کعبه چندباری ویران شد، منتها تو اغلب این دفعات تخریب کعبه صرفا به قصد بیاحترامی به کعبه و مسلمین نبوده، بلکه یا در اثر جنگ بوده که مثلا یک گروه میرفته تو مسجدالحرام پناه میگرفته و گروه دیگه با منجنیق و فلان مسجد رو رو سرشون خراب میکردن یا به خاطر تعمیرات یا سیل و غیره
منتها یک دفعه کعبه واقعا به قصد توهین و اهانت به اسلام و مسلمین تخریب شد. و اون هم حاصل کار شخصی بود که مدعی بود نیاکانش میرسند به پادشاهان ساسانی.
برای اینکه ببینیم این بزرگوار کی بوده، باید یک مقدمه کوتاه بگیم.
برای اینکه ببینیم این بزرگوار کی بوده، باید یک مقدمه کوتاه بگیم.
ایرانیها در دوره خلافت عباسی یک مشکل عمده داشتند، اینکه گرچه حکومتهای محلی ایرانی-تبار تشکیل میشد، اما چون ایدئولوژی حاکم، ایدئولوژی اسلامی، با رهبری خلیفه عباسی بود، کار مبارزه بسیار سخت میشد، بههرحال ملت مسلمون بودند و خلیفه جانشین پیغمبر محسوب میشد، پس قیام علیه خلیفه
درواقع قیام علیه پیغمبر و ارتداد به شمار میاومد.
یکی از راهها این بود که بگی آقاجان ما اصلا مسلمون نیستیم، مثل بابک خرمدین که به کل بیخیال اسلام شد، منتها این ایده خیلی رادیکال بود، مگه میشد به عوام بقبولونی که از اسلام دست بکشند؟ پس یک راه دیگه این بود که بگی نه ما
یکی از راهها این بود که بگی آقاجان ما اصلا مسلمون نیستیم، مثل بابک خرمدین که به کل بیخیال اسلام شد، منتها این ایده خیلی رادیکال بود، مگه میشد به عوام بقبولونی که از اسلام دست بکشند؟ پس یک راه دیگه این بود که بگی نه ما
مسلمونیم، منتها خلیفه رو جانشین پیغمبر نمیدونیم.
پس کی جانشین پیغمبره؟
همینجا منبع انشقاق و اختلاف میشد.
عدهای از مردم تحت سلطه خلفای عباسی ادعا کردند که خلافت بعد از پیغمبر باید به علی میرسید پس طبعا خلفای بعدی هم میشن، حسنبنعلی، حسینبن علی، علیبن حسین(زینالعابدین) و
پس کی جانشین پیغمبره؟
همینجا منبع انشقاق و اختلاف میشد.
عدهای از مردم تحت سلطه خلفای عباسی ادعا کردند که خلافت بعد از پیغمبر باید به علی میرسید پس طبعا خلفای بعدی هم میشن، حسنبنعلی، حسینبن علی، علیبن حسین(زینالعابدین) و
بعدش محمدباقر و جعفر صادق. اما از اینجا به بعد یک مشکل عمده پیش میاد.
بزرگترین پسر امام صادق، اسمش اسماعیل بود که در مورد سرنوشتش بین ملت اختلاف میفته، عدهای میگن اسماعیل از طرف امام صادق، به عنوان جانشین برگزیده شد و بعدش غایب شد، بعضی میگن نه غایب هم نشد و پسرش
بزرگترین پسر امام صادق، اسمش اسماعیل بود که در مورد سرنوشتش بین ملت اختلاف میفته، عدهای میگن اسماعیل از طرف امام صادق، به عنوان جانشین برگزیده شد و بعدش غایب شد، بعضی میگن نه غایب هم نشد و پسرش
محمدبن اسماعیل جانشینش شد، بعضیها هم میگن نه اسماعیل قبل از مرگ پدرش، درگذشت، پس موسیکاظم جانشین جعفر صادق شد.
اینکه چه اتفاقی واقعا افتاده بحث ما نیست. ولی موضوع اینه که همین انکار برحق بودن جانشینی خلیفه عباسی، میشه یک ایدئولوژی کارآمد برای زدن حکومت عباسی.
حالا چرا اکثر این
اینکه چه اتفاقی واقعا افتاده بحث ما نیست. ولی موضوع اینه که همین انکار برحق بودن جانشینی خلیفه عباسی، میشه یک ایدئولوژی کارآمد برای زدن حکومت عباسی.
حالا چرا اکثر این
فرقهها یک امام غایب دارند؟
شما برای اینکه خودتو حاکم شرعی معرفی کنی، دو راه داری:
۱. یکجوری شجرهنامهات رو به پیغمبر برسونی مثل خلفای عباسی که خودشونو به عباس، عموی پیغمبر میرسوندند، یا خلفای فاطمی که خودشونو به اسماعیل، پس جعفر صادق و از اونجا به فاطمه دختر پیغمبر میرسوندند
شما برای اینکه خودتو حاکم شرعی معرفی کنی، دو راه داری:
۱. یکجوری شجرهنامهات رو به پیغمبر برسونی مثل خلفای عباسی که خودشونو به عباس، عموی پیغمبر میرسوندند، یا خلفای فاطمی که خودشونو به اسماعیل، پس جعفر صادق و از اونجا به فاطمه دختر پیغمبر میرسوندند
۲. اون دوستانی هم که در اصفهان، شیراز و ری میخواستند حاکم بشن و هیچجوره راه نداشتند که خودشون رو به فامیل پیغمبر برسونند، سلسله امامت رو یکجا قطع میکردند و میگفتند امام هفتم یا امام هشتم یا امام دوازدهم غایبه پس ما نائبش هستیم، مثل حکومت آلبویه یا همین ج.ا خودمون.
حکومتهای ایرانی یکی دیگه از کارهایی که میکردند این بود که یک جوری اجدادشونو به ساسانیها وصل کنند تا از اون طرف هم بتونند مشروعیت ملتو کسب کنند.
بگذریم.
از بین این حکومتهای شورشی، حکومت قرمطیها جالب بودند. قرمطیها هم یک شاخه دیگه از اسماعیلیه بودند که خلیفه عباسی رو قبول
بگذریم.
از بین این حکومتهای شورشی، حکومت قرمطیها جالب بودند. قرمطیها هم یک شاخه دیگه از اسماعیلیه بودند که خلیفه عباسی رو قبول
نداشتند. این دوستان خلفای فاطمی رو هم قبول نداشتند، اینها میگفتند محمد پسر اسماعیل همون مهدی موعوده و غایبه، بنابراین ۷تا امام داریم تا اسماعیل و پسر اسماعیل هم میشه مهدی موعود.
ابوطاهر سلیمان جنابی یا همون گناوهای، فرمانروای دولت قرمطی بود که پایتختش بحرین بود.
این برادرمون هم
ابوطاهر سلیمان جنابی یا همون گناوهای، فرمانروای دولت قرمطی بود که پایتختش بحرین بود.
این برادرمون هم
خودشو یکجورایی میرسوند به سلسله ساسانی و گرچه شیعه اسماعیلی بود ولی ظاهرا اسلام به هیچجاش نبود((:
ابوطاهر بصره و کوفه رو میگیره بعد هم حمله میکنه به مکه، حاجیها رو میکشه، کعبه رو خراب میکنه، حجرالاسود رو بر میداره و با خودش میبره بحرین.
طبری میگه وقتی داشتند کعبه رو
ابوطاهر بصره و کوفه رو میگیره بعد هم حمله میکنه به مکه، حاجیها رو میکشه، کعبه رو خراب میکنه، حجرالاسود رو بر میداره و با خودش میبره بحرین.
طبری میگه وقتی داشتند کعبه رو
خراب میکردند، مسلمونها رو مسخره میکردند که پس ابابیلها کجان؟ چرا نمیان ما رو بزنند؟ حتی اسبش در کنار کعبه میشاشه و به معنی واقعی کلمه مسلمونها رو تحقیر میکنه.
فکر نکنید که این یک اتفاق ساده بودهها. حجرالاسود ۲۲ سال تو بحرین میمونه. یعنی کعبه مسلمین تا ۲۲ سال حجرالاسود
فکر نکنید که این یک اتفاق ساده بودهها. حجرالاسود ۲۲ سال تو بحرین میمونه. یعنی کعبه مسلمین تا ۲۲ سال حجرالاسود
نداشته و تا وقتی ابوطاهر زنده بود حجرالاسود رو پس نمیده.
حالا که تا اینجا اومدیم این رو هم اضافه کنم که مذهب شیعه به شکل کنونی یا همون ۱۲ امامی رو بیشتر از همه آلبویه گسترش دادند که تقریبا بخش بزرگی از ایران و عراق رو فتح کردند و خلیفه عباسی رو هم به هیچ گرفتند.
حالا که تا اینجا اومدیم این رو هم اضافه کنم که مذهب شیعه به شکل کنونی یا همون ۱۲ امامی رو بیشتر از همه آلبویه گسترش دادند که تقریبا بخش بزرگی از ایران و عراق رو فتح کردند و خلیفه عباسی رو هم به هیچ گرفتند.
در واقع این ایدئولوژی برای عبور ایرانیها از دست خلفای عباسی تقریبا جواب داد و بعد از حمله مغولها و نابودی خلفای عباسی هم، دوباره توسط صفویان به کار گرفته شد.
منتها الان خودش پاشو گذاشته رو خرخره ما.
منتها الان خودش پاشو گذاشته رو خرخره ما.
جاري تحميل الاقتراحات...