۳- در ملاءعام باشد، موقتا مسئله بیعت را به تعویق انداخت تا حاکم مدینه شرایط آن را مهیا کند. در همین حال شبانه به همراه خانواده (زنان، فرزندان و برادران و خواهران) از مدینه گریخت و به مکه (منزل اقوام پدری) پناهنده شد. حتی همین خروج از مدینه هم صرفا از خوف امنیت و جان صورت گرفت
۴- و آیه ای از قرآن که هنگام خروج از مدینه برای پیروانش خوانده، آیه ایست از روایت فرار موسی از مصر به مدین از خوف جانش.
(فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ)
تا اینجا هیچ کنش و نیتی به جهت قیام مسلحانه برای قبضه حکومت وجود ندارد.
(فَخَرَجَ مِنْها خائِفاً یَتَرَقَّبُ قالَ رَبِّ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ)
تا اینجا هیچ کنش و نیتی به جهت قیام مسلحانه برای قبضه حکومت وجود ندارد.
۸- چون اینان قصد جان مرا دارند و من نگران و هراسان فقط در پی پناهگاهی میگردم بدون اینکه در جایی آسایش یا در دیاری پناهی پیدا کنم! آیا این جملات از روی ناچاری نسبتی با یک ذهنیت آماده برای قیام و تصاحب حکومت به شکل مسلحانه دارد؟
۹- در مورد اتفاقات کوفه و دعوت کوفیان از او نیز ابتدا مسئله حمایت از جان و امنیت حسین و بعد مسئله پیشوایی او مطرح میشود. علت اعزام مسلمبنعقیل به کوفه هم حاوی یک سیاست محافظه کارانه است، نه یک اقدام انقلابی. مسلم به کوفه رفت تا صحت نامه های دریافتی را گزارش کرده و شرایط امنیتی
۱۰- را بررسی کند و اطمینان حاصل کند که تهدیدی در کوفه متوجه حسین و خاندانش نخواهد بود و اصرار هم بر این بود که ماموریت مسلم مخفیانه باشد. حتی در میان راه عزیمت به کوفه وقتی حسین خبر قتل مسلم و هانی را شنید، ابتدا قصد کرد که برگردد و این با فرضیه "تعبد در شهادت" که برخی به هدف
۱۱- توضیح فرضیه قیام و جهاد تا شهادت به کار میبرند، همخوانی ندارد! در مواجهه با حر در محدوده ذوحسم هم وقتی راه پس به سوی مکه و راه پیش به سمت کوفه را بسته میبیند، صراحتا میگوید که قصد جنگ ندارد و اگر راهی به سوی کوفه یا برگشت به مکه نیست، راهی باز کنند که او و خاندانش از عراق
جاري تحميل الاقتراحات...