هنر هاکس در این بود که میتوانست موقعیتی مضحک را چنان با قدرت قصهگوییاش بستهبندی کند و به خورد مخاطب بدهد، که در نهایت جذابیت تماشاگر را میخکوب کند.
"من عروس مذکر جنگ بودم" اوج چنین رویکردی است.
یک کمدی ظریف و درجهیک.
مگر میشود از تماشای هیبت زنانه کری گرانت رودهبر نشد؟
البته که کری گرانت هم تنها انتخاب بود. او حتی در چنین ظواهر مضحکی هم خواستنی بود.
این کمدی پیشگام در پس ظاهر مضحکش به برابری جنسیتی و حتی مسائل تراجنسیتی نقبی میزند و تمام حرفهایش را در دل این مسخرهبازیها و مضحکهگیریها بیان میکند.
زمانی که هاکس گرانت را در حال تمرین برای حالت زنانهاش دید به او گفت دست بکشد. گفت او قرار نیست نقش یک زن را بازی کند؛ بلکه قرار است مردی باشد که تلاش میکند در هیبت زنی فرو رود. هاکس فهیم بود. دقیق بود. ظرافت داشت و حرفهای بود.
کمدی هاکس کمدی موقعیت است نه کمدی دیالوگ.
او میل به حرکت داشت و هر دوی این بنمایهها، جانمایهی اصلی این فیلم هستند. چه زمانی که دوربین ۲دقیقه روی کری گرانتی که دستوپا میزند روی صندلی خوابش ببرد و دستش اضافه است، و چه زمانی که یال اسب را گلاهگیس میکند و یا از میله رنگی آویزان میشود. "حرکت" اساس کمدی هاکس است.
"من عروس مذکر جنگ بودم" به دور از رخوت و خمودگی، یک کمدی فرز و چابک است. همچون خود هاکس.
از همان ابتدا محو روشارد، این افسر فرانسوی میشویم که کری گرانت با یکی از متفاوتترین نقشآفرینیهایش آن را ماندگار میکند.
از آن کمدیهای بکری که فقط از امثال هاکس و وایلدر بر میآید.