📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿
📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿

@_Cinemagraph_

5 تغريدة 13 قراءة Mar 07, 2023
اگر بخواهم سه فیلم ناب بادی‌هارر نام ببرم، بی‌شک "مگس"، این جواهر صیقلی کراننبرگ، یکی از آن‌ها خواهد بود.
کراننبرگ با استفاده از وحشت بدن، پلی می‌زند بین مفاهیم انتزاعی و بنیادینی همچون عشق، زوال، انسانیت، توحش، بی‌رحمی و شهوت.
فیلم خلوتی که با زبان تصویر و فضاسازی، مبهوت می‌کند.
"مگس"، المپیک ایده‌هاست. آنچه که مخاطب قرن ۲۱امی را تا انتها پای این فیلم دهه هشتادی نگه می‌دارد قدرت ایده و مهمتر از آن پردازش و تصویرگری آن است.
اما چرا برای ما جذاب است؟ چون موضوع دستگاه تله‌پورت و آن تکنولوژی اصالت ندارد؛ چرا که نمایش به مراتب مدرن‌تر آن را در سینما دیده‌ایم؛
مسئله این است که این تکنولوژی به‌عنوان تمی ضمنی قرار است نمایانگر رنگ‌باختن مولفه‌های سازنده انسان‌بودن انسان باشد. قرار است تجلی آز و طمعی باشد برای این فقدان.
بدن در سینمای کراننبرگ نمودی معنوی دارد؛ اتفاقا او بدن و جسم فیزیکی را به‌عنوان مولفه اصلی انسان‌بودن جا می‌زند.
در پروسه دگردیسی به مگس، کاراکتر کماکان ادراک انسانی دارد، هوش دارد و با کامپیوترهایش کار می‌کند و از تغییر خود آگاه است. اما دیگر او را انسان نمی‌پنداریم، چرا که که کراننبرگ می‌خواهد بگوید تمام این‌ها بدون ظرف(جسم) انسانی کشک است. بدن و غریزه، مرکب روح است و آن را می‌کِشد.
برای همین در پایان‌بندی، زمانی که کالبد انسانی او به طور کامل مضمحل می‌شود، انقدر تعمدا شوک‌آور و مشمئزکننده تصویر می‌شود. کراننبرگ چیزی که یک‌ساعت‌ونیم نمی‌خواستیم بپذیریم را توی صورتمان می‌کوبد و نهایتا خودِ انسان مگس‌شده، خسته از این تلظی بی‌عاید،تفنگ را روی شقیقه‌اش می‌گذارد.

جاري تحميل الاقتراحات...