و سپس مابعد آن) معتقد به لزوم بازگشت به سیره و سنت زندگی پیامبر اسلام و صحابه وی بود در بازگشت از سفر عراق با "محمد بن سعود آل مقرن" حاکم بلند پرواز منطقه "درعیه" حجاز دیدار کرد.
این دیدار منجر به تشکیل ائتلافی مذهبی-سیاسی شد که طبق آن بن سعود از بن عبدالوهاب حمایت میکرد /٢
این دیدار منجر به تشکیل ائتلافی مذهبی-سیاسی شد که طبق آن بن سعود از بن عبدالوهاب حمایت میکرد /٢
به فرمان عبدالعزیز به زادگاهشان بازگشتند ولی خوی بدوی آنها مانع از سکون و یکجا نشینی میشد.
اخوان تصمیم گرفتند جهاد را ادامه داده و منحرفین عراق و اردن را نیز به زور به اسلام راستین بیاورند ولی مانع بزرگی به نام مرز بین المللی و بریتانیا سر راه آنان بود. /۷
اخوان تصمیم گرفتند جهاد را ادامه داده و منحرفین عراق و اردن را نیز به زور به اسلام راستین بیاورند ولی مانع بزرگی به نام مرز بین المللی و بریتانیا سر راه آنان بود. /۷
بدویها که پیش از فروپاشی عثمانی به هر جایی که اراده میکردند میرفتند این خطوط وهمی روی نقشه را نپذیرفتند و علیرغم خواسته و دستور یار و رهبر پیشین خود بن سعود، به حملات و تجاوزهای خود آن سوی مرزها ادامه میدادند.
بریتانیا از بن سعود درخواست کرد اخوان را کنترل کند /۸
بریتانیا از بن سعود درخواست کرد اخوان را کنترل کند /۸
در غیر اینصورت خود اقدام میکردند لذا وی پس از پیغامها و اخطارهای فراوان به رهبران اخوان "فیصل الدویش المطيري" و "سلطان بن بجاد العتیبی" ناچار شد شخصاً دست به کار شود.
اخوان گمان میکردند آل سعود به مردمانی مرفه و تن پرور تبدیل شده اند لذا عزم خود را برای شکست آنان جزم کردند. /۹
اخوان گمان میکردند آل سعود به مردمانی مرفه و تن پرور تبدیل شده اند لذا عزم خود را برای شکست آنان جزم کردند. /۹
پس از پایان آخرین مهلت، معرکه با آتش مسلسلهای لشکر عبدالعزیز آغاز شد و نتیجه هم از پیش تعیین شده بود. بسیاری از مردم عربستان تاکنون نبرد السبله را جنگی نابرابر و ناجوانمردانه علیه همپیمان سابق میخوانند ولی عبدالعزیز برای تحکیم سلطه خود و وحدت کشور ناگزیر به این کار شد. /۱۱
سلطان بن بجاد العتیبی به زندان افتاد و آخرین کلمه ای که در زندان به زبان آورد "تسلیم نشوید" بود.
"محمد بن سیف العتیبی" از بازماندگان معرکه به "ساجر" مرکز اخوان بازگشت و در ۱۶ سپتامبر ۱۹۳۶ صاحب پسری شد که او را "جهیمان" به معنای صاحب چهره خشمگین، نامید. /۱۲
"محمد بن سیف العتیبی" از بازماندگان معرکه به "ساجر" مرکز اخوان بازگشت و در ۱۶ سپتامبر ۱۹۳۶ صاحب پسری شد که او را "جهیمان" به معنای صاحب چهره خشمگین، نامید. /۱۲
جهیمان با قصه ها و افسانه های جنگجویی و شهامت پدران و اجداد خود و با تربیتی وهابی - اخوانی بزرگ شد. به علت ناتوانی در نوشتن مدرسه را در همان دوره ابتدایی ترک کرد ولی مهارت بالایی در خواندن متون به ویژه متون مذهبی پیدا کرد. در ۲۰ سالگی به گارد ملی که عبدالعزیز با تشکیل آن /۱۳
جهیمان که با خلق و خوی اخوانی از پدری جهادگر بزرگ شده بود از گارد ملی جدا شد و شروع به جمع آوری متون دینی کرد. او این کتابها را همیشه در جعبه ای در پشت خودروی GMC با خود حمل میکرد.
به یکی از گروههای تندروی سلفی شهر مدینه پیوست و از راه خرید خودروهای دست دوم امرار معاش میکرد /۱۵
به یکی از گروههای تندروی سلفی شهر مدینه پیوست و از راه خرید خودروهای دست دوم امرار معاش میکرد /۱۵
مشخصه بارز این گروه زندگی بسیار ساده، عدم استفاده از تکنولوژی های نوین و چهره ای ژولیده با مو و ریش نامرتب و البته دشداشه ای کوتاه بود و در ساختمانی سیمانی و خشک که نام آن را "بیت الإخوان" نهاده بودند جمع میشدند.
آنها هر گونه پیشرفت اجتماعی حاصل از افزایش نجومی قیمت نفت پس از /۱۶
آنها هر گونه پیشرفت اجتماعی حاصل از افزایش نجومی قیمت نفت پس از /۱۶
بیت الإخوان که از پشتیبانی "عبدالعزيز ابن باز" مفتی متنفذ و جسور عربستان برخوردار شده بودند با سیل کمکهای مالی مذهبیون آغاز به جذب افراد نمودند و به سرعت گسترش یافتند. ابن باز همچنین جلوی برخورد قهری حکومت را با گروه میگرفت و همیشه اعلام میکرد بیت الاخوان در حال نشر اسلام /۱۸
راستین و تصحیح مسیر امت هستند.
در تابستان ۱۹۷۷ حکومت که از کارهای گروه احساس خطر میکرد هیئتی از اوقاف را برای مذاکره با آنان جهت صرف نظر از افکار افراطی و بازگشت به زندگی عادی به مدینه فرستاد.
هیئت در پشت بام "بیت الإخوان" با گروه دیدار کرد و بحث و جدل شدیدی بین هیئت و /۱۹
در تابستان ۱۹۷۷ حکومت که از کارهای گروه احساس خطر میکرد هیئتی از اوقاف را برای مذاکره با آنان جهت صرف نظر از افکار افراطی و بازگشت به زندگی عادی به مدینه فرستاد.
هیئت در پشت بام "بیت الإخوان" با گروه دیدار کرد و بحث و جدل شدیدی بین هیئت و /۱۹
جهیمان به نمایندگی از گروه در گرفت. جهیمان شیوخ را متهم کرد خود را به حکام فروخته و از "سلف صالح" تبعیت نمیکنند و بر اهمیت حرکت تصحیحی "بیداری" اصرار ورزید
پس از پایان جدل شیوخ و اقلیتی از رهبران گروه بیت را ترک کرده و اکثریت با جهیمان مانده نام گروه را به "اخوان" تغییر دادند./۲۰
پس از پایان جدل شیوخ و اقلیتی از رهبران گروه بیت را ترک کرده و اکثریت با جهیمان مانده نام گروه را به "اخوان" تغییر دادند./۲۰
پس از این شب داغ اخوان با فشار زیادی از جانب حکومت مواجه شد تا اینکه در اواخر ۱۹۷۷ یکی از دوستان جهیمان که در دستگاه امنیتی شاغل بود برای وی فاش ساخت که حکومت به دنبال دستگیری رهبران گروه است.
همان شب اخوان در حالی از در پشتی بیت خارج شدند که مأموران در حال شکستن در جلو بودند./۲۱
همان شب اخوان در حالی از در پشتی بیت خارج شدند که مأموران در حال شکستن در جلو بودند./۲۱
کاز آن لحظه جهیمان تحت تعقیب نیروهای امنیتی بود و به صحرای شمالی عربستان پناه برد. این تعقیب و گریز باعث افراطی تر شدن جهیمان و سوق داده شدن وی به نوعی تبلیغ تروریسم از طریق بیانیه های مکتوب و صوتی شد.
در این بیانیه ها با حمله به دولت آل سعود را متهم میکرد که با سوء استفاده /۲۲
در این بیانیه ها با حمله به دولت آل سعود را متهم میکرد که با سوء استفاده /۲۲
از دین برای رسیدن به حکم و سپس تعطیل جهاد و همکاری با کفار (مسیحیان) از راه صحیح خارج شده و دچار انحراف شده اند
هیچ نوار صوتی از جهیمان در دسترس نیست ولی اندک نامه های وی برای پیروانش حاکی از وجود تناقض بسیار در سخنان وی و تخبط فکری اش میباشند. /۲۳
هیچ نوار صوتی از جهیمان در دسترس نیست ولی اندک نامه های وی برای پیروانش حاکی از وجود تناقض بسیار در سخنان وی و تخبط فکری اش میباشند. /۲۳
"ناصر الحزیمی" از همراهان سابق او میگوید: افکارش را با صدای بلند میخواند گویی به وی وحی شده اند!
جهیمان در اواخر ۱۹۷۸ مطابق ۱۳۹۹ ه.ق از مرحله تبیین و توجیه به دعوت به انقلاب تغییر جهت داد. همان موقع که در صحرا به آسمان مینگریست به نشانه های ظهور "مهدی موعود" می اندیشید /۲۴
جهیمان در اواخر ۱۹۷۸ مطابق ۱۳۹۹ ه.ق از مرحله تبیین و توجیه به دعوت به انقلاب تغییر جهت داد. همان موقع که در صحرا به آسمان مینگریست به نشانه های ظهور "مهدی موعود" می اندیشید /۲۴
از جمله این نشانه ها "انتشار فتنه" و "دوری مردم از اسلام" در شبه جزیره بود و البته ظهور در آغاز قرنی جدید.
او دنبال مهدی موعود گشت و او را در "محمد بن عبدالله قحطانی" جوانی خوش سیما و زاهد که با ترک دانشگاه به یک جماعت سلفی پیوسته بود یافت. /۲۵
او دنبال مهدی موعود گشت و او را در "محمد بن عبدالله قحطانی" جوانی خوش سیما و زاهد که با ترک دانشگاه به یک جماعت سلفی پیوسته بود یافت. /۲۵
طبق روایات نام مهدی موعود "محمد" بود و مانند پیامبر اسلام فرزند عبدالله. تنها ایراد در قریشی نبودن و عدم انتساب وی به سلاله پیامبر بود که آن هم با داستان فرزندخواندگی یکی از اجداد محمد توسط فردی قحطانی توجیه شد.
جهیمان از پیروانش خواست اسلحه جمع آوری کرده و /۲۶
جهیمان از پیروانش خواست اسلحه جمع آوری کرده و /۲۶
با خرید رادیوهایی کوچک منتظر خبر حرکت لشکریانی از شمال (طبق روایات ظهور) بمانند. او مخفیانه به شهرهای بزرگ میرفت و پیروانش را از علائم ظهور آگاه میساخت سپس از آنان خواست که برای آموزش تیراندازی به صحرا بروند.
از جمله پیروان مخلص جهیمان خواهر محمد بود که در رؤیا برادرش را /۲۷
از جمله پیروان مخلص جهیمان خواهر محمد بود که در رؤیا برادرش را /۲۷
کنار کعبه در حال استقبال از مؤمنین میدید. جهیمان همسرش را طلاق داد و با ازدواج با خواهر محمد، داماد مهدی موعود شد.
با نزدیک شدن به سال ۱۴۰۰ رفتارهای شبه هیستریک پیروان جهیمان افزایش یافته و با تردد به مسجد الحرام جای جای آن را بررسی کرده و برای روز موعود آماده میشدند. /۲۸
با نزدیک شدن به سال ۱۴۰۰ رفتارهای شبه هیستریک پیروان جهیمان افزایش یافته و با تردد به مسجد الحرام جای جای آن را بررسی کرده و برای روز موعود آماده میشدند. /۲۸
به صورت علنی از خاندان حاکم انتقاد میکردند ولی هیچ برنامه مدونی جهت انقلاب و ساقط کردن حکومت نداشتند. تنها ایمان داشتند که با حضور در زمان مناسب و مکان مناسب خداوند به یاری آنها آمده و امور طبق مشیت او پیش خواهد رفت. /۲۹
پیروان جهیمان به دور محمد القحطانی حلقه زده و با فریادهای "أنظروا إلی المهدي" با او بیعت کردند.
فریاد "مهدی عدل را در زمین میگستراند" از بلندگوها و شلیک گلوله اندک نگهبانان مسجد را در جای خود میخکوب کرد. مردان مسلح که حدود ۲۰۰ نفر بودند به سمت درهای ۲۵ گانه مسجد شتافتند/۳۲
فریاد "مهدی عدل را در زمین میگستراند" از بلندگوها و شلیک گلوله اندک نگهبانان مسجد را در جای خود میخکوب کرد. مردان مسلح که حدود ۲۰۰ نفر بودند به سمت درهای ۲۵ گانه مسجد شتافتند/۳۲
و یک نگهبان و یک امام جماعت جوان که برای متوقف کردنشان تلاش کردند را به قتل رساندند. درهای مسجد بسته شد و کعبه به گروگان گرفته شد!
اولین واکنش پادشاه "خالد" پس از شنیدن خبر اینگونه بود: کاش این کار را در قصر من میکردند. /۳۳
اولین واکنش پادشاه "خالد" پس از شنیدن خبر اینگونه بود: کاش این کار را در قصر من میکردند. /۳۳
وزیر به سرعت خود را به مکه رسانده و گردانهایی از ارتش و نیروهای ویژه را فرا خواندند. هنگ مکه گارد ملی هم به انتظار فرمانده اش امیر عبدالله در مرکز شهر مستقر شد. نیروها به سرعت خود را به مسجد الحرام رساندند ولی همگان میدانستند اجازه ورود نیروی مسلح به مسجد تنها در دست /۳۵
هیئة كبار العلماء است که به سرعت در ریاض تشکیل جلسه داده بود.
در ضمن فرماندهان دقیقاً نمیدانستند که با چه گروهی طرف هستند. شایعاتی مبنی بر ایرانی، امریکایی یا اسرائیلی بودن گروگان گیران در حال تداول بود. ولی هیئت به خوبی میدانست چه کسانی در مسجد سنگر گرفته اند. /۳۶
در ضمن فرماندهان دقیقاً نمیدانستند که با چه گروهی طرف هستند. شایعاتی مبنی بر ایرانی، امریکایی یا اسرائیلی بودن گروگان گیران در حال تداول بود. ولی هیئت به خوبی میدانست چه کسانی در مسجد سنگر گرفته اند. /۳۶
امام مسجد به سرعت خود را به دفترش رسانده و با تلفن هیئت را خبردار کرد. جهیمان زائران عرب را به عنوان سربازان اجباری در مسجد نگه داشت و سایرین را که زبان مهدی را نمیدانستند به بیرون هدایت کرد. "محمد بن سبیل" هم با تغییر لباس لابلای حجاج اندونزیایی از مهلکه گریخت. /۳۷
هیئت علما تحت فشار بودند که چرا تاکنون درباره ماهیت این شیطان سخنی نگفته و مردم را از خطرات بالقوه او برای کشور و جامعه آگاه نکرده اند. هیچ کس حاضر به پذیرش این مسئولیت نبود و بنا بر حرمت مسجدالحرام هیئت برای مذاکره با جهیمان درخواست وقت کرد. /۳۸
با وجود بیانیه هیئت مبنی بر اتخاذ "کلیه تدابیر لازم" جهت حفاظت از جان مسلمین، سه روز تشکیل جلسه داده و به فاجعه شاگرد سابق خود اندیشیدند.
در نهایت با فتوای هیئت دستور شروع عملیات صادر شد و در ساعت ۳:۳۰ تانکها به سوی مسجد حرکت کردند و توپهای مستقر بالای کوههای مکه /۳۹
در نهایت با فتوای هیئت دستور شروع عملیات صادر شد و در ساعت ۳:۳۰ تانکها به سوی مسجد حرکت کردند و توپهای مستقر بالای کوههای مکه /۳۹
به دقت و احتیاط بمباران مسجد را آغاز کردند. نیروهای ویژه به سوی در "باب السلام" راه افتادند ولی جهیمان و یارانش در انتظار آنان بودند. با باز شدن در بارانی از گلوله به سوی سربازان شلیک شد و بسیاری از آنان کشته شدند. اولین حرکت شکستی مفتضحانه بود. /۴۰
سرهنگ "ناصر الحمید" فرمانده کردان چترباز ارسالی از تبوک پیشنهاد حمله در پایان روز و در تاریکی شب میدهد که با مخالفت شاهزادگان مواجه شده دستور حمله صادر میشود. این هجوم هم به مانند قبلی شکست میخورد.
سرهنگ ناصر بار دیگر با نیروهایش از جهت "صفا و مروه" پیشروی /۴۱
سرهنگ ناصر بار دیگر با نیروهایش از جهت "صفا و مروه" پیشروی /۴۱
با آغاز هرج و مرج و عقب نشینی هواداران جهیمان سربازان سعودی از نفربر پیاده و نبرد تن به تن آغاز میشود.
محمد القحطانی که از عنایت الهی به مهدی موعود مطمئن بود پس از دو تلاش موفق، نارنجک سومی که در صفا و مروه به سوی آنها پرتاب شده بود را از زمین بلند کرد که منفجر و باعث مرگش شد/۴۴
محمد القحطانی که از عنایت الهی به مهدی موعود مطمئن بود پس از دو تلاش موفق، نارنجک سومی که در صفا و مروه به سوی آنها پرتاب شده بود را از زمین بلند کرد که منفجر و باعث مرگش شد/۴۴
سربازان سرداب مسجد را با آب پر کرده و کابلهای برق را به درون آن انداختند، سپس با سوراخ کردن سقف زیرزمین گاز کلروبنزیلیدین مالونونیتریل (همان گازی که در گروگانگیری تئاتر مسکو باعث مرگ ۱۷۰ نفر شد) را که توسط پل بارل آورده شده بود وارد زیرزمین کرده و سپس با ماسک پایین رفتند. /۴۶
جاري تحميل الاقتراحات...