BahramGour بهرام گور
BahramGour بهرام گور

@bahramgour

63 تغريدة 73 قراءة Jun 06, 2021
امروز داستان آغاز قتل عام هزاره‌ها را مینویسم. از آغاز برادرکشی و نفاق به بهانه اتحاد کشور افغانستان. از نقش انگلستان و قهرمان اول داستان من یک خون‌آشام است به نام «عبدالرحمن خان افغان»
این داستان برای موفقیت به #ریتوییت همه شما نیاز دارد
#StopHazaraGenocide
این داستان تا حد خیلی زیادی به ماجرای هرات با ایران و نقش روسیه و انگلیس در ایجاد کشوری حائل میان ایران و هند و دفاع از منافع بریتانیا در هند مربوط است. اگر شما ماجرای انفصال هرات از ایران را میدانید به درک بهتر داستان به شما کمک می‌کند ۲
خیلی خلاصه؛ در ١٨٣٨ تقریبا ١٠ سال پس از ترکمنچای بریتانیا و روسیه که خیالشان تقریبا از جانب ایران راحت شده بود متوجه منطقه حایل افغانستان شدند. در اکتبر ١٨٣٨ لرد اوکلند طرحی را نوشت و لزوم دخالت جدی بریتانیا در آن منطقه برای حفظ منافعشان در هند را مطرح کرد.
۳
دوست محمد خان از طایفه بارکزایی پشتون که از قضا جوانترین و پرانرژی‌ترین آنها بود در پی جنگهایی با هندی های سیک و شاه شجاع به هند فرار می‌کنه. با کمک انگلستان به منطقه برمیگرده در ١٨۵٠ (ابتدای ناصرالدین شاه) بلخ را فتح می‌کنه، در ١٨۵۴ با تصرف قندهار بر تمام جنوب مسلط میشود.
۴
در ١٨۵۵ تحت دستور انگلستان به ایران اعلان جنگ میکند، در ١٨۶٢ از حسام‌السلطنه قاجار در هرات به شدت شکست میخورد ولی چند ماه بعد در ١٨۶٣ با معاهده پاریس هرات هم به قلمرو او اضافه میشود. ۵
اما دوست محمد خان چند ماه بعد بطور ناگهانی فوت می‌کند. و پسرش شیر‌علی خان جانشین او میشود. 🤷🏻‍♂️
در ابتدا برادرانش با او بیعت میکنند ولی بعد از آن زیر قولشان میزنند و اینجا بنظرم همان چرخش تاریخی صورت میگیرد ۶
محمدحسین برادر شیرعلی نزد طوایف هزاره میرود و از آنها برای براندازی شیرعلی کمک می‌خواهد ولی آنها به شیرعلیخان ابراز وفاداری میکنند و از همراهی خودداری کردند 🤷🏻‍♂️۷
بعد از سه سال شیرعلی از برادرش محمد افضل خان و برادرزاده‌اش عبدالرحمان خان که بسیار به بریتانیا نزدیک بود و به او همه گونه کمک مالی و تسلیحاتی میشد شکست خورد و بعنوان نماینده انگلیس در کابل مستقر شد. ۸
نکته جالب درباره این شازده بریتانیا پسند یکی از پسرانش به نام محمدحسن افضل بود که به حدی تمایلات جنسی داشت که زمین و زمان را عاصی کرده بود و مردم محلی لقب «ممد حشر» 🙈 را داده بودند و در نهایت با یک محاکمه «بریده شد» 😅۹
پس از سه سال مجددا شیرعلی بر برادر و برادرزاده پیروز شد و هر دو فرار را بر قرار ترجیح دادند. (اینجا مسئله این بود که چه کسی دل انگلستان را بدست میآورد و از آنها نیرو و حمایت می‌گرفت. همان شخص برنده جنگ بود) بیچاره مردم محلی 😰۱۰
شیرعلی ظاهراً بیماری افسردگی میگیره و در قندهار به سال ١٨٧٩ فوت می‌کنه. در ١٨٨٠ عبدالرحمن که آواره بوده با بریتانیا وارد مذاکره میشه و این بار دل آنها را بدست میاره. و بهش اجازه میدن که به عنوان حاکم «کابل» برگرده. ۱۱
او سال بعد با کمک مالی و تسلیحاتی بریتانیا ابتدا هرات و قندهار را از دست فرزندان شیرعلی در میاره و متوجه شمال میشود. او به بلخ، فاریاب، جوزجان و تخار حمله می‌کنه و آنها را هم راحت تصرف می‌کنه. ۱۲
درک راحتی این فتوحات نظامی به حمایت بریتانیا برمی‌گردد وقتی از یک طرف حمایت محض میکردند طبیعی است که برتری نیرو و تسلیحاتی داشت و براحتی همه رو شکست میداد .
۱۳
اینجا بود که او متوجه طوایف هزاره شد. داستان ادامه دارد ولی موفق نخواهد شد اگر شما همکار و ریتوییت نفرمایید ۱۴
داستان را در ١٣٠۶ قمری حوالی ١٨٨٩ میلادی ادامه میدهیم. ولی واقعا برای درک بهتر داستان باید در تمام مدت نقش بریتانیا، وضعیت پیچیده قبیله‌ای منطقه و تلاش حکام محلی برای جلب امکانات و راضی نمودن بریتانیا مورد نظر داشته باشید ۱۵
ملامحمد فیض کاتب که کتابی به نام بدل سراج التواریخ دارد مینویسد؛ سید نجف ولد سلطان شاه و محمدخان از قندهار مامور تحقیقات راههای هزاره‌جات شده و مواضع عبور و مرور افواج نظامی ر امطالعه کرده ۱۶
و در ترکستان شرفیاب حضور شدند و ایشان را ماه در ماه از تنخواه مقرر ایشان وجه نقد از خزانه پرداخت شد.
شما می‌بینید که اصلا قبل از هر حرف و حدیثی عبدالرحمن به دنبال اطلاعات بوده و خرج میکرده پول مثل آب خوردن. از کجا میآورد؟ از همون ....
۱۷
باز مینویسد؛ سید سلطان شاه که مردم هزاره‌اش نیک پنداشته (امین هزاره‌ها بود) با محمدخان نام تاجر که به سبب تجارتش با بزرگان هزاره معرفت داشته و به طرق و سواره هزاره معرفت داشته وارد مزارشریف گشته، بازیابی شدند. ۱۸
عبدالرحمن از امنای مردم هزاره برای اطلاع دقیق از وضعیت اجتماعی و جغرافیایی آنها استفاده میکند و با دست باز همه را تطمیع می‌کرده
۱۹
با آنکه عبدالرحمان خود فرد باهوش و طراح بوده ولی بعید به نظر می‌آید که تمام طرح ها و نقشه ها به تنهایی از مغز خود او تراوش کرده باشد بدون شک دستهای 🙈🙈🙈 این نقشه ها را به او القا کردند. ۲۰
او در نامه ای به قبایل پشتون ساکن هندوستان (پاکستان امروزی) تمام مکنونات قلبی خود را بیان میکند و آنها را تشویق به مهاجرت به شمال میکند.
۲۱
در این نامه مینویسد؛ ...تا خانواده ها را داخل علاقه مملکت افغانستان به زمین پر آب و علف و دشت وسیع مجای سکونت بدهم و آنها را در محل و مقام سکونت خود چه در مالداری و چه در زراعت بهره‌یآب و نفع بردار شوند👇۲۲
👈و زمینی را که جهت سکونت آنها مقرر می دارم« از مشارکت دیگر مردم» خلاص خواهند بود که خود همان خانوار آب و علف آن را صرف زراعت و مالداری خود خواهند کرد و بسیاری از ظهور شفقت و مهربانی من راضی خواهند بود۲۳
اوبدنبال نیروهای وفادار بود که اتفاقات عمویش شیرعلی برایش تکرار نشود و دیگر مزه آوارگی به شمال و جنوب را نچشد .... طرح عبدالرحمن در مورد انتقال افغان های هند به قندوز بغلان قطغن و سایر نواحی شمال کشور شاهرگ حیاتی کشور را از نگاه اقتصادی به دست خانواده های طرفدار حکومتش میداد. ۲۴
عبدالرحمن در ١٣٠۶ قمری برای سرکوب شورش اسحاق خان به ترکستان (شمال افغانستان امروز) میرود او در این دو سال هزاران نفر را بقتل رساند یا درون چاه انداخت و خانواده‌های آنها را به اطراف و اکناف آواره کرد. ۲۵
پس از دو سال در حالیکه خود در ترکستان بود و مشغول انتقال اقوام پشتون به شمال از همانجا فرمان حمله به هزارستان را صادر کرد و سردار عبدالقدوس خان را با امکانات بسیار (انگلیسی) روانه بامیان کرد 😰😰
۲۶
ادامه دارد
محمد کاتب مینویسد؛ رعایای کوهستان کابل و تگاب و جلال آباد، کنر و خوگیانی و لمغان(پشتونها) به ذریعه اشتهار دعوت شدند که به ملک قطغن با خانه و عیال هرکه بیملک باشد در آن صفحه رفته و زمین به قدر گنجایش گذران روزگار خود بگیرند (آقا خلاصه یعنی دقیقا همان شهرک سازی اسراییلی‌ها) 👇٢٧
و میرزا عبدالرشید سررشته دار دفتر شمال نیز امر شد که تقاوی و بارگیر به آنها داده تا ۴ سال از جمعیت تکالیف مرفوع القلم دارد(یعنی هیچ مالیاتی از آنها نگیرد) ٢٨
مردم جنوب وقتی به شمال می رسیدند نه تنها دولت از آن ها حمایت می نمود و معافیت مالیاتی برایشان میداد که مردم شکست خورده شمال نیز با آنها به چشم شریک حکومت نگاه می کردند و به آنها از ترس احترام می گذاشتند، پس هر روز قویتر شدند.٢٩
آنهایی که زنده ماندند چنان در خفا و کتمان به سر برده و زبان مردم جنوب را فرا گرفتند که رفته‌رفته جزو آنها شده و ارتباط قومی و زبانی خود را برای همیشه با مردم شمال کشور قطع نمودند تا تنها زنده بمانند😰
برگردیم به هزاره‌ها، اولین قربانیان هزاره‌های شیخعلی
٣٠
#StopHazaraGenoside
شیخعلی منطقه ای هزاره نشین از طایفه علی جم در شمال شرق بامیان بود. در محرم ١٣٠۶ ق عبدالرحمن که بدنبال بهانه بود نیروهای عبدالرحمن به قلعه خیرالله بیگ هزاره حمله میکنند ۳۱
خیرالله اول فرار میکند ولی بعد با تعدادی نیرو باز میگردد برای باز پس گیری و همین فرصت لازم را به عبدالرحمن می‌دهد ۳۲
مردم هزاره در مقابل سربازان تسلیم میشوند اما یکی از سرداران بنام برهان‌الدین، مرد و زن و صغیر و کبیر را به غل و زنجیر میکشد 😰 و با پای پیاده به آی‌بیگ میآورد 🥺۳۳
در همین حال هم به آبادی کناری که از قوم «زی‌نظر» بودند و به این جریانات هیچ ارتباطی نداشتند حمله میکنند تمام اموال کشاورزی و اثاثیه منزل را غارت میکنند و هر کسی را می‌بینند میکشند. ۳۴
مردم بیچاره که از هیچ‌جا خبر نداشتند اصلا از علت حضور سپاه خبر نداشتند که حتی بخواهند از خود دفاعی کنند. ۳۵
پس از آن به طایفه«کرم علی» حمله میکنند که آنها هم از هیچ جا خبری نداشتند، در یکی روز ٧١٧ نفر را کشته و بقیه را با زنجیر (حتی کودکان) به آی‌بیگ میفرستند
۳۶
باید توجه داشته باشید حکومت عبدالرحمن هیچ درآمدی نداشت. غالب درمان مالیاتی زمین‌ها را هم بخشیده بود و تماما هزینه این لشکرکشی‌ها توسط انگلستان تامین میشد. درحالیکه دولت ایران از تامین هزینه های عادی خود هم در رنج بود ۳۷
ادامه دارد ولی به همکاری و مشارکت همه شما نیازمندم 🙏
آن تعداد. از محبوسین که خوش‌شانس تر بودند در گرشک و لهوگرد سکونت داده شدند و مجبور شدند که پرده بافی و چرمگری و حکاکی کنند برای پشتونها (به اجبار) ۳۹
بعد از آن نیروهای عبدالرحمن به سمت «دره‌صوف» «بوینه‌قره» و «کشن‌ده» رفتند و همه جا را غارت کردند، به زنان تجاوز کردند، مردان را کشتند و کودکان را به بردگی گرفتند🥺 روی همه رو سفید کردند ۴۰
عبدالرحمن که خود در مزارشریف بود در آنجا چند طایفه هزاره که با دیگران اختلاف داشتند را هم همراه کرده بود و در رکاب خود آماده حمله سراسری بودند
۴۱
برای اینکه داستان را رنگی تر ادامه بدیم باید به نقشه قومی زیر عنایت کافی داشته باشید. تمام مناطق سبز هزاره نشین هستند حتی مناطق سبز کمرنگ هم هزاره «بودند» که پاکسازی شدند. واقعا باید کار کرد تا مردم متوجه شوند مشکل افغانستان دینی نیست و در جای دیگری است
۴۲
اینکه هزاره جات تا عصر عبدالرحمن نیمه مستقل بودند تمامی محققان حتی خود عبدالرحمن اعتراف دارد فقط چند منطقه در اطراف هزاره جات مالیات ده حکومت کابل یا حکومت های محلی هند و ایران بودند ۴۳
ملا افضل ارزگانی مینویسد؛ تمام هزاره جات که ۵۰۰ هزار خانوار بودند ۳۰۰ خانه هزار خانوار ایشان همه رعایای مطیع و فرمانبردار بودند که در بامیان سکونت داشته و مطیع تام نبودند ۴۴
در سنه ١٣٠٧ قمری امیر عبدالرحمان فوج فرستاد مدت ۶ ماه با فوج امیر جنگیدند آخرالامر بسیاری شان قلاده اطاعت را در گردن خود انداختند 🥺 ۴۴
از چندسال قبل عبدالرحمن سعی میکرد هزاره‌ها را مقید به حکومت خود کند و آنها قبول نمی‌کردند تا در نهایت حوالی ١٣٠۴ سران قبایل دایکندی و دایزنگی را به کابل میخواهد به آنها خلعت شاهانه میدهد (از جیب کی؟ با کدوم پول؟) و می‌خواهد بقیه هزاره‌ها را راضی به اطاعت از او بکنند ۴۵
میران مناطق محلی به فرمان عبدالرحمن که حمایت محض انگلستان را با خود داشت(بنظر من اصلا مغز متفکر همه طرح‌های او بودند) گردن نمی‌گذارند، بسیاری از محققان پشتون میگن که دلیل قتل عام همین عدم تمکین هزاره ها بوده اما بنظر این کم‌توان این تنها بهانه‌ای برای عبدالرحمن خون آشام بود ۴۶
او که با حمایت بریتانیا اعتماد بنفس مضاعفی پیدا کرده بود بهیچ چیزی غیر از اطاعت محض و طوق بندگی راضی نبود. ولی همین باعث اختلاف و انشقاق در صفوف هزاره‌ها میشود 😕😐 ۴۷
عبدالرحمان بعد از سرکوب مردم ترکستان در شوال۱۳۰۷ به کابل حرکت کرد و در ذیقعده همان سال سردار عبدالقدوس خان را مامور سرکوب هزاره‌های نافرمان نمود😰 به روسای تسلیم شده هزاره هم دستور داد تحت لوای عبدالقدوس به جنگ بقیه هم قومهای خود بروند ۴۸
واقعا چنین افکار شیطانی از فردی که نه تحصیل درستی دارد و تمام عمر خود هم در جنگ و گریز بسر برده برنمی‌آید تمام محققان مستقل معتقدند که کوچکترین حرکات او توسط انگلیسیها به او دیکته می‌شده
۴۹
اینجا یک اتفاق داخلی دیگر آتش به خرمن هزاره‌ها می‌اندازد سلمان بیگ دایکندی که توسط عبدالرحمن به کابل احضار شده بود برکنار میشود و به جای او «بابه شاه بیگ» را به ریاست تعیین کرد ۵۰
این آغاز یک سری اختلافات داخلی بسیار عجیب در میان هزاره‌ها بود آنها بجای اتحاد در مقابل عبدالرحمن وارد دسیسه بر علیه یکدیگر برای برکناری توسط عبدالرحمن و تصاحب عنوان «میری» برآمدند.۵۱
باز هم مگر میشه سیاست اختلاف بنداز و حکومت کن از ذهن کوچک و پوسیده عبدالرحمن بیاید؟ در همین اثنا عبدالقدوس معاون جلاد عبدالرحمن از بامیان وارد دایزنگی شد. ۵۲
از سمت بهسود محمدنبیخان حاکم حرکت کرد و تمام توپخانه هم از سمت قندهار حرکت دادند یک حمله نظامی پیچیده سنگین و چند وجهی که تدارکات و هزینه بسیاری داشت و عبدالرحمن به پشتوانه انگلیس از پس آن برمیامد ۵۳
در سپاه آنها ۵١٠۴ نفر هزاره طرفدار حکومت هم گزارش شده 🤦🏻‍♂️🙄همانها هم راه ها را نشان نیروها دادند و از مسیر امن عبورشان دادند ۵۴
هزاره جات که از هر طرف محاصره شده بودند و سوی دیگر اختلافات نیز در بینشان وجود داشت جز مقاومت های پراکنده به زودی تسلیم شدند ولی برخورد حکومت با تسلیم شدگان بسیار خصمانه و ضد انسانی و تحریک کننده بود😰۵۵
تقریباً تا اوایل سال ۱۳۰۹ قمری در بیشتر مناطق تخلیه شده سلاح ها و قلعه های خود را در اختیار حکومت قرار دادند. عبدالرحمان در ۸ محرم همان سال به سران هزاره تسلیم شده نوشت و از آنها تعریف نمود و یادآور شد. باید کلیه تفنگ‌های خود را تحویل دهند و به کابل بیایند۵۶
ملا فیض محمد کاتب مینویسد که مسولان حکومت با سران تسلیم شده کاری میکرد که آنها را تشویق به مرگ کند. سران سپاه کابل آزادانه به خانه سران تسلیم شده در کابل می‌رفتند و با زنان آنها مباشرت میکردند . وقایع افغانستان ص ٢۴٠
۵۷
#StopHazaraGenocide
این برای مردم خیلی سنگین بود ولی چون توانی نداشتند اغلب به خودکشی آنها منجر می‌شد. واقعا باورم نمیشه این همه خباثت و دسیسه 🤷🏻‍♂️🥺در نهایت در ربیع الاول سال ۱۳۰۹ قمری کل هزاره‌جات به تصرف قوای سردار عبدالقدوس خان و سربازان او قرار گرفت۵۸
در نهایت ادامه به بردگی کشاندن کودکان و تجاوز به زنان کشتن مردان هزاره باعث شد که در ذی‌القعده همان سال مردم طایفه دایزینیات هزاره شورش کنند و این شورش بلافاصله به تمام مناطق هزاره نشین سرایت کرد ۵۹
حتی سربازان هزاره که با حکومت همکاری میکردند به مناطق هزاره نشین بخصوص بهسود بازگشتند و بر علیه عبدالرحمن و عبدالقدوس قیام کردند
۶۰
نقل است که عبدالقدوس دیوانه شد و نجاسات خود را میخورد و در نهایت به زنجیر کشیدندش ... داستان شورش هزاره ها موضوع رشته توییت دیگری است ۶۱
امیدوارم بار دیگر متوجه شده باشید که مسايل افغانستان نه دینی که قومی محض است و قوم پشتون با تکیه بر انگلستان و امروز پاکستان و آمریکا کاملا صحنه گردان این بازی است. انشالله ایرانیان و افغانستانی های فارسی زبان هر چه سریعتر با کنار گذاردن اختلافات سطحی با یکدیگر متحد شوند ۶۲
برای نگارش این مطلب از بدل سراج التواریخ و وقایع افغانستان نوشته ملامحمد فیض کاتب استفاده کردم،@Molla_Nasraddin عزیز هم کلی کمک کرد 🙏
در این مومنت مطالب دیگری از تاریخ افغانستان و پیچیدگی روابط با ایران را نوشتم که میتوانید مطالعه کنید

جاري تحميل الاقتراحات...