با انقلاب اکتبر در ١٩١٧، والدین موریس به فرانسه کوچ کنند و در شهر رنس مستقر شدند. موریس نوجوانی آرام بود. او دوست داشت وکیل شود. در بعضی منابع آمده که میخواست شاعر یا بازیگر شود. او از هوش بالایی برخوردار بود و به ١۴ زبان حرف میزد.
عکسهای تیه را در پایان این رشتو میگذارم.
عکسهای تیه را در پایان این رشتو میگذارم.
اما در بیست سالگی اتفاق غریبی در بدن او موریس رخ داد.
پاها، دستها، اعضا صورت و کله او شروع به ورم کردن کردند.
پزشک تشخیص داد که موریس به بیماری آکرومکالی یا درشت پایانکی مبتلا است. این جور مواقع، اعضای بدن و چهره شما، درشت و درشتتر میشود و کاملا بیقواره میشوید.
پاها، دستها، اعضا صورت و کله او شروع به ورم کردن کردند.
پزشک تشخیص داد که موریس به بیماری آکرومکالی یا درشت پایانکی مبتلا است. این جور مواقع، اعضای بدن و چهره شما، درشت و درشتتر میشود و کاملا بیقواره میشوید.
از آن پس، دیگر کسی به موریس جوان را "فرشته" خطاب نمیکرد. او تبدیل به یک هیولا شده بود.
این آغاز ریشخندها و کنایهها بود و موریس ترجیح داد به آمریکا مهاجرت کند. شنیده بود که آنجا کسی کاری به آدمهای بیقواره ندارد.
این آغاز ریشخندها و کنایهها بود و موریس ترجیح داد به آمریکا مهاجرت کند. شنیده بود که آنجا کسی کاری به آدمهای بیقواره ندارد.
در آمریکا، موریس به کشتی کچ روی آورد. چندی بعد محبوب همه شد و مسابقات خود را یکی بعد از دیگری برد. آمریکای مهاجرپذیر به او لقب "فرشته فرانسوی" داد. او چندبار قهرمان جهان شد.
موریس تیه ۴ سپتامبر ۱۹۵۴ در ۵١ سالگی در شیکاگو، بر اثر عارضه قلبی که از عوارض همان بیماری بود، درگذشت.
موریس تیه ۴ سپتامبر ۱۹۵۴ در ۵١ سالگی در شیکاگو، بر اثر عارضه قلبی که از عوارض همان بیماری بود، درگذشت.
جاري تحميل الاقتراحات...