۱- در مورد پرونده و تقدیر #ابوالقعقاع_السوری به تنهایی میتوان یک کتاب نوشت. مورد او به خوبی نشان میدهد که رژیم های امنیتی چطور از پتانسیل بالقوه آنان که قاعدتا باید دشمنان تشنه به خونش باشند، با نفوذ به تشکیلات جمعی، سیاسی و مذهبی شان، زمین بازی را برای اهداف متنوع خود آماده
۵- کشاندند و یا با ثبت و ضبط اطلاعاتشان، بتدریج شناسایی و به سیاهچاله های رژیم انداختند. شیخ محمود متولد ۱۹۷۳ در شمال حلب، در طایفه ای اصالتا کردی بود. پس از تحصیلات در دانشکده شریعت و اشتغال به تبلیغات مذهبی، به پاکستان رفت و مدرک دکترای وکالت خود را در سال ۲۰۰۱ از دانشگاه کراچی
۶-گرفت. هنوز هم باور بر این ست که او با بورسیه اختصاصی حزب سوسیالیست بعث که برای تربیت مبلغان مذهبی وابسته به حکومت طراحی شده بود به سفر تحصیلی پاکستان رفت. به گفته نزدیکانش در خلال این سفر به عربستان هم سفر کرد و با شخصیت های نه چندان مطرحی که در مدار القاعده میچرخیدند، دیدارهای
۱۲- که ۳ هدف داشت: ۱- تقابل با نظامیان آمریکایی و فرسایشی کردن جنگ در عراق ۲- انتقال خطر و ظرف جهاد به خارج از مرزهای سوریه ۳- شناسایی اجتماعات جهادی برای اقدام عاجل امنیتی در آینده. بر همین اساس فستیوال های جهادی شیخ محمود در حلب به یکباره رونق فراوانی گرفت و شخص محمد حبش و تنی
۱۶-با تروریسم به دولت عراق و آمریکایی ها بفروشد و این آغازی بود به ایجاد سوء ظن به ابی قعقاع در ذهن برخی از پیروانش. در مقابل رژیم نیز در سال ۲۰۰۶ ترتیبی داد که یک گروه مسلح از سوی ابی قعقاع به ساختمان خالی تلویزیون سوریه حمله کنند و از انتشار شایعه ارتباط او رژیم اندکی بکاهند.
۱۷- این حمله نافرجام البته نتوانست چهره مخدوش او را در ذهن پیروانش را تطهیر کند و به یکباره موجی از اتهامات علیه او در رابطه با همکاری با مخابرات شدت گرفت. در این بحبوحه او به یکباره از خطبه خوانی در الصاخور خودداری کرد و چند ماهی از انظار ناپدید شد. در این مدت برخی شیوخ حلب نیز
۲۲- بسیاری از پیروان او نیز که در طی این سالها شناسایی و به ویژه در زندان صیدنایا در بند رژیم بودند، با آغاز انقلاب سوریه در سال ۲۰۱۱، با فرمان عفو عمومی اسد در انتهای ماه می همان سال از زندان ها آزاد شده و بعدا به گروه های جهادی مختلف از جمله النصره در سوریه پیوستند.
پایان/
پایان/
جاري تحميل الاقتراحات...