آدورنو
آدورنو

@Adorno_Persian

10 تغريدة 4 قراءة Feb 29, 2024
“من نتیجه تمامی آثاری هستم که خوانده‌ام”
می‌گوید «رویا پنهانگر است و شعر آشکار می‌کند» و از همین‌روست که ادبیات و شعر خطرناکند.
زیرا در حالی‌که فرهنگ تکنولوژی‌زده امروز سعی دارد تا از چند معنایی بکاهد، این رسالت شعر است که با بسط بیشترین معانی برای واژگان، عمق زندگی را حفظ کند/۱
پل ریکور در گفتگو با فیلیپ فراید، در ۱۹۸۲، به خطر ابزاری شدن و تقلیل زبان به یک‌ساحت اشاره می‌کند و می‌گوید این تک الگو شدن زبان به زبان علم و تکنولوژی «خطرناکترین گرایش فرهنگ ماست» که موجب فروکاهش ارتباط انسانی در نازل‌ترین سطح خود و تبدیل زبان و انسان به “ابزار” مهارت می‌شود./۲
در حالی‌که ادبیات و شعر سعی می‌کنند این حقیقت را به ما یادآوری کنند که برخلاف زبان تکنولوژی، رابطه “یک‌به‌یک” میان واژه و معنا وجود ندارد و هر واژه‌ای می‌تواند بیش از یک معنا داشته باشد.
گرچه ممکن است این موضوع موجب بدفهمی هم بشود، اما همین ویژگی سرمنشاء پرمایگی زبان نیز هست./۳
در نگاه ریکور در زبان علمی و فرهنگ برخاسته از تکنولوژی، گرایشی هست که تا حد ممکن از این چند معنایی بکاهد و هر واژه‌ای را تنها در یک معنا تعریف کند.
در حالی‌که، رسالت شعر تلاش برای یافتن بیشترین معانی در واژگان است و همین خواست است که ادبیات و شاعر را “ضرورتا شورشی” می‌کند./۴
به هوسرل ‌و هایدگر ارجاع می‌دهد که معتقد بودند فرهنگ امروز ما دچار کمبود واژگان است و شاعر آن کسی است که با انباشت واژگان، پهنه معنایی آن‌ها را گسترش می‌دهد.
اما گویی در این روزگار نسبت شاعر و مردمان «همچون دو کسی‌ست که دستان‌شان به سوی هم دراز شده، ولی هرگز به‌هم نمی‌رسند»/۵
زیرا ادبیات و شعر علاوه بر تلاش برای بازآفرینی بیان تجربه‌های زیسته انسان‌ها، تجربه‌هایی نظیر عشقی گناه و مرگ، در جنگ با زبان و فرهنگ یکسان کننده تکنولوژیک نیز باید مدام به جایی ژرف‌تر از سطح زبان عامه بروند و درست در همین‌جاست که خواننده ممکن است از درک اهمیت کار آن ناامید شود/۶
زیرا شعر برخلاف تکنولوژی «از گسست میان زبان و چیزها آغاز می‌کند» و زبان را به ابژه تامل خویش بدل می‌سازد.
ادبیات و شعر تلاش می‌کنند تا تجربه‌های از کف رفته را باز یابند و با آزاد کردن زبان از نسبتی که با چیزها و واقعیت دارد، خواننده را تشویق کنند تا «علیه کوته‌بینی خود بجنگد»/۷
ریکور به گادامر و ایده “در هم تنیدگی افق‌ها” اشاره می‌کند که گفته بود ما فقط نمی‌کوشیم تا آنچه را که در شعر است درک کنیم، بل می‌خواهیم تا آن جهانی را بشناسیم که شعر بدان تعلق دارد.
و به این گفته مارسل پروست ارجاع می‌دهد که خواننده هنگامی که کتابی می‌خواند، خواننده خویشتن است./۸
بدین‌سان «من با اثر هنری می‌آموزم که خودم را بخوانم» زیرا من، نتیجه تجربه تمامی آثار هنری، ادبی و فرهنگی‌ای هستم که خوانده‌ام.
زیرا هیچ “من” خود ساخته‌ای پیش از خواندن وجود ندارد و تنها در کنش خواندن است که “من” تازه‌ای آفریده شده و من، خود را می‌یابم.
پل ریکور ۱۱۱ ساله شد!
۹/۹
پ.ن.
پیش‌تر این متن کوتاه را، براساس نگاه ریکور به تاریخ سرکوب و وظیفه بازماندگان درباره خاطره قربانیان، برای عزیزان‌مان که در ماه‌های گذشته، ما را به تن ترک کردند اما به نام همواره زنده‌اند، نوشته بودم که اگر حوصله و فرصت داشتید، شاید خواندنش بی‌فایده نباشد.
ممنون!

جاري تحميل الاقتراحات...