در بخش اول این رشته خلاصه ای از پیشرفتهای پروژه آماد تا قبل از توقف آن درنتیجه لو رفتن و سپس ترس ازگرفتاری به سرنوشت صدام را توضیح دادم.بعد از لو رفتن پروژه در سال 1383 فعالیتها محدود شده و با تمرکز بر روی راههای با ردپای کمتر (مثلا شبیه سازی کامپیوتری) ادامه میابد.
اما درباره وسیله انفجاری قضیه پیچیده تر است: 1-هرکسی که در پروژه های بزرگ کار کرده باشد می داند که بازآفرینی آنها از روی اسناد و مدارک صرف غیر ممکن است چون بادیدن صرف نتایج طراحی، طراحان بعدی نمی توانند از فرایند ذهنی گروه اول برای رسیدن به آن طرح آگاه باشند.
4- با توجه به سیستم اداره بخشهای مختلف نظامی منجمله صنایع نظامی به سبک تیولداری که یک نفر برای سالها مالک و صاحب یگان یا صنعت می شود (مثلا مقایسه کنید سلطه محمد ناظری از 1387 تا 1395 بر یگان تکاوری دریای سپاه را با محدودیت 2-4 ساله فرماندهی دریگانهای مشابه غربی). اینجا هم
و هم این آزمونها ردپایی از خود باقی می گذارند. این به غیر از دامن زدن به جنگ نسبتا گرم اسراییل برای واردکردن خسارات کوتاه مدت (و بی فایده) می تواند بازه تقریبی از زمان باقی مانده برای سر هم کردن بمب اتم شیعه را در اختیار سرویسهای خارجی قراردهد.
و از نگر من این تخمینها مولد این احساس وضعیت اضطراری با وقوع حوادث یا اخطارهای بسیار آشکاری است که دو سال قبل تصورشان هم ممکن نبودو کسی گمان کرده فاصله زیادی با پرکردن خلاهای باقیمانده در پروژه آماد نیست. تنها چیزی که می توانم اضافه کنم آن است
پنهان کردن یک کار در این شرایط با وضعیت امنیتی جمهوری اسلامی بسیار دشوار است: تدارکات برای تست بمب اتم شیعه اینبار احتمالا در تونلی افقی به جای طرح چاه عمودی پروژه آماد. هر چند که من گمان نمی کنم ضرورتی برای تست فوری اش پس از ساختنش حس کنند.
جاري تحميل الاقتراحات...