چقدر این مرد از امر به معروف و نهی از منکر، از نصایحِ پدرانه و مواعظِ حکیمانه بیزار است. نه به پند کسی جز پیر مِیفروش -که وی را به شراب و مستی میخواند- گوش میدهد و نه خود کسی را پند میدهد، فقط گاه بر سبيل تفنّن و در مقام پیرِ دانا، جوانانِ سعادتمند
را نصیحتی دوستتر از۲/۶
را نصیحتی دوستتر از۲/۶
جان میکند که
حدیث از مطرب و می گو و رازِ دهر کمتر جو
که کس نگشاد و نگشاید به حکمت این معمّا را
نصیحتی به ضدّ نصیحتگویان و اخلاقشان!
هدف اندرزهای او نشان دادن شاهراهِ سعادت نیست، میخواهد نصایحِ راهشناسان را، صراطِ مستقيمِ واعظانِ جلوهفروش را خراب کند.۳/۶
حدیث از مطرب و می گو و رازِ دهر کمتر جو
که کس نگشاد و نگشاید به حکمت این معمّا را
نصیحتی به ضدّ نصیحتگویان و اخلاقشان!
هدف اندرزهای او نشان دادن شاهراهِ سعادت نیست، میخواهد نصایحِ راهشناسان را، صراطِ مستقيمِ واعظانِ جلوهفروش را خراب کند.۳/۶
باری اخلاق اجتماعی و عملی حافظ در مخالفت با اخلاق اجتماع و رفتار «اخلاقی» اهل اجتماع تکوین مییابد و شکل میگیرد و از همینرو مانندِ آزادی او - در اصل انفعالی است.
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
از دیدن دیگران که نه تنها ریا میکنند۴/۶
حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
از دیدن دیگران که نه تنها ریا میکنند۴/۶
بلکه از راه قرآن ریا میکنند به بیریائی و دام نگستردن، به شادنوشی و خوشباشی میرسد تا راستی را به کار دروغ نگیرد. او چون «اخلاقیان» اصولی پذیرفته و آسانپسند ندارد؛ و مانند فیلسوفان دارای دستگاه اخلاقی نیست. ولی با چشمهای شکافنده رفتار اهل دولت و شریعت را میکاود،۵/۶
از ننگ و ریای آنها بیزار میشود و راه و رسم اخلاق و رفتار خود را به خلاف آنهمه بنیان مینهد، «ادب از بیادبان میآموزد» و نامستقیم، از لابلای بیراههٔ دیگران، راه خود را مییابد.
در این میدان او کمتر میداند چه باید کرد و بیشتر میداند چها نباید کرد.»۶/۶
در کوی دوست
شاهرخ مسکوب
در این میدان او کمتر میداند چه باید کرد و بیشتر میداند چها نباید کرد.»۶/۶
در کوی دوست
شاهرخ مسکوب
جاري تحميل الاقتراحات...