صفوی در این نگاه خائن به امت اسلام محسوب می شود؛ این جنس از شیعیان خجالتی با خیال امت یکپارچه اسلامی تحت لوای شعارهای امت گرایانه خلیفه عثمانی روزگار می گذرانند و حسرت چنین جهانی را می خورند.
2
2
بزرگترین زور آزمایی اسلام در برابر اروپای جدید به دست تُرکهای عثمانی یادرست تر بگوییم، به وسیله ارتش قدرتمندشان بهترین محاصره های ممکن درآن عصر انجام گرفت.می توان منصفانه قضاوت کرد که دولتهای اسلامی سریع التوسعه ترین قدرتهای دخیل در امور بین المللی را درقرن۱۶ تشکیل میدادند.
4
4
نه تنها ترکان عثمانی به سوی غرب پیش می راندند بلکه سلسله صفوی ایران نیز از احیای قدرت، مکنت و فرهنگ در سطح بالا به ویژه در عهد سلطنت شاه اسماعیل اول (۱۵۲۴ - ۱۵۰۰) و شاه عباس اول (۱۶۲۹- ۱۵۸۷) برخوردار بود.
5
5
یکی از دلایل ضعف عثمانی، ایران بود. از آن سوی مرزهای امپراتوری عثمانی پادشاهی شیعه ایران تحت فرمان شاه عباس کبیر، کاملا آمادگی داشت تا با دولتهای اروپایی علیه عثمانی متحد شود.
6
6
دلاواله: شاه از من می پرسید: چرا مسیحیان با تُرکها به جنگ نمی پردازند؟ چرا اسپانیا با ترکها وارد جنگ نمی شود؟ آنها باید همان کاری را بکنند که او توسط قزلباشان می کند، یعنی جنگ دائم و پیگیر با عثمانی ها!
8
8
شاه عباس: به طور کلی مسیحیان تمایلی به جنگ با عثمانی ندارند و واقعاً شرم آور است که آنان به دلیل اختلافات داخلی، خود را چنین زبون و ذلیل عثمانی ها کرده اند.
9
9
دلاواله: شاه به فرستادگان غربی در این اواخر بدگمان بود، چرا که آنها به او دروغ گفته و تنها به دنبال منافع خود ویا کشورشان بوده اند.
پ. ن: "سفیر اتریش در قرن ۱۷ گفته بود که: "میان ما و نابودی، تنها ایرانیان قرار گرفته اند! "
10
پ. ن: "سفیر اتریش در قرن ۱۷ گفته بود که: "میان ما و نابودی، تنها ایرانیان قرار گرفته اند! "
10
زیرا او با فرنگی ها متحد بود، اما چون مسیحیان بدون اطلاع قبلی و موافقت او با تُرکها عهد مودت بستند، ناگزیر شد بار جنگ را یک تنه بر دوش بکشد.»
13
13
حتی ریشه ی همکاری مشترک اردوغان و شرکایی که شیعیان را مجوس یا شیعه صفوی خطاب می هم بی ارتباط با جنگ صفوی عثمانی نیست.
16
نزدیک ترین تجربه این شکل از واویلای امتی در دوران معاصر راهم می توان در جنگ سوریه دید. ترکیه و خادمین حرمین شریفین وشرکا در پرتو بیداری اسلامی ودر آستانه غلبه بر اقلیت علوی و یکسره کردن کار خاندان اسدی که سابقه قتل عام اخوانی ها را در کارنامه دارد،ایران را نخود آش می بیند!
19
19
"حافظ اسد، پدر بشار اسد، رئیس جمهور سوریه و سلف او، هزاران اسلامگرای انقلابی را در دهه 1970 و اوایل دهه 80 برای جلوگیری از انقلاب اسلامی در سوریه به ضرب گلوله کشت."
21
21
همیشه هم این ایران است که قدر سخاوتمندی این امت ادعایی را ندانسته است. حتی زمانی هم که صدام با داعیه ی قادسیه به ایران حمله کرد، صدام توسط همین شیوخ، متهم به خیانت به وحدت اسلامی نمی شود، وقتی به کویت حمله می کند، تازه دست به دامن دیگران می شوند.
22
22
23
صفویان برای اولین بار قلمرو واحدی از ایران را ایجاد کردند، کم و بیش مطابق مرزهای کنونی- نه در مناطق متنوع، بلکه قلمرو واحدی با یک حاکم. علیرغم تنوع قومیتی که از آن زمان تاکنون به همین شکل باقی مانده است.
25
25
اگر نگاهی به ایران بیاندازید، در شمال غرب آذربایجانیها هستند، در غرب کُردها، در جنوب قشقاییان و عربزبانهای خوزستان هستند. در جنوبشرقی بلوچها و سپس در شمالشرقی ترکمنها هستند.
26
26
فرهنگ زبان فارسی و روایت شیعی متمایز اسلام به حفظ وحدت توسط صفویان کمک کرد. دومین ویژگی مهمی که تشیع به همراه داشت، تفاوت است: از همه همسایگان: از عثمانی در غرب، از کشورهای آسیای مرکزی در شمال شرقی ، از کشورهای هندی-اسلامی در جنوب شرقی. عملاً همه اینها کشورهای سنی بودند.
27
27
زبان فارسی به عنوان یک زبان کلاسیک، یک زبان ادبی و حتی گاهی اوقات یک زبان دیپلماتیک توسط هر سه همسایه، عثمانی ها، آسیای مرکزی و هندی ها استفاده می شد. اما تفاوت اساسی بین قلمرو سنی و شیعه باقی ماند.
28
28
یکی دیگر از تحولات جالب این دوره، به ویژه در اواخر صفویان و جانشینان آنها، پیدایش مفهوم ایران است. من از اصطلاح Persia یا Persians برای صحبت از سرزمین و مردم آن استفاده میکنم. همانطور که تا همین اواخر در زبانهای غربی مرسوم بود.
29
29
نام ایران باستانی است، اما کاربرد کنونی آن امروزی است. این واژه را ابتدا در کتیبه های پارسی باستان می یابیم. مثلاً در کتیبه داریوش به زبان پارسی باستان خود را پادشاه آریایی ها معرفی می کند. ایران همان کلمه آریایی است.
30
30
نام ایران در اسطورهها و حماسههای سدههای میانه، در شاهنامه و داستان های مربوط به نبرد بزرگ ایران و توران هم باقی مانده است.
31
31
اکنون در منطقه، یک الگوی آشنا دوباره هویدا میشود؛ امروز دوباره منطقه [غرب آسیا] دو قدرت اصلی دارد؛ این بار با نامهای جمهوری اسلامی ایران [به جای ایرانِ صفوی] و جمهوری ترکیه [به جای عثمانی].
32
32
[همانگونه که] در قرن شانزدهم میلادی، دو کشور، دو قدرت رقیب بودند -سلطان عثمانی و شاه صفوی- نسخههای سنی و شیعه از اسلام را نمایندگی میکردند و برای رهبری جهان اسلام میجنگیدند ...
33
33
[باز همانگونه که] یک هزار سال پیش از آن، در قرن ششم میلادی در آن دو کشور، امپراتوری ساسانیان ایران و بیزانسیان در آناتولی [و شام و یونان و بالکان] تمدنها و نگرشهای رقیب در جهان بودند ...
34
34
[و البته] هر دوی بیزانسیها و ساسانیها از اسلام شکست خوردند. هر دوی سلطانهای عثمانی و شاهان صفوی با نیروهایی از بیرون و همینطور از درون قلمروی خود کنار زده شدند.
35
35
امروز هم رقیبان کهن، دو نظام هستند که هر دو با انقلاب بر سر کار آمدهاند؛ هر دو ایدئولوژیهای مشخصی دارند -دموکراسی سکولار در ترکیه و تئوکراسی در ایران- و همانند دورانهای گذشته هیچکدام در برابر دیگری نفوذ ناپذیر نیست.
36
36
در ترکیه شاهد بوده ایم که یک حزب مذهبی در یک انتخابات آزاد، یک پنجم آرا را به دست آورده و نقش مهمی در سیاست ملی ایفا می کند. ما نمی دانیم که چه تعداد از ایرانیان، سکولار دموکراسی را ترجیح می دهند، زیرا در یک حکومت دینی اسلامی آنها مجاز به ابراز این ترجیح نیستند.
37
37
اما از نشانه های مختلف می توان گفت که تعداد آنها ناچیز نیست. مبارزه، در داخل این دو کشور و جاهای دیگر، بین دو نسخه متفاوت از آنچه در ابتدا یک تمدن مشترک [ایرانی_اسلامی] بود، ادامه دارد.سرانجام این کشمکش روشن نیست.
38
38
پ.ن: برخی هم با دیدن کلیدواژه "تمایز با همسایگان"، تصور می کنند عصبیت اسلامی نسخه سنی که خلافت عثمانی را هم به یک ابرامپراتوری تبدیل می کرد، ایران را در شاه نشین مجلس نگه می داشت تا به ما برسد و در امت حل نشود. اشتراکات زبانی تضمین تثبیت هویتی نیست.
39
39
اتفاقا همین حالا هم عده ای از آخوندها به این ایده وفادار هستند و هویت ملی را مانع تشکیل امت واحده می دانند، به همین خاطر دلخوشی از هم از صفوی ندارند. خود را متفاوت جلوه دادن حرکتی انتحاری و ناگزیر برای زنده ماندن هویت ملی ایرانی بود.
40
40
41
جاري تحميل الاقتراحات...