📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿
📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿

@_Cinemagraph_

6 تغريدة Mar 07, 2023
دیدید پیوندتان با برخی فیلم‌ها فراتر از شاهکاربودنشان است؟ انگار گوشه‌ای از قلبتان را مال خود می‌کنند.
"خداحافظی طولانی" برایم چنین است. هربار لابلای قدم‌زنی‌های فیلیپ مارلو و تنهائی‌اش و تارهای گیتار جان ویلیامز گم می‌شوم.
گولد بالاتر از بوگارت، پرداخت‌شده‌ترین مارلوی سینماست.
اقتباس رابرت آلتمن شاهکار درآمده، چون او ذات داستان‌های ریموند چندلر را شناخته است. به قول هیگینز، چندلر هیچگاه درباره صرف رازورمز و برملاسازی جنایات ننوشت، بلکه از فساد روح انسان نوشت. برای چندلر(و آلتمن) مهم نبود که با برملاسازی‌ها مخاطب را انگشت‌به‌دهان کنند؛
چندلر نقلی دارد که انگار آلتمن آن را عصاره داستانش کرده. می‌گفت: "من به دنیای پیچیده و فاسدی که در آنیم می‌پردازم؛ به این که چگونه در آن، هر مردی که سعی می‌کند صادق باشد، در نهایت احساساتی یا کاملا احمق به نظر می‌رسد."
فیلیپ مارلوی رابرت آلتمن دقیقا نمود این جمله است.
در اقتباس آلتمن، همچون روح کتاب‌ها، نه طرح داستانی، که دیالوگ‌ها و شیمی‌های بین‌شخصیتی و درونیات آن‌هاست که اولویت و اهمیت دارد.
چندلر و به تبعش آلتمن، از پلات داستانی به‌عنوان دستاویزی استفاده کردند تا بسترهای زبانی و تصویری را روی آن سوار کنند.
نتیجه، درگیرکننده و درخشان است.
آغاز فیلم گویا است. آلتمن می‌توانست همچون غالب آثار معمایی، فیلمش را با آن قتل و آن معما آغاز کند، اما با مارلوی آشفته‌ی بیهوش‌ازخوابِ روی تخت و تکاپویش برای یافت غذا برای گربه‌اش آغاز می‌کند. گویا می‌خواهد بگوید این، فیلم شخصیت است نه صرف معماپردازی. باید عینکمان را عوض کنیم.
مطمئنم این نه صرف تقلید، که نزدیکی جهان‌بینی و نگرش هنری آلتمن و چندلر بود که این اقتباس را تا این حد وفادار و دقیق کرده است.
در انتهای فیلم، مارلو با آن قدم‌زنی‌های مسرورانه‌اش بابت "آنکه مرده است دوباره نمی‌میرد" خرسند است، اما ما می‌دانیم که این دنیا تیره‌تر از این‌هاست.

جاري تحميل الاقتراحات...