198 تغريدة 32 قراءة Jan 17, 2023
ملت عزیز ایران:
آنان که قادرند شخصاً درمیدان‌های نبرد شرکت کنند باید آمادگی خود را به دستگاه‌های مسئول اعلام دارند.
آنان که توانایی حضور درجبهه را ندارند جهاد با مال را جایگزین خواهندکرد.
متخصصان و دانشمندان موظفند در این برهه همه سرمایه علمی را برطبق نیازهای جبهه و جنگ بکارگیرند
این بخشی از پیام ده ماده‌ای ستاد پشتیبانی جنگ بود که در آبان ماه سال۶۶ برای بسیج عمومی کشور منتشر شد. زمانی که مسئولان جمهوری اسلامی به تصور قرار داشتن در موقعیت برتر؛ با استنکاف از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ عزم خود را جزم کرده بودند تا سرنوشت جنگ را با پیروزی نظامی خاتمه دهند.
مقارن با ابتدای این سال
؛ انجام عملیات کربلای پنج توام با پرداخت بهای سنگینی بود. وضعیتی که پس از آن، از ذخایر چیزی باقی‌نمانده؛ تلفات زیاد در رده‌های مختلف و شکل‌گیری مواضع تثبیت‌شده و غیرقابل نفوذ عراق در برابر حملات موج انسانی که عملاً پایانی بر عملیات‌های جنوب شمرده می‌شد.
تامین تسلیحات سخت‌تر شده و تهیه آن با استفاده از بازار آزاد هم بسختی ممکن است. قیمت نفت سقوط کرده و فروش آن هم بسختی ممکن بوده و میزان ارزخارجی در دسترس بسیار کم شده است. نیروی انسانی زیادی در اثر حملات قبلی از دست رفته و جامعه سرخورده وخسته از ادامه جنگ است.
اما هیات حاکمه به همراه سپاه تصمیم به ادامه جنگ دارند و با آنکه همه از وضعیت مطلعند اما کسی جرات مخالفت علنی را ندارد. مخالفت‌ها تنها بصورت قلبی است و در انظار گفته نمی‌شود.
به گفته روغنی زنجانی تامین عملیات کربلای پنج هم با چاپ سی میلیارد تومان پول به دستور آ.خمینی ممکن شده بود.
او می‌گوید که درسال ۶۵ از وضع اقتصادی برای میرحسین موسوی گزارش داده و به او گفته یا باید جنگ را تمام کرد و یا ادامه آن به فروپاشی منتهی خواهد شد. وزیر برنامه و بودجه دولت موسوی معتقدست که موسوی با نظر او موافق است اما نمی‌تواند نظرش را علنی بیان کند.
«در اتاقی که پشت محل برگزاری جلسات هیات دولت بود و اعضای کابینه برای استراحت و یا سیگار کشیدن از آن استفاده می‌کردند، نظرات با صراحت در انتقاد از ادامه‌ی جنگ بود اما در اتاق رسمیِ جلسه صحبت‌ها از آمادگی برای ادامه‌ی جنگ بود؛ با چاشنی آیه، حدیث و شعرهای حماسی.»
«در مجلس نیز همین‌طور بود، تمام نطق‌های پیش از دستورِ نمایندگان در دفاع از ادامه‌ی جنگ بود.» اما خارج از آنجا كه با آن‌ها گفتگو می‌کردی و وضعیت را توضیح می‌دادی آن‌ها هم ادامه‌ی جنگ را نقد می‌کردند؛ «فکر می‌کنم همه درگیر خودسانسوری بودند.»
در سطح جامعه نیز مخالفت‌ها سرکوب می‌شود. کاروانهایی نظیر جبهه تا جماران برای نمایش در سطح شهرها راه‌اندازی می‌شود تا هنگامیکه جبهه ها به بن‌بست رسیده و دورنمایی برای پیروزی نیست با احساسی کردن فضا و خرید وقت و برای بردن به سوی یک عملیات، به جامعه اجازه ابراز نظر ندهد.
جنگ فرسایشی وبه بن بست رسیده. در جنوب دیگر جایی برای آزمون موج انسانی نمانده و هر حمله‌ای پشت موانع عراق باقی میماند. بناچار سعی شد تا با گشودن جبهه غرب تمرکز عراق در جنوب کمتر شود. اما گشودن جبهه جدید نیاز به نیروی و امکانات بیشتری داشت.
عراق که تحمل ادامه برایش طاقت‌فرسا بود و تنها راه پایان جنگ را در بین‌المللی کردن آن و افزایش طرفهای درگیر همراه با فشار بیشتر به اقتصاد ایران میدید،حمله به مراکز تولید و صادرات نفت ایران را دستورکار اصلی خود قرار داد که این حملات باعث صدمه به صادرات نفت و کاهش درآمد ایران شد.
ایران در ابتدای جنگ با نیروی هوایی قدرتمند خود توانسته بود با حمله به مراکز تولید و تلمبه‌خانه‌های نفت عراق صادرات آن را به صفر برساند اما با روند تضعیف و مصرف بی‌رویه نیروی هوایی شرایط به نحوی شده بود که حتی حفظ فضای داخل به سختی ممکن بود.
با توجه به دور از دسترس بودن خطوط لوله عراق؛ ج.ا.ایران که اعتقاد داشت سایر دولت‌های منطقه شرکای صدام هستند به تلافی به خطوط بین‌المللی کشتیرانی در خلیج فارس حمله‌ کرد اما تهدید خطوط کشتیرانی و درگیر کردن سایر دولت‌هاو گسترش درگیری به مقصود عراق در بین‌المللی کردن مناقشه کمک میکرد
توضیحات جزیی‌تر در مورد جنگ نفتکش‌ها قبلا در این رشته توییت آورده‌ شده است که در ادامه این رشته فقط به برخی موارد کلی‌تر آن پرداخته می‌شود ولی جنگ نفتکش‌ها یک قسمت مهم از درگیریهای سال ۶۶ است و دانستن در مورد روند آن برای ادامه بحث ضروری است.
طولانی شدن جنگ و خونریزی‌های بی‌پایان و نبودن افقی برای به انتها رسیدن جنگ همراه با گسترش درگیری‌ها به خطوط کشتیرانی بین‌المللی سرانجام کار را به صدور قطعنامه ۵۹۸ رساند که خواستار توقف فوری جنگ و برقراری اتش‌بس و بازگشت نیروها به مرز و تعیین مسئول آغاز جنگ شد.
جمهوری‌اسلامی که به دلیل غیبت درجلسات شورای امنیت نتوانست نظرات اصلاحی خود را در قطعنامه اعمال‌کند، ابتدا قطعنامه را بدون ضمانت اجرایی تلقی میکرد؛ اما پس از جدی شدن فشار برای اجرا، خواستار تغییراتی دربندها و تعیین متجاوز قبل ازبقیه بندها شد. عراق خواهان اجرا مطابق ترتیب بندها بود
نظام که میتوانست با شرایطی نسبتاً قابل‌قبول و باکسب امتیازات و دستاوردهای مناسب جنگ را خاتمه دهد اما نسبت به وضعیت خود اطمینان زیادی داشت و فکر میکرد میتواند با تصرف نقاط بیشتری حکومت عراق را ساقط کند پس تمایلی به پذیرش قطعنامه نداشت اما نمی‌توانست قطعنامه را رسما رد کند.
پس در موضع رسمی خود اعلام کرد که پیش شرط‌هایی دارد و در مرحله نخست و قبل از آتش بس باید کمیسیونی جهت تعیین متجاوز تعیین شود اما تعیین نتایج مسئولیت تجاوز می‌تواند در مراحل بعدی صورت گیرد. شرایطی مثل مجازات متجاوز و خسارات هم در مراحل مختلف کم یا اضافه شدند.
دکوییار در مذاکراتش با آ.خامنه‌ای در سفر وی به سازمان ملل از او پرسیده آیا ایران نتایج تحقیقات را هرچه باشد؛ میپذیرد؟ آ.خامنه‌ای پاسخ داده است: تصور نمیرودکسی متجاوز را نشناسد. هر نتیجه گیری که غیر از این باشد ایران را وادار به تردید در مورد بیطرفی کمیسـیون خواهدنمود.
آ.خامنه‌ای در نمازجمعه چهارم مهرماه ۶۶ گفت: «تنبیه متجاوزکه شرط اساسی ایران  است گفته شد و اعمال بعضی که که مسئله شناسایی [متجاوز] مقدمه برای تنبیه متجاوز است ونه صرفا شناسایی و فقـط معرفی شورای امنیت کافی نیست بلکه باید
دادگـاه صالحی تشکیل شود تا متجاوز را تنبیه و مجازات کند»
این‌گونه پاسخها ؛ ایران را به عنوان طرفی که مانع صلح است نشان میداد. پافشاری در ادامه حملات در خلیج فارس و همچنین درگیری‌هایی پیش آمده و حمله به مسیرهای بین المللی خصومت را افزایش و هر چه بیشتر ایران را منزوی کرده و طرفهای بیشتری را درگیر و به اتفاق نظر جهانی می‌افزود.
عراق همزمان به شدت حملات خود به تانکرها و زیربنای اقتصادی ایران می افزود. تانکرهای حامل نفت ایران در شمال خلیج فارس و اطراف مراکز بارگیری مورد حملات هوایی قرار گرفته و تاسیسات نفتی و سدها و کارخانجات داخل ایران نیز بمباران میشد که کار را مشکل می‌کرد.
ایران که فاقد توان لازم برای دفع حملات هوایی به خطوط کشتیرانی و بمباران مناطق نفتی و حملات موثر متقابل به اهداف اقتصادی عراق بود حملات متقابلی به خطوط کشتیرانی بین‌المللی انجام داد تا همسایگان و جامعه بین‌المللی را تحت فشار گذارد تا با فشار به عراق باعث قطع حملات عراق شوند.
اما این حملات به خطوط کشتیرانی همراه با مواضع سیاسی سرسختانه که توام با نمایش آمادگی برای حمله زمینی بود باعث انزوای بیشتر می‌شد. کویت نهایتا از سر ناتوانی؛ حفاظت تانکرهایش را به آمریکا سپرد و سایر دولت‌ها هم برای حفاظت از کشتی‌های تحت‌پرچم خود نیروی نظامی به منطقه اعزام کردند.
با بیشتر شدن فشار برای پذیرش قطعنامه، ایران بر حملات خود افزود و از جمله با حمله به بریجتون به مقابله مستقیم با امریکا پرداخت که ابعاد درگیری را افزایش و منجر به حمله به ایران اجر شد. اظهارات بعدی مقامات جمهوری اسلامی نشان از مقابله جویی دارد.
هاشمی در خطبه چهارم مهر می‌گوید:
«آمریکایی‌ها امروز اشتباه صدام راتکرار میکنند ولی روزی خواهدآمد که امریکا واعضای ناتو که امروزمغرورانه به بهانه حفاظت ازحکام مرتجع منطقه ومخصوصا حزب بعث عراق درمنطقه حضور پیدا کرده‌اند مثل امروزحزب بعث عراق دستشان بسوی سازمان ملل وما دراز خواهدشد که برای آتش‌بس به ما التماس کنند»
ج.ا بی‌مهابا در پی مقابله‌جویی و بالابردن تنش بود. هاشمی در جلسه‌ای که همین روز با حضور رضایی و علایی و فدوی تشکیل شد به بررسی طرحهای عملیات دریایی و پاسخ به حمله به"ایران- اجر" پرداخته و برضرورت تسریع درپاسخگویی به حمله امریکا ومشارکت نیروي دریایی ارتش در اقدامات دریایی تأکیدکرد
با سخت تر شدن مواضع ایران ؛ آمریکا هم بدنبال فشار آوردن برای اجرای قطعنامه بود و پروسه قطعنامه دوم یا تحریم تسلیحاتی ایران را پیش برده و به تامین کنندگان اسلحه ایران فشار اورده و از مشتریان نفتی ایران همچون ژاپن و انگلستان و فرانسه میخواست میزان خرید نفت از ایران را کاهش دهند.
و سرانجام رفسنجانی پیش‌شرط همکاری ایران با سازمان‌های بین‌المللی را  تأییـدمتجـاوز بودن عراق قبل از اعلام آتش بس اعلام کرد. «جمهوری اسـلامی ایران تصمیم گرفته است قبل از آنکه عراق به عنوان متجاوز معرفی شود هیچ گونه همکاری باسازمانهای بین‌المللی انجام ندهـد»
«هرکس‌ که مایل است که واقعا درخاتمه دادن به جنگ قـدم بردارد، نخست باید عراق را به عنوان متجـاوز اعلام کنـد. بـا وجود این به دبیرکـل سازمان ملل متحـد اعتماد داریم و به وی گفته ایم حاضـریم روی این مبنا [معرفی متجاوز] همکاري کنیم.»
« ایران برای مقابله باحوادث احتمالی درخلیـج‌فارس برنامه های متناسب دارد و اگر تحرکات در همین حدفعلی باشد، عکس‌العمل ما نیز در همین حـدخواهـد بود، ولی چنانچه درگیری وسـیعتر شود، طبعاً ما هم به همان میزان عکس‌العمل نشان میدهیم.»
«ما بنا نـداریم‌ برای بـدترشـدن اوضاع درخلیـج فارس پیشقـدم شویم. اما اگرجلوی صـدور نفت ما را درخلیـج فارس بگیرنـد، ما هم جلوی صدور نفت شرکای عراق را میگیریم و برای اینکار وسایل و ابزارلازم را دراختیار داریم.»
upi.com
تهدیدات انجام شده سطح اقدامات متقابل را بالا برده و جبهه های جدیدی را می‌گشود. بریتانیا سه دفتر خرید تسلیحات ایران در لندن را بست و آمریکا صدور قطعنامه بعدی تحریم را جدیتر گرفت. شوروی هم برای باز کردن جاپای خود در منطقه خواستار پوشش نفتکشها تحت پرچم سازمان ملل در خلیج‌فارس شد.
ایران مین ریزیها در خلیج فارس را بیشتر کرده و حملات زیادی با قایق‌های تندرو به کشتی‌ها انجام می‌داد. مزاحمت هایی هم برای کشتی‌های جنگی انجام می‌گرفت و حملاتی به تانکرهای در فاصله نزدیک به آنها انجام میشد. شایعاتی از استقرار موشک‌های سیلک‌ورم در نزدیکی تنگه هرمز پخش شده بود.
تحت تاثیر مواضع سیاسی و همچنین گسترش حملات ایران به کشتی‌ها ؛ سنا نیز اصلاحیه‌ای با اکثریت آرا را تصویب کرد که به نیروی دریایی آمریکا اجازه می‌داد هر کشتی ایرانی را که مانع عبور یک کشتی حامل یکی از اتباع آمریکا گردد، غرق کند.
congress.gov
این همراهی در زمانی بود که پیش از این دولت آمریکا برای گرفتن مجوز تمدید حضور ناوگانش در خلیج فارس و همچنین میزان اختیارات جنگی رییس‌جمهور با کنگره دچار مشکل بود.
برخی منابع خبری هم گزارش کردند امریکا تهدیدکرده درصورت ادامه عملیات مین‌گذاری ایران، به کشتیهـا و بنـادر ایرانی حمله و امریکا هر کشتی ایرانی حامل مین را غرق خواهدکرد و دیگر به انتظار غافلگیر ساختن آنها درحین انجام عمل مین‌گذاری نخواهد نشست. اما یک سخنگوی آمریکا خبر را تکذیب کرد.
در این زمان تمرکز حملات ایران به کشتی‌ها بیشتر در حوالی ابوموسی بود که باعث شد تهدیدات متقابل نظامی هم مطرح شود.
برخی اخبار حاکی از احتمال مین گذاری سواحل و یا حمله به جزایر مطرح شده بود که باعث شد دبیرخانه شورای عالی دفاع دستور تقویت دفاع جزایر را به ستادمشترک بدهد.
شورای عالی دفاع احتمال اشغال جزایر را بالا برآورد کرده بود. «امکان تحرکات نظامی دشمن علیه سه جزیره ابوموسـی، تنب بزرگ وکوچک و اشـغال آنها بسـیار زیاد میباشد، لذا مقرر فرمایید سریعاً اقدامات لازم را درخصوص حفاظت و دفاع ازجزایر مزبور به عمل آورنـد.»
هاشمی در هفتم مهر گفت:«گرچه بعیدمیدانیم که امریکاوحامیانش آنقدر احمق باشندکه جرات مقابله مستقیم بارزمندگان شـهادت‌طلب وجان‌برکف ما را به خود بدهند، ولی اینفرض ناممکن نیست و احتمال وقوع این رویارویی وجوددارد. ج.ا باتوجه به این احتمال خودرابرای مقابله بارویارویی مستقیم آماده کرده»
ازسوي دیگر اعلام شـدحـدود سی شـرکت نفتی که برای امریکا، انگلستان و فرانسه نفت میخریدند، از دو هفته پیش از خریـدنفت ایران خودداری کرده‌اند. در پی این تصـمیم، در بـازار نفت ایران رکود ایجـادشد.
[به دلیل تخفیف‌های بالا و سود چشم‌گیر، شرکت های امریکایی هم نفت ایران را خرید می کردند]
شورای امنیت تصمیم گرفت تا تصمیم گیری در مورد قطعنامه تحریم تسلیحاتی را به تعویق انداخته که به دبیرکل فرصت دهد تا مذاکرات مجددی با طرفین انجام دهد.
برخی منابع هم خبر از طرحی دادند که همزمان با تشکیل هیئت تعیین اغازگر جنگ، آتش بس برقرار میشود و نیروها به پشت مرزها بازمیگردند.
هاشمی در نمازجمعه دهم مهرماه به صریحترین نحو در مورد احتمال وقوع درگیری با امریکا خبرداد:«ما به احتمال قوی و عقلایی در جبهه دیگری در جنوب کشورمان در خلیج فارس و سواحل جنوب در آینده‌ای نه چندان دور درگیر خواهیم شد. بنابراین باید بخشی از نیروها را برای چنین درگیری آماده نگهداریم.
تاکنون جنگ ما با عراق درجبهه‌های غربی بود و ما نیروی کمتری را احتیاج داشتیم، اما اکنون به احتمال قوي بایدبخشی از نیروهای خود را درخلیج‌فارس به کار گیریم. همه جوانهایی که دوره دیده اندامروز بایـدحرکت کنند و درجبهه حضور یابندتا درصورتیکه تحولاتی روی‌داد از نظر نیرو در مضیقه نمانیم
و بتوانیم جواب مناسبی به امریکا بدهیم.
این هشداری صریح است و نیاز به زبان دیپلماتیک نمی بینم. حرفهای مارا جدی تلقی کنید و تهدید به حساب نیاورید.
پیروزی بر عراق برای ما شیرین است اما لذت جهاد با ریشه کن کردن کفر و عاملیکه عراقیها را برای جنگ با ایران تحریک کرده شیرینترخواهدبود.
ماترجیح میدهیم دراین رویارویی تحمیلی که ماخود آغازگر آن نبودیم کسانی‌را هدف گلوله قراردهیم که نابودی آنان، آسایش رابرای سایر ملت ها به ارمغان میآورد.برای ما امروزهیچ هدفی شیرینتر ومطلوب تر و اسلامی‌تر ازجنگیدن درمقابل تهاجم امریکاییها نیست.بوی حرکت اول جنگ ازسوی امریکاییها میآید»
در ۱۱ مهر و روز بعد از سخنان هاشمی تحرکاتی در خلیج فارس صورت گرفت که ایران آن را بصورت رسمی مانور آزادی جزیره نامید که تجمع قایق ها در اطراف جزیره خارک به منظور نشان دادن آمادگی دفاع از خارک و منابع نفتی حوزه خلیج فارس بوده است.
اما اخبار غیررسمی حکایت دیگری را بیان میداشت.
کشتی سرفرماندهی لاسال که مشغول اسکورت نفتکش ها بود یکباره عملیات خود را قطع کرده و به سرعت عازم شمال خلیج فارس شد و جنگنده‌های عربستان و آمریکا هم  از پایگاه های خود برفراز خلیج فارس به پرواز درآمدند.
منابع خبری از حرکت حدود ۴۰ تا ۶۰ قایق ایران به سمت خفجی عربستان خبر دادند.
این حمله توسط امریکا ردیابی شده وبا اطلاع فرماندهی نیروی دریایی ایالات متحده و عربستان دستور پرواز جنگنده ها از ظهران صادر که در ارتفاع پایین روی سر قایق ها پرواز کرده و همزمان به تهران نیز اخطار می شود که حرکت کشف شده که ایران دستور لغو عملیات را میدهد.
apnews.com
این عملیات بصورت رسمی از سوی ایران و عربستان و کویت تکذیب شد.
اظهارات علایی در جلسه فرماندهان نیروی دریایی سپاه نشان می‌دهد که این عملیات به جهت رهایی از زیر فشار سنگین نظامی و دیپلماتیک و مقابله با تحقیر جمهوری اسلامی به جهت سکوت در برابر تحمل ضربات مداوم طراحی شده بود.
«مدتی است که ابتکار ازدست ماخارج شده است. پاسخگویی به شرارت‌های عراق ضعیف شده ودرمجموع دشمن جسارت پیداکرده و خلیج فارس رامحلی برای فشار اساسی به جمهوری‌اسلامی ومیدانی برای تحقیر قدرت آن تلقی می‌کند. همه اتکای مردم و مسئولان به نیروهای شهادت طلب و حزب الله است که وارد کارزار شود.
حضور آمریکا و شش کشور عضو ناتو صحنه را دگرگون میکند زوار ما را در کنار خانه خدا کشتند. قول انتقام دادیم؛ کاری نکردیم،کشتی ما را زدند و غرق کردند و نیروهای ما را مجروح و اسیر کردند؛ قول انتقام دادیم، عراق شرارت کرد،کشتی و منابع ما را زد قول مقابله به مثل دادیم ولی نکردیم.
ما دروضعیتی قرار داریم که مجبوریم درگیر شویم یعنی آنها درگیر شدند آمریکایی‌ها با اسم اتخاذ استراتژی فشار همه جانبه در تلاش برای تسلیم جمهوری‌اسلامی هستند و عمده‌ترین فشار را در خلیج فارس می آورد. برای قطع صدور نفت ما تمام کشورها را وادار کردند که نفت ما را نخرند.
۲۰روز است نفت ما را نمی‌خرند. در لارک ۲۰ میلیون بشکه داریم؛ نمیخرند. توطئه وسیع و گسترده است. باید از بن بست خارج شویم. باید توان خود را اضافه کنیم و ضربه وارد کنیم..... این کار اگر چه موفق نبود و یک مانور بسیار خوبی بود که با پی بردن ضعف های خود برای ادامه کار مفید است»
سطح تنش به سرعت در حال افزایش بود و باعث میشد که طرح های سختگیرانه تری علیه ایران مطرح شود. یونایتدپرس گزارش داد که پنتاگون و وزارت خارجه و شورای امنیت ملی درباره طرح محاصره دریایی ایران در خلیج فارس به سرپرستی سازمان ملل متحد به توافق رسیدند.
این عملیات که جستجوی انتخابی و توقیف توصیف شده کشتی‌های آمریکایی و متحدین را مجاز به بازرسی کشتی‌های حامل سلاح شناسایی شده و مصادره سلاح را میسازد. سخنگوی پنتاگون از تایید یا تکذیب طرح امتناع کرد اما رجایی خراسانی گفت متعجب نخواهد شد اگر آمریکا دست به این اقدام بزند.
در شانزدهم مهر درگیری دیگری در نزدیکی جزیره فارسی اتفاق افتاد سه قایق تندرو به همراه یک قایق توپدار ایران در حوالی جزیره فارسی در حالیکه به سمت پایگاه سیار نیروهای آمریکایی در حال حرکت بودند با هلیکوپترهای آمریکایی درگیر شدند که یک قایق غرق شده و دو قایق دیگر آسیب دیدند.
پس ازدرگیری های جزیره فارسی، رضایی در ابلاغی به قرارگاه خاتم، خواهان آن شد که مسئولیت کنترل و بهره برداری جزیره تنب‌بزرگ به سپاه واگذار و نمایندگان سپاه در سایت نوروز وفروزان و جزیره فارسی و مراکز فرماندهی نداجا در بوشهرو بندرعباس وتهران ؛ مستقر و از امکانات ارتش بهره‌برداری کنند
در تلاشی برای واکنش مثبت به خواستهای ایران؛ پنج عضو دائم درباره دستور‌العمل جدیدی به توافق رسیدند که برمبنای قطعنامه ۵۹۸ اختیارات بیشتری برای مذاکره باطرفین به دبیرکل داده شده و او میتواند درباره تشکیل یک کمیسیون تحقیق و تعیین کننده آغازگر جنگ قبل از برقراری اتش‌بس مذاکره کند.
بر اساس طرح جدید ؛ دبیرکل به دو طرف پیشنهاد کرد که همزمان با رعایت آتش بس از طرف ایران و عراق یک هیئت رسیدگی نیز تحقیقات خود را با هدف تعیین متجاوز در جنگ ایران و عراق آغاز کند. او دو هفته به دو طرف فرصت داد تا پاسخ خود را اعلام کنند.
گمان می‌رفت با برآورده شدن خواست ایران درطرح دبیرکل و تا زمان مشخص شدن سرانجام پاسخ دوطرف اوضاع کمی آرام شود اما تهران تنش را تشدید کرد. حمله موشکی به دو نفتکش کویتی در آبهای این کشور باعث شد تا بار دیگر حرارت منطقه بالا رود و خطر گسترش جنگ به کشورهای همسایه عملا آشکار شود.
طرح های مختلفی برای تلافی پیشنهاد شد از جمله مین‌ریزی بنادر ایران و یا حمله به سکوهای موشکی داخل خاک ایران و یا غرق یک کشتی و حمله به جزیره فارسی.
کاخ سفید طرح حمله به سکوهای رشادت را در نظر گرفت تا با مانع شدن از وارد آمدن تلفات، باعث مطرح شدن دوباره اختیارات جنگی در کنگره نشود.
اقدامات بعدی هم نشان میداد که ایران درگیری را حتمی میداند.
محمد فروزنده رئیس ستاد کل سپاه در جلسه‌ای با مسئولان نیروی دریایی سپاه گفت «ما با آمریکا درگیر می شویم بروید تدابیر لازم را اتخاذ کرده و و سخت برخورد کنید.
واقعیت این است که آمریکا با ما درگیر میشود و دنبال قطعنامه ۵۹۸ است که با فشار ما را تسلیم کند و نیروی دریایی تنها امید برای مقابله با آمریکاست آقای هاشمی دستورالعمل ابلاغ کرده و به نیروی دریایی در فاو و ماهشهر و بوشهر و بندرعباس  آماده باش کامل و آمادگی زمینی داده است.»
هاشمی در جلسه با نیروی دریایی سپاه تصمیماتی برای تقویت جزایر فارسی سیری و ابو‌موسی گرفت و قرار شد که با اعزام نیروهای زمینی به جزیره سیری دفاع زمینی آن تقویت شود.
احتمال حمله آمریکا به جنوب جدی تلقی شد و استانداری هرمزگان اعلام کرد که برای ساخت سنگر نیاز شدید و فوری به گونی دارد.
استانداری بوشهر اعلام آماده‌باش و وضعیت فوق‌العاده داده بود به صورتی که حتی یک بیمارستان جدیدالاحداث در گناوه سریعاً تجهیز شده و به مرکز درمانی اضطراری تبدیل شده بود.
در بندرعباس نیز از بیم بمباران هوایی امریکا طرح های تخلیه و انتقال به بنادر کوچک مجاور پیش‌بینی شده بود.
همزمان با تشدید بحران؛ پروازهای هواپیماهای آمریکایی در این دوره بر روی مناطق جنوبی در چابهار و بندرعباس و میناب و لاوان و سیری انجام می‌شد. شایعات تایید‌نشده‌ای هم در مورد اهواز بود.
اما بر روی چابهار پروازهای متعددی گزارش شده که حتی رجایی خراسانی هم نسبت به آن اعتراض می‌کند.
بین مهر تا نیمه آبان، هفت گزارش پرواز هواپیماهای امریکایی تنها روی چابهار داده‌شده. بطورمثال:
در ۷ مهر پنج‌فروند اف-۱۶ در دو دسته ارتفاعهای بالا و پایین مانور دادند.
در ۲۵ مهر پرواز یک فروند هواپیما ۲۰ دقیقه ادامه داشت
در ۳۰ مهر هفت فروند در ۴نوبت با ارتفاع‌های مختلف پرواز کردند.
علاوه بر حملات عراق، فشار آمریکا در جنوب زیاد شده و خطر محاصره بنادر و بسته شدن صادرات و واردات جدی شده بود.
برای مقابله موافقتنامه همکاری با همسایه‌ها در دستورقرار گرفت که زمان قطع دسترسی به جنوب؛ واردات و صادرات کالا از طریق خطوط آن کشورها انجام گیرد.
موسوی در این‌باره می گوید:
سیاست ما این است که بخش عظیمی ازصادرات خودرا ازطریق خط لوله نفت خام ازطریق دریا به خاك شوروی صادر و برای کاهش حجم واردات کالاهای موردنیاز، سعی‌مان این است که از اتکا به بنادرخلیج فارس بکاهیم و ازطریق دریای سیاه درشوروی و بنادر بلغارستان نسبت به ورودکالاهای مورد نیاز اقدام کنیم.
به منظور تسهیل امر انتقال از طریق شوروی موافقتنامه برای کشتیرانی در دریای خزر منعقد شد تا کشتی‌های ایرانی بتوانند به بنادر شوروی تردد کنند.
پاکستان هم موافقت کرد که ایران برای وارد کردن کالا از کراچی و بندر قاسم استفاده کند.
همچنین موافقت‌نامه‌هایی با ترکیه و شوروی و پاکستان امضا شد تا ایران بتواند از پالایشگاه‌های انها استفاده کند و نیمی از فراورده های مورد‌نیاز از این طریق تامین شود.
مذاکراتی نیز با ترکیه صورت گرفت تا با احداث خط لوله، صادرات نفت از آن طریق انجام شود.
علی‌رغم براورده شدن نظر جمهوری اسلامی در تعیین و آغاز بکار کمیته تعیین متجاوز، در آستانه ضرب الاجل نرمشی در لحن مقامات دیده نمیشد. یک بولتن وزارت خارجه نشان می‌دهد که نظام، حسن‌نیت دبیرکل در اجرای دوگام همزمان را مبتنی بر ضعف ارزیابی و دلیل بر توانایی اخذ امتیازات بیشتر دانسته:
" از آنجا که همزمانی کار کمیته اعلام عراق به عنوان متجاوز و رعایت آتش‌بس از نظر دبیرکل و همچنین شورای امنیت قبلا مورد قبول واقع شده طرح ارتباط‌های منطقی مشابه بین سایر بندها از نظر زمانی تضادی با قطع‌نامه ندارد."
هاشمی طی سخنانی موضع را روشن کرد:
«باید در میدان‌های نبرد اقدام قاطع کنیم و دیگر راه‌ها از فتح منشعب می شود و کار مجامع جهانی پس از یک ضربه قاطع در میدان نبرد خواهد بود.
اگر عراق از ابتـدا به عنوان متجـاوز اعلام و مجـازات میشـدجنگ به این مراحل نمیرسـید.
و پیداست که آنهاسوء نیت دارند و از همین تحولات خلیج فارس سوءنیت آنان پیداست.
ما اعتقاد داریم تا آنان ما را قوي و غیرقابل عقب نشـینی نداننـد، تسـلیم حق نخواهنـد شـدو اگر به این امید صبر کنیم که آنها سـرانجام انصاف را رعایت کنند، اشـتباه میکنیم.»
ولایتی وزیرخارجه نیز طی نامه‌ای پاسخ رسمی جمهوری اسلامی به طرح دبیرکل را اعلام کرده و همزمانی آتش‌بس و کمیته تعیین متجاوز را رد کرده و عقب نشینی را هم تنها به عنوان گام آخر  قابل قبول دانست.
«اعلام عراق به عنوان آغازگر این جنگ، به عنوان نخستین گام درراه رسیدن به یک صلح عادلانه وپابرجا همچنان به قوت خود باقی است و ایران استقرار آتش‌بس رادومین گـام میپندارد و تنهاپس ازبه اتمام رسیدن نتایج اقدامات مربوط به مشخص‌کردن آغازگرجنگ به ویژه غرامت‌، به عقب‌نشینی مبادرت مینماید»
به این ترتیب ایران این فرصت را رد کرده و با طولانی کردن مذاکرات و ادامه وقت‌کشی، بسوی گزینه نظامی برای تعیین سرنوشت جنگ رفت درحالیکه میدانست یک رویارویی دیگر هم با امریکا و متحدینش در خلیج فارس در پیش دارد که احتمال زیادی دارد به برخورد نظامی منتهی شود.
این خلاصه‌ای از وضعیت و منازعات موجود بود. جمهوری اسلامی با علم به وضعیت نامطمئن جنگ قصد ادامه آن را داشت و در این راه حاضر بود تا شروع درگیری نظامی با امریکا جلو رود.
آیا توان ادامه جنگ قبلی و شروع یک درگیری جدید را داشت و آیا علائمی برای ارزیابی وضعیت در اختیار تصمیم‌گیران بود؟
برای پاسخ به این سوال این مساله را در دو بخش باید بررسی کرد. ابتدا باید دید که وضعیت اقتصادی و درآمدهای حکومت به چه میزانی است و توان جوابگویی ادامه جنگ و شروع درگیری دیگری را دارد ودر بخش دوم وضعیت نیروی انسانی حاضر را خواهیم دید.
الف-به عنوان اصلیترین منبع درآمد، تولید و صادرات نفت ایران زیر فشار مداوم قرار داشت و با تحریم خرید و کاهش تولید و مشکلات انتقال و فروش مواجه بود. نفت ارز مورد‌نیاز برای ادامه جنگ و فراهم اوردن سلاح و همچنین تهیه مایحتاج کشور و همچنین فراهم آوردن سلاح را تامین می‌کرد.
حملات عراق به تاسیسات نفتی صدمات زیادی وارد میآورد بطوریکه در ۲۴ آبان گزارش شد که در نتیجه بمباران تأسیسات نفتی مناطق جنوب در طی تنها چندروز از مجموع ۲/۸ میلیون بشکه؛ تولید روزانه به میزان ۷۰۰ هزار بشکه کاهش یافت که ۴۵۰ هزار بشکه آن مربوط به تأسیسات بهره‌برداری گچساران بود.
با خودداری ایران از پذیرش قطعنامه مشتریان نفت ایران نیز برای اعمال فشار شروع به تحریم خرید کردند و صنعت نفت علاوه بر مشکلات تولید و انتقال، حالا در بازاریابی و فروش نفت هم دچار مشکلات عدیده شد.
ریگان در چهارم آبان ماه دستور تحریم واردات و صادرات از ایران را امضا کرد.
فرانسه نیز  واردات نفت از ایران را ۹۰ درصـد کـاهش داد و از شـرکت هـای فرانسوی خواست خریـد نفت از ایران را متوقف کننـد (۲۱ مهر) این درحالی بود که در تیرماه ایران در رده اول صادر کنندگان نفت به فرانسه بود.  
ژاپن هم تا نوامبر میزان خرید خود را تا یک سوم کاهش داد.
یک بولتن محرمانه سپاه در آبان ماه گزارش داد: «میزان تولید نفت خام ایران در ماه گذشته روزانه حدود ۲ میلیون بشکه در روز برآورد میشود که در مقایسه با اوج تولید در چندماه پیش که ۲/۸ میلیون بشکه بود حدود ۳۰٪ درصـدکاهش یافته است.
ظرفیت پالایش به دلیل حملات هوایی عراق تـاحدود یک سوم در اوایل سالجاری کاهش یافت و این امر موجب شد روزانه ۲۰۰ هزار بشکه فرآورده های نفتی ازخارج واردکشورشود. ضمن انکه اعلام تحریم واردات امریکا از ایران ... ضربه شدیدی بر عملیات بازاریابی نفتی ایران به ویژه در اروپا وارد نموده است»
ایران که با مشکل در فروش نفت مواجه بود بناچار مقادیر عظیمی را در تانکرهای شناور ذخیره میکرد. اکونومیست در نوامبر گزارش کرد که ایران بیست میلیون بشکه نفت خود که در رتردام و تانکرهای شناور در آب‌های اروپا ذخیره کرده که قادر به فروش آنها نیست.
بی بی سی هم گفت که سطح صادرات نفت ایران احتمالا به ۱/۴۰۰ میلیون بشکه در روز رسیده است. گزارشات حاکی از تخفیف های دو تا سه دلاری ایران برای نفت است.
لویدز هم گزارش داد که میزان صدور نفت ایران در سپتامبر به ۱/۷-۱/۸ بوده که طی ماه اکتبر به ۱/۵ - ۱/۶ کاهش یافته است.
مشتریان نفتی ایران نیز همواره با خطر حملات هوایی مواجه بودند. ایران برای تداوم صدور نفت باتحمل هزینه اضافی؛یک سرویس حمل مرکب از ۳۰-۲۶ تانکر بوجود آورد که نفت را از داخل خلیج‌فارس بارگیری و در دهانه خلیج فارس به مشتریان تحویل میداد که این تانکرها هم با حملات مداوم عراق روبرو بودند
سوری مسئول امور نفتکش‌های وزارت نفت در گفتگو با رضایی می‌گوید«مقدار نفت فروخته شده به طرف ها و شرکت های آمریکایی حدود روزانه ۴۰۰ هزار بشکه بود که بعد از تحریم خرید نفت از طرف امریکا مسکوت مانده و حتی ارائه تخفیف‌های قابل‌توجه به خریداران آمریکایی کارساز نبوده است.
ژاپن نیز در پی فشار آمریکا ٪۴۰ از خریدهای نفتی خود از جمهوری اسلامی را کاسته است و برخی کشورهای اسکاندیناوی از جمله سوئد نیز با تشبث به بهانه هایی خریدهای خود را به ۵۰ درصد تقلیل دادند به فرانسه نیز ۱۵۰هزار بشکه فروخته میشد که اکنون بطور جدی روی تحریم عمل می کند
کشورهای اسکاندیناوی به بهانه آلوده بودن نفت ایران از خرید خودداری می کنند و می‌گویند نفت ایران پالایشگاه‌های ما را خراب میکند علی‌رغم پذیرش هزینه خسارت وارده به پالایشگاه آنها در اثر آلودگی نفتی ایران به وجود بیاید آنها ۵۰ درصد خرید خود را کاهش داده اند»
سوری درمورد ناامنی در تحویل نفت به نفتکش ها گفت«برای حل این مسئله آقای هاشمی پیشنهاد کرد که انتقال نفت به جاسک و تحویل به نفتکش ها در آن مکان بررسی شود اما مهمترین آن افزایش هزینه به دلیل طولانی شدن ۲۰۰ کیلومتری مسیر این هزینه اضافی سالانه ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون دلار برآورد شده است»
«وزارت نفت برای مقابله با این تحریم به کرایه سی کشتی با ظرفیت مجموعا ۹۰ میلیون بشکه اقدام نمود که قرار است بعد از بارگیری به بندر روتردام ( یکی از بازارهای عمده فروش نفت)  انتقال داده و به فروش برساند.»
او فروش واقعی نفت ایران را یک میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه در روز اعلام می‌کند.
به گفته وی در پی افت فروش نفت و عدم استخراج آن از چاه ها تولید گاز سوختی نیروگاه برق که همراه با استخراج نفت به دست می آید دچار وقفه گشته و نرسیدن سوخت مورد نیاز به نیروگاه ها موجب افزایش خاموشی ها در سطح شهرهای بزرگ از جمله تهران گردیده است.
او می گوید در گزارشی که آقازاده وزیر نفت درباره آثار توقف صدور نفت ایران به هیئت دولت داده؛ آمده که در صورت توقف نفت تولید تمام کارخانجات متوقف می شود ۸۰ درصد خودروها از حرکت باز می مانند قطارها به ندرت قابل حرکت هستند قادر به حرکت هستند هواپیما ها با مشکل جدی سوخت روبرو میشوند.
کاهش درآمدها؛ جمهوری اسلامی را با مشکلات زیادی مواجه کرده بود که تبعات ان به جامعه و همچنین جنگ رسیده بود.
موسوی می‌گوید:
«پس از مسـئله جنگ اولویت‌ها متوجه مواد غذایی و دارو است و ما نمیتوانیم برای مصارف زندگی لوازم خانگی بیشتری تولید و یـا وارد نماییم
البته مـامیدانیم که کمبودهایی درجامعه هست که بایـدجبران شود لیکن با وضع فعلی این امر مقـدور نیست؛ مثلا ما در سال گذشـته فقط ۳۰ میلیون دلار براي واردکردن مواد  اولیه پودر لباسشویی اختصاص دادیم، درصورتیکه میبایست این رقم ۲۱۰ میلیون دلار میبود.»
موسوی در گردهمایی فرمانداران هم می‌گوید « سال گذشته درآمد دولت از طریق نفت به کمتر از ۶ میلیارد دلار کاهش یافت که اگر با درآمدهاي ۲۷-۲۶ میلیارد دلاری مقایسه شود می بینیم اختلاف چقدر فاحش بوده است.»
کاهش چشم‌گیر رقم تولید نفت ایران در حالی بود که عراق در ۱۹۸۷ قادر به تولید ۲/۷ میلیون بشکه نفت بود در حالیکه سهمیه اوپک آن ۱/۷ میلیون بشکه بود. همزمان عراق درحال تکمیل خط لوله بعدی خود از ترکیه بود که پیش بینی میشد تا پایان ۱۹۸۸ به بهره برداری برسد.
برای عینی شدن وضعیت؛ وزارت صنایع‌ سنگین در پاسخ به خبری درمورد کمبود پروفیل می‌گوید علت کاهش شدید تولید از حدود یک میلیون تن درسال۶۳ به صدهزار تن درسال ۶۶ کاهش درآمد ارزی است و تولید فولاد برای رسیدن به سطح سال ۶۳ حداقل نیاز به بیش از ۳۵۰ میلیون دلار ارز دارد که اکنون ممکن نیست.
کاهش درآمد دولت و کمبود منابع ارزی و  باعث کاهش بودجه بخش‌های مختلف شده بود که اثرات این مساله به سپاه هم رسیده وباعث شده بود که هزینه کردن به روال سابق سخت‌تر شود که این باعث اعتراضاتی درآنها شده بود که به هزینه‌های بی‌حساب و بدون نظارت عادت کرده بودند.
شمخانی در قرارگاه میگوید
«پارسال سال شکوفایی یگانها بود ولی امسال خبری نیست...امسال اوضاع یگانها بدتر از پارسال است، وضع دولت و انبارها نیز مثل یگانهاست؛ آنچه ما پارسال استفاده میکردیم ازانبارها بود ولی امروز (وسایل ومهمات و...) ازکشتی به خط میآید که آنهم به اندازه کفاف نیست.
نمیشود انتظار یگانها مثل سال قبل باشد. نمیشود انتظار اعزام نیرو مثل سال گذشته را داشته باشیم.
اگر توقف کنیم دشـمن تقویت شده و باقی خواهد مانـد. یگانها بایدتحول ایجادکنند و [در انجام تحول] مسابقه بدهند.»
فرماندهان از کمبود بودجه و امکانات گلایه می‌کنند. موارد کمبود از کمترین اقلام مانند پوتین و بخاری تا گریس و ضدیخ و امکانات تغذیه و... تا مهمات را شامل می‌گردد. حتی نواحی ومناطق سپاه که در پشت جبهه قرار دارند با نامه نگاری های متعدد خواستار اعتبار شده و از تقلیل آن گلایه دارند.
سپاه قصد عملیات در جبهه غرب را دارد اما قادرنیست امکانات انفرادی و پشتیبانی آنها را که متفاوت از جنوب است تامین کند.
رزمنده‌ای که در زمستان قصد عملیات در مناطقی دارد که نیمی از سال پوشیده از برف است نیازبه تجهیزات انفرادی بیشتر و پشتیبانی موثرتر یگان در مناطق صعب‌العبور دارد
در حالیکه کمبود وسایط نقلیه و جاده‌های محدود و کندی عملیات اجازه آن را نمی‌دهد.
رضایی:«ما گفتیم در آذر ماه بیش از ۵۰ گردان نفرستند زیرا به جز پوتین و لباس مشکل مهمات هم داریم کشور تا یک میزانی می‌تواند امکانات را تامین کند و یگان ها نیز به یک حد مشخص قادرند نیرو بپذیرد»
وقتی فرماندهان یگانها ازجمله مشکلات آماده‌سازي منطقه برای عملیات را کمبود وسایل مهندسی اعلام کردند، مسـئول مهندسی نیروي زمینی سپاه (علیرضا عندلیب) می‌گوید:«آقای شمخانی بنده گواهی میدهم که اگر زمستان بخواهیم اینجا بمانیم، یگانها هیچ چیز ندارندو ما هم چیزی نداریم که به آنها بدهیم»
در جلسه ۸ مهر قرارگاه عملیاتی غرب
مسـئول مهندسـی منطقه (علی اکبر انگشت باف) درباره علت آسـفالت نشدن جاده های منطقه می‌گوید:«مشکل کمبود قیر است. عراق پالایشـگاه تبریز را زده است و تنها پالایشـگاه شـیراز قیر دارد که آقاي سعیديیکیا (وزیر راه) بسـیج کرده کـه قیر را بـه منطقـه برساند»
سپاه در مورد بودجه خود نیز دچار مشکل شده بود. بعد از سالها هزینه بدون نظارت، به تنگنا افتادن دولت در تامین ارز باعث شده بود که ظاهراً سختگیری بیشتری در هزینه کرد ها صورت گیرد.
در این رابطه؛ اولین مشکل سپاه آن بود که بودجه در محل خود هزینه نمیشد. همچنانکه محمد فروزنده در اظهاراتش خطاب به فرماندهان سپاه معترف است و از جمله مشکلات را صرف بودجه در موارد غیر مشخص دیگر مثلا هزینه بودجه حقوق یا مواد غذایی جهت ساختمان‌سازی می داند.
نبود تشکیلات و سازمان هم بر ابهام بودجه اضافه می‌کند که متغیر بودن ان باعث مبهم بودن هزینه ها می شود. فروزنده پیشنهاد می‌کند تشکیلات ثابت ایجاد شود که مثلا چهارصد گردان نیروی سازمانی مشخص شود که دارای حقوق ثابتی در ماه هستند و بر اساس آن می‌توان بودجه معین گرفت.
تشکیل یگانهای خلق‌الساعه و بدون امکانات و همچنین هزینه های بیرون نظارت  هم از دیگر مشکلات است بطوریکه به گفته فروزنده پرداخت بودجه ملزم به حسابرسي شده و کمیته ای مرکب از پنج عضو کمیسیون دفاع و پنج عضو کمیسیون بودجه بر آن نظارت دارند.
هاشمی در پاسخ به گلایه فرماندهان در مورد کمبود امکانات می گوید«مثلا سپاه می آید یگان درست می کند که به مدت یک روز یک جا باشد آنوقت برای آن امکانات می خواهد» و مستقیما خطاب به شمخانی می‌گوید«واحد تشکیل ندهید و اگر دادید باید امکانات بدهید»
غمخوار می گوید که روغنی زنجانی وزیر برنامه و بودجه به احمدپور از معاونان وزارت سپاه گفته که «روی نحوه خرج‌کردن سپاه حرف داریم » و در مورد تصرف محل ها و اماکن گفته است «شب صبح می‌شود یک جا را می‌گیرید.»
قربانی فرمانده لشگر کربلا از کمبود امکانات گلایه می‌کند و خواستار آوردن امکانات شهرها به جبهه می‌شود. هاشمی در پاسخ می‌گوید« با این وضع اقتصادی که پولی اصلا درخزانه نیست. در چنین شرایطی ما ۵ میلیارد تومان بی حساب و کتاب از خزانه دادیم به سپاه که مشکلات یگانها را حل کند.»
«در جلسه‌ای که با استاندار مازندران داشتیم، گزارش داد از دوسال پیش تاکنون ۱۵۰۰ دستگاه ماشین ازامکانات استان به این لشگر داده شده و لشگر اینقدروضعش خوب است که ده میلیون تومان بابت خریدپسته پرداخته است.
به رفسنجان هم که رفتم لیستی که درمورد کمک به لشگر ۴۱ثارالله دادند چیزعظیمی بود»
ب- استعداد نیروی انسانی
ایران در جبهه جنوب به بن‌بست خورده بود. تصمیم بر آن بود ضمن نگهداشتن یک قسمت مهم از نیروها در جنوب؛ یک عملیات بزرگ در غرب انجام شود که بدینوسیله تمرکز عراق را بهم بزند و باعث انتقال قسمتی از نیروهایش،به جبهه شمالی شود‌ تا باعث تضعیف جبهه جنوب شود.
از آنجا که از دید ایران اهداف مهم و قابل دسترس همه در جنوب بودند قرار بود حین پیشرفت عملیات غرب، در مناطق هور و فاو و شلمچه عملیات‌های شناسایی انجام و محورهایی برای حمله تعیین شود تا به محض تضعیف، حمله‌ای از جبهه جنوب انجام شود تا در نبود قوای مدافع عراق شانس موفقیت داشته باشد.
با انتخاب فاو به عنوان محل عملیات بعدی باید یک تجمع نیروی بزرگ در انجا انجام میشد و همچنین مقادیری با مقیاس کمتر در شلمچه به عنوان عملیات یدک ضمن آنکه به میزان زیادی هم جهت عملیات های زمستانی در غرب نیاز به نفرات بود.
ایران ضمن تجمع نیرو در جنوب، باید در غرب هم نیروی لازم برای یک عملیات بزرگ را فراهم می‌کرد و حال با ایجاد یک جبهه جدید، در جنوب هم باید از حدفاصل چابهار تا بوشهر از خط ساحلی و جزایر خلیج‌فارس دفاع می‌شد که جبهه جدید نیروهایی با کیفیت و تجهیزات متفاوت از دیگران را لازم داشت.
بنابراین باید نیرویی در مقیاس بیش از گذشته جذب می‌شد که با توجه به شرایط جامعه امکانش کم بود.
این تجربه از سال قبل وجود داشت که در طرح اعزام هزار گردان تنها به موفق به جذب حدود یکصد گردان نفرات شده و طرح به دلیل عدم موفقیت در اجرا در نیمه دوم سال رها شد.
کاهش میزان جذب نیروی داوطلب برای سپاه تبدیل به مشکل شده بطوریکه بعضی مناطق سپاه خود اقدام به تهیه گزارشاتی برای پیدا کردن عوامل برمی آیند.
برای رفع مشکل کمبود نیرو حتی به سپاه اجازه داده می‌شود نیروهای وظیفه را راسا جذب نماید.
نبود چشم اندازی برای پایان جنگ و شیوه پرتلفات حملات ایران باعث شده بسیاری تمایل به گذراندن خدمت سربازی نداشته باشند. در سال ۶۵ قوانین سختگیرانه‌تری برای مشمولین فراری وضع می شود و ارگان‌های انتظامی موظف به دستگیری و جلب مشمولین می کند.
ستاد سپاه ناحیه کرمان تعداد مشمولین فراری این استان را بالغ بر سی هزار نفر براورد می‌کند.
گزارش دیگری حاکی از کشته شدن یک تن و مجروح شدن چهارتن دیگر در تیراندازی مأموران ستادجذب مشمولان بـاختران هنگام فرار دو تن از مشمولان در بین جمعیت تماشاچی و معترض شاطراباد باختران است.
با هدف جذب نیروی انسانی مورد نیاز جبهه ها؛ طرح آموزش دانش اموزان دبیرستانی را شروع میشود
دراین‌ طرح که از خوزستان اغاز شد دانش‌آموزان‌ دبیرستانها به مدت یک‌هفته زیرنظر مسئولان سپاه آموزش عمومی بسیج از  را طی و درپایان این دوره دانش‌آموزان آمادگی‌دارندتا به صورت داوطلب جذب شوند.
در ادامه این طرح نیز در اذرماه با تصویب شورای عالی پشتیبانی جنگ؛ وزارت آموزش و پرورش موظف شد از میان مربیان و کارکنان خود ۱۰ هزار تن را جهت مربیگری به مراکز آموزش نظامی و عقیدتی سیاسی سپاه به مدت یک سال اعزام کند.
موارد گفته شده شمه‌ای از وضعیت توان اقتصادی و کاهش حمایت مردمی از ادامه جنگ را نشان می‌دهد.
گزارشات لازم نیز در دسترس مسئولان بود و کسی نمی توانست ابراز بی اطلاعی کند اما تلاش می‌شد بر آنها سرپوش گذاشته شود همانطور که در ابتدا از گفته‌های روغنی‌زنجانی در جلسات هیات دولت یاد شد.
اما با وجود وضع اسف‌بار اقتصادی و شرایط بد نیرو جمهوری اسلامی بدنبال رویاهای خود بود و باید ماجراجویی‌ ادامه پیدا می‌کرد وتصمیم به ادامه جنگ و دنبال کردن راه‌حل نظامی گرفته شده بود.
راه حل آنها هم برای تامین هزینه‌ها تهییج کردن جامعه و فشار بیشتر به مردم بود.
تلاش شد تا با توسل به آ.خمینی از او فتوا گرفته شود ولی وی صدور فرمان جهاد عمومی از سوی خودش را رد کرد. پس تصمیم بر آن شد که مسئولیت به عهده سایر سران کشور گذاشته شود.
در دوازدهم آبان ۶۶ شورای عالی دفاع با حضور خامنه‌ای رفسنجانی موسوی سهرابی اردبیلی و جنتی طرح اولیه‌ را تصویب کرد.
«الـف) دانشجویانی که نیمی از واحدهای تحصـیلی خویش راگذرانده‌اند جهت ادامه تحصـیل وگرفتن واحدهای جدید میبایسـت  مدارکی دال برحداقل شـشماه حضور درجبهه را ارائه نماینـد. این مـدت جزو زمان خـدمت زیر پرچم محسوب و از دوسال خـدمت سربازی کسرخواهدشد.
ب)گزینش دانشجو درکنکور  بدینصورت خواهد‌بود که ازبین داوطلبان‌ نخست کسانی به دانشگاه راه خواهندیافت که ضمن واجدبودن شرایط علمی، درجبهه‌ها شرکت وسابقه حضور درجنگ‌ داشته باشند و چنانچه ظرفیت پذیرش بیش ازتعداد افرادجبهه رفته باشد، ازافراديکه درجبهه شرکت نداشته‌اند استفاده خواهدگردید
ج) کارمنـدان دولت به میزان ۲۰٪ بایستی در جبهه‌ها حضور داشـته باشـند، نه صرف داوطلبان، بلکه شامل همه کارمندان می‌باشد و باید کارمندانی که به جبهه نرفته‌اند به جبهه اعزام گردند.»
در شانزدهم آبان نیز سپاه طرحی را به شورای عالی پشتیبانی جنگ ارائه کرد:
«مردم میتواننـد با مشارکت خود در یکی از مراحل سه گانه آنها را تحقق بخشند:
-آنهاییکه توان رفتن به جبهه هاي نبرد را دارند و هنوز آموزش نظامی ندیده‌اند جهت فرا گرفتن فنون به مراکز آموزشی مراجعه و ثبت نام کنند.
-آنهاییکه از ثروت و درآمـد قابل‌توجه برخوردارند بنا به فراخورحالشان، هزینه یک رزمنده تا یک واحدنظامی را تقبل نموده و بدینوسیله رزمندگان سپاه توحید را یاری کنند.
-آنهاییکه توان شرکت درجبهه‌هاي جنگ را دارند "چه به صورت رزمنده وچه به صورت تخصص" آماده ثبت نام برای اعزام شوند.»
شورای عالی پشتیبانی جنگ ازنظر اعضا اختلاف کمی با شورای عالی دفاع دارد اما به این شورا از سوی رهبر جمهوری اسلامی اختیار قانون‌گذاری در مسائل مربوط به جنگ داده شد تا سایر نهادها را دور زده و راسا قانون وضع کرده و در قالب دستور ابلاغ کند.
شورای عالی پشتیبانی جنگ نیز طی نامه‌ای تاییدیه آ.خمینی را کسب و سپس ماحصل دو طرح سپاه و شورای عالی دفاع را بصورت طرحی ده ماده‌ای جهت جذب نیرو و امکانات مالی مردم ارائه کرد.
همزمان هاشمی رفسنجانی در خطبه‌های نمازجمعه این مصوبه بسیج عمومی را تحت عنوان جهاد جانی و مالی را مطرح کرد:
« برنامه جدیدی که بنظر ما می‌رسد که باید در آن وارد شویم اینست که یک گام بلند در جهت جدی‌تر گرفتن جنگ در مرزهایمان با عراق و جدیتر گرفتن احتمال برخورد با امریکا در خلیج فارس برداریم.
این هنوز یک بسیج عمومی نیست و ما هنوز به مرحله‌ای نرسیدیم که نیاز به بسیج عمومی داشته باشیم و بالاتر از آن هنوز جایی نیست که رهبری انقلاب بخواهند حکم جهاد عمومی به کل نیروها بدهند که بصورت تکلیف عینی برای همه بتواند متبلور بشود.
این گام قبل ازآن دوگام بزرگتر است که در زمان مناسب خودش می‌تواند برداشته شود. این فقط گام بلندی است که ما جنگ رادر ابعاد مختلفش بسیارجدی تلقی کنیم باامکاناتی که هم اکنون دراختیار داریم
ما نوک تیز حرکتمان به سمت میدان‌های جنگ بایدباشد و درکنار آن به دیگر جهات جنگ توجه داشته باشیم.
این کار با حضور بیشتر مردم رزمنده و با پشتیبانی بیشتر از جنگ مقدور است. این کار دو رکن اساسی دارد که ما با جهاد مالی و جهاد جانی آن را مشخص می کنیم.
ما نوک تیز حرکتمان به سمت میدان‌های جنگ باید باشد و در کنار آن به دیگر جهات جنگ توجه داشته باشیم. این کار با حضور بیشتر مردم رزمنده و با پشتیبانی بیشتر از جنگ مقدور است. این کار دو رکن اساسی دارد که ما با جهاد مالی و جهاد جانی آن را مشخص می کنیم.
گام موثری که ما می‌خواهیم برداریم پشتیبانی مالی موثر مردم را طلب می کند. ما هنوز از مردم برای جهاد مالی دعوت عام نکرده‌ایم و هنوز به آن مرحله قاطع از جنگ نرسیده‌ایم که با وضع قوانين مالیات‌های هنگفت زمان جنگ از مردم بصورت عام مطالبه کنیم.
ولی به مقطعی رسیده ایم که برای پشتیبانی شرایط جدید جنگ از عامه مردم و مخصوصا طبقات پولداری که امنیت مالی‌شان در سایه جهاد جان برکسانی تامین میشود بخواهیم شرکت مؤثرتری بکنند.»
آ.خامنه‌ای هم مبلغ مالی را اعلام کرد:
در جهادمالی ماواحد رایک رزمنده گرفته‌ایم..حقوق ناچیز یک رزمنده و هزینه خوراک و پوشاک او وبرخی ازتجهیزات انفرادی‌اش را برآورد کرده‌ایم که حدود ۲۰هزار تومان می‌شود.
بنابراین مبلغ ۲۰هزارتومان هزینه یک رزمنده بسیجی درمدت ۳ماه را واحد قرارداده‌ایم
سپاه قصد داشت تا نیروهای داوطلب را نوبه‌بندی و اعزام آنها مطابق جدول زمانی تنظیم تا بتواند در هرزمانی نیرو دراختیار داشته باشد.طرح بنام چهارده معصوم نامیده شد که اعزام هرماه بنام یکی از معصومین باشد. سپاهیان محمد در اذر؛سپاهیان حضرت امیر در دی؛ و در سومین ماه حضرت زهرا و...
تبلیغات فراوانی در تریبون‌های رسمی و جراید برای جهاد جانی و مالی صورت گرفت. در کنار آن هم جذب مشمولین و اعزام دانشجویان و کارمندان به جدیت دنبال می‌شد. دانشجویان موظف به حضوری شش ماهه در جبهه بودند و کارمندان در ازای اعزام یکساله حقوق و مزایای کامل و ارتقا صورت می‌گرفت.
وزارت آموزش عالی اعلام کرد که کلیه دانشجویان دختر آموزش نظامی دیده و این دوره جزء واحدهای درسی آنها محسوب می‌شود از خدمات و تخصص دانشجویان دختر در پشت جبهه استفاده خواهد شد.
همچنین سپاه مرکز از واحد بسیج خواست که طرح تشکیل سپاه‌های خواهران آماده و ظرف ده روز ارایه شود.
سپاه قصد داشت به همان نحو از نیروهای دانشجو و وظیفه استفاده کند که از نیروهای بسیجی معتقد استفاده می‌کرد و برایش حفظ جان پرسنل مهم نبود. اما نیروهای جذب شده دغدغه‌های مهمتری از قربانی شدن در حملات موج انسانی داشتند که باعث پدید امدن مخالفت‌هایی می‌شد.
یک گزارش حاکیست که پس ازاعلام به مشمولان جهت طی دوره آموزشی سخت برای اعزام به قرارگاه رمضان و ماموریت طولانی در داخل عراق، عده‌ای اقدام به فرار ازپادگان می‌کنند. متعاقباً روحانی پادگان اظهارات قبلی را مردود دانسته و وعده داده موارد قانونی درمورد مدت حضور ومرخصی رعایت خواهد شد.
اما دستگاه تبلیغاتی برای تشجیع جامعه مانورهای مختلفی را به سرعت در طول مدت بسیار کوتاهی در استان‌ها و شهرهای مختلف با حضور مقامات عالی‌رتبه به نشانه پیوستن مردم به بسیج آماده سازی برگزار کرده و اعلام شد که آنها برای اعزامهای پشت سرهم ثبت نام کرده و برنامه‌ریزی‌ها درحال انجام است.
اعدادی در مورد شرکت در این مانورها بیان می‌شد که امروزه با مرور انها از شدت حجم مبالغه در مقادیر شگفت‌زده می‌شویم.
۹/۰۳ خراسان ۲۰۵۵ گردان
۹/۰۱ شرق مازندران(گلستان) ۳۰ لشگر
۹/۰۵ آذربایجان شرقی ۵۰۰ گردان
۹/۰۷ فارس ۷۲۰ گردان-۸۰ لشگر داوطلب
و سایرین به همین ترتیب
رفیق دوست می‌گويد تا ۹/۱۱ بیش از سه میلیون نفر برای رفتن به جبهه اعلام آمادگی کرده‌‌اند وبعدتر افشار سخنگوی سپاه در ۱۹آذر گفت که درمانور سپاهیان محمد ۶۴۲۱۰۰۰ نفر یعنی ۲۱۴۰۰گردان ۳۰۰نفره درمراکز استانها شرکت کرده که آمار نیروهایی که در سایرشهرها شرکت کرده‌اند بایدبه این اضافه کرد‌
هاشمی در ۱۹ آذر از رحمانی مسئول بسیج نقل کرد که ۵ میلیون آموزش عمومی و یک میلیون آموزش جبهه‌ای دیده اند
رحمانی مسئول بسیج در مصاحبه‌ای در ۲۴ آذر اعلام کرد تا پایان سال( سه ماه آینده) دو میلیون نفر آموزش خواهند دید.
این در حالیست که ارقام واقعی اعزامهای انجام شده بسیج در سال ۶۶ با آنچه که در تبلیغات ارائه شده تفاوت بسیار دارند و امروزه می‌توان صحت بعضی از ادعاها را سنجید. (لذت ریاضیات!)
اما ایجاد موج انقلابی و تبلیغات مستقیم برای دریافت هزینه جنگ از مردم و زمزمه اخذ وجوه در جامعه که از سوی عالی‌ترین مقامات نظام تبلیغ میشد تاثیرات مستقیمی در وضع اقتصاد داشت که کمتر به آن اشاره شده است.
شروع موج خطابه ها و تبلیغات برای تهییج مردم به مشارکت مدت کوتاهی قبل از صدور فرمان شورای عالی جنگ بود ولی پس از صدور این فرمان و اظهارات مقامات مبنی بر شدت گرفتن جنگ سبب التهاب و تلاطم بازار شد به‌نحوی که به گزارش جراید، نرخ طلا و ارز در بازار تهران افزایش چشمگیری یافت.
این تبلیغات بخصوص بعد از صدور فرمان ده‌ماده‌ای شدت گرفت که موج تبلیغاتی در مورد انفاق به راه انداخته شده و همراه با آن بر بسیج امکانات کشور هم تاکید می شد. تاکید مکرر مقامات بر اقشار قوی‌تر و ثروتمندتر جامعه و تاکید بر کشیدن بار بیشتر جنگ خواسته ثابت آنها بود.
آ. خامنه‌ای در خطبه های ۸/۲۹ یک هفته پس از صدور فرمان شورای عالی گفت:
«اگر در جامعه اسلامی خلا یا نیازی وجود داشته باشد همه افراد جامعه بخصوص کسانی که توانسته باشند تحصیل مالی کنند موظفند براساس میزان تمکن خود خلا و کمبود را پر کنند.
قران خطاب به پیامبر می‌گویدبه متمکنین بگوبرای تامین نیازهای واقعی‌شان خرج‌کنند و آنچه راکه نیازندارنددرراه خدا انفاق کنند خداوند درقرآن کریم به متمکنینی که انفاق نمی‌کنند بشارت عذابی دردناک داده است نگهداری ثروت وانفاق نکردن آن درراه خدایک عمل مغضوب درراه خداوشاید گناه کبیره است»
تاکید زیاد بر جهاد مالی و همچنین اعلام بسیج کلیه امکانات مالی کشور؛ باعث شد این تلقی بوجود اید که دولت درنظر دارد سرمایه‌ها را مصادره کرده و کسانی را که تمایل ندارند در جنگ شرکت کنند تحت فشار قرار داده وسرمایه و دارایی‌های انها را برای تدارک نیرو به زور خواهد گرفت.
همچنین شایعه شد دولت قصد دارد راساً از سپرده‌های مردم در بانک ها که بالای صدهزار تومان است به تناسب حجم آن برداشت نماید. از سوی دیگر شایعه شده که دولت بدون‌توجه به میزان درآمد و یا امکانات مالی افراد همه را مجبور خواهد کرد که با استقراض یا فروش اموال خود به جبهه ها کمک مالی کنند.
سخنرانی‌ها در مورد جهادمالی وشایعات مختلف باعث شد که مردم به بانکها مراجعه و سرمایه خودرا خارج کنند که دراثر آن تعدادی از بانک ها یک هفته پس از فرمان شورای عالی با کمبود نقدینگی مواجه شده و انتقال این سرمایه ها به بازار ارز موجب شد بهای ارزها در بازار ازاد افزایش شدیدی پیدا کند.
در استان خراسان هم در پی بیانیه شورای عالی شایع شده که پولهای پس‌انداز مردم در بانک‌ها به اجبار به حساب کمک به رزمندگان اختصاص می‌یابد. یک نشریه داخلی در تایید این شایعات نوشته که طبق برخی گزارش ها براثر خارج شدن سرمایه‌ها از بانکها ذخایر پولی دربانک‌ها به حداقل خود رسیده است.
خبرگزاری جمهوری اسلامی در این مورد نوشته است در بانک های ملی چهارمحال بختیاری پول موجود نیست و برای دریافت پول در بانک‌ها صفهای زیادی تشکیل شده است. رئیس بانک ملی مرکزی این استان در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی این مطلب را تایید کرده و گفته است:
«از یک هفته قبل تاکنون شعب این بانک باکسری نقدینگی مواجه وامروز مجبور شدیم تاحدودی مساله را به مردم بگوییم و از افراد سرشناس بخواهیم که از صدور چک برای بانک ملی خودداری کنند.اززمان اعلام جهادمالی تاکنون مردم به سرعت پولهای خود را از بانک خارج و پولهای خارج شده جایگزین نداشته است»
هجوم مردم وسرعت خروج پول از بانکها  بسیار زیاد شده و به بازارهای موازی تاثیر زیادی میگذارد که باعث مشکلاتی می‌گردد. از این‌رو نظام درصدد اطمینان دادن به مردم و تاکید بر اجباری نبودن جهاد مالی می‌نماید.
رئیس جمهور و نخست وزیر در هفتم آبان بر اجباری نبودن آن تاکید می کنند.
آ.خامنه‌ای می‌گوید: جهاد مالی یکی از وظایف بزرگی است که بر عهده متمکنین گذاشته شده است این کار داوطلبانه است و اجباری در آن نیست اما همه باید به سهم خودشان در این امر داوطلبانه شرکت کنند و این تکلیف شرعی است.
با این وجود اعلام ادامه جهاد مالی و انتشار اخباری مبنی بر آماده شدن برای عملیات اینده و احتمال درگیری در خلیج فارس باعث شد که دارندگان دارایی‌های ریالی همچنان در صدد تبدیل آن برآیند و حساب های سپرده و جاری پس انداز خود را از سیستم بانکی خارج و به بازار طلا و ارز مراجعه کردند.
افزایش تقاضای طلا و ارز موجب روند صعودی بهای آن در بازار گردید و  روند افزایش بهای طلا بطور جهشی ادامه و بهای هر سکه بهار آزادی که در مورخ ۸/۴ مبلغ ۱۱۳۹۰۰ بود در ۹/۸ به بیش از ۱۲۴۰۰۰ ریال برسد.
هر دلار آمریکا هم سی ریال افزایش داشته و در مقابل ۱۰۱۰ ریال مبادله شد.
جمع مبلغ جمع‌آوری شده در جهاد مالی بدرستی مشخص نیست ولی روزنامه جمهوري اسلامي در ۹/۱۴ مجموع کمک‌های انجام شده سازمانها و ادارات و مردم را معادل هزینه هفتادهزار رزمنده دانسته که با محاسبه آن بر اساس بیست هزار تومان به ازای هر رزمنده، معادل حدود ۱/۴ میلیارد تومان است.
روزنامه رسالت هم در سرمقاله روز ۶۶/۹/۱۷ خود جمع مبلغ کمک‌ها را معادل ۱/۵ میلیارد تومان ذکر کرده و به تندی از مردم از انتقاد می کند:
«مساله جهاد مالی بابد برای همه بسیار جدی باشد چه آنان که در جبهه شرکت می کنند و چه کسانی که به دلایلی توفیق حضور در میادین جهاد با جان را ندارند.
تنها هزینه جنگ در سال ۶۷ طبق قانون بودجه ۷۰۰ میلیارد ریال میباشد در حالیکه جمع کمک های انجام شده از ۱۵ میلیارد ریال تجاوز نکرده است. این مساله نشان می‌دهد که هنوز افراد متمکنی که بیش از عامه مردم قدرت مالی دارند به تکلیف خویش عمل نکرده‌اند.»
هاشمی نیز در مصاحبه ۲۴ آذرماه با کیهان از میزان مشارکت ابراز نارضایتی کرده و جامعه را تهدید به اخذ وجوه موردنیاز با زور می کند:
«ما در درون جامعه امکانات مالی فراوانی می‌بینیم که طبق محاسبات در مرحله اول بصورت داوطلب می تواند این مرحله از جنگ را اداره کند منتها پیش‌بینی کردیم که اگر داوطلب به اندازه کافی نبود از حقی که نظام در موقع جنگ مالیات جنگی وضع کند استفاده کنیم.
در کل دنیا کسانی که مبتلا به جنگ می شوند از همان اول مالیات جنگی برقرار می کنند که چرا که خرج دولت در زمان جنگ مثل خرج در زمان صلح نیست این آهنگی که الان جهاد مالی دارد به شرط اینکه همه جامعه را در بر بگیرد این کافیست و نیازی پیدا نمی شود که مالیات دیگر قرار دهیم...
البته ممکن است چند ماهی که گذشت ببینیم یک عده ثروتمند و پولدار که بیشتر از امکانات کشور استفاده می کنند داوطلبانه به میدان نیامدند طبعاً عدالت ایجاب میکند که ما به سراغ آنها برویم که تا حدی در جنگ شریک شوند.»
این نحوه بیان و انتقال بار جنگ باعث عدم امنیت روانی جامعه گردید که با انتقال آن به بازار ارز در شرایطی که دولت با کاهش چشمگیر درآمد ارزی مواجه بود باعث مشکلات اقتصادی بیشتری شد. با اینحال و علیرغم تمامی مشکلات تصمیم سیاسیون و نظامی‌ها به ادامه جنگ بود.
در نگاه جهانیان،بسیج عمومی نشان‌دهنده این بود که ایران قصد پذیرش قطعنامه را ندارد و تنها مذاکرات را طولانی می‌کند. بطوریکه دکوییار در پایان دور سوم مذاکراتش با نمایندگان دو کشور گفت من هیچ امکانی برای پیشرفت نمی‌بینم مگر آنکه شورای امنیت دست به یک حرکت تازه و قاطع بزند.
دبیرکل به شورای امنیت گفت که قدرت شورا بوسیله مخالفت ایران با آتش بس نادیده گرفته شده و احساس او اینست که دومین قطعنامه یعنی تحریم تسلیحاتی به اجرا گذاشته شود. مقامات ایرانی همچنان مخالف طرح ده ماده ای شورا هستند پس حرکات اخیر به بن بست رسیده و بدون ضربان جدبد شورای غیرممکن است.
شورای همکاری خلیج فارس در بیانیه پایانی خود از قطعنامه ۵۹۸ حمایت و از ایران خواست آن را بپذیرد. سران شورا سعی در اطمینان دادن به تهران برای غرامت جنگی داشتند.فهد در سخنانی گفت‌ که عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس در پروژه‌های بازسازی پس از جنگ کمک خواهند کرد.
در یکی از آخرین شانس‌های رسیدن به صلحی با تضمین جبران خسارات وارده، شیخ زاید طرح خود را که قبلا در اجلاس سران عرب بصورت خام مطرح کرده بود این بار از طریق شورای همکاری خلیج فارس پیشنهاد کرد.
او گفت: مهم نیست که آیا عراق قادر است در صورتی که متجاوز شناخته شود خسارت‌های جنگی را بپردازد یا خیر، ما ضامن عراق هستیم. و اضافه کرد که خودش هم حاضر است به تهران برود.
باشکست تلاش‌های دکوییار،شورای امنیت از عدم پیشرفت طرح دبیرکل ابراز نگرانی کرده و بر عزم سازمان اعضا به هرچه زودتر پایان دادن مناقشه تاکید و تعهد آنها به اجرای قطعنامه ۵۹۸ تکرار و اعلام کرد که در قطعنامه بعدی خواهان تحریم تسلیحاتی طرفی خواهد شد که صلح را نمی‌پذیرد.
هاشمی بلافاصله در نمازجمعه پاسخ داد: «این که در لفافه تهدید می‌کنید که اگر تلاش های چند هفته آینده دبیرکل نتیجه نداد متوسل به قطعنامه دوم جهت تحریم می شویم بیشتر از آن را قبلاً زده اید و بالاترش را عمل کرده‌اید»
«شما بخواهید فشار بیشتری[ تحریم تسلیحاتی] وارد سازید آن وقت برای خاتمه پیروزمندانه جنگ تعجیل بیشتری خواهند کرد و ... وقتی شرایط ایجاد کند رود خون را انداخته تا بغداد پیش خواهند رفت.»
او تهدید کرد که درصورت تهدید دریایی ایران کل بنادر خلیج فارس را خواهد بست:«شما حرف از محاصره دریایی میزنید در حالیکه محاصره ما به مفهوم عدم استفاده همه جهانیان از خلیج فارس و دریای عمان و بنادر کشورهای این منطقه است»
آ.خامنه ای نیز در نمازجمعه هفته بعد گفت:
«...اگر خلیج فارس مورد استفاده ما قرار نگیرد یقینا هیچ کس دیگر نیز نمی تواند از این منطقه استفاده کند... باید بدانند خلیج فارس فقط به روی ما بسته نخواهد شد...»
تورگوت اوزال در سفر اواخر دی ماه خود به تهران ؛با رساندن پیام حسنی مبارک مبنی بر اینکه او اعزام نیرو به خلیج فارس را در نظر نداشته و به کشورهای خلیج فارس توصیه روابط خوب با ایران را کرده ضمن خبر از کنارآمدن روسها، آخرین توصیه‌های خیرخواهانه را به تفاهم و پذیرش قطعنامه می‌کند:
«ما نباید کاری کنیم اعراب متحد شوند. آمریکایی‌ها و روسها به توافقاتی بویژه در رابطه با افغانستان رسیده‌اند . در عرض دوماه آینده فکر نمی کنم تحریم تسلیحاتی به جایی برسد ولی احتمال می‌رود بعد از استنکاف از قبول قطعنامه ۵۹۸ ایران را در فشار بگذارند و تحریم تسلیحاتی را تصویب نمایند»
در پی اگاهی و امادگی عراق؛ حمله ایران در جنوب از فاو منتفی شده و تنها به یک تک به اسکله الامیه عراق اکتفا می شود. حملات در شمال تا حلبچه ادامه پیدا می کند اما قادر نیست تمرکز عراق را درجنوب برهم بزند. تاآنکه عراق حمله خود برای بازپس‌گیری فاو را آغاز و در ۳۶ ساعت به پایان می‌رساند
عراق در حملات بعدی به سرعت سایر متصرفات ایران را پس میگیرد و ایران علی رغم عقب نشینی از حلبچه قادر به حفظ خطوط خود نبوده و حملات عراق به داخل خاک ایران کشیده و در وضعیتی که ایران تمام دستاوردهای خود را از دست داده مجبور به پذیرش بی‌قید و شرط قطعنامه می‌شود. هاشمی میگوید:
«ایران تا به حال خواستار آن بود که ابتداکمیته تعیین متجاوز تعیین شود، ولی فعلاً باتوجه به شرایط جدیدی که پیش آمده است،ازآن شرط خود صرف نظر کرده‌ایم. وقتی به مااطمینان دادند که ترکیب کمیته تعیین متجاوز به گونه ای خواهدبودکه واقعاًبه حق رسیدگی میکند، مااز شرط قبلی خودصرف‌نظر کردیم»
قطعنامه در شرایطی پذیرفته می‌شود که همه متصرفات از دست رفته و صدها کیلومتر از خاک ایران در دست عراق مانده است که از عقب نشینی از آنها خودداری می کند تا زمانیکه بواسطه تصرف کویت مجبور به درگیری با ائتلاف است و بمنظور تمرکز بر آن از مناطق ایرانی عقب‌نشینی می‌کند.
جمهوری اسلامی همواره خود را معامله‌گری ماهر می‌داند که چانه‌زنی را بخوبی فراگرفته است. اما سوابق آن در برهه‌های حساس نشان می‌دهد قادر به شناخت زمان و پایان انعطاف طرف مقابل نیست و همواره بدترین و زیان‌بارترین انتخاب‌ها را می کند.
قبلا در مورد پیشنهادات صلح بعد از آزادی خرمشهر کفته شد که جمهوری اسلامی سرمست از فتوحات قبلی تصمیم به ادامه جنگ گرفت که باعث شکست‌ در عملیات رمضان و از دور افتادن حملات و از دست دادن موقعیت برتر شد.
شاید روزی در آینده هم دیگرانی از آنچه در مذاکرات هسته‌ای گذشت و اینکه چگونه جمهوری اسلامی مشابه چنین روند زیان‌باری را در پی گرفته و به اتحاد جهانیان برعلیه خود کمک کرده و به آنها انگیزه داد؛ برای ما بنویسند .
از نظامی که همیشه یک قمار‌باز بازنده بود.

جاري تحميل الاقتراحات...