در مورد مباهله، تقریبا تمام روایات رایج این طور داستان رو شرح میدن که در سال ۹ یا ۱۰ هجری، گروهی مسیحی از اهالی نجران (حوالی یمن) با رسولالله به مباحثه مینشینند تا در مورد اینکه عیسی بنده خداست یا پسر خدا یا بخشی از وجود خدا، به تبادل نظر بپردازند.
بعد از بحث و گفتگوی
بعد از بحث و گفتگوی
فراوان، طرفین قادر به قانع کردن هم نمیشند و رسولالله اونها رو به مباهله دعوت میکنه. مباهله در واقع نوعی دوئل کلامیه!
یعنی طرفین به هم لعن و نفرین میفرستند با این تصور که خدا حرف اونطرفی رو که برحقه گوش میکنه و میزنه طرف مقابل رو شل و پل میکنه.
راویان با افتخار شرح میدن
یعنی طرفین به هم لعن و نفرین میفرستند با این تصور که خدا حرف اونطرفی رو که برحقه گوش میکنه و میزنه طرف مقابل رو شل و پل میکنه.
راویان با افتخار شرح میدن
که در روز مباهله، محمد به همراه فاطمه، علی، حسن و حسین برای این دوئل کلامی حاضر میشه ولی مسیحیان میترسن و بیخیال مباهله میشن
خب حالا اصلا فرض کنیم که مباهله هم انجام میشد، اصولا چه اتفاقی باید میفتاد تا مسلمین قبول کنند که مسیحیان برحقند؟
یعنی مثلا اگه ظرف کمتر از ۱سال رسول
خب حالا اصلا فرض کنیم که مباهله هم انجام میشد، اصولا چه اتفاقی باید میفتاد تا مسلمین قبول کنند که مسیحیان برحقند؟
یعنی مثلا اگه ظرف کمتر از ۱سال رسول
خدا بیماری لاعلاج میگرفت و از دنیا میرفت، چند ماه بعدش، نزدیکترین دوستان پیامبر و یار غارش، دخترش رو لای در میگذاشتند و میکشتند، یا مثلا یکی از متعصبترین پیروانش فرق علی رو با شمشیر زهرآگین میشکافت و یا حسن رو طوری مسموم میکردند که تکهای از جگرش رو بالا بیاره و یا جانشینش
سر حسین رو از بدنش جدا میکرد و بر پیکر بیجانش اسب میتازوند، مسلمین قبول میکردند که پس اون لعن و نفرینها کارگر افتاده؟
در واقع وقتی پیامبر کسی رو نفرین میکرد و اون آدم سالها بعد به مرگ طبیعی میمرد، مسلمین میگفتند آهان این به خاطر نفرین رسولالله بوده، ولی این مرگهای وحشتناک
در واقع وقتی پیامبر کسی رو نفرین میکرد و اون آدم سالها بعد به مرگ طبیعی میمرد، مسلمین میگفتند آهان این به خاطر نفرین رسولالله بوده، ولی این مرگهای وحشتناک
و دردناک رو به حساب لطف خدا و پروردگار میگذارند.
کلا مسلمون باخت نمیده، جهادش اونجور، مباهلهاش هم اینجور(:
کلا مسلمون باخت نمیده، جهادش اونجور، مباهلهاش هم اینجور(:
جاري تحميل الاقتراحات...