📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿
📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿

@_Cinemagraph_

6 تغريدة Mar 07, 2023
#رشتو
#پایان‌بندی_سیرک_چاپلین
آثار مهم چاپلین غالبا با پایان‌هایی تلخ همراهند. یک تلخی برخاسته از پذیرش که کمدی خاص او را به نوعی تراژدی آراسته می‌کند.
پایان‌بندی سیرک، چنین است. خاص و مهم.
ماجرا از جایی شروع می‌شود که ولگرد در می‌یابد عشق دخترک را به دست نیاورده.
او اما این مسئله را میپذیرد.خود این پذیرش هم از عشق حقیقی و معصومش می‌آید.او می‌داند نهایتا "ولگرد"ی است که نخواهد توانست عشقش را خوشبخت کند،پس به جای آنکه کلیشه‌وار با رغیب عشقی‌ش بجنگد و او را کنار بزند،ایصال آن دو به هم را تسریع می‌کند و خودش را فیزیکی و معنوی از او دور میکند.
شاهکار چاپلین در سکانس نهایی است. ولگرد، سیرک را راهی می‌کند و خودش در بطن دایره به‌جا مانده از آن‌ها روی صندلی‌ای می‌نشیند. یک استعاره بصری ساده و غیرسهل. ولگرد، در درون آن دایره محصور است و روی صندلی‌ای کز کرده که ۱۸۰درجه در تضاد با ذات کنشگر و پرجنب‌وجوشش است.
چشم او به ستاره‌ای پاره‌شده می‌افتد. آن ستاره که همچون خود ولگرد وسط دایره است، نمادی است از خود او که اگر در آن سیرک می‌ماند، احتمالا ستاره‌ای درخشان می‌شد؛ اما ستاره‌ای مخدوش که نه به عشقش رسیده بود و نه شور و حرارت همیشگی‌ش اغنا می‌شد. دیگر از آن لباس ژولیده هم خبری نمی‌بود.
پس ولگرد با پذیرش تمام این نکات برمی‌خیزد، آن ستاره را مچاله می‌کند و آن را به خارج از دایره شوت کرده و خودش هم از آن خارج می‌شود. انگار او می‌داند شرط بازپس‌گیری آزادی‌اش(خروج از دایره که خود نماد سیرک است) فراموش‌کردن رویای ستاره‌شدن(مچاله و پرتاب کاغذ) است.
در حقیقت در یک پایان‌بندی یک‌دقیقه‌ای، چاپلین با نبوغ تمام و استعانتش از تسلط بر زبان تصویر، به ما می‌گوید که اگر ولگرد در سیرک می‌ماند و برای به‌دست‌آوردن دخترک می‌جنگید چه می‌شد(حصر در دایره) و حالا که می‌رود چه خواهد شد(آزادی نهایی).
این حتی از تماشای آن وقایع هم موثرتر بود.

جاري تحميل الاقتراحات...