پل ریکور در گفتگو با فیلیپ فراید، در ۱۹۸۲، به خطر ابزاری شدن و تقلیل زبان به یکساحت اشاره میکند و میگوید این تک الگو شدن زبان به زبان علم و تکنولوژی «خطرناکترین گرایش فرهنگ ماست» که موجب فروکاهش ارتباط انسانی در نازلترین سطح خود و تبدیل زبان و انسان به “ابزار” مهارت میشود./۲
در نگاه ریکور در زبان علمی و فرهنگ برخاسته از تکنولوژی، گرایشی هست که تا حد ممکن از این چند معنایی بکاهد و هر واژهای را تنها در یک معنا تعریف کند.
در حالیکه، رسالت شعر تلاش برای یافتن بیشترین معانی در واژگان است و همین خواست است که ادبیات و شاعر را “ضرورتا شورشی” میکند./۴
در حالیکه، رسالت شعر تلاش برای یافتن بیشترین معانی در واژگان است و همین خواست است که ادبیات و شاعر را “ضرورتا شورشی” میکند./۴
زیرا ادبیات و شعر علاوه بر تلاش برای بازآفرینی بیان تجربههای زیسته انسانها، تجربههایی نظیر عشقی گناه و مرگ، در جنگ با زبان و فرهنگ یکسان کننده تکنولوژیک نیز باید مدام به جایی ژرفتر از سطح زبان عامه بروند و درست در همینجاست که خواننده ممکن است از درک اهمیت کار آن ناامید شود/۶
پ.ن.
پیشتر این متن کوتاه را، براساس نگاه ریکور به تاریخ سرکوب و وظیفه بازماندگان درباره خاطره قربانیان، برای عزیزانمان که در ماههای گذشته، ما را به تن ترک کردند اما به نام همواره زندهاند، نوشته بودم که اگر حوصله و فرصت داشتید، شاید خواندنش بیفایده نباشد.
ممنون!
پیشتر این متن کوتاه را، براساس نگاه ریکور به تاریخ سرکوب و وظیفه بازماندگان درباره خاطره قربانیان، برای عزیزانمان که در ماههای گذشته، ما را به تن ترک کردند اما به نام همواره زندهاند، نوشته بودم که اگر حوصله و فرصت داشتید، شاید خواندنش بیفایده نباشد.
ممنون!
جاري تحميل الاقتراحات...