Ehsan AriaN
Ehsan AriaN

@E_Aria_N

23 تغريدة 9 قراءة Sep 06, 2023
۱- در مورد پرونده و تقدیر #ابوالقعقاع_السوری به تنهایی میتوان یک کتاب نوشت. مورد او به خوبی نشان می‌دهد که رژیم های امنیتی چطور از پتانسیل بالقوه آنان که قاعدتا باید دشمنان تشنه به خونش باشند، با نفوذ به تشکیلات جمعی، سیاسی و مذهبی شان، زمین بازی را برای اهداف متنوع خود آماده
۲- و طراحی می‌کنند. شیخ محمود قول آغاسی، نام اصلی اوست که نوع خاصی از ایدئولوژی جهادی را در ذهن هزاران نفر از جوانان عرب منطقه بذر افشانی کرد و به جهادگر ابوالعلم مشهور شد. از اواخر دهه ۹۰ میلادی، ابی قعقاع همزمان با جابجایی قدرت در سوریه از پدر به پسر، به خاطر خطابه های جهادی در
۳- حلب و حومه نامی برای خودش دست و پا کرده بود. در آن زمان "آرمان فلسطین و دفاع از الاقصی" با آغاز انتفاضه دوم عنوان مهمترین خطابه های جهادی بود که ابی قعقاع هم به واسطه تبحر در خطابه گری و شیوه اقناعی در سخنوری، در مسجد "العلاء الحضرمی" در انتهای محله "الصاخور" حلب، منبرهای پر
۴- شور و شوقی برگزار می‌کرد. پدیده جهادی ابی قعقاع موردی ست که بجهت جزئیات بسیار نادر و شگفت انگیز است و دیگر به زحمت بتوان آن را یک جعبه سیاه تعبیر کرد. افسار او در دستان حزب بعث و مخابرات بود که اجتماعات بزرگی از جوانان عرب را یا به عراق رهسپار کرده و در نقاط جهنمی به کام مرگ
۵- کشاندند و یا با ثبت و ضبط اطلاعاتشان، بتدریج شناسایی و به سیاهچاله های رژیم انداختند. شیخ محمود متولد ۱۹۷۳ در شمال حلب، در طایفه ای اصالتا کردی بود. پس از تحصیلات در دانشکده شریعت و اشتغال به تبلیغات مذهبی، به پاکستان رفت و مدرک دکترای وکالت خود را در سال ۲۰۰۱ از دانشگاه کراچی
۶-گرفت. هنوز هم باور بر این ست که او با بورسیه اختصاصی حزب سوسیالیست بعث که برای تربیت مبلغان مذهبی وابسته به حکومت طراحی شده بود به سفر تحصیلی پاکستان رفت. به گفته نزدیکانش در خلال این سفر به عربستان هم سفر کرد و با شخصیت های نه چندان مطرحی که در مدار القاعده میچرخیدند، دیدارهای
۷- کوتاهی برای جذب پول و حمایت از جهاد در سوریه انجام داد. پس از بازگشت به حلب، همزمان با حملات ایالات متحده به عراق، یک سازمان جهادی و رسانه ای بنام "غرباء الشام" را اداره می‌کرد که عمده فعالیتش، تکثیر نوار سخنرانی های جهادی او بود که پارادایم جهاد از الاقصی را به سوی نظامیان
۸- آمریکایی حاضر در عراق تغییر داده بود و محله محبوب "الصاخور" را به محل عضوگیری جوانان مشتاق به جهاد در عراق تبدیل کرده بود. او فستیوالی جهادی و شبه نظامی در حلب به پا می‌کرد که نامش را "أمريكا: الذئب الجريح" گذاشته بود و با نقاشی کردن بمب های قرمز رنگ در دالان مسجد، به تشویق
۹- جهاد و انتحار در عراق مشغول بود. در اکثر خطابه ها نیز ملبس به لباس افغانی یا لباس شبیه به بن لادن بود و پس از پایان خطابه به همراه جوانان به تمرین های ورزشی و آمادگی بدنی با لباس نظامی مشغول بود. با ایراد اولین خطابه های ضد آمریکایی توسط مخابرات احضار شد و پس از چند ساعت
۱۰- بازجویی آزاد شد. بسیاری این احضار کوتاه و آزادی سریع را آغاز رسمی ورود مخابرات به فعالیت های غرباء الشام در حلب تفسیر می‌کنند. در آن زمان بخشی از سیاست رژیم بعث در مقابله با اسلامگرایی جهادی، زدودن تفکرات جهادی از زندانیان اسلام‌گرا بود که عمدتا در زندانهای صیدنایا، تدمر و
۱۱- فرع فلسطین به سر می‌بردند و طراح اصلی آن "محمد حبش" چهره اسلام شناس و دانشگاهی نزدیک به خانواده اسد و حزب بعث بود. با آغاز حمله آمریکا به عراق وجه دیگری از سیاست حزب بعث در قبال جهادگری نمود پیدا کرد و آن استفاده از ظرفیت جهادگران سوری در مواجه با ایالات متحده در خاک عراق بود
۱۲- که ۳ هدف داشت: ۱- تقابل با نظامیان آمریکایی و فرسایشی کردن جنگ در عراق ۲- انتقال خطر و ظرف جهاد به خارج از مرزهای سوریه ۳- شناسایی اجتماعات جهادی برای اقدام عاجل امنیتی در آینده. بر همین اساس فستیوال های جهادی شیخ محمود در حلب به یکباره رونق فراوانی گرفت و شخص محمد حبش و تنی
۱۳- چند از افسران مخابرات رسما از این فستیوال ها بازدید میکردند. با تاسیس وبسایت و صفحات اجتماعی متعدد بنام غرباء الشام، آوازه او به عراق، اردن، ترکیه و حتی محافل اسلامی در اروپا و آمریکا رسید و منابع مالی بسیاری از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس به سوی دفتر او در مسجد حلب سرازیر
۱۴- شد. از خود عراق نیز جوانان عراقی بسیاری از الرمادی و موصل و صلاح الدین مشتاق دیدار او در حلب شده بودند. ستاره شیخ محمود در آسمان حلب شروع به درخشش گرفت و گردان هایی پی در پی توسط او سازماندهی و برای جهاد به عراق اعزام می‌شدند. منابع مالی آنقدر سرشار بود که پیروان او شروع به
۱۵- پخش آذوقه رایگان به مردم حلب میکردند و رژیم هم مانع نمی شد. در میانه سال ۲۰۰۵ که آمریکا متوجه سرریز شدن جهادگران از مرز سوریه به عراق شد و کم کم انگشت اتهام به سوی دولت اسد گرفته شد، رژیم سعی کرد با آغاز یک تئاتر سیاسی مشخصات چند گردان از پیروان شیخ محمود را با ژست مبارزه
۱۶-با تروریسم به دولت عراق و آمریکایی ها بفروشد و این آغازی بود به ایجاد سوء ظن به ابی قعقاع در ذهن برخی از پیروانش. در مقابل رژیم نیز در سال ۲۰۰۶ ترتیبی داد که یک گروه مسلح از سوی ابی قعقاع به ساختمان خالی تلویزیون سوریه حمله کنند و از انتشار شایعه ارتباط او رژیم اندکی بکاهند.
۱۷- این حمله نافرجام البته نتوانست چهره مخدوش او را در ذهن پیروانش را تطهیر کند و به یکباره موجی از اتهامات علیه او در رابطه با همکاری با مخابرات شدت گرفت. در این بحبوحه او به یکباره از خطبه خوانی در الصاخور خودداری کرد و چند ماهی از انظار ناپدید شد. در این مدت برخی شیوخ حلب نیز
۱۸- فتوای قتلش را به جرم خیانت و همکاری با رژیم صادر کردند. او از محله مردمی الصاخور مهاجرت کرد و به محله اعیان نشین در حومه حلب جدید نقل مکان کرد. پس از این دوره از ناپدید شدن ظاهر او ناگهان تغییر کرد و با کت و شلوار و کراوات در مسجد "الایمان" خطابه هایش را از سر گرفت! گفتمان
۱۹- دینی او نیز تغییر کرده بود و افکار جهادی و سخنان آتشین او جایش را به خطابه های محافظه کارانه و گفتمان رسمی رژیم داد و در ویدئو هایی او با ریش کوتاه، در حالت شبه مست در حال کشیدن قلیان در محافل دیده شد. سرانجام در ۲۸ سپتامبر ۲۰۰۷ او پس خطبه خوانی در مسجد الایمان و هنگام خروج
۲۰- مورد اصابت دو گلوله به سر قرار گرفت و کشته شد. داستان های متفاوتی از تعقیب و گریز ضارب در رسانه و حتی دستگیری او آمده که قابل استناد نیست. برخی پیروان باقی مانده اش به نقش آمریکا و اسرائیل در ترورش پافشاری کردند. رژیم او را قربانی نزاع های درون گروهی اسلامگرایان معرفی کرد،
۲۱- و قابل اتکاترین سناریو اما توسط پیروان پیشین شیخ مطرح شد: رژیم، مستقیم یا غیر مستقیم عامل ترورش بود و یا حداقل از طرح مخالفانش برای کشتن او جلوگیری نکرد. او حامل جعبه سیاه رژیم بود و تبدیل به مهره سوخته شده بود. ظهور و سقوط او در این ۵ سال تنها به سود دولت و مخابرات تمام شد.
۲۲- بسیاری از پیروان او نیز که در طی این سال‌ها شناسایی و به ویژه در زندان صیدنایا در بند رژیم بودند، با آغاز انقلاب سوریه در سال ۲۰۱۱، با فرمان عفو عمومی اسد در انتهای ماه می همان سال از زندان ها آزاد شده و بعدا به گروه های جهادی مختلف از جمله النصره در سوریه پیوستند.
پایان/

جاري تحميل الاقتراحات...