BahramGour بهرام گور
BahramGour بهرام گور

@bahramgour

38 تغريدة 4 قراءة Jun 19, 2022
امروز داستانی از افغانستان در ابتدای قرن ٢٠ تعریف میکنم، کاملا متفاوت از آنچه تابحال شنیدید از میل جنسی شاهان بارکزایی که تابحال زیاد موشکافی نشده ولی احتمالا تاثیر زیادی در سرنوشت این کشور داشت
اگر #ریتوییت کردی تا بقیه هم مطلع شوند که تصدقتون
این داستان ادامه داستان شاهان بارکزایی(از طوایف پشتون) افغانستان است، قطعه اول آن را در این رشته توییت تعریف کردم که میتوانید بخوانید ۲
وقتی امیر عبدالرحمن که نحوه حکومت داری و ابشخورش را قبلاً شرح دادم در سال ١٩٠١ میلادی فوت می‌کنه حکومت با کمک و تایید ژنرال دوربی انگلیسی به پسرش حبیب‌الله خان منتقل میشه و او با لقب سراج المله در اکتبر ١٩٠١ تاجگذاری می‌کنه ۳
این تقریبا همزمان با جنگهای استقلال ترکیه و وقایع پیش از جنگ جهانی اول در جهان بود ولی ذره ای باعث نمیشه از علاقه حبیب‌الله به انگلیسیها کاسته بشه، او بلافاصله به هند بریتانیا سفر می‌کنه و همان سیستم را در افغانستان هم اجرا می‌کنه
۴
در ابتدای حکومت او هم چند قیام شیعیان از ظلم پشتون ها در «منگل» و سلیمان خیل اتفاق افتاد که حبیب الله با کمک انگلیسی ها سرکوب کرد ۵
حبیب‌الله شاید اولین فرد در افغانستان بود که در زمان ولیعهدی ٨ زن عقدی همزمان داشت 😳🤣 بله ٨ زن در حالیکه در دین اسلام ۴ زن بیشتر مجاز نیست. وقتی شاه میشه علمای حنفی بهش میگن دیگه بیش از ۴ تا نمیشه شاه عقدی داشته باشه او هم ۴ نفر رو طلاق میده 🙃🤦🏻‍♂️۶
ولی بجاش حرمسرای بزرگی تشکیل میده و آن را با انواع و اقسام دختران و کنیزان پر می‌کنه ، قبلاً در مورد عمویش ممد حشر نوشته بودم 🤷🏻‍♂️🤦🏻‍♂️ ظاهراً به همون رفته بود، تازه با همه اینها هم قانع نمیشه 👇۷
او که خواهری بنام هاجر خانم داشت ، براش مجالس بزمی با حضور دختران و کنیزکان در خانه اش پهن می‌کنه و هر شب به اونجا می‌رفت 🤣 واقعا در زمان نوشتن این سطور فکر میکنم اصلا چطور حوصله اش میکشید 🤷🏻‍♂️۸
او از رهگذر این شبها تعداد زیادی فرزند از این کنیزکان داشت که معروفترین هایشان، حیات‌الله خان عضد‌الدوله و محمد کبیرجان بودند که در افغانستان به بی‌عاری و قمار شهره بودند
۹
حبیب‌الله که خودش حوصله مملکت داری نداشت از اون طرف هم بخاطر رفتار پدرش دیگر کسی در کشور باقی نمانده بود، تعداد کثیری از تبعید شدگان زمان پدرش را قانع می‌کنه تا به کشور بازگرداند و امور را در دست خود گیرند که از این رهگذر محمود طرزی که در سوریه زندگی میکرد مهمترین آنها بود
۱۰
محمود طرزی که عده ای به غلط به او لقب فروغی افغانستان را داده بودند، در غزنی متولد شده بود پدرش غلام محمدخان با عبدالرحمن اختلاف پیدا می‌کنه و اول زندانی و بعد تبعیدشان کرد، اول به بغداد بعد به استانبول و بعد هم به دمشق می‌روند در همانجا هم فوت می‌کنه ۱۱
او که این سالها زبان عربی و ترکی را خیلی خوب بلد بود، با مرگ عبدالرحمن به کابل احضار میشه و متصدی روزنامه سراج الاخبارمیشه، او که دختران متعددی داشت یکی رو به عنایت الله خان معین السلطنه پسر ارشد حبیب الله که ولیعهد بود میده و برای همین صاحب نفوذ فوق‌العاده در دربار میشه ۱۲
او بعد دختر دیگرش را هم به عین الدوله امان الله، پسر سوم حبیب الله میده ، سید مهدی فرخ سفیر ایران در کابل او را فردی دائم الخمر، ضد ایرانی، بشدت تحت تاثیر تفکرات آتاترک و ضد شیعه می‌دانست (برای خودش سالادی بوده)
۱۳
پس طرزی دختر اول خود بنام خیریه خانم را میده به عنایت الله ولیعهد، دختر دوم ثریا را میده به امان الله پسر سوم شاه و دختر دیگری هم داشته به نام حوا که میده به پسر برادرش به نام عبدالرووف خان این روداشته باشید که در ادامه داستان به کارمون میاد ۱۴
نجیب مایل هروی هر چند به شدت از محمود طرزی بیزار بود ولی عملکرد او در نشریه سراج الاخبار را میستود و نوشته که این نشریه در آن زمان باعث فخر فرهنگیان افغانستان بود ، طرزی دبیرستان حبیبیه را هم تاسیس کرد که اولین دبیرستان مدرن افغانستان بود ۱۵
برگردیم به داستان، یک شب که خواهر حبیب الله همان هاجر خانم در کاخ زیبای چهل‌ستون کابل برای برادرش مجلس بزمی با دختران زیبا پهن کرده بود و امیر در بغل حوری رویان مشغول حال و هول بود، یه دفعه در باز میشه و خانمی وارد میشه
۱۶
مهمانان که فکر میکردند حوری جدیدی به جمع اضافه شده نیششون باز بود که یکدفعه می‌بینند زن تازه وارد کسی نیست بجز سرور سلطان مادر امان الله 🤦🏻‍♂️😱 یا حضرت خضر 😱 حالا شما حبیب الله رو تصور کنید که چه حالی پیدا می‌کنه مقابل کنیزکان و مهمانان و خواهر خودش ۱۷
خلاصه... فردا صبح سرور سلطان رو طلاق میده و همین آغاز خیلی چیزها بود ... سرور سلطان با فرمانده ای بنام ال یحیی هم‌پیمان میشه و اون هم براش تعدادی افسر رو ردیف می‌کنه، دقیقا نقش امان الله مشخص نیست ولی از اونجایی که تنها ٢٧ سالش بوده احتمالا مغز متفکر باید مادرش بوده باشه ۱۸
اونها که با نصرالله خان برادر حبیب‌الله روی هم ریخته بودند ، اول سعی میکنند حبیب الله را در جلال آباد ترور کنند که زودتر متوجه میشه و ترور شکست میخوره بعد از اون حبیب الله به پسرش امان الله بدبین میشه و تحت نظرش میگیره اما مادر زخم خورده میگه بیخیال میشد؟ ۱۹
در نهایت در ٢٠ فوریه ١٩١٩ در حالیکه در خارج از کابل در شکار بود توسط فرد ناشناسی به قتل میرسه، بلافاصله بعد از قتل سه نفر دستگیر میشن ؛ کلنل علیرضا خان که شیعه مذهب بود ، شجاع الدوله فراشباشی و سردار نادر خان از دربار ... ۲۰
امان الله که در همان محل قتل پدر اعلام پادشاهی می‌کنه (بدون اینکه حتی ولیعهد باشه 🥴) بلافاصله دو نفر رو آزاد می‌کنه و علیرضاخان که شیعه مذهب بود را میسپره به دست سعدالدین قاضی القضات ، او هم که مدرکی بر علیه علیرضاخان نداشت حکم میده۲۱
حتی اگر این فرد قاتل هم نباشد ریختن خون شیعه ثواب دارد حصول رضای پیغمبر و خلفا الزامی است 🙃🤮 حالا متوجه عمق جنگ قومی و مذهبی در افغانستان میشوید، در فاصله چند روز کلنل علیرضا را زنده قطعه قطعه میکنند دو نفر دیگر به ریاست امنیت دربار کابل می‌رسند ... ما هم که قبول کردیم ☹️۲۲
همینجا امان الله اعلامیه چاپ می‌کنه و در سراسر افغانستان پخش می‌کنه به این مضمون که خودش را در انتقام خون پدرش متعهد میداند و کشور را طبق اصول اسلام اداره می‌کند و طرزی تقریبا همه کاره حکومت میشه (برای همین به غلط او را فروغی میخوانند) ۲۳
من از جزییات مکاتبات طرزی با قدرت‌های بزرگ می‌گذرم اما شوروی و ترکیه اولین کشورهایی بودند که استقلال کامل افغانستان رو به رسمیت می‌شناسند و درگیری هم بین نیروهای امان‌الله با انگلیسی ها در نزدیکی قندهار رخ میده که موضوع صحبت ما نیست ۲۴
جالب این بود که نیروهای عمدتا پشتون امان‌الله که برای جهاد با انگلیسها رفته بودند بر اثر مکر انگلیسها به شیعیان حمله ور شدند و آنها را قتل عام کردند 🤦🏻‍♂️ تا من ادامه داستان رو تایپ کنم شما هم توییت اول رو ریتوییت کنید تا بقیه هم بخوانند تصدقتون
ادامه دارد
۲۵
حالیکه جهان تازه از جنگ اول رها شده بود و انقلاب کمونیستی در بیخ گوش افغانستان رخ داده بود و ترکیه در آتش جنگ داخلی میسوخت، امان الله که خود سواد درست و حسابی هم نداشت همان راه پدر که خوشگذرانی و زنبارگی بود را پیش گرفت و طرزی تقریبا همه کاره کشور بود ۲۶
هرچند مایل هروی طرزی را صاحب فضایلی می‌دانست اما سید مهدی فرخ او را بسیار مکار حیله گر ضد زبان فارسی و دنباله روی آتاترک می‌دانست ، او دشمن شماره یک ضیاهمایون در دربار بود که اصلیتی ایرانی داشت. ۲۷
اما نکته اصلی و بسیار عجیب داستان ما دختر سوم طرزی حوا بود که به برادرزاده خود کلنل عبدالرووف داده بود. او که به واسطه حضور در دربار با امان‌الله برخورد داشت در این ارتباطات حوا را می‌بیند و از او هم خوشش می‌آید (استغفرالله🙄) ۲۸
امان‌الله خیلی واضح حوا را با خود بیرون و به گردش میبرد در حالیکه در عقد سرهنگ عبدالرووف شوهر و پسرعمویش بود بعد که اعتراض عبدالرووف بالا میگیره دارو دسته امان الله، عبدالرووف رو تحت فشار میزارند که حوا را طلاق دهد 🤮 ظاهراً تمام این اتفاقات با اطلاع و در حضور طرزی می‌افتاد ۲۹
حالا اینها هیچی پدر امان‌الله که خودش قربانی حسادت زنانه بود من نمی‌فهمم این ثریا چطور هیچی نمی گفت که خواهرِ شوهر دارش با شوهرش ریخته بودند رو هم؟ 🤷🏻‍♂️ حتی اصطلاح رو هم ریختن هم درست نیست چون راحت با هم بودند🙃🤦🏻‍♂️ کسی که امروز به اسم فمینیست و پیشرو میتوان به خورد ما بدن 🙄۳۰
عبدالرووف که مقاومت می‌کنه از درجات نظامی خلع میشه، و بار هم که بیخیال نمیشه از ارتش اخراجش میکنند، این عبدالرووف هم که میخواست نشون بده دریای کینه ساحل نداره، می‌ره و با خواهر امان الله نجم البنات می‌ریزه رو هم 🤣 باورم نمیشه بخدا 😱 ۳۱
نجم البنات رو برمی داره و بدون ازدواج می‌بره خونه خودش 🤣🤦🏻‍♂️ قضیه که گندش در میاد با هم ازدواج میکنند همین باعث میشه امان الله تمام اموال عبدالرووف رو بگیره ... اون باز هم بیخیال نمیشه می‌ره و در کابل یک دکان باز می‌کنه تا تجارت ساده بکنه ۳۲
امان الله فرمان میده که هر کسی که از مغازه عبدالرووف جنس بخره اموالش توقیف و خودش حبس بشه 🤣 ای خدا واقعا باور کنید اینها در دنیای واقعی اتفاق افتاده ،مهدی فرخ در خاطراتش در ١٩١٨ میگه عبدالرووف در بدبختی زندگی میکرد. همون دوره که میتوان به اسم اوج تجدد به خورد ما بدهند 😖۳۳
جالب اینه که عبدالرووف در قبل از این اتفاقات یک زن شیعه هزاره داشت و از اون زن هم دو بچه داشت. وقتی طرزی به افغانستان برمیگرده و مهم میشه قانعش می‌کنه که زن اولش رو طلاق بده و حوا رو بگیره ... 🤮☹️۳۴
امروز طرزی سمبل فضیلت شده
در ابتدای ١٩٢٧ و در آستانه سفر معروف اروپایی امان الله، فرخ در خاطراتش می‌نویسد؛ این زن (همان حوا) سالی نه هزار روپیه مواجب از دولت اخذ میکند، دارای چندین عمارت مهم است و در خانه اعلیحضرت نزد همشیره دیگرش زندگی میکند 😰🤦🏻‍♂️۳۵
این زن خیلی باهوش است و در وجود اعلیحضرت خیلی نفوذ دارد و یکی از عوامل موثر جریان امور در دربار است، و قدرت و نفوذ این خانم از خواهر دیگرش که عیال رسمی شاه است بیشتر است(منظور ثریا است) . در مسافرت اروپا هم همراهشان خواهد بود 🥴🙃دسته جمعی رفته بودند۳۶
سفر اروپای امان الله هم میخی بر تابوت پوسیده حکومتش بود که خود لایق داستان دیگری است. عبدالرووف هم به ژاپن هجرت می‌کنه (احتمالا با خواهر امان الله) و در همانجا هم میمیره ۳۷
برای نوشتن این سطور از کتاب کرسی نشینان کابل نوشته مهدی فرخ و تاریخ و زبان در افغانستان اثر نجیب مایل هروی استفاده کردم.امیدوارم همیشه یادتون باشه پیچهای تاریخ رو فقط با جزییات میشه درک کرد
در این مومنت افغانستان را به شکلی باورنکردنی به شما نشان دادم
🤚

جاري تحميل الاقتراحات...