Jonas Blane
Jonas Blane

@SnakeDocTop

12 تغريدة 2 قراءة Mar 29, 2023
درست و نادرست.
۱- نسبت متداول نیروی رزمی به پشتیبانی برای یگانهای به اصطلاح سخت بین ۲ به ۱ تا ۳ به ۱ می تواند متغیر باشد. این به معناست که از یک تیپ سه هزارنفری بعد از حذف ستاد و پشتیبانی و نقلیه و بهداری و ... برای فرمانده کمتر از ۱۵۰۰ نفر نیروی رزمی باقی می ماند.
۲- بصورت کلی در خود نیروهای نظامی که یگانهای رزمی بخشی از آن محسوب می شوند نسبت دندان به دم (رزمی به پشتیبانی/ستادی و اداری) از این هم بزرگتر است و می تواند تا ۱۱ به یک هم برسد. اگر نیروهای مسلح ایران را جایی بین جنگ جهانی اول و دوم آمریکا در نظر بگیریم از نزاجای ۳۵۰ هزارنفری
به زحمت می توان انتظار بیش از ۷۰ هزار نیروی رزمی را داشت.
۳- آنچه درباره این نیروهای یگانهای سخت بایداضافه کرد این است که ماموریت ضدشورش و حضور در خیابان چه به جهت جسمی و چه به جهت روانی توانمندی زیادی می طلبد. بعلاوه به دلیل ماهیت «تن به تن» درگیری احتیاج به آموزش
زیادی دارد و مخلوط کردن نیروی آموزش ندیده با واحدهای ضد شورش فراجا و بسیج و سپاه می تواند منجر به فروپاشی خط درگیری بشود. ما نمونه آن را که ناشی از قاطی کردن پرسنل عادی نیروی انتظامی با یگان ویژه و بسیج بود را در اردبیل و رشت و تبریز دیدیم.
۴- اما وقتی سوال کمبود نیرو طرح می شود اول باید جواب داد که چقدر نیرو کافی است؟ بررسی موارد تاریخی می گوید که وقتی با جمعیت متخاصم یا نسبتا متخاصم سر و کار دارید حداقل ۱۳.۲ نفر به ازای هر هزار نفر جمعیت برای کنترل اوضاع تحت عنوان پلیس و فعالیتهای پلیسی نیاز دارید.
از آن میان ۴.۱ در هزارباید مستقیما صرف مبارزه با نیروهای متخاصم بشود وبقیه برای اعمال نظم عمومی لازم اند. جمعیت شهرهایی که ناآرامی گسترده تجربه کرده اند شامل میلیونها نفر می شود.در خود تهران جمعیت مناطقی که بیش از سه شب/روز ناآرامی گسترده راتجربه کردند بیش از ۳.۱ میلیون نفر است.
آرامسازی این مناطق نیازمند ۱۲۵ هزار نفر نیروی اضافی برای اشباع شهراست که محتاج لجستیک و پشتیبانی و فرماندهی و ستاد خودشان هستند. صد البته بخش قابل توجهی از این رقم از طریق نیروهای پاره وقت مثل بسیج،سپاه و همیار پلیس و ... قابل تامین است ولی این چیزی از بزرگی آن عدد کم نمی کند.
۵- نکته ی دیگری که می توان برای بررسی نیروهای وارد شده توسط دشمن استفاده کرد آمار تلفات اعلام شده است. در این تلفات از بسیج، کادر نیروی انتظامی، همیار پلیس تا کادر سپاه و مقام ارشد معاونت اطلاعات سپاه یک استان به چشم می خورد. این توزیع تلفات فقط ناشی از هیئتی بودن سیستم نیست و
خبر از به میدان آوردن تقریبا همه نیروها پای کار می دهد.
۶- اما درباره استفاده از نیروی سخت در نقش نیروی سخت چه می شود گفت؟ توپخانه در نقش توپخانه و زرهی در نقش زرهی؟ نوع مخاصمه فعلی به دلیل پراکندگی و محله محور بودن استفاده از ادوات سنگین را بی فایده می کند و چیز اضافه ای برای/
حکومت ندارد. جلوگیری از شکل گیری هر نوع تظاهرات گسترده مانع اصلی قتل عام همزمان چند ده/صد نفر است وگرنه روی دیگرش را در زاهدان دیدیم. مهمترین دلیل بی فایدگی بکارگیری نیروی سخت هوشمندی غریزی مخالفان در امتناع از تصرف زمین بوده است که «فعلا» باید ادامه یابد.
۷- آخرین نکته/
رقابتهای درون سازمانی است: استعداد یگانهای ویژه و ضد شورش پشتیبان چیزی بین ۳۵ تا ۶۰ هزار نفر برآورد می شود که هزینه زیادی صرف آنها شده است. روی آوردن به استفاده از نیروی سخت و اعلام شکست روشهای نرم با مقاومت کسانی که توزیع کننده این بودجه ها بوده اند نیز مواجه خواهد شد.
یک نکته اساسی و عمومی هم جامانده است. اینکه شما جای دیگری خارج از منطقه درگیری نیرو داشته باشید هیچ فرقی با کمبود نیرو ندارد: در لحظه پیاده شدن متفقین هیتلر ۵۰ لشکر در پادوکاله، ۱۸ در نروژ، ۲۲ در هلند داشت ولی آن ۶ لشگری که بین شربورگ و لوهاور نیاز داشت آنجا نبودند.

جاري تحميل الاقتراحات...