قسمت دوم:
در این #رشتو ، سعی میکنم با ایجاد یک تایملاین مشخص به سراغ منشا داعش، خط سیرش از عراق تا سوریه و دیگر گروه های جهادی بروم و به نزاع سیاسی، عقیدتی و تسلیحاتی همه طرف های درگیر (تا جایی که میشود) اشاره کنم. 🚩قطعا با طولانی ترین رشتوی تاریخ توییتر فارسی مواجه اید.
در این #رشتو ، سعی میکنم با ایجاد یک تایملاین مشخص به سراغ منشا داعش، خط سیرش از عراق تا سوریه و دیگر گروه های جهادی بروم و به نزاع سیاسی، عقیدتی و تسلیحاتی همه طرف های درگیر (تا جایی که میشود) اشاره کنم. 🚩قطعا با طولانی ترین رشتوی تاریخ توییتر فارسی مواجه اید.
۸- منطقه علیه اشغالگران غیر مسلمان از جمله اسرائیل بود. بنابراین کارزار بن لادن علیه شوروی فقط منوط به جذب مجاهدین افغان نبود، بلکه هدف بن لادن بسترسازی برای جذب اعراب مجاهد در سازمان القاعده نیز بود. بنابراین عزام و بن لادن تبدیل به مادران پرورش دهنده مجاهدینی شدند که در این
۱۴- مربوط به مقصران احتمالی بمبگذاری از KGB گرفته تا اطلاعات سعودی،سیا و یا بن لادن/الظواهری متفاوت بود.). در نهایت با معاهده ۱۹۸۸ ژنو، مجاهدین افغان پیروز جنگ اشغال شدند و شوروی به صورت رسمی در ۱۵ فوریه ۱۹۸۹ پس از بیش از ۹ سال از افغانستان خارج شد.
۱۸- کشورش اردن برگشت و بلافاصله توسط GID (سازمان اطلاعات اردن) تحت نظر قرار گرفت. ترس GID در ۱۹۹۳ به واقعیت تبدیل شد. در جریان مذاکرات صلح اردن و اسرائیل، الزرقاوی وارد یک گروه جهادی اردنی به نام "بیت الامام" شد که با خرید جنگ افزارهای دور ریخته شده عراق از جنگ اول خلیج فارس
۱۹- و چاقاق آنها، برای انجام حملات تروریستی در اردن علیه پادشاهی هاشمیان (در حمایت از فلسطین) آماده میشدند. و از آنجا که GID تمام حرکات آنها را زیر نظر داشت، الزرقاوی در مارس ۱۹۹۴ در حالی که در رختخواب غافلگیر شده بود و نتوانسته بود تا پیش از رسیدن ماموران پشت در اتاق خودکشی کند،
۲۱- برای ابوبکر البغدادی سرکرده داعش افتاد. در نهایت الزرقاوی در سال ۱۹۹۹ با عفو عمومی پادشاه جدید، ملک عبدالله دوم که یک اصلاحطلب تحصیل کرده غرب بود و سیاست آشتی با اخوان المسلمین را پیش گرفته بود، پس از ۵ سال از زندان آزاد شد.
۲۳- که یادگار دوران خلافکاری او بود و بارها تلاش کرده بود آنها را با اسید پاک کند ولی نتوانسته بود. اما بیشتر از هر چیز بن لادن از گستاخی و عقاید افراطی او از تفسیر جهاد نگران بود. حتی ایمن الظواهری که در آن جلسه بود، مخالف عضویت او در القاعده بود. در ۱۹۹۶ بن لادن فتوایی علیه
۲۴- حضور نظامی آمریکاییها در منطقه پس از جنگ اول خلیج فارس صادر کرد. او در این فتوا تلفیقی از نظرات عزام و الظواهری را آورد.برای الزرقاوی اما دامنه کفار گسترده تر بود: محور یهودی-مسیحی به رهبری آمریکا، شیعیان و همه سنیهایی که یا به عهد سخت سلفی معتقد نبودند یا در آن بدعت میکردند.
۲۶- نزدیک مرز ایران فرستاد تا فرماندهی یگانی از مجاهدین را به عهده بگیرد. الزرقاوی طی مدت کوتاهی پای مجاهدین فلسطینی و اردنی را به کمپ هرات باز کرد، آنها را "جندالشام" نامید و نام کمپ هرات را "توحید و الجهاد" گذاشت. او میخواست حتی در نام هم از القاعده مستقل باشد. هدف او ابتدا
۲۸- کمپ هرات به شکل تصاعدی رشد میکرد و احتمالا به دلیل پیشرفت های سریع کمپ، نظر منفی بن لادن نسبت به الزرقاوی در آن مقطع کمی تغییر کرد. البته بن لادن بارها از او خواسته بود که به قندهار برود و پای بیعت با القاعده را امضا کند. اما الزرقاوی گستاخ بود و هر با امتناع میکرد. (به نظر
۳۳- البغدادی به استادش الزرقاوی زیر پرچم سیاه خلافت عراق و شام!). چنین شد که در اواسط ۲۰۰۲ الزرقاوی اقامت امنیتی اش در تهران را تمام کرد و با مشایعت نیروهای امنیتی ایران به شمال عراق (همان جایی که انصارالاسلام را حمایت کرده بود) رفت. در آنجا شبکه ای بنام توحید و الجهاد تأسیس کرد
۳۵- بود. طنز تلخی از حمایت ایران از الزرقاوی وجود دارد. ایران میدانست که با شروع قدرت الزرقاوی در عراق، شیعیان هم قربانی میشوند.اما نگاه ایران به عراق یک نگاه فرصت طلبانه و مدت دار بود که میشد قربانی شدن شیعیان در آن مقطع را نادیده گرفت. عراق برای ایران، عرصه جنگ با آمریکا بود.
۳۶- نفوذ تروریسم و نابسامانی آمریکا را از افغانستان به عراق می آورد و با طولانی شدن جنگ، تضعیف دو جبهه و در نهایت خروج آمریکا، میشد در زمینی آماده شیعیان را بسیج کرد و در فرصتی مناسب از شر الزرقاوی و فرزندانش در عراق خلاص شد. این اتفاق بعدا واقعا افتاد، اواسط ۲۰۱۷ وقتی داعش رو به
۳۹- این صدام نبود که با شبکه الزرقاوی همکاری میکرد. اصولا صدام آنها را دشمنان حکومت خودش میدید. این ایران بود که به الزرقاوی کمک میکرد و آمریکا به جای نگاه به صدام، باید به تهران نگاه میکرد!" به دلیل همین حمایت تهران از شبکه الزرقاوی بود که بعدها ایمن الظواهری میانجی شد،
۴۰- تا داعش از زمان تاسیس خود هرگز به مرزهای ایران تعدی نکند. الظواهری دلیل این پا درمیانی را "حفظ خطوط مشترک تدارکاتی با ایران" میدانست. سیاست القاعده (الزرقاوی) و ایران در آن زمان همسویی داشت. آنها دوست مشترک نبودند بلکه هدف مشترک داشتند و آن به دام انداختن آمریکا در عراق بود.
۴۲- این اطلاعات را فاش کرده اند و مشخصا به ارتباط الزرقاوی با انصارالاسلام در شمال عراق استناد کرده بود. ادعاهایی که هرگز ثابت نشدند!!! اینکه چرا دولت بوش با چنین سیاست توجیه گرانه، فریب کارانه و متوهمانه ای به عراق حمله کرد، بعدها مورد بررسی قرار گرفت. عده ای معتقد
۴۳- بودند که کلیه این بهانه ها در دسته تخیلات "دیک چنی" معاون اول بوش قرار میگیرد. آنها گمان میکردند با اشغال عراق و حضور نظامی میتوان ماهیت تروریسم جهادی را به سادگی کنترل کرد. اما نتیجه تبدیل به جهنمی شد که ارتش ایالات متحده را برای زمانی طولانی و پر هزینه در عراق گرفتار کرد
۴۵- و اقلیت کرد در آینده خواهد بود. برای همین حکومتش را برای یک سناریوی روز قیامت در داخل آماده کرده بود. او شبکه ای زیر زمینی و پرتعداد از فدائیان خود را در سراسر عراق سازماندهی کرده بود که بتوانند در قالب پراتورهای فدایی، شیعیان و کردها را سرکوب کنند. شبکه ای از خانه های
۴۶- امن، انبارهای زیر زمینی سلاح، تجهیزات ساخت بمب و نیروهای شبه نظامی لباس شخصی که مانند ارواح نامرئی زیر پوست عراق در تمام کشور پخش شده بودند و این همان چیزی بود که آمریکا از آن اطلاعات دقیقی نداشت. در هفته های اول حمله به عراق بود که ارتش آمریکا به شکل دردناکی از ماهیت یک جنگ
۴۷- ترکیبی و نامرئی علیه خودش آگاه شد. چرا که پس از سقوط صدام، و فتوای جهادی که مجددا بن لادن علیه اشغال آمریکا صادر کرده بود، این شبکه ارواح صدام بود که به استقبال آن فتوا رفت و مدتی بعد، الزرقاوی بسیاری از مشتاقان خودش را (که زمانی دشمنانش بودند) در میان فدائیان صدام حسین یافت.
۶۴- محدوده عملیاتی نسبتا کوچکی شکست تحقیرآمیزی را تجربه میکرد. دولت بوش پس این عملیات بود که فهمید آنچه در الانبار میگذرد بسیار بزرگتر از چیزی ست که قبلا با خوش باوری عناصر باقی رژیم صدام فرض کرده بود. پس از جنگ اول فلوجه شبکه الزرقاوی با جذب سنی های بیشتر بزرگ تر هم شد.
۶۶- دقیقا بر عکس چیزی که یکسال پیش کالین پاول در سازمان ملل در توجیه حمله عراق گفته بود!!! این نشانه آشکاری از سردرگمی و ذهن متوهم و پریشان دولت بوش از واقعیت عراق بود. دولتی که به باور کارشناسان به اشتباهات استراتژیک و لجوجانه اش در عراق مدام ادامه میداد.
۶۸- بود که شبکه توحید و الجهاد او، به
"تنظیم قاعده الجهاد فی بلاد الرافدین" (القاعده در سرزمین دو رود) تغییر نام داد و از آن پس، ایالات متحده آنها را به اختصار "القاعده عراق" (AQI) نامید. از اینجا بود که الزرقاوی فرصت طلب رسما به فرمانده میدانی بن لادن در عراق تبدیل شد. یکماه
"تنظیم قاعده الجهاد فی بلاد الرافدین" (القاعده در سرزمین دو رود) تغییر نام داد و از آن پس، ایالات متحده آنها را به اختصار "القاعده عراق" (AQI) نامید. از اینجا بود که الزرقاوی فرصت طلب رسما به فرمانده میدانی بن لادن در عراق تبدیل شد. یکماه
۷۳- گروه های جهادی تحت استانداردهای الزرقاوی شد. اتحادی که بعدها داعش از دل آن رویید و تله بعدی برای ایالات متحده در عراق را به شرق و شمال سوریه میبرد. داعش بعدا همان گفتمان تمدنی را داشت که الزرقاوی رویایش را در سر داشت. بعدها داعش در اولین شماره نشریه اینترنتی اش به نام "دابق"
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: جنگ سیاسی در عراق و ظهور اولین رهبران آینده داعش (به ادامه همین رشته اضافه خواهد شد)
اپیزود بعد: جنگ سیاسی در عراق و ظهور اولین رهبران آینده داعش (به ادامه همین رشته اضافه خواهد شد)
۷۹- در عراق میکرد. با نگاهی کلی تر میشد به روشنی نتیجه گرفت که پیروزیهای میدانی الزرقاوی در حذف سیاسی سنی ها از دولت جدید، به پیروزی های بزرگ تهران در عرصه سیاسی عراق منجر میشد. پیروزی هایی که اگرچه شراکتی نبودند اما به موازات هم پیش میرفتند.
۸۲- الزرقاوی این قبایل را استعمار کرده بود و این را خیلی دیر فهمید که "ایمان جهاد با شکم خالی" در مدت زمان کوتاهی سست میشود. شبکه او به جای تبدیل شدن به نیروی حفاظتی و حمایتی از قبایل سنی، به مکانیسمی خفه کننده تبدیل شده بود که مردم نواحی مختلفی از جمله الانبار و دره رود فرات را
۹۷- ایران در عراق به شغلی پرتنش و تمام وقت برای امریکا تبدیل شد. ارتش ائتلاف حالا عملا دو شاخه شده بود. یک گروه ضربت بنام AQI-16 که هدفش القاعده و شبکه الزرقاوی بود، و یک گروه ویژه بنام یگان 17 که به تعقیب سلیمانی و افرادش اختصاص یافته بود. همین یگان بود که بعدها کشف کرد سلیمانی
۹۸- همچنان به کمک غیر مستقیم به القاعده در عراق ادامه میدهد. بعدها در سال ۲۰۱۳ رایان کراکر (سفیر وقت در عراق) به نیویورکر گفت: مخفی شدن الزرقاوی در ایران بین سال ۲۰۰۰تا۲۰۰۱ افشاگری بزرگی نبود. مهمتر از مخفی شدن آموزش هایی بود که الزرقاوی در یک اردوگاه سپاه در مرز مهران میدید و
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: آشوب بیشتر، مرگ الزرقاوی و زندان بوکا (هر یکشنبه به انتهای همین رشته اضافه خواد شد)
اپیزود بعد: آشوب بیشتر، مرگ الزرقاوی و زندان بوکا (هر یکشنبه به انتهای همین رشته اضافه خواد شد)
۱۰۰- تقریبا تمام ارکان دولت عراق توسط شبه نظامیان شیعه با حمایت ایران اشغال شده بود. در رشتوی زیر مختصری در این مورد توضیح داده ام.
۱۰۳- سمت آمریکا تغییر دهد و با بیرون کردن آنها در مناطق سنی نشین، یک دولت مجزای سنی-جهادی تشکیل دهد تا بتواند جنگ را به کشورهای عربی دیگر مثل سوریه و سپس فلسطین ببرد. الظواهری یک استراتژيست بود اما الزرقاوی یک افراطی احمق بود که فکر میکرد باید با هر کس که وارد عرصه میشود جنگید.
۱۰۴- الظواهری به درستی دریافت که الزرقاوی فریب لقب "شیخ سلاخان" را خورده و در نامه اش به او متذکر شد که با اتخاذ سیاستی میانه رو تر، به سوی تشکیل دولتی موازی اما بر پایه جهاد در عراق برود. او در نامه اش به الزرقاوی نوشته بود: ما و ایران (شیعیان) باید از صدمه زدن به یکدیگر
۱۱۱- دولت اسلامی عراق ISI را تشکیل داد. او بر خلاف الزرقاوی یک استراتژیست شبیه به ایمن الظواهری بود. ISI در نینوا، صلاح الدین و الانبار اعلام موجودیت کرد و بر خلاف الزرقاوی رو به ملت سازی آورد. المصری فهمیده بود که بسیاری از جوانان سنی با انگیزه ملی وارد جنگ میشوند نه انگیزه
۱۱۴- بازداشت افراط گرایان استفاده میکرد. زندانی که تبدیل به دانشگاه رهبران آینده داعش شد. نظیر همان دانشگاهی که الزرقاوی سالها قبل در اردن و در زندان "سوقای" فارغ التحصیلان زیادی را به جبهه جهاد معرفی کرده بود! عبدالرحمن یکی از فارغ التحصیلان جهاد و ترور از کمپ بوکا بود. در سال
۱۱۷- منتقل شدند و با تخلیه ابوغریب دولت بوش سعی کرد محدودیت های امنیتی زندان بوکا را تسهیل کند. این یکی از اشتباهات پرشمار دیگر دولت بوش بود. تسهیل رفت و آمد زندانیان در بوکا و افزایش ارتباط آنها با یکدیگر، زندان بوکا را تبدیل به محلی برای تلاقی ایده های جهادی کرد. ازدواج
۱۱۹- اما واقعیت این بود که دولت و ارتش ایالات متحده از درک آنچه در بوکا میگذرد عاجز بود. حدود ۲۴۰۰۰ (برخی تخمین ها متفاوت است) زندانی تکفیری و بعثی در کمپ بوکا زندانی بودند که ارتش آمریکا با فشار رسانه ای که از رسوایی ابوغریب متحمل شده بود، زندانیان بوکا را بدون طبقه بندی های
۱۲۲- بوکا در فاصله ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۹ به تدریج به دلیل اینکه ایالات متحده آنها را تهدید امنیتی نه چند چندان بزرگ تلقی کرده بود، آزاد شدند و این شکست تمام عیار دولت بوش در آینده نگری بود که خطرناک ترین زندانیان تکفیری القاعده و بعث را بدون شناسایی و طبقه بندی امنیتی در محیطی امن و دنج
۱۲۳- بدون محدودیت های ارتباطی گرد هم آورده بود. مقامات سابق دولت بوش در سال ۲۰۱۴ وقتی البغدادی و امرای پشت سر او را دیدند، به آنچه در بوکا یک دهه قبل گذشته بود پی بردند. بسیاری از این زندانیان که حالا امرای داعش بودند، با نام های جعلی و اطلاعات اشتباه، بدون اوراق شناسایی حین
۱۲۴- دستگیری و انتقال، شناسایی شدند. زندانیانی که به جای ملاقات یکدیگر در خانه های امن خطرناک بغداد و یا در جبهه نبرد با امریکا، در زندان بوکا، تحت مراقبت های پزشکی، بهداشتی، همراه با وعده های غذا، یکدیگر را ملاقات کردند و با رد و بدل کردن شماره های تماس و آدرس منتظر آزادی بودند.
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: بشار اسد چگونه وارد آشوب در عراق شد؟
اپیزود بعد: بشار اسد چگونه وارد آشوب در عراق شد؟
۱۲۷- دنبال میشد و به همین دلیل بود که پس از اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، با وجود دشمنی بین حافظ اسد و صدام، بشار اسد پذیرای فراری های بعثی عراقی و فدائیان صدام در سوریه شد. بعدها در بسیاری از اسناد به دست آمده از نحوه رشد حضور جنگجویان القاعده در عراق، مشخص شد که حکومت اسد تقریبا در
۱۲۹- در آینده. هدف دوم او مشغول کردن جهادگران به جنگ عراق با امید کاهش تمرکز آنها بر رژیم خود بود. اسد بدرستی درک کرد که دولت بوش اگر بتواند با اشغال عراق به حکومت اقلیت بعث صدام پایان دهد، هدف بعدی میتواند خودش و میراث پدرش یعنی اقلیت بعثی سوریه باشد. بعدها "بسام برابندی"
۱۳۱- به واشنگتن کد قرمز صادر میکرد که میتواند عراق و سوریه را همزمان به جهنم آمریکایی ها تبدیل کند". استفاده از تروریست ها برای بشار اسد نوعی چانه زنی دیپلماتیک با آمریکایی ها را فراهم میکرد. مثلا در سال ۲۰۰۵ آمریکایی ها به سراغ اسد رفتند و از او خواستند تا در ازای بهبود روابط
۱۳۶- فستیوال ها شرکت میکردند. ابوالقعقاع روی درب ورودی مسجدش در حلب تابلویی با نقاشی یک بمب قرمز رنگ نصب کرده بود و در آن به خطابه جهادی و آموزش نظامی جهادگران مشغول بود. فعالیت های او تا زمانی که رژیم اسد را هدف نمیگرفت و به تجارت صادرات تروریست به عراق کمک میکرد تحمل
۱۳۸- با نظارت اسد و دستگاه مخابرات او طراحی و اجرا شده بود. اسد هم بعدا از استرداد العبسی (که ساکن دمشق بود) به اردن بعد از نقشه ترور فولی امتناع کرد و مدعی شد او را به زندان انداخته. بعدا مشخص شد که العبسی آزاد شده و یک اردوگاه القاعده در مرز سوریه، هدایت تروریست ها به عراق را
۱۴۳- اسد تامین میکرد. آنها پس از پذیرش در فرودگاه دمشق، به یک ترمینال اتوبوس (در فاصله چند صد متری سفارت آمریکا!!!) در دمشق منتقل شده و از آنجا مستقیما به شهر مرزی البوکمال فرستاده میشدند و زیر نظر نیروهای میانی القاعده در سوریه، صدامیست ها و مخابرات اسد به عراق گسیل میشدند.
۱۴۴- اسد هرگز طراحان حمله ۱۹ اوت ۲۰۰۹ را در بازگشت به سوریه به عراق و آمریکا تحویل نداد. با این حال تحت فشارها مدعی شد که در این حملات نقشی نداشته ولی متهمان احتمالی را پس از بازگشت به سوریه دستگیر و در سیاه چاله های نظامی زندانی کرده. ادعاهایی برای اثبات دروغ بودنشان نیاز نبود
۱۴۶- جدید با دولت دمشق روی کار آمد و مملوک ماموریت داشت تا با تجربه سالها دامن زدن به آشوب عراق، کارت عادی سازی روابط با آمریکا را روی میز بگذارد. او در فوریه ۲۰۱۰ در جلسه ای با حضور دانیل بنیامین، هماهنگ کننده مبارزه با تروریسم در دولت اوباما و فیصل المقداد، معاون وزیر خارجه
۱۴۷- در دمشق شرکت کرد. او بعدها اعتراف کرد: "ما در اصل در همان ابتدا به تروریست ها حمله نمی کنیم و آنها را نمیکشیم، در عوض خودمان را درون آنها جاسازی میکنیم و در لحظه مناسب حرکت میکنیم". عبارت "لحظه مناسب" در این گفته لزوما برای آمریکا لحظه مناسب نبود. این را حداقل ۷ سال جنگ
۱۴۸- ترکیبی در عراق به شکلی دردناک به آمریکا آموخته بود. او در جلسه با دانیل بنیامین یک تهدید ضمنی هم کرده بود. او در جلسه رو به فرستاده اوباما گفته بود: "تروریست ها هر آن در آینده باز هم ممکن است از سوریه به عراق سرازیر شوند و این بستگی به شما دارد که اگر بخواهید با همکاری ما
۱۴۹- نتایج بهتری میگیریم". تنها چند دقیقه بعد از این جمله او انتظارات دولت دمشق در لغو تحریم های آمریکا و به رسمیت شناختن دولت سوریه در معادلات منطقه ای را روی میز گذاشت. پیشنهادی که اوباما نمی توانست رد کند!!! (این جمله آخر این را با لحن دیالوگ معروف فیلم پدرخوانده بخوانید 😁)
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: آزادی ابوبکر البغدادی از بوکا و رهبری ISI در عراق
اپیزود بعد: آزادی ابوبکر البغدادی از بوکا و رهبری ISI در عراق
۱۵۳- به گفته اهالی محل او به بزم ها و مراسم های عروسی در محله طوبجی دعوت میشد و حتی گاهی در آن مهمانی ها و عروسی های محل با زنان میرقصید!!! ایدئولوژی مذهبی اش به محمد حردان از رهبران اخوان المسلمین عراق نزدیک بود. هیچیک از نزدیکانش شاهد بیان نارضایتی او از حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا
۱۵۵- زندان بوکا منتقل شد. در واقع بغدادی هدف ارتش امریکا در این دستگیری نبود. هدف نعمان نصیف بود. بغدادی و چند نفر دیگر صرفا به دلیل ملاقات با نصیف بازداشت شدند. بر خلاف ادعاهای منابع غربی او سال ۲۰۰۹ از بوکا آزاد نشد بلکه در دسامبر همان سال ۲۰۰۴ آزاد شد و دیگر هم دستگیر نشد.
۱۵۹- نهایت پس از ۱۰ ماه از بوکا آزاد شد. به این دلیل که اطلاعات ارتش آمریکا او را فردی کم خطر و نه چندان مهم ارزیابی کرده بود. با اینکه او در زمان دستگیری و طول زندان فرد مهمی نبود ولی با ترک زندان بوکا به فردی افراطی و متعصب تبدیل شده بود. پس از آزادی هم علاقه ای به همکاری
۱۶۰- با ایده های متنوع جهادی از جمله القاعده نداشت و همچون الزرقاوی در پی بومی کردن جهاد، ایجاد یک شبکه برای خود و حذف دیگر رقبا بود. مسیری که دقیقا الزرقاوی پیش گرفته بود: "سرکوب رقبا به جنگ با آمریکا اولویت دارد". سال ۲۰۱۰ مهمترین سال زندگی البغدادی بود. پس از کشته شدن المصری
۱۶۱- و ابوعمر او از سوی شورای مجاهدین عراق که گفتیم الزرقاوی بنیانگزارش بود به عنوان رهبر ISI (دولت اسلامی عراق) انتخاب شد. این انتخاب ۳ دلیل داشت. اولا البغدادی به کنفدراسیون قبایل قریش تعلق داشت. قبایلی که بدلیل نسبت مستقیم با پیامبر اسلام بسیار ارجمند بودند. بنابراین خلافت او
۱۶۴- سازمان القاعده و شخص بن لادن هیچ نقشی نداشتند. در آن دوران بن لادن مدتی بود که در ایبت آباد پاکستان در خانه ای امن خودش مخفی شده بود. همان جایی که بعدا در سال ۲۰۱۱ در عملیات Neptune Spear شکار و کشته شد. با ظهور البغدادی به عنوان رهبر ISI به یکباره بسیاری از بعثی
۱۶۶- میگذشت، این سازمان بعثی تر و صدامی تر میشد. بعدها مشخص شد که در خانواده البغدادی تعداد زیادی از اقوام درجه اول و دوم او از اعضای ارتش، استخبارات و یا حزب بعث صدام بوده اند. به گونه ای که میشود گفت نه تنها البغدادی به صدام علاقه مند بود بلکه سعی کرده بود خودش را به نسخه
۱۶۷- اسلامی صدام در لباس خلیفه تبدیل کند. (در تحلیل شیوه جنایات و وحشیگری های داعش، شباهت زیادی با وحشی گری های بعثی ها در دوران ریاست جمهوری صدام حسین وجود دارد). گذشته از آن نام فامیل او السامرایی بود. انتخاب نام البغدادی خود گواه این آن است که او بغداد را به شیوه خلافت
۱۷۰- بعدها توحش داعش در کشتار شیعیان با پیروی از سنت تاریک سَلَفِ پدر، الزرقاوی و در درجاتی کمتر از شیوه تنفر آلود صدام ریشه گرفت. هر چند فلسفه تکفیری الزرقاوی در وحشی گری های داعش سهم بزرگتری در قتل و غارت نه تنها شیعیان که بسیاری از سنی ها هم داشت.
۱۷۱- به مرور بسیاری از امرای انتسابی البغدادی در امور نظامی و سیاسی، نخبگان سابق ارتش صدام بودند که این انتخاب ها هرگز نمی توانسته تصادفی باشد. علاوه بر حجی بکر که بعدا در شمال سوریه توسط مخالفین اسد کشته شد، چند صدامیست دیگر نیز مهمترین عامل پیشرفت البغدادی و نهایتا داعش بودند.
ادامه خواهد داشت...
اپیزود بعد: داعش و پیشروی در عراق و سپس ورود به سوریه.
اپیزود بعد: داعش و پیشروی در عراق و سپس ورود به سوریه.
۱۸۶- شجاع ترین و سرسخت ترین جنگجویان داعش بودند. افرادی با تجربه زیاد در آموزش های طاقت فرسای نظامی و تجربه جنگ با ارتش روسیه. به قول کریس هارمر از تحلیلگران موسسه مطالعات جنگ "اگر من هم در حلقه شورای رهبری و نظامی داعش بودم، کسی که تجربه کشتن روسها را دارد را تبدیل به یک بمب
۱۸۷- گذار انتحاری نمی کردم. او را فرمانده دسته و یا یک یگان حرفه ای ترور و جنگ میکردم". اما بسیاری از این جنگجویان که در بیعت با الشیشانی بودند، حاضر نشدند بیعت شان را از او بردارند و به خلیفه واگذار کنند. بنابراین یگان قفقازی ها و چنینی ها در نوامبر ۲۰۱۳ در پی این شکاف از داعش
۱۹۰- ماجرای تعقیب سرنوشت الشیشانی توسط رمضان قدیروف رهبر چچن و متحد پوتین به یک جنجال رسانه ای تبدیل شد که در لینک زیر میتوانید بخوانید.
washingtonpost.com
washingtonpost.com
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: جهاد چگونه به سوریه میرود؟
اپیزود بعد: جهاد چگونه به سوریه میرود؟
۱۹۲- اولین واکنش اسد به بهار عربی و حوادث مصر، تونس و لیبی، سرشار از تکبر و اعتماد بنفس بود، او اواخر ژانویه ۲۰۱۱ به وال استریت ژورنال گفت: "سوریه با ثبات است و شما باید اعتقادات مردم را مثل من بشناسید تا به عمق این ثبات پی ببرید!" درست میگفت او خودش بیش
wsj.com
wsj.com
۲۰۰- در لینک تحقیقی زیر توسط bbc، یکی از زنانی که سابقا در ساختمان فلسطین (شعبه اطلاعات نظامی دمشق متعلق به مخابرات اسد) در بازداشت بود، توضیح میدهد که چگونه بازجوها یک موش زنده را درون واژن یکی از همبندی هایش فرو کردند و او پس از مدتی طولانی خونریزی
bbc.com
bbc.com
۲۰۴- یک ماشین مرگ و وحشت در تمام سوریه به راه افتاد که تنها هدفش یک چیز بود: دامن زدن به رادیکالیزم! اسد به دنبال بازگشت اسلام گرایی و فرقه گرایی خشونت آمیز در سوریه بود تا ذیل آن بتواند کشتار، سرکوب و شکنجه را تحت پوشش مبارزه با تروریسم و نهایتا تضمین بقای خود توجیه کند. حالا
۲۰۶- انقلاب مسالمت آمیز به ورطه فرقه گرایی و تقابل خشونت آمیز (که فعالان مدنی سکولار دمکرات بارها به مردم نسبت به پیامدهای آن هشدار دادند) یک نبوغ تعمدی نیاز بود که بسترش در تمام سوریه فراهم بود: "کمپین خشونت افسار گسیخته نسبت به اعتقادات اهل سنت که در اکثریت جامعه بودند و تمسخر
۲۰۷- آمیخته با سرکوب آنها توسط شبه نظامیان بعثی، شیعه و علوی". روشن کردن این فیوز در سوریه برای اسد کاری به شدت آسان بود. مثل هر حکومت در حال سقوط دیگر، کلید آلترناتیو ها به دست حکومت در قفل میچرخید. قبلا از پیامدهای آن در رشته توییت زیر نوشتم!
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: جمهوری اسلامی، اولین نیروی رسمی نظامی-دولتی که در سوریه برای ایفای نقش سرکوب حاضر شد.
اپیزود بعد: جمهوری اسلامی، اولین نیروی رسمی نظامی-دولتی که در سوریه برای ایفای نقش سرکوب حاضر شد.
۲۲۴- گانه در مورد محله التضامن دمشق نوشتم، نحوه جنایات نیروهای دفاع ملی کم و بیش به همین شکل بود.
۲۲۸- ابتدا تبدیل به یک تعبیر فرقه ای و رمزگونه شد برای یک جنگ مقدس شیعه اسلامگرا در برابر سنی هایی که در جمهوری وحشت اسد، دهه ها به شکلی پارانویا گونه، همه شان (از کودک، زن و مرد) دشمنان خاندان اسد فرض شده بودند. این آغازی بود که بعدها مردم سوریه به آن لقب "شورش سلیمانی" دادند.
۲۲۹- اگر چه در منطقه البیضاء شماری از مسیحیان نیز ساکن بودند، اما نیروی دفاع ملی (NDF) فقط سنی ها را کشتند و فقط خانه سنی ها را آتش زدند. خشونتی بی حد و حصر و تعمدی که از یکسو بخشی از مردم سنی را با انگیزه انتقام به مقابله به مثل دعوت میکرد و سویی حس خودشیفتگی اسد را نیز اقناع
۲۳۲- درب خروجی آنها، زنده به آتش کشیدند. دخالت ج.ا در سوریه از همان روزهای اول انقلاب، به شدت بازتابی از دخالت آنها در عراق تحت اشغال آمریکاست که تعبیری طعنه آمیز میتوان از آن بکار برد: اینبار در سوریه این نیروی اشغالگر بود که سعی میکرد یک ارتش بومی از هم پاشیده را ناامیدانه
۲۳۳- کنار هم نگه دارد و وقتی دریافت ارتش کشوری که اشغال کرده در حال از دست رفتن است، به سراغ همان شیوه ای رفت که در عراقِ در اشغال آمریکا به آن متوسل شده بود: "بسیج شیعیان و وفاداران به اسد". هر چه زوال نیروهای متعارف اسد بیشتر میشد، شبه نظامیان دست ساز سلیمانی هم بار مسئولیت
۲۳۴- بیشتری به عهده میگرفتند و این دقیقا همان نقطه ای بود که به افزایش تلفات ایرانی منجر شد که معروف ترین آنها حسن شاطری از فرماندهان ارشد سپاه قدس بود که در جاده ای که دمشق را به بیروت متصل میکرد، کشته شد. ج.ا برای کمک و آموزش به ارتش متعارف اسد نه تنها به عوامل اطلاعاتی خارجی
۲۳۵- خود که به نیروی رزمی و زمینی سپاه پاسداران هم متوسل شد. اینها کسانی بودند که تجربه های عمیقی از سرکوب جنبش های دانشجویی و ضدحکومتی، بویژه تظاهرات های بزرگ ضد حکومتی در بهار و تابستان ۲۰۰۹ داشتند. سلیمانی به طور خاص به مجرای حمایت مادی و نظامی ایران به اسد شناخته میشد. این
۲۴۰- ارتش اسد خواسته بودند که تنها برای پاکسازی شهر نقش ثانویه را به عهده بگیرند و پس از سرکوب ناآرامی ها، در آنجا مستقر شوند و این بخشی از پروژه بلند مدت ج.ا در شیعه سازی مناطق سنی نشین بود.
ادامه خواهد داشت ...
اپیزود بعد: مصاحبه دوم اسد، اولین عفو عمومی و خروج جهادگران سلفی از زندان ...
اپیزود بعد: مصاحبه دوم اسد، اولین عفو عمومی و خروج جهادگران سلفی از زندان ...
جاري تحميل الاقتراحات...