و توانست راهی بیابد تا مدارهای الکترونیک حساس پرتابه در برابر صدمات ناشی از نیروی g و فشار فوق العاده بالای ناشی از شلیک در لوله توپ، صدمه نبیند
بر اساس محاسبات پاریس گان و بازیازی ابعاد آن توسط کامپیوتر و با الهام از V3 آلمان نازی در ج ج ۲ با کاستن از سرعت انفجار خرج پرتاب، استفاده از اتصالات در لوله توپ را ممکن ساخت. حالا می شد طول لوله را با اتصال های متعدد افزایش داد و به برد هایی دست یافت که تا پیش از آن غیر ممکن بود
High Altitude Research Project (با HAARP اشتباه نشود) تاسیسات مفصلی برای انجام آزمایشات لازم در باربادوس ساخته شد.منجمله دو توپ ۱۶ اینچی که در اوریل ۱۹۶۲ با شناورهای حمل تانک در ساحل پیاده و با ۷ کیلومتر ریل گذاری به محل تاسیسات حمل شد
m.youtube.com
m.youtube.com
بول در باربادوس خوشبخت بود، توپ هایش از صبح تا شب شلیک می کردند و او محدوده ای به وسعت اقیانوس اطلس را به عنوان میدان تیر در اختیار داشت. او به مدت هفت سال و به یاری ذهن خلاق و نوآورانه خود دائما توپ هایی بزرگ و بزرگتر ساخت
m.youtube.com
m.youtube.com
بول برای تمام مسائل راه حل ساده و مخصوص خودش را پیدا می کرد. برای حل مسائل مربوط به تغییرات در ساختار شیمیایی خرج پرتاب، ساختار پرتابه، طول و کالیبر لوله، و حتی در روش های مطالعه مختصات لایه های بالای اتمسفر، راه حل خودش را داشت، مثل استفاده از chaff و رادار برای تعیین ارتفاع
نهایتا او با ساخت ابر توپی با طول لوله ۴۰ متر توانست پرتابه ای را تا ارتفاع ۱۸۳ کیلومتری شلیک کند. رکوردی که تا امروز شکسته نشده. طبق محاسبات پرتاب ماهواره به فضا با هزینه ۳ هزار دلار قابل انجام بود اما ناگهان دولت کانادا در ۱۹۶۷ به نشانه اعتراض به جنگ ویتناماین پروژه را ترک کرد
به عقیده بسیاری این قرارداد نقش اصلی را در پیروزی افریقای جنوبی در جنگ بر علیه کمونیست های آنگولا ایفا کرد اما با روی کار آمدن کارتر در ۱۹۷۶، بول به اتهام نقض تحریم تسلیحاتی افریقای جنوبی دستگیر و به مدت شش ماه در امریکا که حالا تبعه آن به شمار می رفت زندانی شد
اما این بار هم در کانادا هم به دلیل نقض مقررات تجارت اسلحه تحت پیگرد قرار گرفت و جریمه شد
گفته شده که در یک مورد کارگران و مهندسین چینی مسئول ساخت محل تاسیسات که در تمام مدت انجام پروژه حق تماس با دنیای خارج را نداشتند، پس از اتمام کار تماما توسط نیروهای امنیتی با یک انفجار در تونلی دفن شدند و سپس همان نیروهای امنیتی هم توسط توسط امن الخاص کشته شدند
بول احمق نبود، کارفرمای خود را می شناخت و می دانست که این توپ به جز پرتاب ماهواره به کارهای دیگری هم می آید، امروز می دانیم که او سازمان های اطلاعاتی متعددی منجمله ام آی ۶ و موساد را از وجود چنین پروژه ای مطلع کرده بود
اما با این استدلال کرده بود که این توپ به دلیل عدم قابلیت اختفا و تحرک و سرعت نواخت بسیار پایین، تهدید نظامی جدی برای اسراییل محسوب نمی شود کار را ادامه داد
فرضیه های مختلفی در مورد قتل او وجود دارد. مظنون اصلی طبعا موساد بود که دانشمندی را که به تسلیح یک دشمن عرب کمک می کرد کشته بود، اما سازمان سیا و حتی ایران هم می توانستند دلایل خود را در کشتن بول داشته باشند
فرضیه شاید منطقی تر هم این بود که صدام را مسئول قتل او معرفی می کرد. بول همه چیز را در مورد پروژه بابیلون می دانست اما با سرقت اطلاعات کلیدی پروژه توسط سازمان اطلاعات عراق، دیگر نیازی به وجود او نبود
و حالا صدام می توانست هر تغییری را که لازم می دید، از تغییر مکان سلاح یا هدف گیری یا استفاده از آن به عنوان یک اسلحه برای پرتاب یک بمب کثیف یا هر کلاهک دیگری اعمال کند
جاري تحميل الاقتراحات...