BahramGour بهرام گور
BahramGour بهرام گور

@bahramgour

21 تغريدة 16 قراءة Dec 29, 2022
🧵به مناسبت این تمسخر ناپسند، امروز برای شما داستان تولد هرکول را با جزییات تمام تعریف میکنم، باشد که دیگر یکدیگر را بخاطر مطالبی که اطلاع نداریم مسخره نکنیم .
اگر چیزی یاد گرفتید #ریتوییت کنید تا بقیه هم بخوانند
هرکول ظاهراً پسر زئوس بود ولی داستان کمی پیچیده تر است. ما برمیگردیم به دوران پرسئوس همون که ملکه مدوزا را کشته بود و ظاهراً جد بزرگوار ما ایرانیان است 🙄🤷🏻‍♂️٢
پرسئوس پسری داشته بنام الکتریون که تعداد زیادی پسر داشته و تنها یک دختر بنام Alcmene شاید به فارسی باید آلکمنه خونده بشه . تمام پسرها در جنگ کشته می‌شوند و لاجرم آلکمنه تنها وارث پدر بوده ٣
از اون طرف پسر پادشاه Tiryans، اسمش بوده آمفیتریون Amphytryon که به قصد اتحاد دو پادشاهی مسین و تیریان به خواستگاری آلکمنه میاد. اما در شب خواستگاری بر سر یک اتفاق کاملا ناخواسته میزنه و الکتریون بخت برگشته رو می‌کشه 😰😱۴
برادران الکتریون که دستشون از تاج و تخت کوتاه مونده بوده از این بهانه استفاده میکنند و کودتا میکنند و تاج و تخت رو تصرف میکنند و آلکمنه و آمفیتریون رو هم به Thebes تبعید میکنند 🤦🏻‍♂️
۵
آمفیتریون برای تاج و تخت خودش و آلکمنه سپاه کوچکی جمع می‌کنه و به جنگ عموهای زنش که همان فرزندان پرسئوس بودند می‌ره و موفقیتهایی هم کسب می‌کنه . حالا اوازه آمفیتریون و زن بسیار زیباست آلکمنه به همه جا پیچیده بود . آلکمنه یه جورایی کیم کارداشیان زمان بود 🥴۶
زئوس که از کوه المپ زیبایی خیره کننده آلکمنه رو میبینه (مثل شماها امروز از دریچه تلفنتون) اصلا راه نداشته بیخیال این الهه زیبایی بشه ( یه جورایی تو مایه های دن بیلزاریان یونان بوده) ٧
پس زئوس در غیاب آمفیتریون، خودش رو دقیقا به شکل اون در میاره و پیش آلکمنه می‌ره، تمام داستانهای موفقیتش در جنگ‌ها رو براش تعریف می‌کنه و آلکمنه که متاثر از شجاعت و جسارت شوهر عزیزش بوده رویایی ترین همخوابگی رو با اون انجام میده و آبستن میشه٧
حالا فردای اون روز آمفیتریون واقعی به Thebes برمیگرده 🤣🙈 و دقیقا همون داستانها رو تعریف می‌کنه،🥴 آلکمنه اول تعجب می‌کنه و میخواد تحویلش نگیره بعد فکر می‌کنه که همخوابگی شب قبل به حدی خوب بوده برای آمفیتریون که این داستان رو تعریف می‌کنه که مزه همخوابگی رو مجددا بچشه ٨
پس مجددا به سردی با هم همخوابگی میکنند و بار دیگر آبستن میشه 🤷🏻‍♂️🙄 زیاد در داستانهای خدایان دنبال فلسفه منطق نباشید همه چیز امکان پذیر است ٩
بدبخت آلکمنه که گیج شده بود اصلا نمیتونست درک کنه که چرا این اتفاق افتاده و از طرفی شکمش هر روز بیشتر و غیر عادی تر بالا میومد، می‌ره و دست به دامن اوراکل دلفی میشه ... و التماس می‌کنه بهش حقیقت رو بگن ١٠
در اوراکل می‌شنوه که او دوبار حامله است و بچه اول، فرزند خدای خدایان زئوس و بچه دوم، فرزند همان آمفیتریون است 🙄🤷🏻‍♂️ ولله من که نفهمیدم پس عادیه شما هم نفهمید😁
١١
از اون طرف زئوس که مثل سگ از هرا (زنش) میترسید که البته طبیعی است. در روز وضع حمل آلکمنه حکمی صادر می‌کنه که بازمانده پرسئوس حاکم همیشگی مسین است. که منظورش پیر خودش هرکول بود قاعدتاً ولی پرسئوس هم بچه زیاد داشت و راه برای تفسیر زیاد بود ١٢
اما هرا که متوجه همه داستانها شده بود با خودش ایلیثیا ilithyia خدای قابله ها رو برمی داره میره خونه آلکمنه و اون رو مجبور میکنند که چهار زانو بشینه که نتونه وضع حمل کنه ١٣
اما هرا که کار داشته و نمیتونست مرتب اونجا باشه سفارشهای لازم رو به ایلیثیا می‌کنه و می‌ره. ایلیثیا که خدای قابله ها بوده تا چشم هرا رو دور میبینه پاهای آلکمنه رو از هم باز می‌کنه و بچه که اندازه ای غیر طبیعی داشته بیرون میاد 😱😅 ١۴
اسم بچه رو میزان Alcides السید . به فاصله کمی بچه دوم که همون بچه آمفیتریون بدبخت بود هم بدنیا میاد که اسمش رو میزان Iphicles ایفیکلس که نه شبیه هم بودند و نه شخصیتهاشون مثل هم بود. ١۵
اما آلکمنه که خیلی خوب متوجه خشم هرا شده بود از ترسش می‌ره و بچه رو میزاره وسط جنگلهای Thebes . آتنا خواهر بچه که اون رو میبینن نگران میشه براش و می‌ره برش می داره می‌بره کوه المپ . ١۶
در کوه المپ به هرا میگه این بچه تپل مپل رو از سر راه برداشتم که داره از گرسنگی میمیره تو رو خدا یکم ازش نگه دار که گناه داره . هرات دلش برای بچه بیگناه میسوزه ولی غافل از اینکه این بچه نتیجه خیانت شوهر خودش بوده 🤦🏻‍♂️🥴 ١٧
تا بچه رو به بغل میگیره تا بهش شیر بده، این بچه نوزاد چنان با قدرت سینه هرا رو میگیره و گاز میگیره که شیرش تا آسمانها پرتاب میشه و کهکشان «راه شیری» رو می‌سازه 😳١٨
ولی بچه به اندازه کافی از شیر هرا که از خدایان بوده تغذیه می‌کنه و خود هرا اسمش رو از Alcides به هراکلیس به معنای مفتخر شده به هرا تغییر میده ١٩
این داستان به اشکال مختلف در کتابهای الکساندریا، پیندار و آپولودوروس نقل شده و شکلی که من برای شما تعریف کردم مشهورترین روایت آن است. در این مومنت داستانهای دیگری از خدایان یونان تعریف کردم
مسخره نکنید بجاش ریتوییت بکنید

جاري تحميل الاقتراحات...