Ehsan AriaN
Ehsan AriaN

@E_Aria_N

21 تغريدة 8 قراءة Oct 02, 2023
۱- این ادعای نتانیاهو که: "هیتلر خودش نمی‌خواست یهودیان را بکشد و مسلمانان او را ترغیب کردند" البته بیش از اندازه هپروتی وسفید کردن نقش هیتلر و تبرئه کردن نازی هاست، اما بهانه ای شد تا در این رشته نگاهی بیندازم به ازدواج اسلام و نازیسم در بحبوحه جنگ دوم بین الملل!
۲- در ۲۵ جولای ۱۹۴۰، پس از سقوط فرانسه و در آغاز نبرد بریتانیا، اوپنهایم، دیپلمات بازنشسته آلمانی، یادداشتی ۷ صفحه ای را به وزارت خارجه در برلین فرستاد با این استدلال که زمان بسیج کردن مسلمانان و به خدمت گرفتن آنها در ارتش نازی برای ادامه جنگ، فرا رسیده است!
۳- البته، این یادداشت، در رویکرد وزارت خارجه اثر کمی ایجاد کرد، چون مقامات آلمانی در آن زمان علاقه زیادی به خاورمیانه و جهان اسلام نداشتند. هیتلر بر اروپای شرقی متمرکز بود و بطور کلی موضوع بسیج مسلمانان غیر ضروری تلقی شد. اما با گسترش دامنه جنگ به خاورمیانه، این دیدگاه تغییر کرد.
۴- اواخر ۱۹۴۱، با جنگیدن نیروهای آلمانی در شمال آفریقا و پیشروی به سمت خاورمیانه، سیاستگذاران در برلین شروع به بررسی نقش استراتژیک اسلام در ادامه جنگ کردند. در ماه نوامبر، ابرهارد فون اشتهرر، دیگر دیپلمات آلمانی طی یادداشتی تاکید کرد که جهان اسلام بزودی برای جنگ مهم خواهد شد.
۵- اشتهرر که معتقد بود ایدئولوژی نازی‌ها با بسیاری از اصول اسلامی همسو است، ادعا کرد که در جهان اسلام، هیتلر به دلیل مبارزه با یهودیت از موقعیت برجسته‌ای برخوردار است و باید "برنامه اسلامی گسترده"، از جمله بیانیه ای در مورد "نگرش کلی رایش سوم نسبت به اسلام" وجود داشته باشد.
۶- بتدریج مقامات بیشتری در برلین به چنین طرحی علاقمند شدند و آلمان نازی تلاش‌های مهمی برای ترویج اتحاد با جهان اسلام علیه دشمنان مشترک خود انجام داد. این سیاست ابتدا جمعیت شمال آفریقا و خاورمیانه را هدف قرار داد، اما به زودی به سمت مسلمانان بالکان و اتحاد جماهیر شوروی نیز رفت!
۷- در عرض چند ماه، تقریباً تمام بخش‌های رژیم، از وزارت خارجه و وزارت تبلیغات گرفته تا ورماخت و اس‌اس، در تلاش‌ها برای تبلیغ آلمان به عنوان حامی و متحد آزادی‌ بخش جهان اسلام مشارکت کردند. بزرگترین مانع البته برای ایجاد این اتحاد، خلوص تبلیغات نژادپرستانه نازی ها علیه دیگران بود.
۸- از این رو برلین تلاش کرد از هرگونه تبلیغ تبعیض نژادی صریح علیه غیر یهودیان خاورمیانه و بخصوص مسلمانان اجتناب کند و قوانین نورنبرگ ( تصویب شده در ۱۹۳۵، چهار سال قبل از جنگ) که بر مفهوم "خون آلمانی" بنا شده بود، اصلاح شد و مفهوم "خون آلمانی و خویشاوندان" جایگزین بندهای آن شد.
۹- در این اصلاحیه غیر یهودیان اروپا و فرزندان شان در جهان غیر اروپایی، یا خویشاوندان خون آلمانی در نظر گرفته شدند و یا از قوانین تبعیض نژادی معاف شدند! ترکیه به عنوان بخشی از اروپا در نظر گرفته شد و ترک ها جزو اولین ملتی بودند که از قوانین نژادی نورنبرگ توسط نازی ها معاف شدند.
۱۰- پس از آن در بیانیه هایی، ایرانیان، مصری ها، عراقی ها، سوری ها و فلسطینی ها، به عنوان اتباع غیر یهود و غیر اروپایی در نظر گرفته شدند و عنوان شد که با آنها نیز مثل اتباع غیر یهود و غیر بیگانه برخورد خواهد شد! بتدریج مقامات آلمانی بیش از پیش نگران توهین به حساسیت های اعراب شدند.
۱۱- در این زمان والتر گروس (رئیس دفتر سیاست نژادی نازی ها و یک ضد یهود افراطی)، در نامه ای خطاب به رشید عالی گیلانی (نخست وزیر عراق پادشاهی) اعراب را یک نژاد درجه بالا خطاب کرد که دولت نازی به تاریخ پرشکوه و قهرمانانه آنها احترام میگذارد. بله مبارزه علیه یهودیان بود، نه سامی ها!
۱۲- در ۱۹۴۳ وقتی آلمان‌ها به بوسنی و هرزگوین رسیدند، اس اس مسلمانان بالکان را هم یک نژاد درجه بالا و ارزشمند خطاب کرد و چنین شد که اعطای نشان نژادی والا، از سوی نازیها به صغیر و کبیر مسلمانان اعطا شد که تنها یک هدف داشت: اتحاد محور ضد یهود در امتداد اروپا، شاخ آفریقا و خاورميانه.
۱۳- شاید هیملر بیش از همه شیفته قرابت بین نازیسم و ​​اسلام بود. فون هورستناو، ژنرال ورماخت، در یادداشت های روزانه اش نوشته بود که در جریان دیدار هیملر و هیتلر در برلین در فوریه ۱۹۴۳، هیملر با اعلام انزجار از دین مسیحیت ، دین محمدی اسلام را بسیار قابل تحسین و پر افتخار توصیف کرد.
۱۴- شیفتگی هیملر به اسلام، شیفتگی عمیق و از روی شناخت بود! هیملر اسلام را یک ایدئولوژی نظامی/مردانه می‌دانست. بگفته او: "محمد می‌دانست که اکثر مردم به طرز احمقانه ای بزدل اند، بنابراین به هر رزمنده که در میدان جنگ کشته شود ۲ حوری زیبا وعده داد! این زبانیست که یک سرباز میفهمد.
۱۵- وقتی یک سرباز باور کند که در آخرت به این شکل از او استقبال خواهد شد، حاضر است جانش را بدهد و مشتاق رفتن به جنگ خواهد بود و از مرگ نمی ترسد. شما ممکن است این را بدوی بنامید و به آن بخندید، اما این مبتنی بر خرد و بینش عمیق محمد است. یک دین باید اینگونه و به زبان مرد صحبت کند".
۱۶- هیملرِ ذوب شده در اسلام، نقش بسزایی در سفر حاج امین الحسینی (مفتی اعظم و افسانه ای فلسطینی در بیت المقدس) به برلین و دیدار با هیتلر داشت. در این دیدار هیتلر به اندازه هیملر خودش را شیفته اسلام نشان داد و گسترش مسیحیت (بعنوان دین بی حاصل) را نتیجه دگماتیسم یهودیان توصیف کرد.
۱۷- بنظر، هیتلر اسلام را بعنوان یک دین "سامی" درک نمیکرد و دانش امروز ما از ایده‌های اسلامی که در میان نخبگان نازی پخش شد، بیشتر ناشی از خاطرات و شهادت‌های بعد است که باید با احتیاط خوانده شوند. با این وجود، این گزارش‌ها تصویر منسجمی از خط مشی رده بالاها و سران نازی ترسیم می‌کند.
۱۸- در سپتامبر ۱۹۴۳، حزب نازی به صراحت اعلام کرد که اعضایی را که پیروان اسلام اند میپذیرد، و تأکید کرد که از آنجایی که مسیحیان را هم به عنوان عضو نازی می پذیرد، دلیلی برای حذف مسلمانان وجود ندارد. ورماخت هم کتاب راهنمای نظامی Der Islam را برای آموزش نیروهای آلمانی چاپ کرد.
۱۹- این جزوه نحوه رفتار صحیح با نیروهای مسلمان حزب و ارتش و همینطور نوع برخورد با جمعیت مسلمان کشورهای هدف را آموزش میداد. به این ترتیب این بزرگترین بسیج مسلمانان به دست یک نیروی سیاسی/نظامی غیرمسلمانان در تاریخ بود. به گفته هیملر، الله پیشوا را فرستاد برای فتح اروپا و جهان!
۲۰- مجموع تعداد مسلمانانی که برای نازی ها جنگیدند، بسیار و غیر قابل تخمین است. حداقل ۸ واحد نظامی نازی از مسلمانان فقط در شوروی و بالکان شکل گرفتند. رزمندگانی از الجزایر، لیبی، مراکش، مصر، عراق، سوریه، فلسطین، اردن و ... نیز به واحدهای مختلف اس اس در متصرفات نازی ها پیوستند.
۲۱- ادعای کشتار یهودیان به ترغیب مسلمانان، گزافه است. اولا همه جهان اسلام با نازی ها همراه نشدند، ثانیا، یهود ستیزی افراطی نازی ها، پیش از اتحاد استراتژیک با بخشی از مسلمانان، وجود داشت. در زیر کاریکاتورهایی را می‌بینید که در همان سالها در برخی کشورهای عربی علیه نازی ها منتشر شد!

جاري تحميل الاقتراحات...