع اسرائیل در خاک سوریه باعث شده برای خیلی از مسلمانان ضایع بشه که جولانی آدم اسرائیلیهاست.
اما همین بمباران و پیشروی بدون مانع اسرائیل در خاک سوریه باعث شده برای خیلی از مسلمانان ضایع بشه که جولانی آدم اسرائیلیهاست.
همین ضایع شدن باعث میشود ایران راحتتر بتواند نیروی نیابتی ضد جولانی بسازد.
در پادشاهیهای سنی، مردم عادی به شدت از اسرائیل بیزارند اما دولت مرکزی، یک دستگاه امنیتی و اطلاعاتی قدرتمند دارد که از خیزش مردمی علیه دولت جلوگیری کند.
در پادشاهیهای سنی، مردم عادی به شدت از اسرائیل بیزارند اما دولت مرکزی، یک دستگاه امنیتی و اطلاعاتی قدرتمند دارد که از خیزش مردمی علیه دولت جلوگیری کند.
جولانی همچین دستگاه اطلاعاتی ندارد. هیچچیز ندارد. بسیاری از سنیهای طرفدار خودش را قانع کرده بود که پس از اسد، نوبت اسرائیل است.
حالا اگر بگوید گور بابای اسرائیل، برویم ایران، امکان دارد طرفدارانش دو دسته شوند، و ایران بتواند از این استفاده کند.
حالا اگر بگوید گور بابای اسرائیل، برویم ایران، امکان دارد طرفدارانش دو دسته شوند، و ایران بتواند از این استفاده کند.
پس خلاصه ماجرا چه شد؟
ایران دید دو گزینه دارد: یکی اینکه سعی کند اسد را حفظ کند، یا اینکه اسد را ول کند و روی اینکه بتواند از اوضاع قاراشمیش پس از اسد استفاده کند حساب باز کند.
ایران گزینه دوم را انتخاب کرد و فعلا در دام اوکراینیزه شدن سوریه نیفتاده و نیروی خود را حفظ کرده.
ایران دید دو گزینه دارد: یکی اینکه سعی کند اسد را حفظ کند، یا اینکه اسد را ول کند و روی اینکه بتواند از اوضاع قاراشمیش پس از اسد استفاده کند حساب باز کند.
ایران گزینه دوم را انتخاب کرد و فعلا در دام اوکراینیزه شدن سوریه نیفتاده و نیروی خود را حفظ کرده.
حالا محور آمریکا-اسرائیل باید انرژی صرف کنند تا سوریه را یکپارچه در کنترل خود نگاه دارند. سوریه کشوری بزرگ است. ترکیه، کردها، روسیه، ایران، علویها و دیگر اقلیتها، و سنیهایی که تنفر بیشتری از اسرائیل دارند تا از ایران، همه برای محور آمریکا-اسرائیل مشکلاند.
اسرائیل فکر میکند که امروز ایران را کیش و مات کرده، چون به هر حال انتظار نداشت ایران سوریه را ول کند. آمریکا و اسرائیل قطعا حدس زده بودند ایران بخواهد یا نخواهد مجبور خواهد شد در سوریه بجنگد چون اگر نجنگد کیش و مات شده، و حالا که نجنگید کیش و مات شده.
اما ایران مثل آمریکا و اسرائیل فکر نمیکند. برای ایران، اوضاع قاراشمیش همیشه فرصت بوده. حمله آمریکا به عراق جای اینکه یک عراق یکپارچه نوچه آمریکا بسازد، تبدیل به قاراشمیشی برای آمریکا شد که نمیداند چکارش کند.
ایران روی این قمار کرده که اوضاع سوریه نیز قاراشمیش شود.
ایران روی این قمار کرده که اوضاع سوریه نیز قاراشمیش شود.
آمریکا و اسرائیل سعی خواهند کرد با نسلکشی و ایجاد رعب و وحشت، مردم سوریه را خفه نگاه دارند، و اینطور یکپارچگی سوریه به نفع خود را حفظ کند.
از طرف دیگر شایعه است بین اسرائیلیها که اسرائیل مشغول برنامهریزی برای حمله هوایی به سایتهای اتمی ایران در آینده نزدیک است.
از طرف دیگر شایعه است بین اسرائیلیها که اسرائیل مشغول برنامهریزی برای حمله هوایی به سایتهای اتمی ایران در آینده نزدیک است.
ایران قمار بزرگی کرده. اگر درست بازی نکند، ممکن است در چند ماه آینده شاهد فروپاشی ایران باشیم.
اما اگر درست بازی کند، ممکن است این به جای پایان ماجرا، شروعی دوباره برای ایران باشد. بازگشت به خانه اول.
اما اگر درست بازی کند، ممکن است این به جای پایان ماجرا، شروعی دوباره برای ایران باشد. بازگشت به خانه اول.
جاري تحميل الاقتراحات...