📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿
📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿

@_Cinemagraph_

4 تغريدة 3 قراءة Mar 07, 2023
شهر سرد و بارانی و شب‌زده، زنانی اغواگر با معصومیتی ازدست‌رفته، دروغ‌هایی پیچیده در زرورق حقیقتی‌ کاذب، عاشقانه‌ای خشن و داستان مرد تنهای شب.
یکی از برترین نوآرهای سینما و در زمره‌ی سرگرم‌کننده‌ترین آثار هاکس و غایت صلابت فرمی او.
یک داستان کاراگاهی و یک بوگارت و باکال درخشان.
کاری که هاکس سر این فیلم انجام داد عملا انقلابی بود و تبدیل به شیوه‌ای در نگارش فیلم‌نامه‌های مدرن شد. هاکس نشان داد اگر خط قصه جذاب باشد، دیگر کسی به مفهوم‌بودن قضایا و سروته‌داشتن قصه اهمیت نمی‌دهد. این جذابیت اصل او بود. به قول خود هاکس: "این صرفا شیوه داستانگویی من است."
هاکس می‌گوید: "از چندلر پرسیدم فلان‌کس را که کشت؟ او جواب داد: "جرج." نوشتم که قاتل نمی‌توانسته جرج باشد چون موقع قتل در پلاژ بوده. گفت پس من هم نمی‌دانم. برایم مهم نبود. این اولین باری بود که فیلمی می‌ساختم که خیال نداشتم قصه‌اش را توضیح بدهم. فقط می‌خواستم صحنه‌ها جذاب باشند."
او توانست چنین کند؛ این فیلم به‌طرز ساده‌ای قصه‌گوست. تک‌تک سکانس‌های اثر با بوگارت آغاز می‌شود و هیچ سکانسی بدون او نیست. گویا مخاطب در حباب ذهنی اوست.
"خواب ابدی"، همانطور که از نامش هویداست، اشاره به مرگ دارد و می‌توان سایه‌ی نیستی و مرگ را در یکایک ثانیه‌های آن دید.

جاري تحميل الاقتراحات...