Ehsan AriaN
Ehsan AriaN

@E_Aria_N

24 تغريدة 31 قراءة Sep 06, 2023
۱- در این رشته به یکی از مرموز ترین چهره های جنگ سالار سلفی در عراق و سوریه خواهم پرداخت؛ #ابومحمد_الجولانی، رهبر کنونی هئیت تحریر الشام در سوریه! یک جهادی گمنام که از غبار آتش جنگ در عراق و سپس سوریه سربرآورد و با طی مسیری طولانی، پیچیده و رازآلود به یکی از مقتدرترین رهبران
۲- میدانی و شبه نظامی سلفی در خاورمیانه تبدیل شد! هویت واقعی او برای مدتها محل شایعات فراوان بود، حتی در میان نزدیکانش! بسیاری معتقد بودند که نام و هویت واقعی او را تنها برخی رهبران رده بالا در القاعده می‌دانند! امروز اما با فرو نشستن غبار جنگ و تغییر ماهیت او از یک فرمانده جهادی
۳- به رهبریِ سیاسیِ دولتی مصطلح به نجات اسلامی که مرکز استان استان مرزی ادلب در شمال سوریه را کنترل میکند، باعث شد که پژوهشهای مختلفی در مورد هویت و شخصیت او توسط سازمان‌های اطلاعاتی غربی صورت بگیرد. با بررسی سوابقش (سخنرانیها، مواضع و فعالیتها) دیگر نمی توان صرفا نظریات مبتنی
۴- بر رنج و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی( که عامل اصلی ظهور رهبران شورشی هستند) را در مورد وی مصداق گرفت! خودش با علم به اینکه در سیاست ورزی (بر خلاف نظامی گری) نباید اسرار آمیز و مشکوک به نظر رسید در مصاحبه اخیرش با FrontLine در قامت یک دولتمردِ کت و شلوار پوش، سعی کرد با
۵- به اشتراک گذاشتن مختصری از خودش، قدری از پیله رازآلود اطرافش خارج شود (امری که در مورد رهبران جهادی کاملا یک تابو است). نام واقعی او #احمد_الشَرع متولد ۱۹۸۲ در عربستان (ریاض) است. پیشینه اجدادش روستایی، اما خودش در خانواده متوسط شهری بزرگ شد. پدرش حسین الشرع، یک اقتصاددان
۶- متولد ۱۹۴۶ در بلندیهای جولان در سوریه است که عمیقا دلبسته به جنبشهای پان عربیسم و از مریدان جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر بود. با ظهور پان عربیسم در دهه ۶۰ و استیلای احزاب بعث در عراق و سوریه، حسین الشرع از سوریه به عراق کوچید تا در دانشگاه بغداد، اقتصاد بخواند و یک دهه بعد با
۷- آغاز جنبش اصلاحی حافظ اسد به سوریه برگشت و از ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ کارمند وزارت نفت در استان قنیطره بود. با ایجاد شکاف ایدئولوژیک میان رژیم های بعث عراق و سوریه، او به عربستان رفت و در صنعت نفت سعودی مشغول بکار شد و در مدت حضورش در عربستان چند کتاب منتشر کرد که فحوای کلی آنها
۸- بررسی معادلات نفتی و ایجاد امپراتوریهای عربی ثروتمند و توسعه یافته اقتصادی و نظامی بود. نگرش های پان عربیسمی که اوپک، بازار نفت و کنترل اقتصاد انرژی را صرفا مختص به اعراب خاورمیانه می‌دانست. او اواخر سال ۱۹۸۰ دوباره به سوریه برگشت و مشاور صنعت نفت نخست وزیر وقت "محمود الزعبی"
۹- شد تا به درمان اقتصاد بیمار سوریه در حکومت خاندان اسد کمک کند، که گویا بر سر امتناع از امضای قراردادهای غیرقانونی نفتی در دولت زعبی، مورد غضب رژیم قرار گرفت، بنابراین تسویه اداری شد و مدتی باز به عربستان برگشت که جولانی هم در آنجا متولد شد، مجددا به سوریه رجعت کرد و به معامله
۱۰- املاک و اداره سوپرمارکت مشغول شد! از آن زمان خانواده جولانی (اشاره به ریشه آنها در بلندی های جولان) لقب "نازه" به معنای آواره گرفت، چرا که برای امرار معاش در سوریه مداوماً در حال جابجایی بودند. به هر حال کودکی جولانی کودکی آرام و بی مشقتی تصور می‌شود. دوران ابتدایی تحصیلش
۱۱-در مدرسه ای بنام "المزه" در دمشق گذشت، و با توجه به اینکه پدرش زمانی مشاور نخست وزیر و مادرش معلم مدرسه بود، به نسبت همسالانش کودکی آرام، باهوش منظم و البته درون‌گرا بود. اما دوران آرامش او در سنین کودکی و نوجوانی به سرعت جایش را به دوران سرکشی و شرارت در جوانی داد. بخصوص ‌که
۱۲- پس از شکست در یک ماجرای عشقی با دختری علوی (به باور سلفی ها، علوی ها کافر و به باور علوی ها، سلفی ها دشمنان سوریه تلقی میشوند) او بیش از پیش متوجه شکاف های فرقه ای در سوریه شد. با حملات ۱۱ سپتامبر به خاک ایالات متحده توسط القاعده و آغاز موج تحسین این حملات توسط جوانان
۱۳- عرب او نیز تحت تاثیر حوادث آن سالها، اولین نشانه های جهادگری را در خود یافت و به شکل مخفیانه و مرتب در جلسات موعظه جهادی در حومه دمشق( هجیره، سبنه و دروشا) شرکت می‌کرد. با اشغال نظامی عراق توسط آمریکا، اون نیز که از علاقمندان اسامه بن لادن بود، فرصتی یافت تا خودش را از الباقی
۱۴- اعضای خانواده از جمله پدرش متمایز کند. اون پان عربیسمی که پدرش سالها به ترویج آن پرداخته بود را یک ناسیونالیزم احمقانه و شکست خورده تلقی می‌کرد. به همین دلیل او بر خلاف پدرش میخواست در چشم طوفان حوادث باشد. بنابراین بلافاصله با حملات آمریکا، به عراق رفت. بخصوص که دولت اسد نیز
۱۵- در آن سالها به شکلی مخفیانه و مزورانه تسهیل کننده و حامی حضور جهادگران سلفی سوری در خاک عراق و شعله ور کردن جنگ داخلی در این کشور علیه نیروهای آمریکایی بود.جولانی ابتدا به یک گروه جهادی کوچک اما بدنام بنام سرایا المجاهدین در موصل پیوست‌. گروهی که پس از تاسیس القاعده عراق در
۱۶- سال ۲۰۰۴ با زرقاوی بیعت کرد و در عصر داعش هم سرایا المجاهدین به دولت اسلامی پیوست. جولانی البته خیلی زود دستگیر شد و از اواخر ۲۰۰۴ تا اوایل ۲۰۰۸ در بازداشتگاه های مختلف آمریکایی از جمله کمپ بوکا زندانی بود و حتی توانسته بود با یک کارت هویتی جعلی کمیته بازرسی کمپ را متقاعد
۱۷- کند که یک شهروند عراقی الاصل است و ماهیت سوری خودش را مخفی کند. در طول بازداشت در بوکا روابط نزدیکی با جماعت جهادی عراقی پیدا کرد که حالا می‌دانیم بزرگترین فرماندهان و رهبران داعش در همین بوکا یکدیگر را ملاقات کردند. به همین دلیل او ابتدای ۲۰۱۱ پس از آزادی از بوکا به آنها
۱۸- پیوست. اما طولی نکشید که از مارس ۲۰۱۱ انقلاب سوریه علیه حکومت اسد آغاز شد و الجولانی و البغدادی که روابط نزدیکی در بوکا با هم داشتند، فرصت را برای دخالت در سوریه و گسترش جهاد به خارج از مرزهای عراق مغتنم یافتند. جولانی در آگوست ۲۰۱۱ به همراه جمعی کوچک از مجاهدین عراقی و سوری
۱۹- از مرز عراق وارد سوریه شد. آنها فقط با ۶۰ قبضه AK-47 از مرز گذشتند و طبق توافق قبلی با البغدادی، الجولانی در ژانویه ۲۰۱۲ آغاز رسمی جبهه النصره را در سوریه اعلام کرد. البته این اعلام، بدون افشای روابط سازمانی النصره با سران داعش اتفاق افتاد تا جبهه النصره فورا در لیست سیاه
۲۰- آمریکا قرار نگیرد. هرچند النصره از همان ابتدا، مشخصا حامل فرهنگ جهادی القاعده و بن لادن به سوریه بود. از این نقطه تا روزی که به یکباره بخشی از مردم سوریه با شعار "کلنا جبهه النصره" به جولانی پیوستند و بعد آغاز اختلافات و طلاق جولانی از بغدادی و داعش و سودا و رویای تشکیل دولت
۲۱- اسلامی در تمام خاک سوریه با تصور سرنگونی اسد، زمان به سرعت طی شد تا امروز که او به حکمرانی در یک استان مرزی در شمال، بسنده کرده است. جایی که دیگر جهاد گری کلید بقا نیست. سیاست است که تداوم و سقوط او را رقم می‌زند. و حالا او در کسوت سیاست ورزی مجبور است جلوی دوربین بنشیند
۲۲- و اعتقادات جهادی اش علیه آمریکا و اروپا را انکار کند، به نتیجه انتخابات ترکیه چشم بدوزد و البته هر لحظه مهیا باشد تا با ارتش اسد وارد یک نبرد نهایی شود. می‌گویند سوریه، دیر یا زود آبستن آغاز جهنمی دوباره خواهد شد. ممکن است تکه زمین جولانی در ادلب روزی از دست برود. ممکن هم هست
۲۳- که رویایی که روزگاری با جبهه النصره در سر داشت به دست تقدیر حاصل شود. آنچه می‌دانیم او در حال حاضر یک سیاستمدار محافظه کار است، نه یک جهادگر افراطی! او امروز می‌خواهد عادی جلوه کند و با ژست میانه روی از هرآنچه از القاعده، داعش و النصره در دل دارد، مبری شود و همزمان چشم انتظار
۲۴- روزنه ایست تا دوباره با ردای سیاه جهاد رویای اهتزاز پرچم یک دولت اسلامی را در دمشق و حیاط کاخ مهاجرین ببیند. در این سال‌ها بارها شایعه مرگ او در پی حملات هوایی آمریکا به ادلب منتشر و تکذیب شده است. میان رویاها و گذشته جولانی و سرنوشت و آینده او، زمان قضاوت خواهد کرد!
"پایان"

جاري تحميل الاقتراحات...