Jonas Blane
Jonas Blane

@SnakeDocTop

6 تغريدة 1 قراءة Mar 29, 2023
با اندکی پراکنده گویی و توضیح واضحات :
۱-قبل از خبر حمله به پارچین، قصد داشتم این چهار نما را کنار هم بگذارم و بگویم عنصر اصلی مشترک در بین این دو واقعه یکی است:«کسی که کار را به اینجا رسانده علیرغم دیدن شواهد و علامتهای خطربا خودش گفته امکان ندارد برای من اتفاق بیافتد!»
این مشکل ناتوانی در تصور عواقب «ادامه روند فعلی و هزینه بی عملی» به غیر از حکومت تا حدودی دامنگیر خود ما هم هست وگرنه ۲۴ سال به فاضلاب اصلاح این جانواران ریخته نمی شد. به نظرم نداشتن حس خطر نابودی قریب الوقوع تسریع کننده آن سرنوشتی است که انکار می شود. آتشی که بی تمییزمی سوزاند.
۲- کشتن خدایاری در وسط تهران (تا حدودی مشابه کشتن سلیمانی در بغداد) حامل نشانه بزرگی ازتغییر تحلیل طرف مقابل درباره ماهیت دست اندرکاران نظام هست:وقتی شما چیزی را به عنوان یک سیستم باهدف مشخص و «قادر به محاسبه سود و زیان» می شناسید، تلاش بر مقابله و تغییر رفتار سیستم با خنثی کردن/
دستاوردهای آن سیستم و زیانبار کردن تلاشهایش انجام می شود. اما هنگامی که حساب و هزینه و فایده سیستمی در تصمیم گیران و مجریان وجود ندارد یا به عبارتی بازیگران «عقلانی» نیستند، قضیه«شخصی» شده و به جلوی درمنزل فرد کشیده می شود.در مورد آتش افروزی های سپاه در منطقه و دنیا عیان شده/
است که هزینه ی سیستمی از بمباران کردن انبارهای سلاح منتقل شده به عراق و سوریه گرفته تاانزوای سیاسی و اقتصادی کشور ایران و بی ثمر کردن این تحرکات درمحاسبات مستقیم پاسداران جایی ندارد.به عبارتی کشور و مردم ایران به عنوان ضربه گیری چند لایه توسط ماجراجویان
این آتش افروزی ها استفاده می شوند.
باچرخشی آشکار طرف مقابل با شروع به کشتن این افراد با سوراخ کردن همه آن ضربه گیرها، نتایج اعمالشان را مستقیما به زندگی شخصی خودشان تله پورت می کند. این اثر روانی بزرگی بر روی همدستانشان هم دارد: قضیه دیگر یک «بازی مهیج» در جاهایی دوردست نیست.

جاري تحميل الاقتراحات...