دیکتاتور حانیه
دیکتاتور حانیه

@hanieh35

7 تغريدة 2 قراءة Mar 30, 2023
۱-بارون شدید که اومد،سقف اتاق نشیمن چکه کرده.معلومه ناودانها پر از برگ و گِل شدن که آب اومده پایین.زنگ زدم به پرس و جو و کسی رو بهم معرفی کردن که بیاد درستش کنه.هم سقف رو،هم رنگ رو،هم ناودانها رو.اهل کشور همسایه است ولی سالها ایران زندگی کرده و بعد اومده اینجا.۲۰ سالی هم هست که
۲- اینجاست.بهش کتری و قهوه و چای رو نشون میدم و میگم من بالا تو اتاقم دارم کار میکنم.میگه چی کار میکنی خانوم مهندس؟بعد منتظر جواب نمیشه،تند تند ادامه میده چرا شما زنهای ایرانی اینجوری هستین اخه؟بشین بزار مردت خرجت رو بده دیگه.زن من ۲۰ ساله اینجاست یه روز هم کار نکرده.
حرصم میگیره
۳.میگه بیسکوییت نداری؟بهش یه بسته بیسکوییت میدم.میگه الان هم برای چی مملکت به اون‌خوبی!!رو به هم زدن؟برای بی حیایی!برای بی حجابی!!
میگم اگه مملکت خوبی بود شما چرا اینجایی؟میگه برا ایرانیها خوبه.شما زنهای ایرانی همش عصبانی هستین.همش توقع دارین.من سالی ۲۰۰ هزار پوند درامد دارم
۴.(سرم سوت میکشه و تو ذهنم شروع میکنم به محاسبه)،از این پول ۱۰۰ پوند بهش خرجی میدم هر ماه که خدا رو هم شکر میکنه.
اکی، روزم خراب شد.میگم پولهات رو خرج زن و بچه‌ت نمیکنی میخوای چی کار؟ چه لذتی ازشون میبری؟
میگه میفرستم ایران خانوم مهندس،برادرم رو طالبان کشتن ۷تا یتیم داره.خرجشون
۵.رو میدم.براشون خونه و ماشین خریدم.
چیزی نمیگم که ادامه نده.با افتخار میگه من یه بار تا حالا به این زن نگفتم که دستت درد نکنه برای غذا.حتی اگه بپرسه خوب شده؟وظیفشه دیگه،من مگه جون میکَنم تو خاك و خُل کسی میگه دستت درد نکنه؟شما زنهای ایرانی معلوم نیست چی میخواین.
کاش زنگ بزنم به
۶.تراپیستم و بگم تا چه حد در کنترل خشم استاد شدم.آتیش توی قلبم زبانه میکشه و از چشمهام خون میباره.دلم میخواد دهن باز کنم بگم اصلا نمیخوام سقف رو درست کنی.برو به سلامت.بیشتر از اون دلم میخواد برم زنش رو پیدا کنم و بغلش کنم و بگم چی میکشی تو آخه؟بعد نگاهم میفته به هوای ابری،
۷. فردا بارون میاد احتمالا،پس خفه خون میگیرم.سقف لعنتی،هوای انگلیس لعنتی،این روزهای لعنتی…

جاري تحميل الاقتراحات...