Adnan Matouri
Adnan Matouri

@AdnanMatouri

48 تغريدة 131 قراءة Jun 01, 2020
رشته ای طولانی درباره شورش جهیمان و تصرف مسجدالحرام در سال ۱۹۷۹
سال ۱۷۳۳ "محمد عبدالوهاب التميمي" جوانی در دهه ۳۰ زندگی که عقاید افراطی از اسلام داشت و بر اساس حدیث مشهور "خَير القُرونَ قرني، ثم الذينَ يلونهم، ثم الذين يَلونهم" (بهترین سده سده من است، سپس مابعد آن /١
و سپس مابعد آن) معتقد به لزوم بازگشت به سیره و سنت زندگی پیامبر اسلام و صحابه وی بود در بازگشت از سفر عراق با "محمد بن سعود آل مقرن" حاکم بلند پرواز منطقه "درعیه" حجاز دیدار کرد.
این دیدار منجر به تشکیل ائتلافی مذهبی-سیاسی شد که طبق آن بن سعود از بن عبدالوهاب حمایت میکرد /٢
و بن عبدالوهاب نیز با "هدایت" مردم به اسلام راستین لزوم بیعت با ولی امر را رواج میداد.
پس از گردآوری جمعی از مردم منطقه شیخ محمد در سال ۱۷۳۴ اعلام جهاد کرد و لشکر بن سعود آغاز به تصرف شهرها و مناطق دیگر حجاز نمود تا در اوریل ۱۸۰۳ با ورود به "مکه" /٣
محمد عبدالوهاب پشت سر بن سعود
گستره حکومت بن سعود از شرق به غرب حجاز رسید.
این شورش و تشکیل حکومت با واکنش خشمگین عثمانیها مواجه شد و با ارسال سپاهی از سربازان ترک و مصری بن سعود را سرکوب کرده و در ۱۸۱۸ درعیه را محاصره و پس از نابودی باروهای شهر، ویران کردند. /۴
تصویر: درعیه پیش و پس از حمله عثمانی
ولی پیوند بین دو محمد به قوت خود باقی ماند و سه نسل بعد "عبدالعزیز بن سعود" در ابتدای قرن ۲۰ با حل اختلافات خانوادگی، مساعدت بریتانیا و استفاده از ضعف و درگیری عثمانی در جنگ اول، قبایل متفرق حجاز را سرکوب و همراه خود کند تا در نهایت در سال ۱۹۲۵ تأسیس حکومت آل سعود را اعلام کند./۵
مهمترین نیروی نظامی که عبدالعزیز را در این مسیر کمک کرد بدوی های وهابی بودند که "صحرا نشینی" و "ایمان" از آنها مردانی جنگجو و بیرحم ساخته بود.
آنها که اکثراً از طوایف "المطیر" و "العتیبه" بودند خود را "اخوان" مینامیدند پس از پیروزی و اعلان حکومت با اندوخته طلای غارت شده /۶
به فرمان عبدالعزیز به زادگاهشان بازگشتند ولی خوی بدوی آنها مانع از سکون و یکجا نشینی میشد.
اخوان تصمیم گرفتند جهاد را ادامه داده و منحرفین عراق و اردن را نیز به زور به اسلام راستین بیاورند ولی مانع بزرگی به نام مرز بین المللی و بریتانیا سر راه آنان بود. /۷
بدویها که پیش از فروپاشی عثمانی به هر جایی که اراده میکردند میرفتند این خطوط وهمی روی نقشه را نپذیرفتند و علیرغم خواسته و دستور یار و رهبر پیشین خود بن سعود، به حملات و تجاوزهای خود آن سوی مرزها ادامه میدادند.
بریتانیا از بن سعود درخواست کرد اخوان را کنترل کند /۸
در غیر اینصورت خود اقدام میکردند لذا وی پس از پیغامها و اخطارهای فراوان به رهبران اخوان "فیصل الدویش المطيري" و "سلطان بن بجاد العتیبی" ناچار شد شخصاً دست به کار شود.
اخوان گمان میکردند آل سعود به مردمانی مرفه و تن پرور تبدیل شده اند لذا عزم خود را برای شکست آنان جزم کردند. /۹
عبدالعزیز در یک سالی که برای راضی کردن همپیمانان سابق خود گذشت ارتشی برای خود گرد آورد و آن را به خودروهای خارجی و مسلسل و توپ مجهز کرد.
بالاخره عبدالعزیز به سوی نجد حرکت کرد و در "روضة السبله" با اخوان که سوار بر شتر آمده بودند، روبرو شد./۱۰
تصویر: بقایای سنگرهای اخوان در السبله
پس از پایان آخرین مهلت، معرکه با آتش مسلسلهای لشکر عبدالعزیز آغاز شد و نتیجه هم از پیش تعیین شده بود. بسیاری از مردم عربستان تاکنون نبرد السبله را جنگی نابرابر و ناجوانمردانه علیه همپیمان سابق میخوانند ولی عبدالعزیز برای تحکیم سلطه خود و وحدت کشور ناگزیر به این کار شد. /۱۱
سلطان بن بجاد العتیبی به زندان افتاد و آخرین کلمه ای که در زندان به زبان آورد "تسلیم نشوید" بود.
"محمد بن سیف العتیبی" از بازماندگان معرکه به "ساجر" مرکز اخوان بازگشت و در ۱۶ سپتامبر ۱۹۳۶ صاحب پسری شد که او را "جهیمان" به معنای صاحب چهره خشمگین، نامید. /۱۲
جهیمان با قصه ها و افسانه های جنگجویی و شهامت پدران و اجداد خود و با تربیتی وهابی - اخوانی بزرگ شد. به علت ناتوانی در نوشتن مدرسه را در همان دوره ابتدایی ترک کرد ولی مهارت بالایی در خواندن متون به ویژه متون مذهبی پیدا کرد. در ۲۰ سالگی به گارد ملی که عبدالعزیز با تشکیل آن /۱۳
اخوان وفادار غایب از جنگ السبله را گرد آورده بود، پیوست.
گارد منتسبینش را به فعالیت مذهبی تشویق میکرد و هر واحد نیز امام و شیخ خود را داشت. این شیوخ از حکومت تبعیت میکردند و دیگر در لزوم جهاد سخن نمیگفتند. /۱۴
تصویر: جهیمان در گارد ملی
جهیمان که با خلق و خوی اخوانی از پدری جهادگر بزرگ شده بود از گارد ملی جدا شد و شروع به جمع آوری متون دینی کرد. او این کتابها را همیشه در جعبه ای در پشت خودروی GMC با خود حمل میکرد.
به یکی از گروههای تندروی سلفی شهر مدینه پیوست و از راه خرید خودروهای دست دوم امرار معاش میکرد /۱۵
مشخصه بارز این گروه زندگی بسیار ساده، عدم استفاده از تکنولوژی های نوین و چهره ای ژولیده با مو و ریش نامرتب و البته دشداشه ای کوتاه بود و در ساختمانی سیمانی و خشک که نام آن را "بیت الإخوان" نهاده بودند جمع میشدند.
آنها هر گونه پیشرفت اجتماعی حاصل از افزایش نجومی قیمت نفت پس از /۱۶
بحران ۱۹۷۳ را "بدعت" خوانده و با مظاهر تمدن جدید مخالفت میکردند. از اقدامات بارز این گروه که باعث شهرت آنها شد شکستن عکسها و تصاویر آویخته بر دیوار اماکن عمومی و تجاری از جمله عکس پادشاه بود که با واکنش حکومت منجر شد ولی حمایت جسورانه "ابن باز" از عقوبت رها شدند./۱۷
تصویر ابن باز
بیت الإخوان که از پشتیبانی "عبدالعزيز ابن باز" مفتی متنفذ و جسور عربستان برخوردار شده بودند با سیل کمکهای مالی مذهبیون آغاز به جذب افراد نمودند و به سرعت گسترش یافتند. ابن باز همچنین جلوی برخورد قهری حکومت را با گروه میگرفت و همیشه اعلام میکرد بیت الاخوان در حال نشر اسلام /۱۸
راستین و تصحیح مسیر امت هستند.
در تابستان ۱۹۷۷ حکومت که از کارهای گروه احساس خطر میکرد هیئتی از اوقاف را برای مذاکره با آنان جهت صرف نظر از افکار افراطی و بازگشت به زندگی عادی به مدینه فرستاد.
هیئت در پشت بام "بیت الإخوان" با گروه دیدار کرد و بحث و جدل شدیدی بین هیئت و /۱۹
جهیمان به نمایندگی از گروه در گرفت. جهیمان شیوخ را متهم کرد خود را به حکام فروخته و از "سلف صالح" تبعیت نمیکنند و بر اهمیت حرکت تصحیحی "بیداری" اصرار ورزید
پس از پایان جدل شیوخ و اقلیتی از رهبران گروه بیت را ترک کرده و اکثریت با جهیمان مانده نام گروه را به "اخوان" تغییر دادند./۲۰
پس از این شب داغ اخوان با فشار زیادی از جانب حکومت مواجه شد تا اینکه در اواخر ۱۹۷۷ یکی از دوستان جهیمان که در دستگاه امنیتی شاغل بود برای وی فاش ساخت که حکومت به دنبال دستگیری رهبران گروه است.
همان شب اخوان در حالی از در پشتی بیت خارج شدند که مأموران در حال شکستن در جلو بودند./۲۱
کاز آن لحظه جهیمان تحت تعقیب نیروهای امنیتی بود و به صحرای شمالی عربستان پناه برد. این تعقیب و گریز باعث افراطی تر شدن جهیمان و سوق داده شدن وی به نوعی تبلیغ تروریسم از طریق بیانیه های مکتوب و صوتی شد.
در این بیانیه ها با حمله به دولت آل سعود را متهم میکرد که با سوء استفاده /۲۲
از دین برای رسیدن به حکم و سپس تعطیل جهاد و همکاری با کفار (مسیحیان) از راه صحیح خارج شده و دچار انحراف شده اند
هیچ نوار صوتی از جهیمان در دسترس نیست ولی اندک نامه های وی برای پیروانش حاکی از وجود تناقض بسیار در سخنان وی و تخبط فکری اش میباشند. /۲۳
"ناصر الحزیمی" از همراهان سابق او میگوید: افکارش را با صدای بلند میخواند گویی به وی وحی شده اند!
جهیمان در اواخر ۱۹۷۸ مطابق ۱۳۹۹ ه.ق از مرحله تبیین و توجیه به دعوت به انقلاب تغییر جهت داد. همان موقع که در صحرا به آسمان مینگریست به نشانه های ظهور "مهدی موعود" می اندیشید /۲۴
از جمله این نشانه ها "انتشار فتنه" و "دوری مردم از اسلام" در شبه جزیره بود و البته ظهور در آغاز قرنی جدید.
او دنبال مهدی موعود گشت و او را در "محمد بن عبدالله قحطانی" جوانی خوش سیما و زاهد که با ترک دانشگاه به یک جماعت سلفی پیوسته بود یافت. /۲۵
طبق روایات نام مهدی موعود "محمد" بود و مانند پیامبر اسلام فرزند عبدالله. تنها ایراد در قریشی نبودن و عدم انتساب وی به سلاله پیامبر بود که آن هم با داستان فرزندخواندگی یکی از اجداد محمد توسط فردی قحطانی توجیه شد.
جهیمان از پیروانش خواست اسلحه جمع آوری کرده و /۲۶
با خرید رادیوهایی کوچک منتظر خبر حرکت لشکریانی از شمال (طبق روایات ظهور) بمانند. او مخفیانه به شهرهای بزرگ میرفت و پیروانش را از علائم ظهور آگاه میساخت سپس از آنان خواست که برای آموزش تیراندازی به صحرا بروند.
از جمله پیروان مخلص جهیمان خواهر محمد بود که در رؤیا برادرش را /۲۷
کنار کعبه در حال استقبال از مؤمنین میدید. جهیمان همسرش را طلاق داد و با ازدواج با خواهر محمد، داماد مهدی موعود شد.
با نزدیک شدن به سال ۱۴۰۰ رفتارهای شبه هیستریک پیروان جهیمان افزایش یافته و با تردد به مسجد الحرام جای جای آن را بررسی کرده و برای روز موعود آماده میشدند. /۲۸
به صورت علنی از خاندان حاکم انتقاد میکردند ولی هیچ برنامه مدونی جهت انقلاب و ساقط کردن حکومت نداشتند. تنها ایمان داشتند که با حضور در زمان مناسب و مکان مناسب خداوند به یاری آنها آمده و امور طبق مشیت او پیش خواهد رفت. /۲۹
بامداد ۲۰ نوامبر ۱۹۷۹ مطابق اول محرم ۱۴۰۰ ه.ق پیروان جهیمان در قالب تابوتهایی که برای اقامه نماز میت وارد مسجد الحرام کرده بودند، سلاحهای انفرادی و فشنگ را وارد مسجد کرده و در نقاط مختلف مستقر شدند.
البته جهیمان در ریاضیات ضعیف بود زیرا قرن جدید با پایان سال ۱۴۰۰ آغاز میشد!/۳۰
بالاخره با بلند شدن صدای اولین اذان قرن جدید به زعم جهیمان وی پابرهنه به سوی منبر دوید و با کنار زدن "محمد بن سبیّل" امام جماعت مسجد و معلم سابق خود، میکروفون را در دست گرفته با صدای بلند ظهور مهدی موعود را اعلام کرد و صدای شلیک هوایی شادی مسجد را فرا گرفت. /۳۱
پیروان جهیمان به دور محمد القحطانی حلقه زده و با فریادهای "أنظروا إلی المهدي" با او بیعت کردند.
فریاد "مهدی عدل را در زمین میگستراند" از بلندگوها و شلیک گلوله اندک نگهبانان مسجد را در جای خود میخکوب کرد. مردان مسلح که حدود ۲۰۰ نفر بودند به سمت درهای ۲۵ گانه مسجد شتافتند/۳۲
و یک نگهبان و یک امام جماعت جوان که برای متوقف کردنشان تلاش کردند را به قتل رساندند. درهای مسجد بسته شد و کعبه به گروگان گرفته شد!
اولین واکنش پادشاه "خالد" پس از شنیدن خبر اینگونه بود: کاش این کار را در قصر من میکردند. /۳۳
خالد ۳ خصلت داشت که برای مقابله با بحران موجود کارآمد بودند. اول موافقت اکثریت خاندان حاکم با پادشاهی وی، دوم رابطه خوب با سران قبائل و سوم رابطه عالی با شیوخ "هیئة كبار العلماء". مسئولیت بحران به دو وزیر دفاع امیر سلطان و وزیر کشور نایف به اضافه امیر سلمان حاکم مکه سپرده شد. /۳۴
وزیر به سرعت خود را به مکه رسانده و گردانهایی از ارتش و نیروهای ویژه را فرا خواندند. هنگ مکه گارد ملی هم به انتظار فرمانده اش امیر عبدالله در مرکز شهر مستقر شد. نیروها به سرعت خود را به مسجد الحرام رساندند ولی همگان میدانستند اجازه ورود نیروی مسلح به مسجد تنها در دست /۳۵
هیئة كبار العلماء است که به سرعت در ریاض تشکیل جلسه داده بود.
در ضمن فرماندهان دقیقاً نمیدانستند که با چه گروهی طرف هستند. شایعاتی مبنی بر ایرانی، امریکایی یا اسرائیلی بودن گروگان گیران در حال تداول بود. ولی هیئت به خوبی میدانست چه کسانی در مسجد سنگر گرفته اند. /۳۶
امام مسجد به سرعت خود را به دفترش رسانده و با تلفن هیئت را خبردار کرد. جهیمان زائران عرب را به عنوان سربازان اجباری در مسجد نگه داشت و سایرین را که زبان مهدی را نمیدانستند به بیرون هدایت کرد. "محمد بن سبیل" هم با تغییر لباس لابلای حجاج اندونزیایی از مهلکه گریخت. /۳۷
هیئت علما تحت فشار بودند که چرا تاکنون درباره ماهیت این شیطان سخنی نگفته و مردم را از خطرات بالقوه او برای کشور و جامعه آگاه نکرده اند. هیچ کس حاضر به پذیرش این مسئولیت نبود و بنا بر حرمت مسجدالحرام هیئت برای مذاکره با جهیمان درخواست وقت کرد. /۳۸
با وجود بیانیه هیئت مبنی بر اتخاذ "کلیه تدابیر لازم" جهت حفاظت از جان مسلمین، سه روز تشکیل جلسه داده و به فاجعه شاگرد سابق خود اندیشیدند.
در نهایت با فتوای هیئت دستور شروع عملیات صادر شد و در ساعت ۳:۳۰ تانکها به سوی مسجد حرکت کردند و توپهای مستقر بالای کوههای مکه /۳۹
به دقت و احتیاط بمباران مسجد را آغاز کردند. نیروهای ویژه به سوی در "باب السلام" راه افتادند ولی جهیمان و یارانش در انتظار آنان بودند. با باز شدن در بارانی از گلوله به سوی سربازان شلیک شد و بسیاری از آنان کشته شدند. اولین حرکت شکستی مفتضحانه بود. /۴۰
سرهنگ "ناصر الحمید" فرمانده کردان چترباز ارسالی از تبوک پیشنهاد حمله در پایان روز و در تاریکی شب میدهد که با مخالفت شاهزادگان مواجه شده دستور حمله صادر میشود. این هجوم هم به مانند قبلی شکست میخورد.
سرهنگ ناصر بار دیگر با نیروهایش از جهت "صفا و مروه" پیشروی /۴۱
میکند که در کمین محمد القحطانی گرفتار شده و کشته میشود.
وزرا که دریافتند با دشمنی سرسخت طرفند از یک گروه ۵ نفره نیروهای ویژه فرانسه GIGN به رهبری "پل بارل" درخواست رهبری عملیات کردند. روایات درباره حضور گروه GIGN متناقض است و عربستان تاکنون اصرار بر عدم حضور نیروی خارجی دارد. /۴۲
با حضور بارل و گروهش برنامه تغییر یافته و پس از آخرین درخواست تسلیم و از جانب حکومت، مناره های مسجد که محل استقرار تک تیراندازان جهیمان بودند با موشکهای ضد زره هدف قرار گرفته و ویران شدند و سپس نفربرهای توپدار زرهی راه خود را به سوی دربهای مسجد باز میکنند. /۴۳
با آغاز هرج و مرج و عقب نشینی هواداران جهیمان سربازان سعودی از نفربر پیاده و نبرد تن به تن آغاز میشود.
محمد القحطانی که از عنایت الهی به مهدی موعود مطمئن بود پس از دو تلاش موفق، نارنجک سومی که در صفا و مروه به سوی آنها پرتاب شده بود را از زمین بلند کرد که منفجر و باعث مرگش شد/۴۴
که در دستش منفجر و باعث مرگش شد.
صبح یکشنبه نیروهای سعودی صحن مسجد و طبقات بالا را به کنترل درآوردند وجهیمان به زیر زمین مسجد که قبلاً برای اجرای عملیات آماده شده بود، عقب نشینی کرد. آنجا با یارانش و زنان و برخی کودکان تحصن کرده و تمامی پیشنهادات تسلیم را رد کرد. /۴۵
سربازان سرداب مسجد را با آب پر کرده و کابلهای برق را به درون آن انداختند، سپس با سوراخ کردن سقف زیرزمین گاز کلروبنزیلیدین مالونونیتریل (همان گازی که در گروگانگیری تئاتر مسکو باعث مرگ ۱۷۰ نفر شد) را که توسط پل بارل آورده شده بود وارد زیرزمین کرده و سپس با ماسک پایین رفتند. /۴۶
هیچکدام از شورشیان تسلیم نشد بلکه در گوشه و کنار زیرزمین سنگر گرفته و مقاومت میکردند. روز ۴ دسامبر ۱۹۷۹ یعنی دو هفته پس از محاصره نیروهای ویژه به محل اختفای جهیمان وارد شدند و او و افراد باقیمانده که اثرات گاز هوشیاریشان را مختل کرده بود دستگیر کردند. /۴۷
در جریان گروگانگیری ۱۲۷ سرباز سعودی کشته و ۴۶۱ سرباز مجروح شدند، ۱۱۷ نفر از شورشیان و دهها نمازگزار نیز کشته شدند.
۶۳ نفر از شورشیان به اعدام محکوم شدند و در ۸ شهر عربستان حکم اجرا شد. اولین شخص "جهیمان العتیبی" بود که در مکه مرگ را با ایمان و شهامت پذیرفت. /۴۸
پایان

جاري تحميل الاقتراحات...