Jonas Blane
Jonas Blane

@SnakeDocTop

14 تغريدة 2 قراءة Mar 29, 2023
درباره حمله به تسا:پیشتر در زمان کشته شدن فخری زاده یادآور شده بودم که در رشته عملیاتهای انجام شده، آن نقطه عطفی بود که تردیدی باقی نمی گذاشت طرف[های؟] مقابل به آزادی عمل کامل درباره انتخاب اهداف و جراحی آنها رسیده است. این به آن معناست که در زنجیره
دستیابی ج.ا. به سلاح هسته ای، نقاط گلوگاهی بزرگ و کوچک با روشهای مختلف از حمله هوایی تا ترور گسسته می شوند. نگاهی به حملاتی که تا به امروز به اطلاع عموم رسیده است نشان می دهد که تمرکز طرف مقابل روی فرایند تولید (سریع) اورانیوم غنی شده و مشخصا سانتریفوژهاست.
ضربه اول حمله هوایی و انهدام سالن مونتاژ سانتریفوژهای با ظرفیت بالاتر در نطنز بود. بعد از قتل فخری زاده که ضربه مهمی به امنیت روانی و روحیه پرسنل درگیر در تولید سلاح محسوب می شد، مجددا سانتریفوژها، اینبار به صورت گسترده تر در سالن اصلی تولید زیرزمینی نطنز هدف تخریب قرار گرفتند.
برای کسانی که موضوع را دنبال می کردند (و قطعا مقامات امنیتی ج.ا.) مشخص بود در صدرفهرست اهداف احتمالی بعدی،محل ساخت سانتریفوژها و مشخصا روتورهای آنها در نزدیکی کرج قرار دارد:در قدم اول سالن مونتاژ سانتریفوژهای پیشرفته منهدم شده بود.در قدم بعدی هزاران دستگاه از سانتریفیوژهای موجود
آسیب جدی دیده بودند در نتیجه زمان آن بود که تولید جایگزین برای سانتریفوژهای منهدم شده مختل شده و به سراغ محل تولید آنها بروند. اما کارخانه تولید سانتریفوژها مجموعه نسبتا بزرگی است که انهدام کلی آن احتیاج به حمله هوایی گسترده دارد که در زمان فعلی به جهت سیاسی گزینه جذابی نیست.
برای فهم آنچه در کرج/کردان دو هفته قبل اتفاق افتاد باید توضیح کوتاهی درباره ساختار سانتریفوژها داد: اینها شامل روتور یا لوله ای هستند که محصور در یک پوسته محافظ در خلا روی یاتاقانی اغلب سوزنی در پایین و یاتاقانی مغناطیسی در بالا با سرعت بسیار زیادی می چرخند.
توان جداسازی هر دستگاه سانتریفوژ وابسته به سرعت خطی گردش آن دارد. به دلایلی مرتبط با ارتعاشات که توضیح آنها پیچیده است سانتریفوژهای بلندتر با قطر کمتر ولی سرعت دورانی بالاتر گزینه های عملی تری هستند. اما در طول زیاد ساخت روتور بالانس شده
دشوار است و بعلاوه چنان روتورهایی در معرض شکستن در نتیجه ارتعاشات و تغییر شکل عمود بر محور دورانشان هستند. در اینجاست که پای قطعه مهم و بسیار کلیدی ای به نام بیلوز باز می شود. کار بیلوز آن است که قطعات کوتاهتر روتور چند تکه را به هم متصل کند.
این قطعه باید فوق العاده بالانس بوده و ماشینکاری آن شامل شیارزنی همراستا در دو جهت است و تقریبا دشوارترین قطعه در ساخت سانتریفوژهای بلند محسوب می شود. طبق شواهد به نظر می رسد در حمله به کرج دقیقا همین قسمت شیارزنی( یا به عبارت دیگرقلاویز زنی) بیلوز مورد هدف قرار گرفته است.
ماشین آلات و ابزاردقیق تولید آن به احتمال بسیار زیاد زمانی از کانالهایی با قاچاق وارد کشور شده و تعمیر، ساخت یا جایگزینی شان باتوجه به حساسیت ها باید بسیار دشوار باشد. در سختی ساخت این قطعه همان بس که عراقی ها که سانتریفوژهای پیشرفته تری از
آنچه تاکنون توسط ج.ا. عملیاتی شده است را در تعداد محدود تولید کرده بودند، هم برای جلوگیری از ایجاد حساسیت روی برنامه اتمی اش و هم به جهت دشواری های تکنیکی این قطعات را در خود اروپا با استفاده از شرکتهای پوششی تولید و سپس به عراق وارد می کردند.
اگر کارخانه مخفی ساخت سانتریفوژی در جایی وجود نداشته باشد، به نظر میرسد تنها هدف باقیمانده مهم در چرخه تولید ماشینهای غنی سازی، ذخیره ی محدود الیاف کربنی (و کمتر از آن فولاد مارجینگی) است که حدودا ده سال پیش قاچاق شده است و به نقل از برخی منابع
در کانتینرهایی در کنار برخی دیگر از اجزای برنامه سلاح هسته ای(قطعات یدکی سانتریفیوژها و ...)، بصورت دایمی درحال جابجایی بین برخی مکانهای متعلق به سازمان انرژی اتمی (و سپاه؟)هستند تا درنبود جای ثابت هدف قراردادنشان دشوارتر بشود. صدالبته ردیابی چنان حملاتی بسیار دشوار خواهد بود.
نظر شخصی: حتی اگر این سیاست مهار برنامه بمب اتمی حکومت اسلامی با شعبده بازی عملیات مخفی در کوتاه مدت موثر باشد، موفقیت میان مدتش محل سوال خواهد بود. علیرغم بمباران اوسیراک، در صورت عدم حمله به کویت، عراق در اوایل دهه 90 اتمی می شد.

جاري تحميل الاقتراحات...