هانتیگتون در کتابی که حدود سی سال پیش و بعد از سقوط شوروی نوشته، معتقد است که دوران تقسیم بندی دنیا بر اساس عقیدهها تمام شده و دنیا به سمت نظم جدید تقسیم بندی بر اساس تمدنها و برخورد بین اونها حرکت میکنه. معتقد است تمدن چین و تمدن اسلام در نهایت مقابل تمدن غرب قرار میگیرند.
معتقد است که تقسیمبندی قدرت در دنیا در دوران بعد از جنگ سرد احتمالا چنین خواهد بود
تمدن غرب (آمریکا و اروپا)
تمدن چین
تمدن اسلام
تمدن ارتدوکسها (روسیه)
تمدن هند
تمدن ژاپن
معتقد است اینها به تدریج بیشتر و بیشتر مقابل هم قرار خواهند گرفت.
تمدن غرب (آمریکا و اروپا)
تمدن چین
تمدن اسلام
تمدن ارتدوکسها (روسیه)
تمدن هند
تمدن ژاپن
معتقد است اینها به تدریج بیشتر و بیشتر مقابل هم قرار خواهند گرفت.
معتقد سیاست با همه دوست بودن و کنار اومدن با تنوع افکار و عقاید تمدن غربی، سبب نمیشه که دنیای یکپارچهای داشته باشیم. این فقط به قدرتهای تمدنی رقیب فرصت میده که بدون دردسر رشد کنند و بعد پدر غرب را در بیارند.
معتقد است آمریکا باید درها را ببنده و ورود مهاجر را محدود کنه و تمرکز کنه روی اینکه همین مهاجرهایی که اومدند در فرهنگ آمریکا کاملا جذب بشند و از فرهنگ کشور و تمدن مبدا جدا بشند. وگرنه با روند فعلی (۳۰ سال پیش) آمریکا بطور جدی دچار مشکل فرهنگی خواهد شد و سبب میشه تسلطش از بین بره
خلاصه افکارش در همون جمله تویت اول است. معتقد است سیاست با همه دنیا دوست بودن سبب میشه هیچ دوست واقعی نداشته باشیم. باید با دشمنان خودمون دشمن جدی باقی بمونیم وگرنه رشد میکنند و هویتمون از دست میره.
جاري تحميل الاقتراحات...