15 تغريدة 268 قراءة Jun 05, 2022
خشونت صفوی
آنچه در تاریخ به یادگار مانده داستان فتح و شجاعت شاه اسماعیل و شاه عباس است اما وجه دیگر تاریخ که از زبان ستم دیدگان و مردم عادی است هیچگاه بیان نمی شود.
شاهان صفوی در جنایت و خشونت و قسی القلب بودن نام تمام شاهان خونخوار تاریخ را سفید کرده اند...
سلسله صفوی برآمده از جمود فکری حاکم بر جامعه ایران پس از تاراج مغول بود. سلسله ای با تفکرات صوفیانه که در راه نابودی فرهنگ و اخلاق اجتماعی کمر بربست و در همان دویست سالی که اروپا از قرون وسطی خود خارج می شد، ایران را در قرون وسطی دیگری فرو برد...
شاهان صفوی که اغلب اعتیاد شدید به تریاک و حرمسرا داشته اند درک آنچنانی از مناسبات قدرت و مدنیت نداشته و چاره هر کاری را در شمشیر آخته خود می جستند.
نمونه های تاریخی و منحصر به فرد شکنجه های صفویان بسیار است به عنوان نمونه:
«یکی از انواع کشتن در زیر شکنجه آن بود که مرد را...
در صندوق آهنی می کردند، صندوق را بر فراز خرمن آتش می آویختند.مرد بیچاره ساعتها پوست و استخوانش می سوخت و زجر میکشید.
به سیخ کشیدن نوعی دیگر از شکنجه مرگ آور بود. به این صورت که مفتولی آهنین که دو سرش تراشیده و تیز شده بود را از زیر پوست کمر مرد می گذرانیدند و...
چنان که یک سرش از نقطه بالای نشیمنگاه فرو می کردند و از پوست پایین گردن بیرون می کشیدند ودر این حالت وی را بر فراز آتش افروخته در فاصله ی نه چندان نزدیکی می داشتند و مثل لاشه گوسفند ذبح شده می گرداندند تا در خلال چند ساعت بریان شود.سپس لاشه بریان شده توسط گروه چگین ها یا...
آدم خواران صفوی خورده میشد.
در قفس کردن سخت ترین شکنجه ای بود که درباره کسی انجام می دادند: ابتدا پوست اورا با تراشه های نی یا با نوک تیز خنجر می خراشیدند و پوستش را با شیره خرما یا هر شیره دیگری می اندودند. آنگاه وی را در صندوقی می کردند و صدها مورچه را در صندوق رها می کردند...
مورچه ها شب و روز مشغول خوردن گوشت تن مرد بیچاره بودند و پوست بدنش در زیر این شکنجه عفونت میکرد و می مرد.
این شکنجه ها توسط قزلباشان صفوی انجام شده و نویسندگان معاصر صفویه به کرات در کتابهای خود مانند رستم التواریخ و حبیب السیر و روضه الصفا و عالم آرای صفوی نوشته اند"
"در سال ۱۰۴۲ ه‍.ق / ۱۶۳۲ میلادی، حاکم قم به حکم شخصی خود، بدون این‌که به شاه صفی بنویسد، عوارض مختصری به سبدهای میوه که وارد شهر می‌شد بسته یود. هنگامی که خبر به شاه رسید، به قدری متغیر شد که دستور داد حاکم را با زنجیر به اصفهان بردند...
پسر این حاکم از محارم شاه بود و توتون و چپق مخصوص به شاه می‌داد، شاه صفی حکم کرد تا پسر سیبیل‌های پدرش را بکند، بعد بینی او را ببرد، بعد گوش‌ها و چشم‌ها و دست آخر سر او را از تنش جدا کرد. بعد از این‌کار، شاه صفی؛ پسر را به جای پدر حاکم قم کرد و پیرمرد عاقلی را به نیابت او...
مقرر داشت و او را با حکمی بدین مضمون به قم فرستاد: «اگر تو از آن سگ که به درک رفت بهتر حکومت نکنی، تو را به سخت‌ترین شکنجه خواهم کشت"
"شبی ( شاه عباس ) به لباس روستائیان از دیوانخانه خارج شد و به بازار رفت . از یک دکان نانوایی نانی خرید و از دکان کبابی کوشت کباب شده ای خرید و..
به کاخ شاهی بازگشت .
امر کرد ترازو آوردند و نان و گوشت را در حضور وی کشیدند از نان پنجاه و هفت درهم و از گوشت چهل و سه درهم کم بود و به چند تن از مسئولان نظم شهر و نرخ اجناس و داروغه خانه اصفهان خشم گرفت و می خواست شکم ایشان را پاره کند ، اما به شفاعت جمعی از بزرگان از...
گناه ایشان چشم پوشید . سپس فرمان داد تا در میدان اصفهان شبانه تنوری ساختند و سیخی بلند فراهم کردند … نانوا و کبابی را گرفتند و به دستور وی در سراسر شهر گرداندند . کسی پیشاپیش ایشان داد می زد که این نانوا و کبابی امروز به جرم کم فروشی در میدان شهر پخته و کباب خواهند شد...
پس از آن خباز را در تنور انداختند و کبابی را به سیخ کشیدند"
در مورد شاه عباس روایت شده که چهل نفر آدمخوار(چگیین) داشت که زنده زنده آدمها را می دریدند و در همه جا همراه شاه عباس حرکت می کردند....
به قول والتر بنیامین تاریخ یک بار دیگر باید روایت شود و این بار نه از زبان شاه اسماعیل و نادر و عباس بلکه از زبان روستایی که به خاطر نداشتن قدرت پرداخت مالیات کشته شد، از زبان دختری که بدون خواست خود در حرمسرای شاهی زندگی خود را تباه شده دید، از زبان مظلومی که برای داد خواهی به..
دربار آمد و جانش را از دست داد.
والتر بنیامین در باب تاریخ می گوید: "تاريخ بايد درباره ستم ملموس و وارد شده بر سرباز گمنام سخن بگويد؛ نه در باب عظمت هاي شاهان، امپراتورها و فتوحات بزرگ"
سفرنامه تاورنیه
جامعه شناسی نخبه کشی/علی رضاقلی
"تاریخ قزلباشان صفوی"/ امیرحسین خنجی»

جاري تحميل الاقتراحات...