35 تغريدة 53 قراءة Jan 12, 2022
کلنل محمدتقی خان پسیان || #رشته_توییت
1. عضو خانواده ای مطرح در قفقاز بود که بعد از جنگهای ایران و روس و تحمیل قرارداد ترکمنچای، از جور روسها گریختند و به تبریز مهاجرت کردند. پدرش یاورمحمدباقرخان در کودکیِ او در جنگی کشته شد...
2. بعد از گذارندن مدرسه در بحبوحه مشروطه در تهران به مدرسه نظام راه یافت و با درجه نایب(ستوان)دومی وارد خدمت نظام شد. سال بعد با دعوت ژنرال یارلماسون سوئدی به ژاندارمری پیوست. در 22 سالگی در مقام فرمانده در مقابل روسهای متجاوز در بروجرد زخمی شد...
3. در جبهه با شور شاهنامه میخواند و سربازان را تهییج میکرد. هرگز سیاسی نبود ولی در بازی سیاست بازان گرفتار شد . قرارداد 1907 روس و انگلیس و تقسیم کشورش،روحش را خراش میداد.شعله های جنگ اول جهانی دامان ایران را هم گرفت.رجال ایرانی بر طرفین جنگ تقسیم شدند...
4. کهنه کاران طرفدار روس و انگلیس، جوانترها و روشنفکران طرفدار آلمان و عثمانی! مملکت در چرخه آشفتگی فرو رفت.احمدشاه جوان فکر انتقال پایتخت به اصفهان در سرش جوانه زد. انگلیس به تکاپو افتاد، باید هم با دشمنان میجنگید و هم حواسش به متحدش(روسیه) بود که تهران را اشغال نکند!...
5. آنها نهایتاً موفق شدند شاه را از انتقال پایتخت منصرف کنند!
اما آزادیخواهان به زعامت سلیمان میرزا اسکندری با عنوان کمیته دفاع ملی رهسپار مهاجرت شدند.دولت مهاجرت به ریاست نظام السلطنه والی غرب در کرمانشاه تشکیل شد. پسیان در همدان فرمانده باطالیان بود و چندی بعد به مهاجرین پیوست.
6. اقدامش کودتایی علیه ژاندارمری بود!
در آنجا خبر مرگ تنها برادرش را در جبهه فارس علیه نیروهای قوام الملک و حامیان انگلیسی شان شنید.ضد روسی بود، نفرت از انگلیس هم بر آن افزوده شد.
در جمع مهاجران شخصیت های سیاسی از جمله مدرس بود، عارف و عشقی هم بودند....
7. در شب نشینی ها از شورِ شعرها،بارانِ هیجان می بارید. در جنگ با روسها از ناحیه شکم گلوله خورد،نیروهای حمایتی به موقع نرسیدند و مجبور به عقب نشینی شد! زخم ها کاری بودند! با نگرانی از سرنوشت نیروهایش برای معالجه به آلمان فرستاده شد...
8. نگرانی اش بحق بود. در دوران نقاهت بود که شنید یارانش در دیاله گرفتار انگلیسی ها شدند. به سرعت راهی شد، اما به موصل نرسیده خبردار شد که یارانش همگی کشته شدند و اجسادشان به دریا ریخته شد.
9. دلشکسته و غمگین به برلین برگشت.در آنجا به هوانوردی آلمان پیوست و با 33 بار پرواز ورزیده شد.آلمان در جنگ شکست خورد و تحقیر شد. در برلین و فرانکفورت سرگردان شد.کوشید شاهنامه را به آلمانی برگرداند که استادی به او گفت:«این کاری بزرگ است و از تو بر نمی آید»...
10. برای گذران زندگی همه کار میکرد، اما اثر 5 گلوله تنش را درگیر کرده بود. در سال 1297 با دعوت دوستی آلمانی به اشتوتگارت رفت تا ریاضیات و پیانو بیاموزد.انگشتانی که به ماشه تفنگ عادت کرده بودند برای پیانو نامانوس بودند، ولی پشتکار و دقت هر چیزی را سهل میکند...
11. سرهنگ آلمانی،هوگو آردمان که زمانی در توصیفش نوشته بود:«افسری که اهل فساد نیست،مرد جنگ است و فقط و فقط سعادت هموطنانش را میخواهد» او را به هامبورگ دعوت کرد. در آنجا پیشنهاد تابعیت آلمان را نپذیرفت چرا که شوق وطن داشت...
12. عزم برگشت کرد،اثر گلوله ها و ورم معده آزارش میداد.اخبار ناخوش قرارداد 1919 مزید بر علت شده بود.دعوت استخدام در مدرسه لایپزیک، کار در آمریکا و اقامت دائم در سوئد را رد تا به مام وطن برگردد.سرانجام در فوریه 1920 به انزلی رسید...
13. در تهران که مستقر شد در نامه ای به دوستان آلمانی اش نوشت«...گریه بزرگترین فرحِ قلبی ما ایرانی هاست...با سیاست نمیخواهم مشغول شوم ابداً.افسوس که نه پیانو دارم و نه معلم که مشق کنم.» در تهران نامه برگشت به ژاندارمری او مورد قبول قرار نگرفت...
14. مجذوب ملک الشعرای بهار و معلومات ادبی او شد.در دولت مشیرالدوله، مخبرالسلطنه از او خواست تا فرمانده ژاندارمری آذربایجان را بپذیرد، چون نمی خواست با محمد خیابانی گلاویز شود؛ نپذیرفت..‌
15. تازه 30ساله شده بود. ملک الشعرای بهار فرماندهی ژاندارمری خراسان را به او پیشنهاد داد و به قوام والی خراسان معرفی اش کرد. قوام در خراسان با قدرت حکومت میکرد.استیلای قوام او را همدستش کرد. زمانه دو قطب مخالف را کنار هم قرار قرار داد؛ آب و آتش! ...
16. هر چقدر پسیان پاک دست بود و بی اعتنا به مال و منال دنیا، قوام با سیاست بود و در فکر آینده! باید اینقدر مال و اموال داشت که بتوان آینده را تضمین کرد! پسیان را هم پند میداد که برای آینده اندوخته ای سر هم کن! پسیان جوان بود و خام !...
17. امنیت را به خراسان برگرداند و برای هر پیروزی از قوام پاداش می گرفت و آنرا میان یارانش تقسیم می کرد. افرادش عاشقش بودند. از مرگ خیابانی در تبریز متاثر شد و تا قبل از پیوستن میرزا به ریاستِ جمهوری سرخ گیلان، دلبسته اش بود!
18. اسفند 1299 بلبشویی به پا کرد. سید ضیاء که شروع به حبس بزرگان کرد، قوام دوراندیشی کرد. فردایش«کلنل محمدتقی خان پسیان» را فراخواند و از او خواست تا به کلام الله مجید سوگند یاد کند که به او خیانت نمیکند. کلنل گرفتار شد. با این وجود به شرافتِ سربازی اش سوگند خورد که چنین نکند!
19. فرمانده کودتا کسی بود که در همدان سربازش بود و برای مرخصی به او مراجعه کرده بود. چه شد که شرایط اینقدر متحول شد! اسفند ۱۲۹۹ تحولات کشور را وارونه کرد.
سید ضیاء همه ایالتها را موافق کرد مگر فارس و خراسان را.در فارس مصدق زیر بار نرفت و در خراسان هم قوام...
20. دولت سید را مستعجل می دانست!
سید در نامه ای از کلنل خواست که به او وفادار باشد. تبلیغ میکردند که سید ضدِ بیگانگان و اشرافی هاست. دچار مخمصه شد.وفاداری به مرکز یا تعهد به قسمش!؟
21. سید ضیاء همان پیامی که برای مصدق فرستاده بود برای او هم فرستاد. مصدق سیاست پیشه بود و میدانست که دولت سید موقتی است اما کلنل جوان بود و بی تجربه! مصدق بی اعتنا به اوامر مهمان بختیاری ها شد تا آب از آسیاب بیفتد اما کلنل به دام افتاد!...
22. بالاخره بر تردیدهایش چیره شد و متمایل به سید شد. آرایش دستگیری والی قدرتمند فراهم شد. قوام تصور نمیکرد پسیان به سوگندش پشت کند. وضعیت را که جدی دید با پوزخندی گفت: بسیار خوب کجا باید بروم؟ خبر بازداشت قوام که به عمارت بادگیر(دفتر سیدضیاء)رسید، حکم نیابت کلنل...
23. برای ایالت خراسان تلگراف شد.
قوام را در اتاقی در ژاندارمری بازداشت کردند.کلنل که به دیدنش رفت، قوام ماجرای سوگند را به یادش آورد.کلنل گفت: قبل از آن به شاه و دولت مشروطه سوگند خورده بود و آن مقدم است. قوام به کلنل گفت:...
24. تو جوانی و سیاست نمیدانی، گول نخور، ممکن است مرا به دست تو بکشند و بعد تو را به خونخواهی من قصاص کنند! اینها هم زیر سرِ خارجی هاست! فردایش مجدداً به دیدار قوام رفت. صحبت از محکمه ملی بود و اینکه کسانی می خواستند قوام را محاکمه کنند....
25.قوام باز تلاش کرد کلنل جوانِ پُرشورِ بی مایه از سیاست را پند دهد، اما اثر نکرد! او دل در گرو دولت کودتا داشت!
روز بعد قوام را با پزشک مخصوصش راهی تهران کردند. امور ایالت به دست پسیان افتاد. عارف در یکسو و ایرج میرزا در سویی دیگر فریفته حُسن خلق و رشادت کلنل بودند...
26.و ثناگویش بودند! شعر و شور ملی به هم آویختند و هیجانات بر سیاست غلبه کرد.
در تهران زندانیهای سید ضیاء در ائتلافی رضاخان و احمدشاه را بهم نزدیک کردند تا از شرِ سید رهایی پیدا کنند.
سید برکنار و تبعید شد.قوام به تهران نرسیده از والگیری به صدارت رسید...
27. تلگراف صدارت قوام به مشهد که رسید،کاخِ آرزوهای پسیان ویران شد.ایرج میرزایِ شوریده مسدسی سرود:
این رئیس الوزراء قابل فراشی نیست/گر جهان را بسپاریش،جهان را بخورد/ور وطن لقمه نانی شود آنرا بخورد!...
28. روابط تهران و خراسان تیره شد. قوام فرمانده گلروپ را راهی خراسان کرد. پسیان آنچه با قوام کرده بود را خوب به خاطر داشت و تصور میکرد قوام سودایِ انتقام دارد.اسماعیل خان بهادر را دستور داد تا او توقیف و خلع سلاح کند. گلروپ افسری پیشش فرستاد...
29. عارفِ شاعر ساده دلانه گفت:«امیدوارم روزی خبر فتح تهران را بیاوری»
کلنل و فرمانده سوئدی ژاندارمری در شریف آباد دیدار کردند.پندهای این فرمانده پخته هم در او اثر نکرد.گلروپ ناامید به تهران برگشت.قوام در دو تلگرام به کلنل وعده بخشش داد اما کلنل آماده باش نظامی!
30. کلنل در نامه ای نوشت:«اگر مرا بکُشند قطرات خونم کلمه ایران را ترسیم خواهد نمود و اگر بسوزانند خاکسترم نام وطن را تشکیل خواهد داد»
معتصم السلطنه همداستان سید ضیاء نفر دوم ایالت خراسان،فتنه ها در رابطه او و تهران کرد.او قصد داشت قوام را به زیر بکشاند اما....
31. پسیان را به راه بی برگشتی کشاند!شرایط خراسان هم مشابه گیلان شده بود
مقاله ای با قلم کلنل در نشریات تهران با عبارت«زنده باد جمهوری خراسان»تیر خلاص را شلیک کرد.شایعات ارتباط کلنل و روسها بر سرِ زبانها افتاد.پذیرایی از روتشتین سفیر نیز مزید بر علت شد!
32. قوام دست به ایجاد تفرقه در خراسان زد.نیروهای اعزامی هم راهی خراسان شدند. پسیان در نخستین نبردش در قوچان شکست خورد.مهرماه 1300 در جنگ با نیروهای سردار معزز بجنوردی و خوانین قوچان زخمی شد.عقب نشینی نکرد که اگر امروز در جنگ کشته نشوم فردا در رختخواب مرا میکُشند...
33. پس بهتر است که اینجا بمانم.فریاد میزد روی کفنم بنویسید وطن!
آخرین تیری که سینه اش را شکافت،سرش بریدند و خبرش را به تهران مخابره کردند.
عارف رباعی ای نوشت،بر تاج گلی بر جسدش گذاشتند:...
34. این سر که نشان سرپرستی است/امروز رها ز قید هستی است/با دیده عبرتش ببینید/این عاقبت وطن پرستی است.
سالها بعد جنازه اش در آرامگاه نادرشاه افشار دفن شد و بر سنگ مزارش نوشتند:
سرهنگ محمدتقی خان پسیان.شهید آزادی!
منابع :
کلنل پسیان و ناسیونالیسم انقلابی در ایران/ استفانی کرونین
تاریخ ژاندارمری ایران / علی آذری
قیام کلنل محمدتقی خان پسیان در خراسان/ علی آذری
کلنل محمدتقی خان پسیان به قلم قائم موسوی
شرح حال کلنل محمدتقی خان پسیان بقلم چند نفر از دوستان و هواخواهان / حسین کاظم‌زاده

جاري تحميل الاقتراحات...