با خبر تلخ پرکشیدن کیومرث پوراحمد، درباره خودکشی میخوندم که به یه اصطلاح جالبی رسیدم که تا حالا نشنیده بودم، حالتی که شاید خیلی از ما داشته باشیم و ندونیم براش اسم وجود داره. Passive suicide ideation یا فکر خودکشی غیرفعال حالتیه که فرد برنامهای برای اسیب زدن به خودش نداره ولی
در عین حال نسبت به اینکه زندهاست احساس خوبی نداره. این فرد ممکنه ارزوی مرگ کنه، در حالیکه خودش کاری نمیکنه که به زندگیش خاتمه بده ولی اگه ببینه اتفاقی داره براش میفته که ممکنه به مرگش منجر بشه ازش فرار نمیکنه. مثل همون تفکری که وقتی شب میری تو تخت فکر کنی اگه فردا بیدار نشدم هم
چه بهتر!
وقتی توی این فاز هستیم ممکنه فکر کنیم: فرقی تو دنیا ایجاد میشه اگه من نباشم؟ کسی دلش برام تنگ میشه؟کسی ناراحت میشه؟
حالا ایراد بزرگ این حالت چیه؟گرچه این حس ممکنه گاها سراغ هرکسی بیاد ولی اگر این یه حس دائمیه باید به این فکر کرد که بهای این افکار و اثرش روی زندگی چیه
وقتی توی این فاز هستیم ممکنه فکر کنیم: فرقی تو دنیا ایجاد میشه اگه من نباشم؟ کسی دلش برام تنگ میشه؟کسی ناراحت میشه؟
حالا ایراد بزرگ این حالت چیه؟گرچه این حس ممکنه گاها سراغ هرکسی بیاد ولی اگر این یه حس دائمیه باید به این فکر کرد که بهای این افکار و اثرش روی زندگی چیه
وقتی شما پیوسته یه ارزوی مرگ غیر فعال دارین، مثل اینه که به زندگی کردن تعهد کامل نمیدین. اگه به شکل یه رابطه بهش نگاه کنین، مثل اینه که همزمان با دو نفر باشین . و تا وقتی که اون دومی رو به عنوان یه گزینه تو ذهنتون دارین، هیچوقت به طور کامل لذت بودن با اولی رو تجربه نمیکنین.
به عبارت دیگه اگه همیشه مرگ رو توی جیبتون نگه داشته باشین، طعم زندگی رو به طور کامل نمیچشین.
اگه شما این فاز رو به طور دائم دارین، با یکی دربارهش صحبت کنین. حتما به طور واضح بگین که قصد کاری رو ندارین ولی افکار مرگ دائم باهاتونه. از تراپیست خوب کمک بگیرین
اگه شما این فاز رو به طور دائم دارین، با یکی دربارهش صحبت کنین. حتما به طور واضح بگین که قصد کاری رو ندارین ولی افکار مرگ دائم باهاتونه. از تراپیست خوب کمک بگیرین
این پیشنهاد ترجمه شاید بهتر باشه
جاري تحميل الاقتراحات...