در این رشته توییت توضیح میدم، که ایا داستان اسب تروا و اصلا وجود داشته؟ یا تنها زاییده خیال هومر است؟ تحقیقات باستانشناسی چی میگن؟ ?
این مطالب که اینجا مینویسم، برداشت من از مجموعه از مقالات و همچنین چند موزه و نمایشگاه اختصاصی که بازدید کردم و تنها نتیجهگیرب شخصی من هست، شما در انتها حق دارید نظر خودتون رو داشته باشید.برای شروع شهر تروا در دهانه تنگه داردانل در ترکیه امروزی است ?
در حدود ١٨٧٠ یک آلمانی خوره داستان ایلیاد به نام هنریک اشلیمان از روی نشانههای داستان به جستجوی اون میره و در حالیکه همه مسخرهاش میکردند اما بهگعد از مدتی بقایای تروا رو دقیقا در همان منطقهای که داستان تعریف میکنه پیدا میکنه??
باستانشناسان حدس میزنند که دوره پریام باید احتمالا لایه ۶ یا ٧ باشه، لایه ٧ ثروتمندترین لایه شهر بوده که حدس زده «میشد» باید در اثر جنگ با یک آتشسوزی در زمانی حدود ١١٠٠ سال قبل از میلاد از بین رفته باشه، احتمالا همون تاریخی که بنظر میرسه داستان ما باشه?
خب خانمها آقایان کمربندها رو سفت ببندید که از اینجای داستان شوکه میشید، اول برگردیم به داستان افسانهای؛ اون خدایی که کینه تروا رو بدل داشت و میخواست انتقام بگیره «پوسیدون» بود، پوسیدون همیشه خدای «زمین لرزه بوده» نه تنها در باور یونانیها و زمین لرزه در اون منطقه خیلی متداوله?
اما قطعه آخر? هر خدای یونانی با یک حیوان نشان داده میشه، زئوس همیشه با ?زنش هرا با ? آتنا با یک ?خوب حالا آماده باشید حیوان پوسیدون خدای زمینلرزه?? بله درست میبینید اسب، اسب حیوان پوسیدون است?
«احتمالا» در زمانی تقریبا ١١٠٠ پیش از میلاد (٣٣٠٠ سال قبل) در زمین لرزهای شهر تروا و دیوارهاش خراب شدند و اون خرابهها از نظر ملوانان یونانی بعنوان خشم پوسیدون تعبیر شدند و حدود ۴٠٠ سال بعدش داستان به این شکل درآمد که هومر روایت کرده و بعد هم شاخ و برگ دادند. متشکرم که خوندید✋
جاري تحميل الاقتراحات...