شنیدم شما شیعیان کسی رو دارید که میتونه بهم کمک کنه!
گفتن بله امام زمان عج
گفت چیکار باید بکنم؟من یکروز وقت دارم مرگم حتمیه!
گفتن: میری بازار یک دست لباس تمیز کفش تمیز و خودتو میشوری پاک باشی..
میری قبرستان شیعه ها،اونجا صدا میزنی
یابن الحسن
اونی که فریادرس ما شیعیانه میاد
گفتن بله امام زمان عج
گفت چیکار باید بکنم؟من یکروز وقت دارم مرگم حتمیه!
گفتن: میری بازار یک دست لباس تمیز کفش تمیز و خودتو میشوری پاک باشی..
میری قبرستان شیعه ها،اونجا صدا میزنی
یابن الحسن
اونی که فریادرس ما شیعیانه میاد
مشکلتو میگی کمکت میکنه..
میگفت فردا دیدیم هندو اومد با چشمان گریون،گفتیم دیدی؟ چی شد؟
گفت من رفتم قبرستان ۵ ساعت بدون وقفه یکسره گفتم یابن الحسن.. آخر کار گفتم: نکنه منو قبول نداره که جوابمو نمیده؟
دقت کنید! هندو مطمئنه امام زمانی هست وفریادرس شیعه اس،منکر بودنش نیست!
میگفت فردا دیدیم هندو اومد با چشمان گریون،گفتیم دیدی؟ چی شد؟
گفت من رفتم قبرستان ۵ ساعت بدون وقفه یکسره گفتم یابن الحسن.. آخر کار گفتم: نکنه منو قبول نداره که جوابمو نمیده؟
دقت کنید! هندو مطمئنه امام زمانی هست وفریادرس شیعه اس،منکر بودنش نیست!
میگه لابد من لیاقت ندارم که جوابمو نمیده...
دوباره صدا زدم یابن الحسن..جلوه هایی از نور دیدم اما کسی رو ندیدم،حتی رد سم اسبها رو هم حس میکردم اما حتی اسبش رو همنمیدیدم..
شخصی ازم پرسید:فلانی پسرفلانی چی میخوای؟
گفتم آقایی که اسم من و پدرمو میدونه حتما میدونه برای چی اومدم
دوباره صدا زدم یابن الحسن..جلوه هایی از نور دیدم اما کسی رو ندیدم،حتی رد سم اسبها رو هم حس میکردم اما حتی اسبش رو همنمیدیدم..
شخصی ازم پرسید:فلانی پسرفلانی چی میخوای؟
گفتم آقایی که اسم من و پدرمو میدونه حتما میدونه برای چی اومدم
آقا فرمودن: توی فلان جا فلان کشو مدارک مورد نیازت هست
میگه حس کردم میخان برن گفتم آقا
فرمود: بفرما
گفتم: شما که انقدر آقایی کردی برای ما که مسلمان نبودیم شیعه های شما انقدر گرفتارن توی فقر و بدبختی چرا به دادشون نمیرسید؟
فرمود:کدومشون مثل تو ۵ ساعت اومد صدا زد و شک نکرد؟
میگه حس کردم میخان برن گفتم آقا
فرمود: بفرما
گفتم: شما که انقدر آقایی کردی برای ما که مسلمان نبودیم شیعه های شما انقدر گرفتارن توی فقر و بدبختی چرا به دادشون نمیرسید؟
فرمود:کدومشون مثل تو ۵ ساعت اومد صدا زد و شک نکرد؟
جاري تحميل الاقتراحات...