25 تغريدة 9 قراءة Mar 15, 2023
#رشتو
موضوع : روش های خروج از معامله سودده و قرار دادن حد سود ( بخش اول)
اینکه تارگت رو کجا قرار بدیم و چرا؟ در بخش اول به تارگت های تحلیلی و در بخش دوم به تارگت های مکانیکی ، مسائل روانی و مزایا و معایب هر دوگروه و دیدگاه مولتی تایم میپردازیم.
1-مدیریت پوزیشن رو قبلا در موردش صحبت کردیم . در تارگت ها میتونید بخش یا کل معامله رو ببندید یا فری کنید یا شروع به تریل استاپ کنید یا هرجور که استراتژی مدیریت پوزیشن شما دستور میده. اینجا قصد داریم فقط محل هایی که برای تارگت گذاری مناسب هستن رو معرفی کنیم.
2-بریم چند روش قرار دادن تارگت رو توضیح بدیم. بطور کلی میشه گفت روش های خروج از معامله سودده و تارگت گذاری ها رو به چهار دسته کلی تقسیم کرد:
الف-براساس روند گذشته(چپ چارت یا لگ های قبلی)
ب-براساس روند فعلی و آنچه دارد اتفاق میافتد
ج-ترکیبی از دو گزینه بالا
د-مکانیکی
3-الف-براساس روند گذشته و لگ های قبلی:
حالت اول - نقدینگی ها : در لگ قبلی سقف و کف های برابر یا خطوط روند تمیز رو بررسی میکنید . جاهایی که احتمال شکار نقدینگی وجود داره میتونه تارگت تلقی بشه یعنی قیمت میل داره خودش رو به اون نواحی برسونه.
حالت دوم- تارگت اینگلف ها : اگر بر rtm مسلط هستید و ناحیه ای رو اینگلف تشخیص دادید و تارگت اینگلف هم مشخص کردیدو طبیعتا تا تارگت اینگلف میتونید با قیمت حرکت کنید. پیشنهاد میدم پس از گذر قیمت از ناحیه اینگلف شده بخشی از پوزیشن رو ببنیدید یا فری کنید یا تریل .
حالت سوم- های و لوهای سشن ها یا روز ها و هفته های معاملاتی: قیمت علاقه داره بسمت پیووت سشن های قبلی حرکت کنه مخصوصا اگر همراه با نقدینگی باشه. این موضوع برای روز های معاملاتی هم صادقه. تست روز قبل یا تست سشن قبلی به کرات اتفاق میافته.
نکته : در 3 حالت قبلی بنا به تجربه شخصی بهتره تارگت رو دقیقا پشت ناحیه های نقدینگی قرار ندید و احتمال بدید که اون پیووت ممکنه کار کنه و هنوز اردر بلاک یا بیسی وجود داشته باشه که اساسی اذیت کنه. حالت مطمئن تر قرار دادن تارگت یا بستن بخشی از پوزیشن قبل از بیس پیووت هست.
حالت چهارم : نواحی پولبک نشده لگ قبلی : نواحی حمایت و مقاومت در لگ های قبلی ممکنه وجود داشته باشن که پس از بریک شدن پولبکی بهشون اتفاق نیافتاده . میشه ازشون به عنوان تارگت استفاده کرد. این یک روش پیشنهادی کاملا ساده و کاربردیه.
حالت پنجم: تارگت های ایچیموکو : ایچی کار ها ارزشش رو خوب میدونن . فلت های کیجونسن یا سنکو بی در لگ قبلی که توسط قیمت تاچ نشده باشن . برمودا ها ، گودی ها و ... در ایچی میتونن به عنوان تارگت استفاده بشن و قدرت جذب زیادی هم دارن.
حالت ششم : خطوط میانه : اگر با چنگال اندروز آشنا باشید و روش تسلط پیدا کنید ، ارزش رسیدن قیمت به خط میانی در اغلب مواقع رو متوجه میشید. به گفته تیم تحقیقاتی دکتر اندروز قیمت در 80 درصد مواقع خودشو به خط میانی میرسونه.
حالت هفتم - خطوط روند درست و تر تمیز : جدا از اینکه قیمت پس از رسیدن بهش قرار هانتش کنه یا بریک و... اگر درست ترسیم بشه خاصیت مگنتی داره و میشه به سمتش وارد پوزیشن شد.
حالت هشتم - موج شماری گذشته چارت : با هر روشی که موج شماری میکنید اگر پایان یک اصلاح یا ایمپالس رو پیدا کردید و وارد پوزیشن شدید میتونید با احتمال خوبی روی شکسته شدن آخرین سقف و یا کف هم درجه حساب کنید.
حالت نهم - تارگت الگو های کلاسیک : اگر میبینید در یک الگوی کلاسیک تایید شده قرار گرفتید مثل سر و شانه یا کف و سقف های دو قلو میتونید روی تارگت های کلاسیک حساب باز کنید چون جامعه آماری تست شده خوبی هم دارن.
حالت دهم - گپ ها : اعم از گپ های قیمتی کلاسیک ، fvg or imb ، و همچنین از همه مهمتر فلگ های ایگنور شده . چون احتمال اردر های پر نشده دارن میتونن به عنوان تارگت هدف قرار بگیرن و بسمتشون ترید کرد.
حالت یازدهم - نواحی عرضه و تقاضا : هر ناحیه ای که در گذشته قیمت که طبق استراتژی شما با اهمیت تلقی میشه (فلگ لیمیت ، دی پی ، بیس ، اردر بلاک و... ) اگر بسمتش وارد پوزیشن شدید تارگت شماس.
حالت دوازدهم - اورجین های تسویه نشده: اورجین های که قیمت بهشون فرصت تسویه نداده و یا در زمان گذر ایگنور شدن و یا زمان خیلی کمی مقاومت کردن. احتمال واکنش خوبی دارن بنا به دلایلی ، پس میشه ازشون به عنوان تارگت استفاده کرد.
ب- تارگت گذاری و خروج صرفا براساس روند فعلی و آنچه دارد اتفاق میافتد:
حالت اول- ضعف روند : ضعیف شدن مومنتوم و لگ های هم جهت با معامله ، عمیق شدن اصلاح ها ، واگرایی در اندیکاتور ها مثل RSI و MACD و... . همگی نشانه هایی از ضعف مومتوم هستن. تریل کردن استاپ و سیو سود منطقیه.
حالت دوم - لگ های اندازه گیری شده : یعنی تارگت رو به اندازه لگ هم جهت قبلی (یا ضریبی از اون ) قرار داد . یکی از متداول ترین روش های تارگت گذاری به حساب میاد.
حالت سوم - تشخیص تسویه : اگر توان تشخیص تسویه اردرهای بزرگان بازار رو دارید میتونه نشانه خیلی قوی بحساب بیاد.
حالت چهارم- فیبوناتچی : استفاده از فیبو پروجکشن ، اکستنشن و رتریسمنت به روش آقای ماینر برای بدست اوردن سطوح PRZ یکی روش های تی پی گذاریه . پتانسیل برگشتی خوبی دارن اگر بدرستی مشخص بشن. پس به عنوان تارگت میشه استفاده کرد.
حالت پنجم : یک روش کاربردی و پیشنهادی با فیبو اکسپنشن : روی تراز های 127 و 162 فیبو اکسپنشن میشه برای تارگت گذاری حساب کرد. این صرفا یک تجربه شخصی است. نحوه ترسیم با همون ابزار پروجکشن هست فقط نقطه اول و سوم رو در یک تراز قیمتی قرار بدید.
حالت ششم - تحلیل امواج روند کنونی : موج شماری روند کنونی با الیوت میتونه کمک کننده باشه و حتما باید با فیبو و دیگر نکات ترکیب کرد تا ضریب اطمینان بالاتری بده و صرفا بخاطر موج شماری فرضی نباید به پوزیشن دست زد.
حالت هشتم- تریگر معکوس: از هر تریگری با هر سبکی برای ورود استفاده میکنید ، اگر در روند کنونی قیمت رخ داد منطق میگه بهتره به فکر سیو سود ، فری یا شروع تریل استاپ باشید. این تریگر در RTM میتونه PA یا سکرت سیگنال ، در کلاسیک شکست خط روند ، تغییر روند ، الگوهای بازگشتی کلاسیک
الگوهای بازگشتی هارمونیک ، ستاپ های ICT و اسمارت مانی همراه با هانت نقدینگی و ریجکشن قدرتمند و شیفت استراکچر و.... باشه.
نکته : به طور کلی در تحلیل روند کنونی فاصله کمی بین تغییر روند و هانت نقدینگی (در جهت روند)وجود داره .ممکنه به اشتباه بندازه . از این موضوع مراقبت کنید.
ج- خروج ترکیبی ( روند کنونی + لگ قبلی ) : میشه به شکل های مختلف این دو رو ترکیب کرد....
برای مثال یک ناحیه در گذشته مارکت بررسی کرد و بر اساس فعل و انفعالات در واکنش بهش در روند کنونی تصمیم گیری کرد. یا سطوحی رو به عنوان تی پی انتخاب کرد هم در لگ گذشته منطقه مهمی به حساب بیان و هم مثلا لگ اندازه گیری شده در روند کنونی تارگتش در اونجا قرار بگیره.

جاري تحميل الاقتراحات...