📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿
📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿

@_Cinemagraph_

25 تغريدة 6 قراءة Mar 07, 2023
#رشتو
#کوبریک
امروز ۹۴امین زادروز استنلی کوبریک بزرگ است؛ استاد مسلم نمای تراولینگ، زوم معکوس و تکنیک نگارگری. ایماژهای کوبریک به نحو فراموش‌نشدنی بر ضمیر ناخودآگاه فرهنگ عامه نقش بسته‌اند. مجموعه‌فیلم‌های او درباره هرچیزی، چیزی برای گفتن در چنته دارند. او جامع‌الابعاد بود.
کلیه‌ی ابعاد و شئونِ سرشت انسان در تنوع گسترده‌شان در سینمای او آشکار می‌شود: فرهنگ پست و والا، عشق و جنسیت، تاریخ، جنگ، جرم و جنایت، جنون، سفر فضایی، تربیت اجتماعی، و تکنولوژی. با وجود این تنوع گسترده و درونی، اگر به‌عنوان یک کل به سینمای‌کوبریک بنگریم، آن را منسجم می‌یابیم.
این فیلم‌ها جملگی ابعاد متمایز واقعیت را در بر می‌گیرند و آن‌ها را در انگاره‌ی فلسفی غنی و پیچیده‌ای ترکیب می‌کنند که از قضا با اگزیستانسیالیسم قرابت و شباهت دارد.
عملا در تمام آثار کوبریک، به شکلی از اشکال، سوژه را در تعارض و تقابل با یک جهان بیرونی خشن و بی‌احساس می‌یابیم.
در ریخت‌شناسی سینمای او، سوژه و جنگ، جایگاه ویژه‌ای دارد و او چهار فیلم با این درونمایه را روی پرده برد.
او درباره شیفتگی‌اش به این داستان‌ها می‌گوید: "یکی از جذابیت‌های اصلی داستان جنگی آن است که پرداختن به چنین موضوعاتی، به شما یک فرصت تقریبا بی‌همتا می‌دهد تا
انسان برآمده از جامعه امروزی را در برابر یک چهارچوبه‌ی غیرمنعطف تاریخی و ارزشی که صحت آن پذیرفته شده است قرار دهید. موقعیتی که مخاطب، آن را به خوبی می‌شناسد و می‌تواند به آن نزدیک شود. از طرف دیگر می‌توان از این موقعیت به‌عنوان یک برابر نهاد در مقابل وضعیت احساسی انسان معاصر
استفاده کرد. جنگ می‌تواند همچون گلخانه‌ای برای تولید و پرورش تحمیلی و پیش از موعد رفتارها و احساسات عمل نماید. رفتارها و احساساتی که تبلور و ظهورشان در دنیای امروزی بسی دشوار است. کشمکش و برخورد، یک امر طبیعی است، اما اگر آن را در یک بستر کمتر بحرانی یا عادی جای دهیم،
کمتر واقعی به نظر می‌رسد و بیشتر به یک تمهید درام‌پردازانه نزدیک می‌شود. از این رو تحمیلی یا حتی بدتر، تصنعی خواهد بود."
او درباره راه‌های افتخارش می‌گفت: "من نمی‌توانم معنای فلسفی فیلمی همچون راه‌های افتخار را در قالب کلمات بیان کنم. هدف اصلی من درگیرکردن و به‌مشارکت‌طلبیدنِ
مخاطب در یک تجربه‌ی ناب است. سینما با احساسات سروکار دارد و بخش‌هایی از تجربیات انسانی را بازنمایی می‌کند. از این رو، خلاصه‌کردن معنای کلی فیلم در قالب کلمات کار درستی نیست."
کوبریک کارگردان سترگ و در عین حال خاصی بود.او اعتقاد داشت که پیوند حسی مخاطب با اثر امری کافی‌ست.
او فهیم بود. علیم بود و مخاطب را می‌شناخت. او اذعان داشت که اگر اثری را دوست داشتید، الزامی به توضیح چرایی‌اش ندارید. او مخاطب را به عمیق‌ترین افکار وجودی و فلسفی سوق می‌داد در حالی که آثارش همواره جزو محبوب‌ترین‌ها نزد مخاطبین عام بوده‌اند. او جادوگر بود.
او به اتمسفر فراگیرنده اعتقاد داشت. می‌گفت: "مردم به انتزاعات ما فیلمسازان واکنش نشان نمی‌دهند، آن‌ها به آنچه مستقیما تجربه می‌کنند واکنش نشان می‌دهند."
کوبریک درک عمیقی از میزانسن و نیز پرداخت و گسترش‌دادن شخصیت‌ها داشت.
تسلط او بر شخصیت‌پردازی و بازیگیری تا حدی پیش رفت که حتی بازیگران را تشویق می‌کرد تا گستاخانه میان جملات دیالوگ‌ها مکث کنند و عدم تسلطشان را عیان سازند. با وجود این تمامی تاثیرگذاری نقش‌ها، کماکان پابرجا است.
کوبریک پرسونای خاصی داشت.حصیری در هم از موی سیاه، رنگ سپید رخساره، یک پیشانی بسیار بلند و ابروان مشکی به شدت خمیده. چهره او از دور به آدمی می‌مانست که نقاب هارلی‌کوئین به صورت گذاشته. نزدیکتر که می‌آمد به نابازیگران فیلم‌های دسیکا می‌مانست که مستقیما از خیابان انتخاب شده‌اند.
به همین جهت لب به سخن که می‌گشود، آن لهجه‌ی بی‌نهایت آمریکایی، آن لحن ملایم و معمولی و معاصر نیویورکی‌اش شما را در دم شوکه می‌کند. او که اجدادش یهودی‌‌های مهاجر ساکن اتریش بودند، بیشتر عمر خود را در انگلستان ساکن شد تا هیچ استودیویی نتواند بر استقلال هنری‌اش سایه افکند.
منزل او، عمارتی بزرگ بود که دکور آن آمیزه‌ای بود از نقاشی‌های همسرش کریستین از او و طبیعت، اثرات سه فرزند کم‌سن‌وسالِ غیرقابل‌کنترل و مجموعه‌های گیج‌کننده کوبریک از جمله دوربین‌ها، ضبط صوت‌ها و سیستم‌های پخش‌کننده صدا.
باری همسرش کریستین گفته بود که استنلی با هشت دست دستگاه ضبط صدا و یک‌دست شلوار و پیراهن خوشبخت است.
او میان‌قامت بود و نگاه هیپی‌مسلک یک قمارباز بارانداز یا یک شاعر رومانیایی را داشت. با ریشی که به چهره خنثی‌اش وجهی شرقی می‌داد.
نگاهش مبهم و پریشان بود. همچون انسانی که سعی می‌کند همزمان حل یک مسئله‌ی غامض فلسفی و یک مکالمه عادی روزانه را پی بگیرد.
در هر حال این که بخواهی در نظام معظم هالیوود استودیویی قد علم کنی و مسیر مستقل خود را داشته باشی کنش‌هایی می‌طلبد که تو را کاملا در خود می‌بلعد.
تنها شمار اندکی از کارگردانانِ درون نظام استودیویی هالیوود توانسته‌اند با استقلالی همچون آنچه که کوبریک به دست آورده بود، کار کنند. کوبریک با شهرت بین‌المللی دائما روبه‌فزونی‌اش در مقام یکی از مهمترین کارگردانان جهان، توانست کنترل هنری کامل آثارش را در دست گیرد.
او توانست نظارت و اعمال نظر خود بر تک‌تک مراحل خلق یک فیلم، از آغازین مراحل برنامه‌ریزی تا واپسین مراحل تدوین و پساتولید را در دست داشته باشد.
او قادر بود با حفظ آزادی هنری خود همچنان با استودیوهای معظم همکاری نماید، زیرا اصول پیشه‌ی خود را قدم‌به‌قدم آموخته و برشان مسلط بود.
کوبریک همزمان که برای مجله لوک نیویورک کار می‌کرد، در پارکی در نیویورک نیز با بازی شطرنج کسب درآمد می‌کرد. او که به‌عنوان یک سینماروی حرفه‌ای، تمام فیلم‌های موجود در آرشیو موزه‌ی هنرهای مدرن را لااقل دو بار دیده بود، تصمیم گرفت فیلم بسازد چون میگفت قطعا بهترش را می‌سازد!
کوبریک در همان اولین سال‌های فعالیتش و در اوج جوانی‌اش، با اتکا به دوربینِ سینما تخیلات جذابی را به نمایش گذاشته بود که هالیوود پس از بازنشستگی اورسن ولز هرگز شاهدشان نبود.
خود ولز می‌گفت: "در میان نسل جوانتر فیلمسازان، کوبریک بیشتر از همه در نظر من به غول سینمایی شباهت دارد."
کوبریک در جستجوی سوژه مناسب برای فیلمسازی، همواره و حریصانه می‌خواند تا اینکه با داستانی مواجه شود که تخیلات او را تحریک نماید و به حرکت در آورد. از این رو، هنگامی که به دنبال درونمایه مناسب برای یک اثر فراطبیعی می‌گشت، حجم انبوهی از رمان‌های ترسناک را می‌خواند و
هر کدام را که در نظرش فاقد ارزش سینمایی می‌رسید را به سمت دیوار روبرویی دفتر کارش پرتاب می‌کرد.
او در بین مولفان سینما خود را طوری مطرح ساخت که فیلم‌هایش درونمایه‌های اخلاقی و اجتماعی را با هنرمندی فن‌آورانه‌ی به‌کمال‌رسیده چنان ترکیب کرد که کسی یارای پیشی‌گرفتنش را ندارد.
او گفت: "هر انسانی که فرصت مغتنم کارگردانی را بیابد لاجرم می‌داند که گرچه این کار به رونگاری از رمان جنگ و صلح در هنگام نشستن در قایقی سرگردان در دریایی طوفانی می‌ماند، اما آنگاه که عاقبت کارش به ثمر نشیند،کمتر لذتی در جهان وجود دارد که معادل رضایت حاصل از خلق اثری سینمایی باشد."
آری، او عاشق فیلمسازی بود و الحق که چه قصیده‌سرایی‌هایی کرد. قصیده‌هایی فلسفی متنوع و جهان‌شمول.
تایمز لندن در یکی از مقالاتش تصریح می‌کند: "در صنعتی که میان‌مایگی را با ولع می‌بلعد، تک‌تک آثار او تمایز نادر و منحصربه‌فردی دارند."
عشق من به سینما مدیون اوست؛ تولدش مبارک ♥️
این نوشته با الهام و اقتباس از مستند "کوبریک به روایت کوبریک"، "اتاق ۲۳۷" و نیز کتاب‌های "جهان فلسفی استنلی کوبریک"، "گفتگو با کوبریک" و "استنلی کوبریک، یک زندگی‌نامه" نگاشته شده است.

جاري تحميل الاقتراحات...