23 تغريدة 77 قراءة Mar 25, 2020
فیلم معطلی و تحقیر اردوغان توسط پوتین یاداور رفتار استالین با قوام در مذاکرات مربوط به رفع اشغال آذربایجان و بدلی است که قوام به استالین زد، صحنه ای که توسط چند نفر از اعضاء هیات ایرانی توصیف شده و تفاوت یک سیاستمرد مثل قوام را با بهیمه بی سوادی مثل اردوغان به روشنی نشان می دهد
اتفاقا این روز ها سالگرد آغاز همان روند دیپلماتیکی است که بعد از موافقت اولیه با استالین در مسکو، در تهران تحت عنوان مذاکرات قوام-سادچیکوف ادامه یافت و در نهایت منجر به خروج نیروهای شوروی از آذربایجان شد
و این امکان را به وجود آورد که دولت مرکزی ایران نهایتا بتواند حکومت پیشه وری را براحتی نابود و تمامیت ارضی کشور را اعاده کند
اما راضی کردن استالین به مذاکره کار ساده ای نبود. در آن زمان، تعداد نیروهای ارتش سرخ بیست میلیون یعنی دو میلیون نفر بیشتر از کل جمعیت ۱۸میلیونی ایران بود، شوروی نیمی از اروپا را زیر نگین داشت و ایدئولوژی کمونیسم در اوج محبوبیت خود بود
روزولت مرده و چرچیل در انتخابات شکست خورده بود و استالین خود را یگانه فاتح جنگ دوم می دید
از طرف دیگر در آن دوران امریکا و انگلیس به حدی بر سر مسایل حیاتی خود در اروپا با شوروی درگیر بودند که کوچکترین غفلت و کارنابلدی از طرف ایران می توانست فرصتی را که به دنبال اولتیماتوم ترومن نسبت به حضور نظامی شوروی در ایران ایجاد شده بود ضایع کرده و وقایع سیر نامعلومی پیدا کند
بطور خلاصه نقشه قوام این بود که با وعده امتیاز نفت شمال به روس ها و انتخاب سه عضو حزب توده در کابینه، و جلو انداختن مظفر فیروز نوه عقده ای فرمانفرما و عامل روس ها آنها را متقاعد کند که به جای حمایت از عنصر کم وزنی مثل پیشه وری و اکتفا به فقط آذربایجان، فعلا نفت شمال را نقدگرفته
و بدون برانگیختن نفرت ایرانیان بتوانند از طریق کسب محبوبیت برای حزب توده، کل ایران را هم تصاحب کنند
اما راضی کردن استالین به آمدن سر میز مذاکره نیاز به حدی از فهم استراتژیک، شم اطلاعاتی، و ذکاوت و کارکشتگی دیپلماتیک داشت که تنها از قوام بر می آمد، لذا شاه او را که آن زمان در مونت کارلو اقامت داشت مامور به تشکیل کابینه کرد و او به محض رسیدن به تهران برای مذاکرات عازم مسکو شد
رفتار قوام اصولا به نحوی بود که در عین آن که به کسی بی احترامی نمی کرد، دیگران را به نحوی بسیار زیرکانه وادار به احترام می کرد. طبیعی است که سایر به اصطلاح اشراف قاجار این رفتار او را به حساب تکبر او گذاشته و اغلب صرفا به همین دلیل از او متنفر بودند
خصوصا که بعد از لغو القاب توسط رضاشاه، او تنها کسی بود که از دربار پهلوی لقب اشرافی گرفت: حضرت اشرف
نقل شده که بعد از ورود هیات ایرانی به کرملین، برخورد استالین با هیات ایرانی بسیار سرد و خارج از عرف دیپلماتیک بوده تا حدی که وقتی قوام اعضاء هیات را معرفی می کرده، در زمان دست دادن با استالین، او حتی به صورت اعضاء هیات نگاه هم نمی کرده
در طی مذاکرات هم کج روی صندلی نشسته و دود پیپ خود را به سمت قوام فوت کرده بود.اعضاء هیات که با منش قوام بعنوان عصاره اشرافیت ایران آشنا بودند می دانستند دید او نسبت به استالین بعنوان رئیس حکومت کارگری چیست و این که او این رفتارها را بی پاسخ نگذاشته و همه منتظر واکنش قوام بودند
با تکرار این رفتار ها از سوی استالین، قوام قوطی سیگار طلای جواهرنشان ساخت فابرژه خود را از جیب درآورد. نقل شده که چشم استالین با دیدن قوطی سیگار روی آن خیره ماند
بلشویک ها بعد از سقوط تزار اغلب آثار فابرژه را به دستور استالین برای تهیه پول در حراج های اروپا فروخته بودند و قوام به احتمال زیاد از این ماجرا مطلع بوده و به همین دلیل اینجاتعمدا خواسته قوطی سیگار بسیار نفیس خود ساخته خلبنیکوف استاد میناکار فابرژه را به رخ استالین بکشد
سپس قوام به آرامی یک سیگار بلند را از آن جعبه خارج و ته آن را چند بار روی جعبه زده و بعد سیگار را روی لب گذاشته و وانمود کرده که در جیب های کت خود دنبال کبریت می گردد
علی نقدی که در ردیف دوم پشت قوام نشسته بوده دیده مورخ الدوله سپهر که کنار قوام بوده دست به جیب برده تا برای قوام کبریت بکشد اما قوام با آرنج به او زده و سیگار به لب برخواسته و با قد بلندی که داشته سرش را پیش استالین برده. استالین ناجار کبریت کشید و سیگار قوام را روشن کرد
قوام هم عمدا چند ثانیه ای مکث و بعد با لبخندی تشکر کرد و مجددا نشست
وقتی بوی توتون سیگار قوام که محصول مزارع توتون خود او در لاهیجان بود در اتاق پیچید استالین که سیگار کش قهاری بود اظهار تمایل کرد که او هم یک سیگار روشن کند. قوام جعبه سیگار را جلوی او گذاشت
استالین هم یک سیگار برداشت روشن کرد و جعبه را با تحسین برانداز کرد و پس داد و گفت تابحال چنین سیگار مرغوبی نکشیده بعد صاف نشست و رفتارش عوض شد، یخ مذاکرات شکست و جو دوستانه شد
شاید اگر قوام در موقعیت اردوغان قرار می گرفت، به جای آن که مثل بی نواها روی صندلی منتظر بنشیند تا در باز شود، با وزیر خارجه میرفت پای یکی از آن پرتره های روی دیوار از شخصیت های روسیه و نکته ای یا لطیفه ای در مورد آن شخصیت می گفت و تا رسیدن پوتین و حتی چند ثانیه بعد هم طولش می داد
بعضي دوستان منشن دادند كه رفتار پوتين با اردوغان تعمدي نبوده و پوتين سران ديگر كشور ها رو هم معطل نگه داشته. به نظرم نگاه خصمانه و مغرورانه روس ها نسبت به همه ملل همسايه بخصوص نسبت به ترک ها سابقه تاريخی داره و موارد متعددی رو ميشه نشون دادو این در متن اشعار اولين سرود ملی روسيه
یعنی مارش پريو بره ژانسكی هم بخوبي منعكس هست
m.youtube.com
اين مارش تا 2010 بعنوان افتتاحيه رژه ميدان سرخ هرسال اجرا مي شد
ضمنا به عنوان يك نمونه از نظم و ديسيپلين روسي، به اجراء همين مارش دقت كنيد كه هماهنگي گروه نوازندگان با يگان رژه طوري است كه بعد از طي تمام طول ميدان سرخ، با آخرين گام رژه آخرين نت مارش هم نواخته مي شود. پس من شخصا باور نمي كنم شلختگي دليل معطل نگه داشتن سران كشور ها پشت در باشد

جاري تحميل الاقتراحات...