آدورنو
آدورنو

@Adorno_Persian

25 تغريدة 10 قراءة Jun 30, 2023
“هر آن‌چه ضروری‌ست، از دیده پنهان است!”
قبل از ترک ایالات متحده برای پیوستن به جنگی که هرگز از آن بازنگشت، “پاکتی نه چندان تمیز” از نوشته‌هایش را به دوست روزنامه‌نگارش، سیلویا راینهارد داد و گفت “کاش چیز درخوری داشتم که مرا با آن به‌خاطر بسپاری، ‌اما این تمام چیزی‌ست که دارم” /۱
آن نوشته البته شد پر فروش‌ترین کتاب با بیشترین ترجمه در جهان بعد از کتاب مقدس؛ در ظاهر کوچک و کودکانه، در واقع بزرگ و انسانی.
از همین‌رو وقتی شخصیت دوست‌داشتنی روباه را از سیلویا وام گرفت نوشت “هر آن‌چه ضروری‌ست به چشم نمی‌آید!”
این داستان خالق «شازده کوچولو» در روز تولدش است./۲
آنتوان دو سنت‌اگزوپری، ۱۲۳ سال پیش در خانواده‌ای اشرافی در فرانسه به‌دنیا آمد. از کودکی مبتکر بود و اختراعاتی از جمله بستن بال متحرک به دوچرخه انجام می‌داد.
در ۴ سالگی پدرش را از دست داد و با مادر شاعر و ۴ خواهر و‌ برادر کوچکش،فرانسوا که عاشقانه دوستش داشت در لیون زندگی می‌کرد./۳
مرگ پدر بسیار تاثیرگذار بود، اما نه به‌اندازه مرگ برادرش در ۱۷ سالگی، که به‌گفته زندگینامه‌نویسان چیزی را برای همیشه در او شکست.
پیش از آغاز جنگ اول جهانی می‌دانست می‌خواهد خلبان شود. زیرا فرانسه از آغاز قرن در این صنعت پیشتاز بود و اولین پروازش را در ۱۲ سالگی تجربه کرده بود. /۴
بیشترین تاثیر را طبق گفته خودش در مصاحبه‌ای با هارپرز از کتابی که شیفته‌اش بود گرفت؛ مجموعه داستان‌های هانس کریستین اندرسن!
در ابتدا قصد داشت کاپیتان کشتی شود، در امتحانات ورودی رد شد، قید ادامه تحصیل در رشته معماری را زد و تصمیم گرفت خلبانی را به‌عنوان حرفه‌اش انتخاب کند. /۵
در نهایت خلبان Aéropostale مرسولات پست هوایی در شمال آفریقا و آمریکای جنوبی شد. بیشترین زمان را در کلبه‌اش در صحرای غربی مراکش می‌گذراند و نوشته است “هیچ خانه‌ای را بیشتر از آن کلبه در دل صحرا دوست نداشتم”
هواپیماهای Aéropostale پر از نقص فنی بودند و بسیار سقوط می‌کردند. /۶
از همین‌رو اگزوپری با دیگر دوستان خلبانانش، هانری گیومه و ژان مرموز، چنان هماهنگ می‌کردند که بارها همدیگر را از سقوط کامل و مرگ نجات دادند.
با این‌که بهترین خلبان شرکت پست بود، اما بابت “حواس‌پرتی” ارتقاء نمی‌گرفت.
حواس‌پرت نبود. در حین پرواز رمان و داستان می‌خواند! /۷
بارها بابت پیدا کردن کتاب در کابینش توبیخ شد تا این‌که یک‌بار طاقت مدیران را بخاطر عدم فرود به‌موقع طاق کرد، چرا؟
“رمان به آخرین صفحاتش رسیده بود و نمی‌توانستم برای فرود تمرکز کنم!”
در همین دوره بود که اولین داستان کوتاهش را نوشت؛ هوانورد L'Aviateur که در آوریل ۱۹۲۶ منتشرش کرد/۸
اما با نوشتن «پرواز شبانه» در ۱۹۳۱ و خصوصا بعد از ساخت فیلم پرفروشی از آن با بازی کلارک گیبل بود که اگزوپری به شهرت جهانی رسید.
در همان سال با کنسوئلو کاریلو “بیوه کاریزماتیک و آتشین” آشنا شد و در همان شب اول در بوئنوس آیرس از او خواستگاری کرد. کنسوئلو در ابتدا جواب رد داد./۹
اما اگزوپری او را تا فرانسه دنبال کرد و در نهایت راضی به ازدواج شد. نامه‌های عاشقانه‌اش به کنسوئلو خواندنی‌ست، اما به روابط خارج از ازدواج هم ادامه داد.
گفته‌اند “رابطه‌شان اغلب تیره و زندگی‌شان جدا از هم بود، اما وقتی در کنار هم بودند بسیار پرشور و عاشقانه زندگی می‌کردند” /۱۰
پیش از شروع جنگ بین‌الملل دوم، مقالات و خاطراتی از هوانوردی به‌نام «شن باد و ستارگان» منتشر کرد که در آمریکا پرطرفدار شد و کاندید کتاب ملی ایالات متحده شد.
با شروع جنگ، به ناوگان ارتش فرانسه پیوست، کمی بعد از سقوط فرانسه و با انحلال واحد نظامی‌اش راهی نیویورک شد./۱۱
قصدش سفری کوتاه برای جلب حمایت روشنفکران و دولت روزولت در جنگ بود، اما بیش از دو سال آنجا ماندنی شد.
هرگز تلاشی برای یادگیری انگلیسی نکرد، چون می‌خواست در اولین فرصت به جبهه جنگ بازگردد.
به دوستانی نظیر سیلویا همیلتون راینهارد و ناشرش به‌شدت متکی بود و از این وضع ناراضی./۱۲
گفته‌اند در این دوره بسیار افسرده شدو دایم می‌گفت “احساس می‌کنم از روی صندلی تئاتر جنگ را تماشا می‌کنم. جای من اینجا نیست!”
کنسوئلو چاره‌ای می‌اندیشد، “باید مثل یک خانواده اینجا زندگی کنیم”
خانه‌ای در “لانگ‌آیلند” اجاره می‌کند تا آنتوان فارغ از هر چیز، فقط بنویسد./۱۳
«شازده کوچولو» اینجا نوشته شد. دوستانش گفته‌اند از ۱۱ شب می‌نشست و تا صبح می‌نوشت. بعضی اوقات هیجان‌زده نیمه شب سراغ دوستانش می‌رفت، آنها را بیدار می‌کرد تا نظرشان را راجع به قسمتی که نوشته بود جویا شود.
بسیاری از حوادث داستان در زندگی خودش اتفاق افتاده بود. مثل سقوط هواپیما!/۱۴
اغلب شخصیت‌های داستان از آدم‌های پیرامونش وام‌گرفته شده‌اند. مثلا کنسوئلو که “گل رز” سیاره شازده کوچولوست یا سیلویا که “روباه” عاشق‌پیشه است.
نسخه دست‌نویس شخصیت‌های دیگری هم ‌دارد که در ویراست نهایی تصمیم می‌گیرد حذفشان کند، از جمله مردی که دغدغه‌اش حل جدول کلمات متقاطع است./۱۵
اگزوپری خودش کتاب را مصور و طراحی کرده بود و جایی درباره یافتن شخصیت شازده کوچولو نوشته است “یک روز به یک برگه خالی نگاه کردم و چهره‌ای به من نگاه کرد و گفت من شازده کوچولو هستم!”
دست‌نویس را به سیلویا داد و راهی جبهه جنگ شد. کتاب در ۶ آوریل ۱۹۴۳ آمریکا و کانادا چاپ شد./۱۶
اما در زادگاه خود نویسنده تا پایان جنگ «شازده کوچولو» منتشر نشد.
در ابتدا چندان در بازار آمریکای شمالی موفق نبود و فقط ۱۰ روز در فهرست پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز قرار گرفت.
نوشته‌اند که منتقدان در ابتدا مطمئن نبودند که این یک داستان برای کودکان است یا بزرگسالان. /۱۷
این پی‌ال تراورز نویسنده مری پاپینز بود که در نیویورک هرالد تریبون نوشت که این کتاب با درخششی باورنکردنی نه تنها ذهن کودکان که هر خواننده‌ای را ضربه فنی خواهد کرد.
با این‌حال، تا پاییز همان‌سال کمتر از ۴۰ هزار نسخه به دو زبان انگلیسی و فرانسه فروخته بود. /۱۸
کمی بیش از یک‌سال از شبی که “پاکت نه‌چندان مرتب و تمیز” دست‌نویس را روی میز ورودی خانه سیلویا راینهارد گذاشت و رفت، در ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۴ در دهمین ماموریت شناسایی خود جزیره کورس را ترک کرد و دیگر برنگشت.
تا همین چند وقت پیش باور بر این بود که هواپیمایش مورد اصابت آلمان‌ها قرار گرفت/۱۹
در سپتامبر ۱۹۹۸، یک دستبند با نام سنت اگزوپری و آدرس ناشر نیویورکی او در دریای مدیترانه توسط ماهیگیری به نام ژان کلود بیانکو کشف شد، اما جسدش هرگز یافت نشد.
امروز با پیدا شدن هواپیمای P-38‌ و بررسی‌های انجام شده، باور کارشناسان بیشتر سقوط بر اثر نقص فنی است تا شلیک دشمن. /۲۰
«شازده کوچولو» در ۱۹۴۶ در فرانسه منتشر شد و بلافاصله اگزوپری را به رتبه قهرمان ملی ارتقاء داد.
کتاب به‌عنوان مهمترین اثر فرانسه در قرن ۲۰ انتخاب شده و به بیش از ۳۰۰ زبان تا سال ۲۰۲۲ ترجمه شده است. از جمله ۷ بار به انگلیسی و می‌گویند ۲۷ بار به فارسی!
در کشورهایی هم ممنوع شد. /۲۱
در مجارستان در ۱۹۵۷ مقامات اعلام کردند “بیایید فرزندان خود را از سم افسانه‌هایی مانند نوستالژی پوچ و بیمارگونه شازده کوچولو که حفظ کنیم”
از فیلم سینمایی و انیمیشن تا تئاتر، اپرا و باله از آن اقتباس‌ شده و تخمین زده‌اند تا امروز بیش از ۲۱۰ میلیون نسخه از کتاب فروش رفته است. /۲۲
ناشر ۷۸۵ نسخه را برایش فرستاد تا امضاء کند، قیمت نسخه‌های امضاء شده تا ۱۰۰ هزار دلار هم می‌رسد.
عشاق فروان داشت که برخی خاطراتشان را نوشته‌اند. از جمله نلی دو وگوئه و همسرش کنسوئلو که خاطراتش کمتر مهربانانه است.
پس از مرگ، مادرش کتاب شعری را در ادای احترام به او منتشر کرد./۲۳
فرزندی نداشت، اما خواهرزاده‌ها و وارثانش، سعی کرده‌اند تا موزه و یادگارهایش را حفظ کنند. جدا از نامش که بر فرودگاه لیون و چهره‌اش که بر اسکناس نقش بسته، کمتر شهری در فرانسه هست که یادگاری به اسم او و از او مهمتر «شازده کوچولو» نداشته باشد. /۲۴
در مقاله‌ای آمده بود که نام “موتسارت” در میان مردم دنیا شناخته شده‌تر از نام کشورش، اتریش است.
شاید همین قیاس درمورد آنتوان دو سنت‌اگزوپری و «شازده کوچولو» هم صادق باشد.
۲۵/۲۵
پ.ن.حیفم آمد که به این مناسبت دستخط مرحوم محمد قاضی اولین مترجم شازده کوچولو را برای دخترش اینجا نگذارم

جاري تحميل الاقتراحات...