در ابتدا ارتش ایالات متحده که در بدو ورود به افغانستان با جنگجویانی متکی بر رزم نامنظم و تکیه بر کمین ها و اختفا و حملات غافلگیرانه مواجه شد این ضرورت تغییر روش را به سرعت متوجه شد و آن را بکار گرفت.
اما ارتش های دیگر کشورها چه بدلیل عدم درگیری و چه بدلیل دارا نبودن امکانات و یا اطمینان به روشهای ازمایش شده قبلی در حال استفاده از همان شیوهها بوده و ضرورت تغییرات را حس نکرده بودند. تکیه بر روشهای جنگ منظم و حملات کلاسیک هنوز هم روش اصلی مقابله با گروه های نامنظم تلقی میشد.
برای اسرائیل جنگ ۲۰۰۶ نقطه عطفی برای درک ضرورت تغییرات شد. حزب الله تاکتیک های عمدهای را در پیش گرفته بود .اول آنکه بتواند نرخی از آتش روی شهرها و پشت جبهه اسراییل حفظ تا جبهه داخلی را تحت تاثیر قرار دهد. دوم هم انکه بتواند با استفاده از اختفا، تا حد ممکن صدماتی وارد کند.
استفاده از امکانات اختفا و تعبیه مخفیگاههای متعدد که در طول مدت زمان طولانی تعبیه شده بودند و همچنین استفاده از امکانات ارتباطی تونل ها و پنهان کردن لانچرهای و یا متحرک کردن آنها باعث میشد که علی رغم صدمات وارده ، حدی از توانایی گلوله باران شهرها حفظ شود.
شناسایی مداوم هوایی این مواضع هم بسیار مشکل بود و گاهاً یک جنگجو در طول ساعتهای متمادی در یک موضع بدون تحرک قرار داشت و در زمانهای بسیار کوتاهی اقدام به آتش میکرد که باعث میشد شناسایی موضع در آن زمان اندک بسیار سخت بود.
با توجه به اسراییل عمق کم اسراییل، ادامه حفظ این قدرت آتش برروی شهرها آزاردهنده بود. با ادامه شلیک راکت ها و حفظ موفق ان روند؛ هر چند کمتر و با توجه به کند بودن روند عملیات شناسایی هوایی، ناچار عملیات زمینی برای نابودی این لانچرها موردنیاز شد.
در این جنگ هرچند حزب الله خسارات سنگینی متحمل شد و بسیاری از زیرساخت ها و توان خود را از دست داد ولی در سایه حفظ قسمتی از قدرت شلیک راکتی خود و همچنین درگیریهای کنترل شده واحدهای ضدزره ، خود را بازنده مطلق نمی دانست.
با ناکافی بودن روشهای پیش گرفته شده، نیاز به طریقه جدیدی حس شد اما باید ابتدا مشکلات قبلی شناسایی و راه هایی برای آن درنظرگرفته میشد.
-توانایی شناسایی و نظارت مداوم.
-حفاظت و کنترل جبهه داخلی.
-دارا بودن توان حجمی حمله بیشتر همراه با سرعت عمل در تصمیم گیری.
-توانایی شناسایی و نظارت مداوم.
-حفاظت و کنترل جبهه داخلی.
-دارا بودن توان حجمی حمله بیشتر همراه با سرعت عمل در تصمیم گیری.
الف-با الگو گرفتن از عملکرد آمریکا در افغانستان با استفاده از پهپاد ها در جمع آوری اطلاعات و امکان پذیر شدن پیشرفت های تکنولوژیک و توانایی شناسایی مداوم و پرتعداد پهپاد ها و ممکن شدن نصب انواع حس گرها روی آنها، وظایف بیشتری به انها اختصاص داده شد.
اتصال پهپاد ها به دیتا لینک این امکان را فراهم ساخت تا بانک اهداف بصورت لحظهای بهروز شود و هر تغییری به سرعت قابل بررسی شود.
با سالها زیرنظر گرفتن مداوم ،اطلاعات مربوط به مسیرها و محل های اختفا و مراکز تجمع و راه های تدارکاتی جمعآوری میشد.
با سالها زیرنظر گرفتن مداوم ،اطلاعات مربوط به مسیرها و محل های اختفا و مراکز تجمع و راه های تدارکاتی جمعآوری میشد.
تداوم پوشش مداوم پهپادها حین نبرد باعث میشد تا حرکات جدید شناسایی و کشف شوند.
بدین ترتیب ضمن دراختیارگرفتن مدیریت یکپارچه میدان جنگ، امکان این فراهم میشد که با واگذاری بخشی از صدور دستورات آتش حین نبرد به ردههای پایین تر سرعت عمل بیشتری هم بدست آید.
بدین ترتیب ضمن دراختیارگرفتن مدیریت یکپارچه میدان جنگ، امکان این فراهم میشد که با واگذاری بخشی از صدور دستورات آتش حین نبرد به ردههای پایین تر سرعت عمل بیشتری هم بدست آید.
ب-همانطور که قبلا گفته شد اسراییل کشوری فاقد عمق است و در هر گونه درگیری، شهرها و مراکز جمعیتی و اقتصادی زیر آتش خواهند بود به همین دلیل همیشه اسرائیل سعی داشت تا هرگونه درگیری را در شروع با حجم نیرو و آتش بالا پاسخ دهد تا مدت زمان زیرآتش بودن شهرها به حداقل برسد.
با توجه به آنکه طرف حزب.الله وحماس بر اختفا تکیه دارند پیداکردن و شناسایی همه لانچرهای جاسازی و مخفی شده به سرعت ممکن نخواهد بود پس این پذیرفته شده است که در موج اولیه با حجم آتش زیادی مواجه خواهد بود و تا زمانیکه شناسایی ها کامل نشده این توان پرتاب موجود خواهد بود.
در حالیکه تلاش و پنهانکاری زیادی برای ساخت مواضع پنهانی شده به عنوان مثال لانچرهای مدفون شده حماس به سختی از دیدها خارج شده اند ولی بالاخره آنها در زمانی مجبور به شلیک هستند که منجر به شناسایی و ردگیری و انهدام آنها می شود این درحالیست که فاقد قابلیت جابجایی هستند.
تاکتیک معمول حماس و حزب الله هم شلیک انبوه راکتهاست تا با استفاده از ازدحام، شانس رسیدن تعدادی از آنها به هدف فراهم شود ولی همین شلیکهای پرححم، وقت بیشتری را برای شناسایی در اختیار طرف مقابل می گذارد.
این خطر پذیری اگاهانه نوعی تله گذاری برای آشکارسازی توان پنهان دشمن است. حتی گاهی با برانگیختن آن دروسایل ارتباط جمعی یا وادارکردنش به اعمال تلافی جویانه که عکس العمل نداشتنش منجر به ضعف روحیه هواداران و ارتکاب واکنش تلافی جویانه منجر به شناسایی باقیمانده توانش و انهدام خواهد شد.
ج-همانطور که توان شناسایی و تشکیل بانک کامل اهداف و به روز رسانی آن هر چه بیشتر می شود باید قدرت انجام عملیاتهای بیشتر نیز توسعه یابد تا این همانطور که تعداد اهداف به سرعت افزایش می یابد توان هدف قرار دادن آنها هم کافی باشد.
آنچنان که در آخرین مانور نیروی هوایی اسرائیل به قدرت هدف قرار دادن ۳۰۰۰نقطه در روز رسید.به عنوان نمونهای برای مقایسه در شروع جنگ ۲۰۰۶ تنها ۳۰۰ هدف دربانک اهداف موجود بود اما امروزه با بالا رفتن قدرت شناسایی قدرت عملیاتی برای ده برابر آن رقم ایجاد شده است.
jpost.com
jpost.com
انجام مانورهای مکرر نیروهای ویژه اسرائیل در مناطق شبه جنگلی و سازماندهی یگانهای کماندویی به منظور کسب آمادگی آنها برای ایفای نقش خود در لبه حمله قوای زمینی است.
سایر قوای زمینی و از جمله زرهی از فاصله امن به پشتیبانی آتش از این نیروها و انهدام مواضع میپردازند.
سایر قوای زمینی و از جمله زرهی از فاصله امن به پشتیبانی آتش از این نیروها و انهدام مواضع میپردازند.
لازمه عملیات هماهنگ پهپادها؛ قرار داشتن در تحت حمایت کامل هوایی و به شرط تحقق برتری هوایی خواهد بود که بنا به شرایط با اخلالگرها جنگ الکترونیک هم پشتیبانی خواهند شد و عملیات سرکوب را امکان پذیر خواهد کرد.
اما ترکیه هم که روابط خوبی با ناتو و اسرائیل داشت از چندی پیش اهمیت این تغییرات را حس کرد و به پیروی؛ سعی کرد تا خود را در این مسیر قرار دهد که به جهت بهرهگیری و دسترسی به فناوری غربی در این امر موفق بود و توانست در ابعادی کوچکتر به این مهم دست یابد.
اولین نمونه عملی اجراشده از سوی ترکیه در یک مناقشه محدود؛ درگیری ادلب ۲۰۲۰ بود. پس از پیشروی نیروهای اسد و متحدین در غرب حلب و ادامه آن به قصد یکسره کردن کار ادلب که منجر به نقض توافق آستانه شد ارتش ترکیه اقدام به انتقال نیروها و دخالت کرد.
همانطور که تاکید شد لازمه کار آزادی عمل پهپادها، تامین برتری هوایی بود و هنگامی که نیروی هوایی سوریه به مداخله پرداخت به سرعت مورد حمله اف ۱۶ های ترکیه که به عنوان پوشش عمل می کردند واقع شدند.
درحالیکه تصور میشد برخورداری ارمنستان از پدافند قدرتمندش کار را سخت کند روال جنگ در قره باغ برخلاف انتظار بود. انواع پدافندهای مورد استفاده سرکوب شدند و آسمان به تسلط پهپاد ها درآمد. استقرار فالکن ها و پشتیبانی آنها هم اجازه دخالت دیگر پرندهها را نمی داد.
شما می توانید لانچرهای خود را در زیر زمین یا بین جنگل پنهان کنید و مدتها با صبوری به انتظار لحظه مناسب شلیک بنشینید اما بالاخره در زمانی که قصد بهره گیری از آن را دارید اشکار سازی انجام خواهد شد.
دیگر مخفی و کمین کردن لانچرها و ادوات به سادگی ممکن نیست و با مراقبت طولانی مدت و مداوم آنها کشف و با در دسترس بودن به سادگی شکار خواهند شد.
بطور خلاصه در صورت وجود برتری هوایی و با پشتیبانی جنگنده ها، پهپادها خواهند توانست با همراهی تجهیزات جنگ الکترونیک منطقه را تحت نظر گرفته و آن را پاکسازی کنند تا در صورت لزوم راه برای ورود واحدهای کوچک نیروهای عملیات ویژه تحت حمایت آتش قوای پشتیبانی اصلی زمینی باز شود.
اگر همچنان عدم تمایل قدرتهای بزرگ همراه با غفلت سایر کشورهای منطقه ادامه داشته باشد و در نبود یک نیروی هوایی قابل اهمیت در منطقه، بنظر میآید در آینده نهچندان دور باید انتظار شعلهور شدن یک درگیری بزرگتر با الگوی اجرا شده در قره باغ و یکدست شدن مناطق شمالی را داشت./
درصورت تمایل مطلب زیر اطلاعات جامعتری دارد.
idf.il
idf.il
جاري تحميل الاقتراحات...