19 تغريدة 22 قراءة Jan 02, 2022
حالا که صحبت به وزارت خارجه کشیده شد، بگذارید بپردازم به عبدالصمد ممتازالسلطنه، یکی ازچهره‌های کمتر شناخته ایران در زمینه روابط خارجی. نوجوانی از خانواده‌ای‌ تبریزی که به دلیل استعداد فوق‌العاده‌اش، در سن ۱۷ سالگی به خدمت وزارت خارجه درامد و نزدیک هفتاد سال از دوران ناصرالدین شاه
تا محمدرضاشاه در کشورهای مختلف خدمت کرد. در کنار همه صفات عمومی که لازمه موفقیت است، مثل سخت‌کوشی و دقت و پیگیری، این توانایی فوق‌العاده را داشت که در دل مخاطب نفوذ می‌کرد و در عین وقار و رسمیت و جدیت، می‌توانست در دوسه جمله متناسب با شخصیت و موقعیت، در همان دیدار اول صمیمیت خاصی
با مخاطب برقرار کند. در قرن ۱۹ گمانم تنها سی و چند کشور در کل دنیا وجود داشت و قدرت نظامی و اقتصادی و طبعا سیاسی در اروپا متمرکز بود. اروپا (شامل روسیه) مرکز سیاست جهان بود و امریکا هنوز در معادلات جهانی جایی نداشت و مابقی دنیا هم اکثرا مستعمرات اروپا بود، ایران یکی از معدود
کشورهای مستقل و بزرگ دنیا بود که البته به جز سابقه تاریخی، چیز چندانی هم در چنته نداشت. با وجود این، با ارتباطات نزدیک فردی با مقامات کشورهای اروپایی و افراد صاحب نفوذ، کار را پیش می‌برد. ممتازالسلطنه بیشتر دوران خدمت در پاریس مستقر بود که ۲۶ سال از آن، وزیرمختار ایران در فرانسه
و هم‌زمان در چند کشور اروپایی دیگر هم بود. کاخ زیبایی هم با الهام از معماری ایران به نام صمدیه در گران‌ترین منطقه پاریس، ناحیه ۱۶، ساخته بود با کلکسیون بسیار ارزشمندی از آثار هنری ایران و با همسر فرانسوی خود که از بستگان ناپلئون سوم بود در آن زندگی می‌کرد. خانه‌ای که دائما محل
رفت و آمد مشاهیر آن دوران، از سیاستمداران و تجار و صاحبان صنایع و دانشمندان و نویسندگان تا هنرپیشه‌ها و ورزشکاران مطرح روز بود. بخش جداگانه‌ای از ساختمان هم محل اداری و سفارت ایران بود. غیر از دانش سیاسی، اطلاعات عمومی بسیار وسیع از آخرین پیشرفت‌های علمی و اختراعات و اتفاقات هنری
و ورزشی داشت. برای خروج ایران از انزوا و گسترش تجارت خارجی و تشویق اروپاییان به سفر و سرمایه کذاری در ایران، از طریق روابط نزدیک با مطبوعات و روزنامه‌ها، برای فرهنگ و مشاهیر ایران تبلیغ می‌کرد. همیشه تلاش و وسواس زیادی برای حضور آبرومند ایران در نمایشگاه‌های بین‌المللی و تبلیغ
جذابیت‌های سفر به ایران داشت. برای محصولات صادراتی ایران بازار ایجاد می‌کرد. در حقیقت فرش و پسته و زعفران و صنایع دستی ایرانی از همان زمان در اروپا معروف شد. با تجارت بین‌الملل آشنا بود بود و در آن دوران شکوفایی صنعتی، سرمایه‌گذاری‌های بسیار موفقی کرد. شبکه وسیع دوستان بلندپایه
و سابقه طولانی فعالیت او در اروپا، موجب شده بود که دیپلمات‌ها و مقامات سایر کشورها، برای مشورت و حل مشکلات خود به او که در حقیقت مقام شیخ‌السفراء یا سینیور امباسادور را در بین بقیه دیپلمات‌ها داشت رجوع کنند. گفته شده حتی کسانی مثل بزیل زاخاروف تاجر افسانه‌ای اسلحه و صاحبان صنایع
و تجار امریکایی، برای ارتباطات سطح بالا در اروپا به او متوسل می‌شدند. گزارش او، و همچنین گزارش ژنرال موسی‌خان حکیمی (برادر حکیم‌الملک و یکی از فرماندهان نیروهای مشروطه در فتح تهران) از ماموریت شرکت در خاکسپاری ادوارد هفتم، برای خواننده امروز نشان دهنده موقعیت ویژه او است
مثلا در یک مهمانی شام به میزبانی جرج پنجم (وارث ادوارد هفتم)، هشت پادشاه دیگر از اروپا حضور داشته اند، به‌علاوه سه نفر دیگر یعنی ممتازالسلطنه، تئودور روزولت رئیس‌جمهور سابق امریکا و کلمان ارمان فلیر Armand Fallières رئیس جمهور وقت فرانسه. مشخصا او در طی این مأموریت، هیچ فرصتی را
برای استحکام رابطه شخصی با پادشاهان اروپا، برادر تزار روس و سیاستمداران برجسته دیگر از دست نداده و در طی همان مدت محدود اقامت، چند بار بطور خصوصی و با تشریفات سلطنتی از طرف جرج پنجم دعوت شده.
نماینده ایران در اولین کنفرانس صلح در لاهه در سال۱۸۹۹ بود و در کنفرانس بازنگری
کنوانسیون ژنو ، در۱۹۰۶، و در دومین کنفرانس صلح، در لاهه در۱۹۰۷. او بود که در کنفرانس بین‌المللی صلیب سرخ جهانی در ۱۹۰۶، مجمع را متقاعد کرد که ایران از نشان شیر‌ و خورشید سرخ استفاده کند و عثمانی از هلال سرخ. ضمنا از ۱۹۲۷-۱۹۲۳ دومین نماینده ایران در کمیته بین‌المللی المپیک هم بود
(اولین نماینده ایران در IOC نظام‌الدین امامی، داماد وثوق‌الدوله و پدر خانم هویدا بود).
بعد از تشکیل جامعه ملل در ۱۹۲۰، ممتازالسلطنه از کسانی بود که در کمیته صلح جامعه ملل Ligue Mondiale pour la Paix که نهادی وابسته به جامعه ملل بود عضویت داشت، بعضی اعضاء دیگر ملکه الیزابت بلژیک،
کارول دوم پادشاه رومانی، جان دیوید راکفلر، البرت انشتین و ماری کوری بودند.
بالاخره و با انحلال قاجار مشخص بود که ممتازالسلطنه از سفارت کنار گذاشته خواهد شد. حسین علاء در سفر بلژیک و هلند بود که حکم گرفت به پاریس برود و سفارت را تحویل بگیرد. قبلا گفتم که ساختمان سفارت متعلق به شخص
ممتاز بود. حسین علاء هم رفته بود پیش ممتاز و حکم سفارت خودش رو نشون داده بود، ممتاز هم که احتمالا انتظار چنین چیزی رو داشت گفته بود به‌به و موفق باشید مثلا یا چنین چیزی، و بعد حسین علاء رو برده بود کارمندان سفارت رو معرفی کرده بود و پرچم‌ها و مهر‌ها و آرشیو‌ها رو تحویل داده بود
بعد علاء بینوا من و من کنان پرسیده بود والاحضرت احیانا چه زمانی سفارت رو تخلیه می‌کنند؟ ممتاز هم گفته بود پسرجان اینجا خونه منه. حالا که بحمداله کشور سر و سامانی گرفته، خوبه وزارت خارجه یک جای آبرومندی هم برای سفارت تهیه کنه، ولی تا اون زمان شما اینجا مشغول باشید
البته همینطور هم شد و دولت ایران ساختمان سفارت را در محلی نزدیک به کاخ ممتاز خریداری کرد که تا امروز هم هست. ممتازالسلطنه مدتی از صحنه کنار بود اما بعد از وقوع ج‌ج۲ و اشغال ایران، مجددا اسما به عنوان مشاور و رسما به عنوان سفیر ایران به صحنه برگشت و تا سال ۱۹۵۱ فعالیت داشت
فراموش کردم توضیح بدم که ممتازالسلطنه از دربار ایران لقب پرنس و عنوان والاحضرت داشت

جاري تحميل الاقتراحات...