Bahman Ansari
Bahman Ansari

@Ansari_Bahman

17 تغريدة 1 قراءة Mar 20, 2023
آشنایی با #دکتر_مصدق
(قسمت دوم)
در قسمت قبل، درمورد فعالیت‌های سیاسی مصدق در دوران احمدشاه قاجار و رضاشاه پهلوی توضیح دادم.
قسمت قبل رو از این‌جا می‌تونید بخونید 👇
بریم سراغ ادامه ماجرا.
- در شهریور ١٣٢٠،‌ با یورش نظامی انگلستان و شوروی به ایران، رضاشاه مجبور به استعفا شد و پسرش محمدرضاشاه به پادشاهی رسید. مصدق که سال‌ها بود بخاطر مشکلات شخصی با رضاشاه، از سیاست کناره‌گیری کرده بود، حالا با سقوط رضاشاه، آمادا ورود مجدد به عرصه سیاست شد.
- دو سال بعد از سقوط رضاشاه، مصدق در انتخابات چهاردهمین دوره مجلس شورای ملی، شرکت کرد. یکی از نخستین اقدامات او پس از ورود به مجلس، خصومت شخصی و تلاش برای حذف سیدضیاء‌الدین طباطبایی از مجلس بود. او از سر جریان کودتای ١٢٩٩، افزون‌تر رضاخان، با ضیاء نیز مشکل پیدا کرده بود.
- یک سال بعد (١٣٢٣)، مجلس پیشنهاد داد تا مصدق پست نخست‌وزیری را بپذیرد. مصدق شرط گذاشت که باید قانونی به مجلس اضافه شود که بر پایه آن اگر دوران نخست‌وزیری‌اش زودتر از دوران نمایندگی تمام شد، دوباره به مجلس بازگردد! مجلس این درخواست فراقانونی را نپذیرفت و او نیز نخست‌وزیر نشد.
- در انتخابات مجلس پانزدهم، مصدق نتوانست رای بیاورد و وارد مجلس نشد. او سپس با عده‌ای از معترضان به نتایج، برای رایزنی به دیدار شاه رفت اما شاه او را نپذیرفت.
(این مجلس پانزدهم با نخست‌وزیری قوام، موفق شد آذربایجان را که با دسیسهٔ شوروی از ایران جدا شده بود، به مملکت بازگرداند)
- در انتخابات مجلس شانزدهم نیز مصدق از معترضان به نتایج بود. او عقیده داشت سپهبد رزم‌آرا رئیس ستاد ارتش در انتخابات دخالت داشته. از جمله دیگر معترضان، حسین فاطمی، حسین مکی، مظفر بقایی، کریم سنجابی و چند نفر دیگر بودند. این جمع بعدها هسته اصلی #جبهه_ملی شد. البته شاه به اعتراض
مصدق و حامیانش رسیدگی کرد و مشخص شد که رزم‌آرا در نتایج دخالت داشته. نتیجتا با بازشماری آرا تهران، مصدق و هفت نفر از یارانش به مجلس راه یافتند. به این ترتیب از ١٢ کرسی نمایندگان تهران، ٨ کرسی به مصدقی‌ها رسید. اما در دیگر نقاط کشور اکثرا نمایندگان مورد تایید رزم‌آرا رای آوردند.
- مصدق و فراکسیون جبهه ملی در این دوره، کمیسیونی پانزده نفره برای رسیدگی به موضوع نفت تشکیل دادند. اما در میانهٔ فعالیت‌ها، ناگهان مصدق مدعی شد که پزشک به او تأکید کرده که برای درمان ناخوشی‌اش حتماً باید دو ماه حرف نزند و حرکت نکند! او سپس یک‌ماه از فعالیت‌ها دور شد و پس از
یک‌ماه به فعالیت بازگشت و چنین گفت: ««خواب دیدم که شخصی نورانی به من گفت دکتر مصدق برو و زنجیرهایی که به پای ملت ایران بسته‌اند پاره کن. این خواب سبب شد که مثل همیشه من به حفظ جان خود کوچک‌ترین اهمیتی ندهم و دو ماه تمام نشده در کمیسیون
حاضر شوم و وقتی که به اتفاق آراء، ملی شدن صنعت نفت از کمیسیون گذشت، قبول کردم که حرف آن شخص نورانی، غیر از الهام چیز دیگری نبوده‌است»!
(منبع: ical.ir)
- سال ١٣٢٩، مصدق و یارانش به شدت با نخست‌وزیر رزم‌آرا که مشغول مصالحه با انگلستان بر سر نفت بود، برخورد کردند. رزم‌آرا چنین استدلال می‌کرد که ایرانیان توان فنی در اختیار گرفتن کامل صنعت نفت را ندارند و مصدق با تکیه بر همین موضوع، رزم‌آرا را خائن به وطن می‌دانست.
در بیرون از مجلس نیز جریان‌های گوناگون کشور از درباریان بگیر تا اسلامگرایان، ائتلافی علیه رزم‌آرا ایجاد کرده بودند. این مخالفت‌ها تا آنجا پیش رفت که سرانجام رزم‌آرا در شانزده اسفند ١٣٢٩ در مسجدشاه تهران کشته شد. فدائیان اسلام، گروه اسلامگرای وابسته به نواب‌صفوی، که آن زمان در
اتحاد با آیت‌الله کاشانی و جبهه ملی بودند، همان روز مسئولیت ترور رزم‌آرا را به عهده گرفت. (این همان گروهی بود که احمد کسروی را نیز به قتل رساند) ضارب، خلیل طهماسبی نام داشت. مجلس به پیشنهاد جبهه ملی، طرحی را تصویب کرد که به موجب آن طهماسبی با وجود ارتکاب قتل، به عفو رسید.
فردای قتل رزم‌آرا، یعنی در روز ۱۷ اسفند ۱۳۲۹، کمیسیون نفت، پیشنهاد ملی کردن صنعت‌نفت را تصویب و اعلام کرد. قانون ملی شدن صنایع نفتی در مجلس شورای ملی در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۲۹ و دو روز بعد در مجلس سنا در تاریخ ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ به تصویب رسید و نفت ایران از سیطره انگلستان خارج شد.
- پس از این اتفاق، مصدق تبدیل به قهرمان ملی شد و به مهم‌ترین گزینه برای تصدی پست نخست‌وزیری تبدیل شد.
نویسنده: #بهمن_انصاری
پایان قسمت دوم
(ادامه دارد)
اگه این قسمت مثل قسمت قبل استقبال خوبی ازش بشه، به زودی ادامه‌شو می‌نویسم.
لایک و ریتوییت فراموش نشه لطفا ❤️
(هرجا کپی کردید،اسم نویسنده رو از زیرش حذف نکنید. برای نوشتن این رشته‌توییت‌ها وقت و انرژی زیادی گذاشته میشه.)

جاري تحميل الاقتراحات...