📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿
📽 ℂ𝕚𝕟𝕖𝕞𝕒𝕘𝕣𝕒𝕡𝕙🍿

@_Cinemagraph_

25 تغريدة 2 قراءة Mar 07, 2023
🛑این ۲۵توییت تفصیلی و تصاویرش حاوی اسپویل شدیدی از قسمت ۸ فصل آخر بتر کال سال و قسمت‌های پیشینش و نیز تاثیر عمیقش بر برکینگ‌بد و عمق‌بخشی به آن است؛ پس طبیعی است که اگر سریال‌ها را تا به این قسمت تماشا نکرده‌اید، نباید این رشتو را بخوانید.🛑
ابتدای هر توییت با 🛑 هشدار می‌دهد.
🛑وینس گیلیگان با ملغمه‌ای از دلهره، تعلیق، کلافگی از سرنوشتی محتوم، و با بهره‌گیری از دوربین نمادپرداز و درعین‌حال قصه‌گو، یکی از قابل‌پیش‌بینی‌ترین و درعین‌حال برترین و اوریجینال‌ترین اپیزودهای تاریخ سریال‌های دنیای برکینگ‌بد را خلق کرد. یک آغاز آتشین بر پایان یک افسانه.
🛑می‌گویم قابل‌پیش‌بینی‌ترین، چون مدت‌هاست هواداران و زامبی‌ها،مرگ محتوم لالو آن هم در آن رختشویی و آزمایشگاه کذایی را پیش‌بینی کرده بودند.باتوجه به بقای گاس در ب.ب،او باید کشته می‌شد. از سوی دیگر مرگ او و دفنش در آزمایشگاهی که والت تمام‌مدت در آن می‌پخته، مو را به تن سیخ می‌کند.
🛑قسمت۸، بیش‌از هر زمان دیگری، خط داستانی اصلی سریال برکینگ‌بد را عمق و معنا می‌بخشد. والت تمام‌مدت در آن خشکشویی و آزمایشگاه زیرزمینی، روی جنازه‌ی لالو مشغول پخت‌وپز بوده. حالا اگر بازتماشا کنیم، آن آزمایشگاه و کف قرمزش، یادآور خون ریخته‌شده هاوارد و لالو است. مکانی نفرین‌شده.
🛑والت تمام مدت در جایی فکر و نقشه می‌ریخته است که گاس پیکر بزرگترین چالش و فتحش را آنجا مدفون کرده بوده. اصلا تصورش مورمورم می‌کند. الحق که تماشای دوباره‌ی برکینگ‌بد شدیدا می‌طلبد.
🛑اما وجه برترین‌بودن، در کنار قابل‌پیش‌بینی‌بودن، جدای از پرداخت بی‌نقص گیلیگان در نمایش آنچه که به وقوع پیوسته، در جای دیگری بود.در آنجا بود که این فقط جنازه لالو نبود که در آن ابرآزمایشگاه دفن شد.
دنیای برکینگ‌بد، بیش از کریستال‌های آبی و دغل‌بازی‌هایش، به بی‌رحمی‌اش شهره است.
🛑این دنیا تار است. سیاه است. بی‌رحم است. درست مثل دنیای ما. بازتابی از آن. این دنیا، دنیای رویارویی با عواقب است. نمی‌توان از آن قسر در رفت. مهم نیست چقدر کاردرست باشی و عاشق نوه‌ات باشی، نهایتا به طرز مضحکی می‌میری و سر از گالن اسید در میاوری. این عواقب تصمیماتت است.
🛑مهم نیست که چقدر از کارت پشیمانی و پدرت را دوست داری و حتی در راستای رستگاری گام بر می‌داری؛ نهایتا خواهی مرد، ولو ایستاده.
اما کنار این عواقب، بی‌رحمی هم هست، چرا که یک وکیل درست‌دل و سفید می‌شود بازیچه‌ی دست و آماج حمله و خودش به‌مثابه عواقب تصمیم دیگری، غریبانه می‌میرد.
🛑اما نکته پیچیده ماجرا آن است که خود آن وکیل هم با عواقب تصمیماتش روبروست، ولو که اشتباه نبوده یا بهتر است بگوییم ندانسته بوده. هاوارد هیچگاه در صدد کوچک‌کردن کیم نبود، اما برخوردش با او در قبال جیمی، غرورش را جریحه‌دار می‌کرد. البته که خود هاوارد قبلا نیز قربانی چاک بود.
🛑دنیای برکینگ‌بد پیچیده است و بی‌رحم و به‌ظاهر بی‌قاعده. لالو(به‌عنوان سیاه‌ترین شخصیت) هاوارد(شخصیتی ساده‌دل و سفید) را می‌کشد و نکته کنایه‌آمیز ماجرا این است که نهایتا هر دوی آن‌ها کنار هم در گور خفتند. آری، در تمام آن مدت، هاوارد هم زیر پای والت و جسی مدفون بوده‌.
🛑تماشای پلان دفن همزمان هاوارد و لالو با آن نما، آن دوربین و زوم‌اوت انتهایی و پس از آن کات معنادار به کلوزآپ چهره‌ی مایک در کنار معنای ضمنی و تاثیرش بر ب.ب، مورمورکننده‌ترین،متاثرکننده‌ترین، هراس‌آورترین،تلخ‌ترین، اذیت‌کننده‌ترین و معنادارترین لحظه تاریخ این دو سریال برایم بود.
🛑از چند جهت:
از این بهتر نمی‌شد با دوربین در این سکانس قصه گفت؛ بی‌رحمی این دنیا در یک قاب. هاوارد و لالو، قاتل و مقتول، الآن هر دو در قالب جنازه‌ای یخ‌زده کنار هم کیسه‌پیچ شده‌اند و پس از پرتاب در آن گور، به‌شکل جنین‌مانندی کنار هم خفتند. درست مثل هم. نمادی از بی‌رحمی این دنیا.
🛑بی‌رحمی‌ای که می‌گوید در این دنیا(دنیای این دو سریال) چه هاوارد باشی و چه لالو تفاوتی نمی‌کند. تو درگیر ماجرایی می‌شوی که نهایتا پایانی برابر و نیهیلیستی را پیش پایت می‌نهد‌.
مرگ و نیستی.
اما مایک؛ وقایعی که او در گذشته(خط زمانی سال) دید، او را دنیادیده‌ترین کاراکتر ب.ب می‌کند.
🛑نگاه او به دو جنازه خفته کنار هم، حزین است. او دقیقا همچون ما به معنای این رخداد آگاه است. او می‌داند. پوچی را در می‌یابد. قوس شخصیتی مایک تکمیل شد. تغییرات و قوس‌ها در این سریال امری‌ست تدریجی و نه لحظه‌ای. سه نقطه را به هم وصل کنید. کشتن زگلر، تماشای مرگ ناچو و این سکانس.
🛑مایک دیگر مایک سابق نیست. جدای از این، استفاده هوشمندانه گیلیگان و گولد از آگاهی مخاطب و ناآگاهی کاراکتر، غوغا می‌کند. ما در حالی نگاه متاثر مایک به دو جنازه را نگاه می‌کنیم، که به طرز تراژیکی از پایان پوچ زندگی مایک در ب.ب آگاهیم. این تاثیر سکانس فوق را صدچندان می‌کند.
🛑زمانی که آدم‌های مایک لالو را به داخل گودی انداختند، نوبت به هاوارد رسید. ریزه‌کاری این لحطه را دوست داشتم. مایک بعد از برداشتن کیف پول و حلقه، قدری تانی کرد، گویا معذب باشد. او می‌دانست این حق هاوارد نیست. هاوارد لایق ترحیمی باشکوه بود، اما حالا باید کنار قاتلش آرام بگیرد.
🛑در حقیقت پایان هاوارد، از آنچه در قسمت قبل فکر می‌کردیم تراژیک‌تر شد، چرا که با ننگی ابدی در ذهن‌ها خواهد ماند. مردی بزدل که وا داد و گند زد و برای ماست‌مالی‌اش جان خود را گرفت.
وقوف مایک به این حقیقت و وقوف ما به فرجام مایک، تاثیر این لحظه را به عرش می‌برد.
🛑اما تاثیر این لحظه بر برکینگ‌بد چیست؟
دیگر امکان ندارد تجربه تماشای شما از برکینگ‌بد مثل بار اول شود. اصلا بگذارید بگویم که بتر کال سال به عنوان یک سریال پیش‌درآمد برای اولین بار در تلویزیون کاری می‌کند تا تماشای مجدد سریال اصلی واجب شود.
🛑شما هنگام بازتماشای ب.ب و در خلال یکایک لحظات آشپزی والت و جسی و تعاملات در آن زیرزمین،سایه‌ی شوم و استرس‌زایی را تجربه خواهید کرد.نوعی هشدار از وقوع امر محتوم.پیش‌آگاهی شما در واقع می‌شود مواد لازم برای لذت بکر از این بازتماشا. سوخت اصلی این حس نه دفن لالو، که حضور هاوارد است.
🛑ما می‌دانیم که هاوارد آنجا دفن است. این هشداری‌ست برای والت و برای جسی. هر لحظه که آن‌ها مشغولند و زیرشان هاوارد بیگناه دفن است، هشداری است برای آن که اعمال این دو نفر، خواسته یا ناخواسته چه تاثیرات مخربی روی بی‌ربطان و بی‌گناهان به این ماجراها دارد.
این سطح ناب داستانگویی است.
🛑اکنون یکی از برترین اپیزودهای ب.ب یعنی "مگس" به سطح جدیدی از داستانگویی می‌رسد؛ بگذارید طبق وقایع جلو رویم: گاس تلاش نافرجام کشتن لالو را دارد و بعد به استرس و تشویشی میفتد که سبب بروز وسواسش می‌شود. سال‌ها بعد، والت موقعیت مشابهی در قبال خود گاس می‌یابد؛
🛑این‌بار اوست که به وسواس دچار می‌شود و نکته کنایه‌آمیز ماجرا آن است که او دقیقا در مکانی به کلنجاررفتن با وسواسش می‌پردازد، که گاس مدت‌ها پیش، عامل وسواس و تشویشش را در آن کشته و خاک کرده.
اپیزود تیغ موکت‌بری نیز عمق می‌یابد. پاسخی برای اینکه چرا گاس در آن مکان گلوبُری کرد.
🛑در آن لحظه که گاس برای خط‌ونشان‌کشی برای والت گلوی ویکتور را در کمال خونسردی برید،نکته‌ای نو ظهور میکند.او دقیقا در مکانی بود که سال‌ها قبل در یک تنگنا مرگ را شکست داده بوده.پس حالا در همان مکان نمیتواند تهدیدی از سوی والت را که به مراتب از لالو به ظاهر بی‌خطر‌تر است را بپذیرد.
🛑به‌طرزی پیچیده و فرامتنی، خود والت که با توضیحات فوق گاس آن را در اندازه لالو خطیر نمی‌دید می‌شود گیرنده جان گاس.اینچنین سطوح بی‌رحمی سریال وارد فاز تازه‌ای می‌شود.
لعنتی!برای اولین بار در تلویزیون، سریال پیش‌درآمدی آمد و بعد از سال‌ها شخصیت‌ها و وقایع سریال اصلی را عمق داد.
🛑تنها ۵قسمت مانده.دلم می‌خواهد زمان کش بیاید. ۵هفته بعد، یک افسانه پایان می‌پذیرد. پس از ۱۴سال،پرونده‌ی بهترین و غنی‌ترین و سترگ‌ترین یونیورس سریالی تاریخ تلویزیون برای همیشه بسته خواهد شد.
در اپیزودهای باقی، باتوجه به مرگ‌ها، بی‌شک سریال ترمز خواهد برید.
پس کمربندها را ببندید.

جاري تحميل الاقتراحات...