۱- در این رشته به یکی از مرموز ترین چهره های جنگ سالار سلفی در عراق و سوریه خواهم پرداخت؛ #ابومحمد_الجولانی، رهبر کنونی هئیت تحریر الشام در سوریه! یک جهادی گمنام که از غبار آتش جنگ در عراق و سپس سوریه سربرآورد و با طی مسیری طولانی، پیچیده و رازآلود به یکی از مقتدرترین رهبران
۲- میدانی و شبه نظامی سلفی در خاورمیانه تبدیل شد! هویت واقعی او برای مدتها محل شایعات فراوان بود، حتی در میان نزدیکانش! بسیاری معتقد بودند که نام و هویت واقعی او را تنها برخی رهبران رده بالا در القاعده میدانند! امروز اما با فرو نشستن غبار جنگ و تغییر ماهیت او از یک فرمانده جهادی
۳- به رهبریِ سیاسیِ دولتی مصطلح به نجات اسلامی که مرکز استان استان مرزی ادلب در شمال سوریه را کنترل میکند، باعث شد که پژوهشهای مختلفی در مورد هویت و شخصیت او توسط سازمانهای اطلاعاتی غربی صورت بگیرد. با بررسی سوابقش (سخنرانیها، مواضع و فعالیتها) دیگر نمی توان صرفا نظریات مبتنی
۵- به اشتراک گذاشتن مختصری از خودش، قدری از پیله رازآلود اطرافش خارج شود (امری که در مورد رهبران جهادی کاملا یک تابو است). نام واقعی او #احمد_الشَرع متولد ۱۹۸۲ در عربستان (ریاض) است. پیشینه اجدادش روستایی، اما خودش در خانواده متوسط شهری بزرگ شد. پدرش حسین الشرع، یک اقتصاددان
۶- متولد ۱۹۴۶ در بلندیهای جولان در سوریه است که عمیقا دلبسته به جنبشهای پان عربیسم و از مریدان جمال عبدالناصر رئیس جمهور مصر بود. با ظهور پان عربیسم در دهه ۶۰ و استیلای احزاب بعث در عراق و سوریه، حسین الشرع از سوریه به عراق کوچید تا در دانشگاه بغداد، اقتصاد بخواند و یک دهه بعد با
۷- آغاز جنبش اصلاحی حافظ اسد به سوریه برگشت و از ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ کارمند وزارت نفت در استان قنیطره بود. با ایجاد شکاف ایدئولوژیک میان رژیم های بعث عراق و سوریه، او به عربستان رفت و در صنعت نفت سعودی مشغول بکار شد و در مدت حضورش در عربستان چند کتاب منتشر کرد که فحوای کلی آنها
۱۰- املاک و اداره سوپرمارکت مشغول شد! از آن زمان خانواده جولانی (اشاره به ریشه آنها در بلندی های جولان) لقب "نازه" به معنای آواره گرفت، چرا که برای امرار معاش در سوریه مداوماً در حال جابجایی بودند. به هر حال کودکی جولانی کودکی آرام و بی مشقتی تصور میشود. دوران ابتدایی تحصیلش
۱۱-در مدرسه ای بنام "المزه" در دمشق گذشت، و با توجه به اینکه پدرش زمانی مشاور نخست وزیر و مادرش معلم مدرسه بود، به نسبت همسالانش کودکی آرام، باهوش منظم و البته درونگرا بود. اما دوران آرامش او در سنین کودکی و نوجوانی به سرعت جایش را به دوران سرکشی و شرارت در جوانی داد. بخصوص که
۱۲- پس از شکست در یک ماجرای عشقی با دختری علوی (به باور سلفی ها، علوی ها کافر و به باور علوی ها، سلفی ها دشمنان سوریه تلقی میشوند) او بیش از پیش متوجه شکاف های فرقه ای در سوریه شد. با حملات ۱۱ سپتامبر به خاک ایالات متحده توسط القاعده و آغاز موج تحسین این حملات توسط جوانان
۱۴- اعضای خانواده از جمله پدرش متمایز کند. اون پان عربیسمی که پدرش سالها به ترویج آن پرداخته بود را یک ناسیونالیزم احمقانه و شکست خورده تلقی میکرد. به همین دلیل او بر خلاف پدرش میخواست در چشم طوفان حوادث باشد. بنابراین بلافاصله با حملات آمریکا، به عراق رفت. بخصوص که دولت اسد نیز
۱۵- در آن سالها به شکلی مخفیانه و مزورانه تسهیل کننده و حامی حضور جهادگران سلفی سوری در خاک عراق و شعله ور کردن جنگ داخلی در این کشور علیه نیروهای آمریکایی بود.جولانی ابتدا به یک گروه جهادی کوچک اما بدنام بنام سرایا المجاهدین در موصل پیوست. گروهی که پس از تاسیس القاعده عراق در
۱۸- پیوست. اما طولی نکشید که از مارس ۲۰۱۱ انقلاب سوریه علیه حکومت اسد آغاز شد و الجولانی و البغدادی که روابط نزدیکی در بوکا با هم داشتند، فرصت را برای دخالت در سوریه و گسترش جهاد به خارج از مرزهای عراق مغتنم یافتند. جولانی در آگوست ۲۰۱۱ به همراه جمعی کوچک از مجاهدین عراقی و سوری
۲۱- اسلامی در تمام خاک سوریه با تصور سرنگونی اسد، زمان به سرعت طی شد تا امروز که او به حکمرانی در یک استان مرزی در شمال، بسنده کرده است. جایی که دیگر جهاد گری کلید بقا نیست. سیاست است که تداوم و سقوط او را رقم میزند. و حالا او در کسوت سیاست ورزی مجبور است جلوی دوربین بنشیند
۲۳- که رویایی که روزگاری با جبهه النصره در سر داشت به دست تقدیر حاصل شود. آنچه میدانیم او در حال حاضر یک سیاستمدار محافظه کار است، نه یک جهادگر افراطی! او امروز میخواهد عادی جلوه کند و با ژست میانه روی از هرآنچه از القاعده، داعش و النصره در دل دارد، مبری شود و همزمان چشم انتظار
جاري تحميل الاقتراحات...