اتفاقا دقیقا برعکس بود. رفتند به یارو فحش دادند که داری از این بچهها سو استفاده میکنی. طرف هم اومد گفت به خدا قصدم این بود که بهشون یک فنی یاد بدم به دردشون بخوره و همزمان درس بخونم. باز هم فحشش دادند. اکانت پاک کرد و رفت. دیگه حوادث دو سه سال پیش را تحریف نکنید که چه شد.
طرف هم آدمی بود که بطور مشخص با محیط پر از نمایش و پدر سوخته بازیهای تویتر چندان آشنا نبود. نمیدونست اینجا کل فرایند نمایش خوب بودن است. آدم سادهای بود و زیر فشار موجهای توتیری له شد و رفت. اینجا شارلاتان خونه است. بقا در اینجا احتیاج به پدرسوخته بازی دایم داره.
اصولا در تویتر برای کسی کف نمی زنند. یعنی اگر برای کسی کف بزنند و تشویقش کنند. یه چند ماه که بگذره حوصله جمعی سر میره از اینکه اینقدر از یارو تعریف کردند. حالا یه موقعیت ایجاد میکنند که جمعی برینند به یارو. در طول این سالها حداقل بیست سی نفر را دیدم که تا اوج بالا رفتند بعد زرت
این فرایند جمعی که چرا همچین رفتاری اینقدر شایع است که یکی را تا اوج بالا میبرند بعد یهو طرف را با خاک یکی می کنند خانم جاستین بیتمن در کتاب
Fame: The Hijacking of Reality
خیلی خوب توضیح داده. کل فرایند سرگرمی/بیماری جمعی است برای نمایش قدرت کنترل داشتن است
Fame: The Hijacking of Reality
خیلی خوب توضیح داده. کل فرایند سرگرمی/بیماری جمعی است برای نمایش قدرت کنترل داشتن است
زمانی که فشار زیاد است و شما احساس میکنی روی زندگی و اتفاقاتی که برات میافته کنترل چندانی نداری. احتیاج داری که قدرت کنترل خودت را یه جوری به خودت ثابت کنی. یکی از بهترین راههاش قهرمان سازی است اینکه فکر کنی با حمایت شما کسی را به جایی میرسه. در واقع موفقیت طرف موفقیت خودته
برای همین هم است که طرفی که ۲۴ ساعته زیر تویتهاش قربون صدقهاش میرند که وای شما بینظیری بعد از یک مدتی اگر چیزی را بگه که حرف ما نیست. به یکباره بهش حمله میکنیم که این را زیادی بزرگش کردیم. چون طرف را عروسک کوکی خودمون می دونیم که خودمون بادش کردیم که بزرگ بشه.
حالا لهش میکنیم که بهش ثابت کنیم هیچ گهی نیست و قدرت در دست ما است. همه این فرایند نمایشی است برای روان شخص که به خودش اثبات کنه کنترل امور در دستانش است و قدرت کنترل داره. هر چه قدرت کنترل در زندگی کمتر و اوضاع سختتر علاقه به این نمایش جمعی بیشتر و زیادتر.
جاري تحميل الاقتراحات...