56 تغريدة 26 قراءة May 19, 2021
با دستاوردهای جدید تکنولوژیک؛ شکل و ابعاد درگیریها درحال تغییرات فاحشی است و بنظر میرسد دوره دیگری از راه رسیده و قواعد جدیدی بر مناقشات حاکم شده است.
در ابتدا ارتش ایالات متحده که در بدو ورود به افغانستان با جنگجویانی متکی بر رزم نامنظم و تکیه بر کمین ها و اختفا و حملات غافلگیرانه مواجه شد این ضرورت تغییر روش را به سرعت متوجه شد و آن را بکار گرفت.
اما ارتش های دیگر کشورها چه بدلیل عدم درگیری و چه بدلیل دارا نبودن امکانات و یا اطمینان به روش‌های ازمایش شده قبلی در حال استفاده از همان شیوه‌ها بوده و ضرورت تغییرات را حس نکرده بودند. تکیه بر روشهای جنگ منظم و حملات کلاسیک هنوز هم روش اصلی مقابله با گروه های نامنظم تلقی میشد.
برای اسرائیل جنگ ۲۰۰۶ نقطه عطفی برای درک ضرورت تغییرات شد. حزب الله تاکتیک های عمده‌ای را در پیش گرفته بود .اول آنکه بتواند نرخی از آتش روی شهرها و پشت جبهه اسراییل حفظ تا جبهه داخلی را تحت تاثیر قرار دهد. دوم هم انکه بتواند با استفاده از اختفا، تا حد ممکن صدماتی وارد کند‌.
استفاده از امکانات اختفا و تعبیه مخفیگاه‌های متعدد که در طول مدت زمان طولانی تعبیه شده بودند و همچنین استفاده از امکانات ارتباطی تونل ها و پنهان کردن لانچرهای و یا متحرک کردن آنها باعث میشد که علی رغم صدمات وارده ، حدی از توانایی گلوله باران شهرها حفظ شود.
شناسایی مداوم هوایی این مواضع هم بسیار مشکل بود و گاهاً یک جنگجو در طول ساعتهای متمادی در یک موضع بدون تحرک قرار داشت و در زمانهای بسیار کوتاهی اقدام به آتش میکرد که باعث میشد شناسایی موضع در آن زمان اندک بسیار سخت بود.
با توجه به اسراییل عمق کم اسراییل، ادامه حفظ این قدرت آتش برروی شهرها آزاردهنده بود. با ادامه شلیک راکت ها و حفظ موفق ان روند؛ هر چند کمتر و با توجه به کند بودن روند عملیات شناسایی هوایی، ناچار عملیات زمینی برای نابودی این لانچرها موردنیاز شد.
اما روش متداول در پیشروی عناصرزرهی به داخل خاک دشمن پیشاپیش سایر نیروها این امکان را به نیروهای ضدزره حزب‌الله که دارای پوشش خوبی بودند ، داد که با توجه به دارا بودن موشکهای ضدزره قدرتمند جدید و از فواصل دور ضرباتی را به واحدهای پیشرو وارد اورند.
در این جنگ هرچند حزب الله خسارات سنگینی متحمل شد و بسیاری از زیرساخت ها و توان خود را از دست داد ولی در سایه حفظ قسمتی از قدرت شلیک راکتی خود و همچنین درگیریهای کنترل شده واحدهای ضدزره ، خود را بازنده مطلق نمی دانست.
طرف اسرائیلی هم پس از امکان پذیر نشدن پیروزی مطلق و سرکوب کامل، بدنبال ادامه یک جنگ فرسایشی نبود و بدین ترتیب نبرد خاتمه یافت هر چند نابودی زیرساخت‌های لبنان بصورت عامل بازدارنده حزب‌الله برای شروع درگیریهای بعدی بود.
با ناکافی بودن روشهای پیش گرفته شده، نیاز به طریقه جدیدی حس شد اما باید ابتدا مشکلات قبلی شناسایی و راه هایی برای آن درنظرگرفته میشد.
-توانایی شناسایی و نظارت مداوم.
-حفاظت و کنترل جبهه داخلی.
-دارا بودن توان حجمی حمله بیشتر همراه با سرعت عمل در تصمیم گیری.
الف-با الگو گرفتن از عملکرد آمریکا در افغانستان با استفاده از پهپاد ها در جمع آوری اطلاعات و امکان پذیر شدن پیشرفت های تکنولوژیک و توانایی شناسایی مداوم و پرتعداد پهپاد ها و ممکن شدن نصب انواع حس گرها روی آنها، وظایف بیشتری به انها اختصاص داده شد.
اتصال پهپاد ها به دیتا لینک این امکان را فراهم ساخت تا بانک اهداف بصورت لحظه‌ای به‌روز شود و هر تغییری به سرعت قابل بررسی شود.
با سالها زیرنظر گرفتن مداوم ،اطلاعات مربوط به مسیرها و محل های اختفا و مراکز تجمع و راه های تدارکاتی جمع‌آوری میشد.
تداوم پوشش مداوم پهپادها حین نبرد باعث میشد تا حرکات جدید شناسایی و کشف شوند.
بدین ترتیب ضمن دراختیارگرفتن مدیریت یکپارچه میدان جنگ، امکان این فراهم میشد که با واگذاری بخشی از صدور دستورات آتش حین نبرد به رده‌های پایین تر سرعت عمل بیشتری هم بدست آید.
ب-همانطور که قبلا گفته شد اسراییل کشوری فاقد عمق است و در هر گونه درگیری، شهرها و مراکز جمعیتی و اقتصادی زیر آتش خواهند بود به همین دلیل همیشه اسرائیل سعی داشت تا هرگونه درگیری را در شروع با حجم نیرو و آتش بالا پاسخ دهد تا مدت زمان زیرآتش بودن شهرها به حداقل برسد.
وقتی حریف بطور مشخص مراکز شهری و غیرنظامی را جهت تاثیر در تضعیف پشت جبهه و تزریق وحشت در جامعه هدف گرفته باید تاثیر آن را کاهش داد .
باید راه دیگری می بود تا حفاظت از جبهه داخلی را در طول درگیری های فرسایشی ممکن سازد.
سیستم هایی نظیر گنبد آهنین این امکان را فراهم میسازد .
موشک تامیر دارای کلاهک انفجاری ترکشی میباشد که با استفاده از فیوز مجاورتی و به سمت طرفین منفجر می‌شود تا پرتابه دشمن را نابود کند. به دلیل الگوی انفجاری آن، موشک باید بصورت موازی پرتابه قرار گیرد تا آن را کاملا نابود کند.
بدین ترتیب نزدیک شدن با زاویه عمود به راکت بی‌فایده است همچنانچه انفجار هم راستا اما زودتر یا دیرتر نیز به لحاظ واقع نشدن در زیر تاثیر ترکشها کم تاثیر خواهد بود. همچنین چنانچه راکت در مرحله آخر بصورت عمودی باشد نیز احتمالا درگیری دچار خطا خواهد بود.
با نمایش موفق عملکرد گنبد آهنین، تلاش حماس برای آزمایش راکتهایی با سر جنگی بزگتر و سنگین‌تر که مشابه آن به کرّات در سوریه و عراق استفاده شده، احتمالا کوششی در جهت دادن مسیری نامتعارف به پرتابه ها برای رد شدن از گنبداهنین بود.
برای یادآوری، ذکر فیلمی از یک پرتاب فیل هم بجاست .
با وجود عملکرد فوق العاده گنبد آهنین، این به ان معنا نیست که سامانه غیرقابل شکست است چنانچه که لانچر به راحتی می تواند در یک نوبت ۴۰ راکت شلیک کند که به مضارب آن هم قابل تعمیم است و مقابله با همه آنها با واحدهای محدود گنبداهنین طبعا همیشه ممکن نیست.
اما این سامانه برای آن نیست که در طول مدت زمان طولانی، دفاع پرحجم و کاملی را ارائه دهد بلکه نقش ان در کنترل و کاهش خسارات در شلیک‌های انبوه روزهای اولیه درگیری است که تاثیر پرتابه‌ها را کاهش دهد تادر همان حین سایر نیروها با شناسایی مواضع پرتابگرها به سرعت از حجم انها کم کنند.
با توجه به آنکه طرف حزب.الله وحماس بر اختفا تکیه دارند پیداکردن و شناسایی همه لانچرهای جاسازی و مخفی شده به سرعت ممکن نخواهد بود پس این پذیرفته شده است که در موج اولیه با حجم آتش زیادی مواجه خواهد بود و تا زمانیکه شناسایی ها کامل نشده این توان پرتاب موجود خواهد بود.
هر تجهیزات یا نفراتی که پنهان یا در کمین قرار گیرند بالاخره درزمانی باید شلیک خود را انجام دهند که منجر به مشخص شدن موضع آنها می شود‌ بدین‌ترتیب در حالی که انرژی و وقت زیادی صرف پنهان کردن آنها شده ولی با وجود نظارت دقیق، اولین شلیک به منزله آشکار شدن ان و پایان کارایی خواهد بود.
در حالیکه تلاش و پنهانکاری زیادی برای ساخت مواضع پنهانی شده به عنوان مثال لانچرهای مدفون شده حماس به سختی از دیدها خارج شده اند ولی بالاخره آنها در زمانی مجبور به شلیک هستند که منجر به شناسایی و ردگیری و انهدام آنها می شود این درحالیست که فاقد قابلیت جابجایی هستند.
تاکتیک معمول حماس و حزب الله هم شلیک انبوه راکتهاست تا با استفاده از ازدحام، شانس رسیدن تعدادی از آنها به هدف فراهم شود ولی همین شلیکهای پرححم، وقت بیشتری را برای شناسایی در اختیار طرف مقابل می گذارد.
وظیفه سامانه‌هایی نظیر گنبد آهنین ایجاد یک فرصت زمانی در تحمل فشار اولیه و دفع و کم تاثیر کردن راکتهای پرتاب شده است تا در اثر زمان ایجاد شده، سایر نیروها نظیر پهپاد ها و جنگنده ها به سرعت بتوانند لانچرهای پنهان را کشف و خنثی کنند.
همانطور که مشاهده شد در نوبت اول حمله راکتی به تل اویو بیش از ۱۲۰ راکت شلیک شد ولی در نوبت دوم این مقدار به سی راکت رسید که نشاندهنده کاهش مداوم توان شلیک در اثر فعالیت های شناسایی مداوم چه از لحاظ انهدام لانچرهایی شناسایی شده و چه انبارهای مهمات و مسیرهای ارتباطی می باشد.
انهدام تونل‌های حماس که منجر به قطع ارتباطات و امکان دسترسی و تدارک شبکه نیز می شود منجر به صدمات بیشتر می شود . بصورتی که با گذشت مدت کوتاهی از شروع درگیری حماس در تلاش مکرر برای برقراری آتش بس است که از طرف اسرائیل رد می شود.
این خطر پذیری اگاهانه نوعی تله گذاری برای آشکارسازی توان پنهان دشمن است. حتی گاهی با برانگیختن آن دروسایل ارتباط جمعی یا وادارکردنش به اعمال تلافی جویانه که عکس العمل نداشتنش منجر به ضعف روحیه هواداران و ارتکاب واکنش تلافی جویانه منجر به شناسایی باقیمانده توانش و انهدام خواهد شد.
حماس که قصد ایجاد بازدارندگی بیشتر و توسعه نفوذ خود راداشت حالا به معنای واقعی کلمه در زوگزوانگی گیر کرده که حرکت کردن یا نکردن هر دو به منزله باخت است. آنچه که این روزها از ادعاهای ریز و درشت شعاری هم از آن شنیده می شود برای روحیه دادن به اعضای جبهه مقاومت مقیم اروپا و آمریکاست.
ج-همانطور که توان شناسایی و تشکیل بانک کامل اهداف و به روز رسانی آن هر چه بیشتر می شود باید قدرت انجام عملیات‌های بیشتر نیز توسعه یابد تا این همانطور که تعداد اهداف به سرعت افزایش می یابد توان هدف قرار دادن آنها هم کافی باشد.
آنچنان که در آخرین مانور نیروی هوایی اسرائیل به قدرت هدف قرار دادن ۳۰۰۰نقطه در روز رسید.به عنوان نمونه‌ای برای مقایسه در شروع جنگ ۲۰۰۶ تنها ۳۰۰ هدف دربانک اهداف موجود بود اما امروزه با بالا رفتن قدرت شناسایی قدرت عملیاتی برای ده برابر آن رقم ایجاد شده است.
jpost.com
تا اینجا بطور خلاصه نحوه عمل به این صورت است که اقداماتی انجام شود که حریف مواضع خود را آشکار کند و سپس تجهیزات و استحکامات شکار شوند. اما باز هم مشکل اینست که نیاز به ورود نیرو به منطقه دشمن برای پاکسازی نهایی هست و در اینصورت تجهیزات زرهی ورودی در کمین ضدزره گرفتار خواهد شد .
یک نیروی ضدزره با تعداد قلیلی می تواند مدتها درانتظار بنشیند تا زمانی که حریف برای پاکسازی یا تصرف قصد ورود تجهیزات زرهی را به منطقه کند از راه خیلی دور خسارات قابل توجهی را وارد کند که مشابه این وضع در ۲۰۰۶ پیش آمد.
برای رفع این مشکل وظایف بخش‌های قوای زمینی تغییر می کند و زرهی از یک قوای پیشرو به پشتیبانی تغییر مکان میدهد تا در فاصله امنی بسر ببرد. فعالیت زمینی بر عهده نیروهای ویژه و کماندویی خواهد بود که با حمایت هوایی وارد منطقه شده و بقایای نیروهای باقیمانده را پاکسازی می کنند.
انجام مانورهای مکرر نیروهای ویژه اسرائیل در مناطق شبه جنگلی و سازماندهی یگانهای کماندویی به منظور کسب آمادگی آنها برای ایفای نقش خود در لبه حمله قوای زمینی است.
سایر قوای زمینی و از جمله زرهی از فاصله امن به پشتیبانی آتش از این نیروها و انهدام مواضع میپردازند.
لازمه عملیات هماهنگ پهپادها؛ قرار داشتن در تحت حمایت کامل هوایی و به شرط تحقق برتری هوایی خواهد بود که بنا به شرایط با اخلال‌گرها جنگ الکترونیک هم پشتیبانی خواهند شد و عملیات سرکوب را امکان پذیر خواهد کرد.
اما ترکیه هم که روابط خوبی با ناتو و اسرائیل داشت از چندی پیش اهمیت این تغییرات را حس کرد و به پیروی؛ سعی کرد تا خود را در این مسیر قرار دهد که به جهت بهره‌گیری و دسترسی به فناوری غربی در این امر موفق بود و توانست در ابعادی کوچکتر به این مهم دست یابد.
اولین نمونه عملی اجراشده از سوی ترکیه در یک مناقشه محدود؛ درگیری ادلب ۲۰۲۰ بود. پس از پیشروی نیروهای اسد و متحدین در غرب حلب و ادامه آن به قصد یکسره کردن کار ادلب که منجر به نقض توافق آستانه شد ارتش ترکیه اقدام به انتقال نیروها و دخالت کرد.
همانطور که تاکید شد لازمه کار آزادی عمل پهپادها، تامین برتری هوایی بود و هنگامی که نیروی هوایی سوریه به مداخله پرداخت به سرعت مورد حمله اف ۱۶ های ترکیه که به عنوان پوشش عمل می کردند واقع شدند.
پهپادها توانایی خود را در کشتار تجهیزات نشان دادند. هر چند که ارتش سوریه دارای مشکلات زیادی بود اما این نمایش موفق باعث شد که اردوغان در پی حمایت ها و همکاری های چند سال گذشته خود با آذربایجان، تمایل بیشتری به دخالت در آنجا داشته باشد.
درحالیکه تصور میشد برخورداری ارمنستان از پدافند قدرتمندش کار را سخت کند روال جنگ در قره باغ برخلاف انتظار بود. انواع پدافندهای مورد استفاده سرکوب شدند و آسمان به تسلط پهپاد ها درآمد. استقرار فالکن ها و پشتیبانی آنها هم اجازه دخالت دیگر پرنده‌ها را نمی داد.
ادوات زرهی یک به یک شکار شدند و مواضع مورد هدف قرار گرفتند. در کارنامه بیرقدار در ارمنستان انواع ادوات ثبت شد و حتی سربازان هم هدف حملات هوایی ناگهانی قرار گرفتند که باعث وحشت بیشتر شد. ارمنستان حتی نتوانست از سامانه اسکندر خود بهره گیری موثری کند.
شما می توانید لانچرهای خود را در زیر زمین یا بین جنگل پنهان کنید و مدتها با صبوری به انتظار لحظه مناسب شلیک بنشینید اما بالاخره در زمانی که قصد بهره گیری از آن را دارید اشکار سازی انجام خواهد شد.
با از دست دادن مداوم تجهیزات ارمنستان سعی در استتار آنها در داخل جنگلها کرد اما باز هم نقش مداومت پرواز و قابلیت های نظارتی اثبات شد. یکی از تصاویر تاثیرگذار شکار شده، خروج دو لانچر پنهان شده در جنگل برای لحظاتی جهت انجام شلیک بود.
آنها از زمان خروج از مواضع خود تا موقعی که به داخل جنگل برگشتند تحت نظر قرار گرفتند تا هنگامی که پهپاد شکارچی به موقعیت رسیده و آنها را منهدم کند. آنان در تمامی مراحل و در طی مدت طولانی زیرنظر بودند و تا انهدام رها نشدند.
در نمونه‌ای دیگر خودرو ژنرال هاروتیونیان وزیردفاع قره‌باغ در طول یک مسیر سیزده کیلومتری به خوبی تحت نظر بود تا زمانیکه هدف قرار داده شد.
بدین ترتیب پاکسازی کاملی صورت می گرفت تا راه برای عبور راحت تر قوای زمینی باز شود. حتی طبیعت منطقه و ناهمواریها و بلندی های استراتژیک هم نتوانست به مقاومت قوای زمینی کمکی کند.
دیگر مخفی و کمین کردن لانچرها و ادوات به سادگی ممکن نیست و با مراقبت طولانی مدت و مداوم آنها کشف و با در دسترس بودن به سادگی شکار خواهند شد.
بطور خلاصه در صورت وجود برتری هوایی و با پشتیبانی جنگنده ها، پهپادها خواهند توانست با همراهی تجهیزات جنگ الکترونیک منطقه را تحت نظر گرفته و آن را پاکسازی کنند تا در صورت لزوم راه برای ورود واحدهای کوچک نیروهای عملیات ویژه تحت حمایت آتش قوای پشتیبانی اصلی زمینی باز شود.
دخالت ترکیه در درگیریهای ارمنستان و آذربایجان تنها بخش کوچکی از رویای بزرگی بود که خلیفه عثمانی در نظر دارد. مرحله بعدی برنامه در منطقه آسیای میانه خواهد بود که اختلافات قومی و ارضی زمینه مناسبی برای وقوع اتفاقات بعدی دارد.
جنگ قره باغ باعث شده تا بعضی کشورهای دخیل چشم به راه حل های نظامی داشته باشند و طرف هایی نیز در جستجوی منافع و رویاها، در پی شعله ور کردن اختلافات گذشته باشند. دره زیبای فرغانه یکی از گسل هایی است که توانایی ایجاد یک قره باغ دیگر را دارد.
نگاهی به قراردادهای ترکیه بخصوص مربوط به صادرات وسایل کنترل از راه دور و اخلال گرها و پهپادها وهمچنین مانورهای مشترک اخیر ترکیه با بعضی طرف‌ها دراین منطقه که آموزش نیروهای ویژه را دربر می گرفت و زمینه چینی برای شعله‌ورکردن اختلافات، نشان از انتقال تجربیات مطابق الگوی قبلی میدهد.
اگر همچنان عدم تمایل قدرتهای بزرگ همراه با غفلت سایر کشورهای منطقه ادامه داشته‌ باشد و در نبود یک نیروی هوایی قابل اهمیت در منطقه، بنظر می‌آید در آینده نه‌چندان دور باید انتظار شعله‌ور شدن یک درگیری بزرگتر با الگوی اجرا شده در قره باغ و یکدست شدن مناطق شمالی را داشت./
درصورت تمایل مطلب زیر اطلاعات جامعتری دارد.
idf.il

جاري تحميل الاقتراحات...