Survivor💎
Survivor💎

@Survivor_2_

25 تغريدة 11 قراءة Oct 15, 2023
رشته توییت ۱
هروقت صحبت از دعوای فلسطین و اسراییل می‌شه، هرکدوم از طرفین به ما می‌گن باید موضوع رو در کانتکس خودش ببینی، و بعد بسته به اینکه کدوم طرفی باشه، شروع می‌کنه تاریخچه ماجرا رو از یک نقطه تاریخی تعریف کردن، مثلا یهودیها ممکنه تا دوره حکومت بابل و حمله کوروش عقب برند، یا
مسلمونها تا زمان عبدالملک مروان و فتح اورشلیم عقب برند.
منتها اگه بنا به این حد عقب رفتن باشه، الان ما هم باید مدعی تمام سرزمینهای تحت سلطه کوروش و داریوش بشیم.
در دنیای مدرن اغلب تا جایی عقب می‌رن که به یک عهدنامه یا قرداد رسمی برسیم، مثلا ما نمی‌تونیم مدعی سرزمینهای شمال ارس
بشیم، چون به قرداد گلستان و ترکمانچای می‌رسیم.
حالا با این پیش فرض بیایم یک مرور سطحی بر تاریخچه اسراییل-فلسطین بکنیم.
برای کسایی که می‌خوان مفصل‌تر بخونند، طبعا منابع زیاده ولی خب ویکیپدیای انگلیسی برای شروع می‌تونه کارتون رو راه بندازه.
خب داستانو از اواخر قرن ۱۹ شروع می‌کنیم
در این زمان سرزمین فلسطین تحت سلطه امپراطوری ترکان عثمانی بود و علاوه بر مسلمین که اکثریت بودند، دروزی‌ها، مسیحی‌ها و یهودیها هم در این سرزمین زندگی می‌کردند.
اما اغلب یهودیهای جهان در شرق اروپا، روسیه و سایر کشورهای اروپایی حضور داشتند.
در نیمه دوم قرن نوزده، یهودیهای ساکن اروپا
و روسیه که دیگه از رفتارهای ضدیهودی هموطنها و دولتهاشون خسته شده بودند کم‌کم شروع می‌کنند به اینکه آقاجون چرا ما خودمون یک کشور نداشته باشیم، این بحث طی ۳۰-۴۰ سال دائم در محافل و مجالسشون مطرح می‌شه تا اینکه بالاخره در سال ۱۸۹۷ اولین کنگره صهیونیستی در سوییس برگزار می‌شه.
قبل از
اینکه داستان رو ادامه بدم، اول ببینیم این صهیون و صهیونیست اصولا چیه؟
در کتاب مقدس یهودیها صهیون نام تپه‌ایه در اورشلیم که معبد مقدس بر روش بنا شده، منتهی در جاهایی هم کل اورشلیم یا کل اسراییل رو بهش صهیون می‌گن.
وقتی کوروش به بابل حمله کرد و یهودیها رو نجات داد، اغلب یهودیها
به اورشلیم برگشتند و یهودیها از این سفر تاریخی با عنوان بازگشت به صهیون یاد می‌کنند و خیلی براشون الهام بخشه.
بنابراین در قرن ۱۹ وقتی یک کنگره برای پایه‌گذاری یک سرزمین یهودی برگزار کردند، از همین ایده استفاده کردند و گفتند ما باید دوباره به صهیون برگردیم، برای همین اسم کنگره هم
شد اولین کنگره صهیونیستی (First Zionist Congress) تو این کنگره تصمیم براین شد که یهودیها کم‌کم شروع کنند برگردند به اورشلیم و سرزمین اسراییل که اون موقع تحت حاکمیت عثمانی بود و شروع کنند به زمین خریدن و مالک شدن.
این روند در اوایل قرن بیستم هم ادامه پیدا کرد به طوری که در
سال ۱۹۱۴ جمعیت یهودیهای فلسطین دو برابر شده بود و به ۶۰ هزار نفر رسید.
این یهودیها که اغلب از اروپای شرقی و روسیه (رقیب امپراطوری عثمانی) می‌اومدند هم باعث نگرانی دولت عثمانی بودند و هم رو اعصاب اعراب فلسطینی.
تاجاییکه قانونی تصویب شد که فروش زمین به خارجیها (ازجمله یهودیها) رو
ممنوع کرد.
جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ شروع شد و عثمانی در کنار آلمان و اتریش-مجارستان قرا گرفت و انگلیس و فرانسه و روسیه هم در جبهه مقابلشون بودند.
اینجا انگلیسها میان با ملک فیصل توافق می‌کنند که اگر فیصل اعراب رو علیه عثمانی بشورونه، بعد از شکست عثمانی، انگلیس با یک دولت مستقل
عربی به پادشاهی فیصل در سرزمینهای عرب‌نشین موافقت کنه.
منتها انگلیسها در کنار این توافق، یک توافق هم با صهیونیستها می‌کنند که به بیانیه Balfour معروفه و طی اون انگلیس حق استقرار یهودیان در سرزمین فلسطین رو بعد از سقوط عثمانی به رسمیت می‌شماره.
داستان همینجوری جلو می‌ره تا اینکه
بالاخره انگلیس و فرانسه به کمک اعراب عثمانی رو شکست می‌دن و ترکها رو به مرزهای ترکیه امروزی محدود می‌کنند.
حالا کلی سرزمین بی‌صاحب که شامل عراق، سوریه، اردن، لبنان، فلسطین، کویت، شبه جزیره عربستان و …می‌شد افتاده بود دست انگلیس و فرانسه.
اینجا انگلیس و فرانسه با هم یک
توافقی می‌کنند که بهش می‌گن قرارداد سایکس-پیکو. طبق این قرارداد عراق و سرزمینهای دوطرف رود اردن که شامل اردن و فلسطین امروزی میشه می‌رسه به انگلیس.
اینجا عربها شاکی می‌شن که حاجی شما توافق کرده بودید که ما یک سرزمین مستقل عربی داشته باشیم، الان رفتید کلش رو بین خودتون تقسیم
کردید؟
انگلیس می‌گه تو آقای منی، توافق تو با من بوده، با فرانسه که نبوده، من می‌تونم از سهم خودم بهت بدم، ولی واسه بقیه‌اش باید بری دم فرانسویها رو ببینی.
ملک فیصل می‌گه جهنم ضرر همون سهم خودتو بده.
انگلیسها می‌گن بیا این عراق مال تو.
فیصل می‌گه زرشک پس اون اردن و فلسطین چی میشه؟
انگلیسها می‌گن دادش دلخور نشی‌ها، اونو قولشو به یهودیها دادم، و زارت بیانیه Balfour رو میزنه رو میز.
فیصل که قشنگ حس می‌کرد پیچوندنش یک چند دور بیانیه رو می‌خونه آخرش می‌گه آقا اینکه می‌گه فلسطین، باشه فلسطینو بده به یهودیها، ولی سمت شرق رود اردن که فلسطین نیست.
انگلیسها یک
چک و چونه‌ای می‌زنند و بالخره قبول می‌کنند.
به این ترتیب در سال ۱۹۱۹ یک قراردادی بین ملک فیصل و رییس سازمان جهانی صهیونیستی World Zionist Organization امضا می‌شه و طبق اون فیصل بیانیه Balfour یعنی حق استقرار یهودیان در فلسطین رو می‌پذیره.
با این حال منطقه فلسطین همچنان در تصرف
دولت انگلیس باقی می‌مونه ولی در کنارش مهاجرت یهودیها به فلسطین دائما بیشتر و بیشتر میشه.
این مهاجرت به دلیل رفتارهای ضدیهودی در اروپا دائما سرعتش زیادتر می‌شد، مثلا در اوکراین ۱۰۰ هزار یهودی در اون سالها کشته شدند، همینطور در سایر کشورهای اروپایی هم وضع یهودیها بهتر نبود.
با روی
کار اومدن نازیها در آلمان که داستان بدتر هم شد.
آژانس یهود از سالها قبل شروع به خریدن زمینهای کشاورزی در فلسطین کرده بود و اونها رو به خود اعراب اجاره می‌داد تا براشون کشاورزی کنند، با ورود این موج بزرگ مهاجرهای یهودی، آژانس یهود شروع به گرفتن زمین از مستاجرهای عربش کرد و اونها
رو به یهودیهای تازه وارد اجاره داد.
این قضیه باعث خشم و عصبانیت بیشتر اعراب شد، چون بعد از چندین سال کار کردن رو زمینشون یهویی بهشون یک حکم تخلیه می‌دادند و عذرشون رو می‌خواستند.
مشکل دیگه اعراب این بود که یهودیها نه به اعراب زمین می‌فروختند، نه اجاره می‌دادند، نه حتی استخدامشون
می‌کردند.
داستان ادامه داشت تا اینکه یکی از مفتی‌های مسلمون به نام حاج محمد امین‌الحسینی شروع کرد مردم رو پر کردن که این یهودیها می‌خوان مسجد‌الاقصی ما رو خراب کنند و اون معبد خودشون رو دوباره بسازند.
مسلمونها که کلا دل پری از یهودیها داشتند همینو بهانه می‌کنند و اولین شورش
اعراب علیه یهودیها شکل می‌گیره.
در پاسخ، یهودیها برای محافظت از خودشون اولین نیروی مسلح رو تشکیل می‌دن که بهش می‌گفتند هِگانا Hagana (به عبری یعنی دفاع)
این درگیریها کم و بیش ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۹۲۹ کشتار Hebron اتفاق افتاد که مسلمونها می‌ریزن تو خونه یهودیها و اموالشونو
غارت می‌کنند و بین ۶۷ تا ۶۹ یهودی هم در این حمله کشته می‌شن.
داستان ادامه داشت تا اینکه جنگ جهانی دوم کم‌کم می‌رفت که شروع بشه.
حاج محمد امین که همچنان شورش مسلمونها علیه یهودیها رو هدایت می‌کرد از سوی دولت انگلیس که رسما حاکم فلسطین بود تحت تعقیب قرار می‌گیره و سرانجام بعد از
تعقیب و گریز پناهنده میشه به آلمان نازی!!
در سال ۱۹۳۷ که این دعوای اعراب و یهودیها دائما بیشتر می‌شد، انگلیس برای اولین بار پیشنهاد تشکیل دو دولت رو روی میز می‌گذاره.
یهودیها پیشنهادو پذیرفتند منتهی اعراب دادن هرگونه زمین به یهودیها رو رد کردند و گفتند فلسطین کلش واس ماس!
بنابراین، انگلیس پیشنهاد یک دولت رو مطرح کرد که طبق اون مهاجرت یهودیها به فلسطین محدود می‌شد و ضمنا محدودیتهایی هم برای یهودیان در خرید زمین از اعراب اعمال می‌شد.
مسلمین این پیشنهاد رو دوست داشتند. پس همین داستان ادامه پیدا کرد تا قضیه هولوکاست و کشتار یهودیان توسط هیتلر آغاز شد.
اینجا بود که یهودیها دوباره مجبور شدند به فلسطین پناهنده بشن، منتها به دلیل محدودیتهای توافق شده، این کار رو به صورت غیر قانونی انجام می‌دادند که خب تنش رو دوباره بیشتر می‌کرد.
تا اینکه جنگ جهانی دوم شروع شد.
بقیه‌اش رو در رشتوی دوم بخونید…

جاري تحميل الاقتراحات...