در یک رشته از تویتها به مساله شکست نظامی در برابر طالب میپردازم. سیاق بحث من این است که واقعیت بی پرده شود و شماری با “فرار بزی یا scapegoating” زمینه خلق یک روایت دروغ سیاسی را پیدا نکنند.
از فهم غنی غل و فراری بابا در مورد نیروی های امنیتی افغانستان اغاز میکنم؛
از فهم غنی غل و فراری بابا در مورد نیروی های امنیتی افغانستان اغاز میکنم؛
سیاسیون پشتون به ویژه کرزی، غنی، اتمر… بعد از شکست انتخابات ۲۰۱۴ متوجه یک واقعیت شدند که نیروی امنیتی افغانستان اکثرن غیر پشتون و تاجیک هستند. این نیروهای غیرخودی ظرفیت خلق بحران سیاسی را دارند…
بعد از رسیدن غنی به قدرت توسط امریکا، تیوری غیرپشتونستیزی …
بعد از رسیدن غنی به قدرت توسط امریکا، تیوری غیرپشتونستیزی …
نیروهای امنیتی زیر نام “اصلاحات” اغاز شد. غنی زیر نام اصلاحات نزدیک به ۵۰۰ جنرال غیرپشتون را خانه نشین کرد و در عوض یک تعداد از جوانان پشتون را ماشینی رتبه کاری کرده و گروه از دگروالان و جنرالان سیاسیقومی سمارق گونه پدید امدند.
البته اتمر با استفاده از خشم و نفرت غنی …
البته اتمر با استفاده از خشم و نفرت غنی …
بین ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ در پی برگشت دادن و ارایش دوباره از کندک رفیقهای خلقی خود شد که با برکناری اتمر و امدن محب، جنگ وفاداران غنی و اتمر به قیمت حذف حداکثری وفادران اتمر پایان یافت. وقتی اتمر شورای امنیت را رها کرد حتی قالین، کوچ و کمپیوترها را هم با خود برد و محب بخاطر انتقام
در چند قلم، نزدیک به هزار وفادار اتمر را از نهادهای امنیتی و دفتر شورای امنیت تصفیه کرد.
امریکایی هم از طرح “اصلاحات” غنی در نخست حمایت کردند و دلایل هم داشتند: مثلن فکر میکردند که شاید سبب اصلاحات و کاهش مصارف شود. مهمتر از همه از یک نسل بیکاره، فاسد، زبان نفهم هم به فغان …
امریکایی هم از طرح “اصلاحات” غنی در نخست حمایت کردند و دلایل هم داشتند: مثلن فکر میکردند که شاید سبب اصلاحات و کاهش مصارف شود. مهمتر از همه از یک نسل بیکاره، فاسد، زبان نفهم هم به فغان …
امده بودند.
محب حداقل سه بازی در نهادهای امنیتی داشت:
اول: او واقعا میخواست تا یک گروه وفادار بیشتر قومی به غنی شکل دهد.
دوم: یک شبکه از جوانان را به دلیل محاسبات مالی و ایجاد یک شبکه منفعت دو جانبه در بخش های مهم جابجا کند.
سوم: حکومت و نهادهای امنیتی به رشوه سیاسی مبدل …
محب حداقل سه بازی در نهادهای امنیتی داشت:
اول: او واقعا میخواست تا یک گروه وفادار بیشتر قومی به غنی شکل دهد.
دوم: یک شبکه از جوانان را به دلیل محاسبات مالی و ایجاد یک شبکه منفعت دو جانبه در بخش های مهم جابجا کند.
سوم: حکومت و نهادهای امنیتی به رشوه سیاسی مبدل …
شده بود و طرفداران دو اتشه غنی حتمن یک سهم حداقلی در نهادهای امنیتی داشتند…
اما بازی غنی چی بود؟
غنی یک تیوری غلط قبیله ای داشت. او شکست سیاسی نجیب احمدزی را در عدم وفاداری جنرالای غیرپشتون او میدید. همزمان او خود را در یک رقابت کشنده با درانیها میدید و باور داشت که …
اما بازی غنی چی بود؟
غنی یک تیوری غلط قبیله ای داشت. او شکست سیاسی نجیب احمدزی را در عدم وفاداری جنرالای غیرپشتون او میدید. همزمان او خود را در یک رقابت کشنده با درانیها میدید و باور داشت که …
کلید نجات و بقا را در ایجاد یک گروهک “احمدزیها” در رهبری نیروهای امنیتی میپنداشت. به همین دلیل او قبل از امضای هر مقرری به تخلص بیشتر توجه میکرد. این تیوری سبب درانیستیزی، وفادرانکرزیستیزی و غیرپشتونستیزی عجیب در بین حلقه پایینتر از غنی شده بود.
برای فهم درست این وضعیت مثلا در هنگام شکست کابل، در تمام قرارگاه وزارت دفاع سه جنرال تاجیک حضور داشت که از بیصدا ترین انسانها بودند. وقتی طالبان به کابل امد در قرارگاه وزارت دفاع یک هزاره و اوزبیک اصلا وجود نداشت. قول اردوها که بازوی اصلی جنگ هستند، از هفت قول اردو…
تنها در یک قول اردو تاجیک و اصلن هزاره و اوزبیک وجود نداشت. غنی اکثریت قول اردوها را به امید بقا “احمدزی کاری” کرده بود اما اولین گروه که قول اردوها را به طالب تسلیم دادن مثلن برادران احمدزی در قولاردوی هرات بودند این قاعده را میتوان در داخله و امنیت نیز ریشهیابی
کرد.
در حاشیه این بحث به برگشت بسمالله خان هم به وزارت دفاع اشاره میکنم: داکتر عبدالله بعد از انتخابات ۲۰۱۹ زیر فشار بزرگان پنجشیر بود. البته روایت حاکم در پنجشیر همانگونه که پنجشیریها در مطبوعات هم میگفتند این بود که “غنی افغانستان را به طالب تسلیم میکند.” بنابرین …
در حاشیه این بحث به برگشت بسمالله خان هم به وزارت دفاع اشاره میکنم: داکتر عبدالله بعد از انتخابات ۲۰۱۹ زیر فشار بزرگان پنجشیر بود. البته روایت حاکم در پنجشیر همانگونه که پنجشیریها در مطبوعات هم میگفتند این بود که “غنی افغانستان را به طالب تسلیم میکند.” بنابرین …
خواهان حضور یک پنجشیری از سهم عبدالله در حکومت بودند. همین که غنی یک طرفه تصمیم برکناری مسعود اندرابی را گرفت این فشار تقویت یافت. داکتر عبدالله برای برگشتاندن بسمالله خان به وزارت داخله نزدیک به دو ماه با غنی دعوا کرد. غنی مثل همیش میگفت که برگشت “فلانی” خط سرخ من است. تا …
وضعیت امنیتی تقریبا از کنترول بیرون میشد. از جانب دیگر تنش محب/غنی با اسدالله خالد در حمایت امریکا به اوج اش رسیده بود. خالد در پنتهاوس دبی خوشگذرانی میکرد اما چوکی وزارت دفاع را به زور امریکاییها بند انداخته بود. غنی از انجایی که حمایت داکتر عبدالله را در پروسه صلح …
نیاز داشت به جبر، اماده پذیرش بسمالله خان شد اما خواست با بسمالله خان یک نمبر دیگر را هم بزند و اسدالله خالد و داکتر ضیا را کنار زد. بنابرین بسمالله خان را در سهم خودش با وجود مخالفت شدید امرالله صالح در وزارت دفاع گماشت.
البته وزارت دفاع را که بسمالله خان به میراث گرفته بود در یک جنگ میان محب و خالد بیجان شده بود و اکثر بخش های ان فلج بود. به طور نمونه وزارت دفاع معین پالیسی، معین استخبارات، معین تعلیمات و جلب و جذب، رییس مالی، رییس منابع بشری، رییس پولیس نظامی و مبارزه با فساد … نداشت.
ماموریت و صلاحیت وزارت دفاع به دفتر شورای امنیت انتقال یافته بود و یک شبکه فساد و منفعت دوجانبه که هیچ نوع پشینه ای نظامی (مثلن معاون اول وزارت دفاع داکتر طب) نداشتند با شبکه سازی در ارگ در پی چوش کردن منابع تا نان، تنخواه و اکرامیه سرباز شهید شده بودند.
منظور من این است که شکست نظامی افغانستان یک شکست اخلاقی، شکست فساد، شکست قبیلهگرایی، منفعت طلبی و استفاده جویی قومی است که نباید دیگران به ان ملامت شود. من از مسوولان با وجدان میخواهم که سهم قومی، اقوام را در نهادهای امنیتی زیر این رشته تویت ها ذکر کنند. مردم حق دارند بدانند که
وزرا، معینان، روسا، فرماندهان قول اردوها، فرقه ها، فرمانده امنیتی ولایات و ولسوالیها کیها بودند؟
یک تعداد که خود دوسیه دارند و در تقلب، چپاول و غارت منابع شریک بودند حال در تلاش ملامت کردن دیگران هستند. ما باید بدون کمی و کاستی مردم را در جریان معلومات قرار بدهیم.
یک تعداد که خود دوسیه دارند و در تقلب، چپاول و غارت منابع شریک بودند حال در تلاش ملامت کردن دیگران هستند. ما باید بدون کمی و کاستی مردم را در جریان معلومات قرار بدهیم.
جاري تحميل الاقتراحات...